اثر گذاری کلام

اشتباهاتی که اثر گذاری کلام را کاهش می‌دهند

این سوال همیشه در ذهنم تداعی می‌شد که چطور اثر گذاری کلام خود را افزایش دهم؟ یادم هست که یکبار در ایستگاه مترو تجریش باید پول خود را خرد می‌کردم. به یکی از غرفه‌های ایستگاه که پیراشکی و شیرینی می‌فروخت مراجعه کردم. چهره‌ام را ملوس و بانمک کردم و با لحن لوس مانندی گفتم «پول منو خورد می‌کنین؟» خانم فروشنده با یک نگاه عاقل اندر سفیه گفت «نه عزیزم… خودم مشتری دارم و پول خردام لازممه»، خیلی تو ذوقم خورد. فکر می‌کردم با آن حالت دلش نرم می‌شود و کارم را زود راه می‌اندازد اما مجبور شدم به غرفه دیگر بروم و پولم را خرد کنم.

این موقعیت هر چند کوچک بود اما یک مثال خوب به شمار می‌رود که اثر گذاری کلام موضوع بسیار مهمی است. به عنوان مثال یک مدیر می‌خواهد که کارمندانش به دستورات او به خوبی عمل کنند، یک معلم می‌خواهد که شاگردانش به درس او گوش دهند، یک فروشنده می‌خواهد مشتریانش محصول مناسب را خریداری کنند، والدین می‌خواهند که فرزندانشان به توصیه‌های آنان گوش دهند و…. . در هیچ کجای زندگی نمی‌توان موقعیتی یافت که اثر گذاری کلام مهم نباشد.

در ادامه این مقاله از سایت ایرج شرفی، ۷ مورد از مهم‌ترین نکاتی که باعث می‌شوند کلام تاثیر خود را از دست دهد، معرفی می‌کنیم. با رعایت این نکات می‌توانید نافذ بودن خود را افزایش دهید.

 

تاثیر زبان بدن نامناسب در اثر گذاری کلام

لطفاً زبان بدن را جدی بگیرید چون ۵۵ درصد در ارتباطات تاثیر دارد که این عدد بسیار بزرگ است. اینکه بدن ما چه افکار و احساساتی از ما نشان می‌دهد، از صحبت‌هایی که به زبان می‌آوریم مهم‌تر است. ما اگر ظاهر مناسبی از خود نشان دهیم، ۵۵ درصد مسیر یعنی بیش از نصف راه را رفته‌ایم.

برای اینکه زبان بدن مناسبی داشته باشید باید احساسات و افکار مناسبی داشته باشید چون بدن ما نمی‌تواند دروغ بگوید. به عنوان مثال اگر هنگام مذاکره نگاه خود را بدزدیم ناخودآگاه مخاطب فکر می‌کند که ما می‌خواهیم چیزی را از او مخفی کنیم. بنابراین مخاطب به ما اعتماد نمی‌کند و دیگر باید فاتحه اثر گذاری کلام را خواند.

ارتباط چشمی، حالت نشستن و ایستادن، وضعیت پاها، حرکت دست‌ها و… همگی را در نافذ بودن صحبت‌هایمان تاثیر دارد.

 

زبان بدن و اثر گذاری کلام

 

بی‌توجهی به اثر هاله‌ای

آیا شما به فردی که ۱۰ بار به شما دروغ گفته، می‌توانید اعتماد کنید و درستی حرف‌هایش را بپذیرید؟ بعید می‌دانم کار راحتی باشد چون از کجا معلوم که این بار راست بگوید؟! گذشته ما، رفتارهای ما، ظاهر ما، سخنان ما، کلمه به کلمه‌ای که به زبان می‌آوریم هم در زمان حال ما تاثیر دارند هم در آینده. باید به این مورد خیلی حواسمان باشد.

اگر ما اثر هاله‌ای معتبر، مودب و زیبا از خود بسازیم، کلام ما اثرگذاری بیشتری خواهد داشت به حدی که شاید اصلاً نیازی به متقاعد کردن یا استفاده از اصول تاثیرگذاری نباشد. به عنوان مثال صحبت‌های پزشکی که تا کنون جراحی‌های سخت را با موفقیت انجام داده، صحت و اعتبار بیشتری دارد و اگر به ما بگوید «فلان دارو را بخور»، بدون هیچ بحثی به توصیه او عمل می‌کنیم.

اثر هاله‌ای ما شامل پوشش، بو، کلام، زبان بدن و تمام چیزهایی می‌شود که از ما می‌شنوند و می‌بینند. اعتبار خود را بسازید و برای آن زمان بگذارید، به ارزش‌ها و عقاید خود پایبند باشید، هوش کلامی خود را تقویت کنید تا حاضرجواب و شوخ طبع باشید، روی جذابیت کلامی خود کار کنید تا اثر هاله‌ای قدرتمند از خود به وجود آورید. این اثر هاله‌ای نقش اهرم برای شما دارد که به شدت اثر گذاری کلام شما را بالا می‌برد.

 

اثر هاله ای در نافذ بودن

 

بیش از حد خشک و جدی بودن

لطفاً بیش از حد جدی نباشید چون در این صورت کسی به شما جذب نمی‌شود! مردم افراد شوخ طبع را بیشتر دوست دارند و دور آن‌ها جمع می‌شوند. اگر می‌خواهید نافذ باشید بیش از حد جدی نباشید تا جذبه شما از مزه نیفتد. هر چیزی اگر دائم تکرار شود رنگ می‌بازد و دیگر به چشم نمی‌آید.

به عنوان مثال یک کارمند بهتر است که پاره‌ای از اوقاتِ کاری را به صحبت‌های غیر کاری با مدیرش اختصاص دهد، البته با رعایت حد و مرزهای شخصی. دائم از کار صحبت کردن بدون خنده، بدون همدلی، بدون شوخ طبعی، بدون احساس و… کارمند را در حد همان کارمند نگه می‌دارد. کارمند خوب فردی است که همدلی، کمک و صمیمیت را در کار خود نشان می‌دهد تا اعتماد مدیر را بیشتر جلب کند. چنین فردی اثر گذاری کلام بالایی خواهد داشت و به راحتی می‌تواند پیشنهادها، درخواست‌ها و نظرات خود را در محیط کار مطرح کند.

یکی از رازهای اصلی افراد تاثیر گذار هوش کلامی آن‌هاست. اگر می‌خواهید هوش کلامی خود را تقویت کنید دوره هوش کلامی مختص شماست.

 

خشک و جدی بودن

 

تاثیر لحن نامناسب در اثر گذاری کلام

داستانی که ابتدای مقاله تعریف کردم را یادتان هست که گفتم لحنم لوس مانند بود؟ به نظرتان لحن کلامم چطور بود فروشنده درخواستم را قبول می‌کرد؟ خودم فکر می‌کنم در آن شرایط باید لحن خود را عاجزانه و عجولانه نشان می‌دادم تا فروشنده متوجه می‌شد که چقدر عجله دارم و کارم ضروری است.

توجه به لحن بسیار مهم است، تاثیر لحن در ارتباطات ۳۸ درصد می‌باشد و بعد از زبان بدن باید به آن توجه زیادی داشته باشیم. لحن به کلام ما رنگ و بو می‌دهد. ترجیح می‌دهید که فیلم مورد علاقه خود را در یک تلویزیون سیاه سفید تماشا کنید یا تلویزیون رنگی؟ مشخص است که رنگی! ما با لحن خود می‌توانیم انواع احساسات اعم از شادی، غم و… را نشان دهیم تا مخاطب از ما احساس بگیرد و تاثیر بپذیرد. یادمان باشد تا زمانی که احساسات درگیر نشود، متقاعد سازی اتفاق نمی‌افتد.

یک تمرین عالی برای اصلاح لحن وجود دارد که اصلاً وقت نمی‌خواهد بلکه دقت می‌خواهد! کافیست شما پیام‌های خود را به جای متنی به صورت وویس ارسال کنید. خودتان یکبار صدای ضبط شده را گوش کنید تا متوجه ایرادات لحنی و فن بیان خود شوید. در اثر تکرار ضبط و گوش دادن مداوم، ناخودآگاه لحن شما اصلاح می‌شود. خودم هم همین الان یک پیام وویسی ارسال کردم که خدایی ناکرده عالم بی عمل نشوم!

 

تاثیر لحن در نفوذ پذیری

 

شوخ طبعی افراطی

مرز بین شوخ طبعی و لودگی از مو باریک‌تر است. اگر بیش از حد شوخ طبع باشیم، بلا نسبت ما، یک فرد لوده و مسخره یا همان دلقک به چشم می‌آییم. اگر دلقک بگوید «سردرد دارم» دیگران می‌خندند به جای اینکه به فکر کمک باشند. جدیت و شوخ طبعی را در حد تعادل نگه دارید و به قول گفتنی «نه خیلی خشک خشک باشید نه خیلی شُل شُل».

چند وقت پیش با یک فرد مهم و با تجربه ارتباط گرفتم که مدیر یک مجموعه بزرگ است. ایشان فردی بسیار اجتماعی و خونگرم هستند و از همان ابتدا متوجه شدم که چقدر شوخ طبع هستند. سعی می‌کردم پیام‌هایم حاوی طنز و شوخ طبعی باشد اما از یک جایی به بعد این شوخ طبعی افراطی شد و او دیگر چندان رغبتی برای پاسخ دادن نشان نمی‌داد. به محض چنین واکنشی، روند خود را تغییر دادم و مودبانه‌تر به ایشان پیام می‌دادم، خوشبختانه این ارتباط به حالت اول بازگشت.

اثر گذاری کلام خود را با رعایت تعادل حفظ کنید، جاهایی که لازم است جدی باشید و به موقع هم شوخ طبعی را چاشنی صحبت‌هایتان کنید.

 

شوخ طبعی افراطی

 

فقط به فکر خود بودن

در گفتگوهایتان حتما به طرف مقابل توجه کنید، احوالش را جویا شوید، نیازش را بپرسید، به او راهکار و مشاوره دهید و امید و انگیزه ببخشید. با اینکار خودتان می‌بینید که چهار گوش و چشم دیگر قرض می‌گیرد و پای صحبت‌های شما می‌نشیند. این نکته به عنوان یک اصل در کتاب متقاعد سازی رابرت چالدینی مطرح شده است.

اگر دائم از نیاز و مشکلات خود صحبت کنیم، ناخودآگاه مخاطب زده می‌شود و در ذهن خود می‌گوید «باز این ناله کرد… خب به من چه… من خودم اینقدر گرفتاری دارم که مشکلات تو پیش من هیچه!». چنین مخاطبی دیگر مخاطب نمی‌شود چون گوشش بدهکار حرف‌های شما نخواهد بود.

جربان گفتگو را دو طرف نگه دارید و به مخاطب اجازه ابراز و درد و دل کردن بدهید. ارتباط مؤثر مانند الاکلنگ است، یکبار ما بالا هستیم و لذت می‌بریم و دفعه بعد طرف مقابل.

 

توجه به نیاز مخاطب

 

پراکنده و زیاده گویی قاتل اثر گذاری کلام

اصلاً چیزی بدتر از این در کاهش اثر گذاری کلام وجود ندارد که بدون ساختار و چهار چوب صحبت کنیم و از هر دری سخن بگوییم! پراکنده گویی مخاطب را گیج می‌کند دقیقاً مانند مرغ سر کَنده به هر سو کشیده می‌شود. با این شرایط نباید از مخاطب انتظار داشت که تحت تاثیر کلام ما قرار بگیرد چون متوجه منظور اصلی ما نخواهد شد.

یکی از بهترین راه‌های جلوگیری از پراکنده و زیاده گویی، استفاده از الگوهای بداهه گویی می‌باشد. به عنوان مثال prep یک الگوی معروف است که بسیار کاربرد دارد. طبق این الگو شما ابتدا نکته اصلی خود را بیان می‌کنید سپس برایش دلیل و مثال می‌آورید، در انتها نکته اصلی را مجدد تکرار می‌کنید! همین! دیگر نیازی نیست رمان بافی کنید! برای آشنایی بیشتر با این الگو به مقاله بداهه گویی مراجعه کنید.

 

پراکنده و زیاده گویی

 

جمع‌بندی

واو به واو این مقاله حاصل تجربه، آموزش و مطالعاتی است که طی چندین سال به دست آوردم، امیدوارم برایتان مفیده واقع شود و زندگی و روابط بهتری برای شما به ارمغان آورد. در انتها اگر سوال، نظر، انتقاد یا پیشنهادی دارید، در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید. در پناه حق.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *