تحلیل سخنرانی الهه قمشه ای

تحلیل سخنرانی الهه قمشه‌ ای

دیگر نوبتی هم که باشد، نوبت تحلیل سخنرانی سخنرانان ایران، کشور خودمان است. بله ما در کشور خودمان کم سخنران عالی نداریم، به عنوان نمونه سخنرانی‌های دکتر الهه قمشه‌ای را که دیگر همه دیده‌ایم و چقدر که از کلام او انگیزه و آرامش می‌گیریم. اما قبلش یک نکته باید بگویم.

شاید شما هم تا کنون در دوره‌های فن بیان و سخنرانی شرکت کرده باشید، یکی از دغدغه‌های اصلی شرکت کنندگان دوره‌های فن بیان این است «چطوری تمرین کنم؟ این تکنیکا رو نمیدونم چحوری استفاده کنم! چیزی به ذهنم نمیرسه بگم… یه عده آدم از کجا بیاریم که براشون سخنرانی کنیم؟ و… ». این دغدغه کاملاً قابل درک است چون تا زمانی که تمرین نباشد، یادگیری اتفاق نمی‌افتد. اما مشکل اصلی اینجاست که ما دوست داریم از قدم‌های سخت شروع کنیم، اقدامات ساده و کوچک به چشممان نمی‌آید.

دکتر الهه قمشه‌ای یکی از بهترین سخنرانان کشور عزیزمان، که گوش کردن به سخنرانی‌های او تمام تکنیک‌های فن بیان را برای شما آشکار می‌کند. به شخصه تمرینات فن بیان را با تحلیل کلیپ‌های ۲ دقیقه‌ای از سخنرانی دکتر الهه قمشه‌ای شروع کردم و بسیار برایم نتیجه بخش بود. به دوستا عزیز شرکت کننده هم بارها گفته‌ایم و می‌گوییم که تحلیل سخنرانی‌های دیگران به شما کمک می‌کند هر آنچه یاد گرفته‌اید را اجرا کنید. اما نمی‌دانم چرا این اقدام ساده را جدی نمی‌گیرند، شاید چون خیلی ساده به نظر می‌رسد. اما موفقیت‌های بزرگ از همین اقدامات ساده شروع می‌شود.

در ادامه یک سخنرانی از دکتر الهه قمشه ای را آورده‌ایم که در مدت زمان کوتاه تمام نکات فن بیان برایتان مرور شود.

سخنرانی دکتر قمشه ای

  • استناد به مرجع و آیات قرآن: دکتر قمشه ای در سخنرانی‌های خود از نقل قول بزرگان، آیات قرآن، داستان و اشعار استفاده فراوانی می‌کند و این نشان از حافظه قوی و مطالعه بالای او دارد. سعی کنید در شروع سخنرانی از این موارد بسیار استفاده کنید چرا که هم کلام شما را زیباتر می‌کند هم اعتبار شما را بالاتر می‌برد.
  • نتیجه گیری از آیه قرآن و ارتباط آن با موضوع سخنرانی: همیشه یادتان باشد، اگر داستان یا مثالی به زبان می‌آورید، حتماً از آن نتیجه گیری کنید تا مخاطب متوجه ارتباطش با موضوع شود نه اینکه ناگهان به بحث ادامه دهید و ذهن مخاطب را خلاً نگه دارید که «خب که چه… این مثال چه ربطی داشت… چی شد….». این اشتباه باعث می‌شود مخاطب از ادامه همراهی باز بماند.
  • توضیح معنی اصطلاحات تخصصی: اگر این قسمت را مجدداً نگاه کنید، متوجه می‌شوید که دکتر در جایی به «کریستوفر» اشاره می‌کند و بلافاصله معنای آن را هم توضیح می‌دهد تا مخاطبان او را بشناسند و سوالی در ذهنشان باقی نماند.
  • داستان کریستوفر: داستان در سخنرانی معجزه می‌کند و سخنرانی‌های دکتر قمشه‌ ای همیشه داستان‌های متنوع دارد. این داستان‌ها کاملاً آموزنده هستند و حتی برای سخنرانی‌ها یا صحبت‌های معمولی هم می‌توانید استفاده کنید. به جزئیات داستان دقت کنید که دکتر چقدر عالی تصویر سازی می‌کند.
  • طنزپردازی: دکتر قمشه‌ای با وجود اینکه مخاطبان رسمی دارد اما باز هم طنز را در صحبت‌های خود جاری می‌کند. یکی از جذاب‌ترین کارهای هر سخنران طنزپردازی است، اصلاً مخاطب می‌میرد برای طنز. اگر بتوانید مهارت طنزپردازی خود را افزایش دهید، سخنران موفقی خواهید بود.
  • دیالوگ‌ وار سخن گفتن: اگر دقت کرده باشید، دائم در سخنرانی‌های ایشان صحبت‌های شخصیت‌ها را به صورت دیالوگ وار می‌شنوید و این بهترین کار برای توصیف داستان است.
  • نتیجه گیری از داستان: دقیقاً مانند مثال آوردن، از داستان هم باید نتیجه گرفت. سخنرانی دکتر قمشه‌ ای این نکته را به شما به خوبی نشان می‌دهد.
  • ارتباط داستان با آیه قرآن
  • معنا کردن آیات قرآن به صورت تکه تکه: همین نکته را خودم الان توجه کردم، اگر عبارتی قرآنی یا به زبان دیگر را در سخنرانی می‌آورید که متن آن طولانی است، پیشنهاد می‌شود که به صورت تکه تکه آن را بیان کنید و معنایش را خرد خرد به مخاطب بخورانید. در غیر این صورت و یک دفعه‌ای بیان کردن آن، باعث سر رفتن حوصله مخاطب و از دست دادن توجه او می‌شود.
  • استفاده از قدرت مقایسه: دکتر قمشه ای با مقایسه‌ای بین مسیحیان و مسلمانان، میزان شناخت ما را از قرآن گوشزد می‌کند.
  • سوالات بی جواب پرسیدن: این مهارت ذاتی در همه ما انسان‌ها وجود دارد که برای به فکر بردن مخاطب از او سوالات بی جواب می‌پرسیم و جواب را خودمان می‌دهیم. هدف از این سوالات فق تلنگر زدن به مخاطب است. از این تکنیک غافل نشوید اگر می‌خواهید حرفه‌ای و اثرگذار سخنرانی کنید. سوالات درست و مناسب با موضوع سخنرانی را حتماً پیدا کنید و در میانه صحبت به کار ببرید. بی شک سوال طراحی کردن به شناخت شما از مخاطبین بستگی دارد. هر چه شناخت شما از مخاطب بیشتر باشد، سوالات بهتری خواهید پرسید.
  • شعری از مولانا بیان کردن: یک بیت شعر به اندازه یک ساعت سخنرانی معنا دارد و کار شما را راحت می‌کند بنابراین نیازی با زیاد توضیح دادن ندارید. تصور کنید که شاعران عزیز سال‌ها زحمت کشیده‌اند و این بیت‌ها را به زیبای تزئین کرده‌اند تا بقیه لذت ببرند، خب چرا استفاده نکینم؟ چرا کلام خود را زیباتر نکنیم؟
  • وصل شدن به تیتر بعدی سخنرانی: سخنرانی دکتر الهه قمشه‌ای همیشه حالت طبیعی خود را دارد و ایشان به صورت طبیعی مطالب را به یکدیگر ربط می‌دهند و مرحله به مرحله به قسمت بعدی سخنرانی می‌روند.

 

زبان بدن:

دکتر الهه قمشه‌ای معمولاً در حالت نشسته سخنرانی می‌کنند و زبان بدن ایشان به بالا تنه یعنی سر، چشم، دست‌ها محدود می‌شود. با این حال خیلی عالی از این عناصر بهره می‌برند و با دستان خود شکل کلمات را تصویر سازی می‌کنند، سر خود را می‌چرخانند به نشانه تایید یا… ، ارتباط چشمی را هم روی کل مخاطبان پخش می‌کنند. البته در دوره فن بیان و سخنرانی توصیه می‌کنیم که روی سکوی سخنرانی بی حرکت نایستید و حرکت داشته باشید.

لحن:

این قسمت را خودتان خوب دقت کنید و سخنرانی دکتر قمشه‌ ای را یک بار دیگر گوش دهید. به فراز و فرود، نازک و بم بودن و حسی که در صدا وجود دارد دقت نمایید. به نظرتان لحن ایشان چگونه است؟ در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

 

جمع بندی

سخنرانی‌ دکتر الهه قمشه‌ ای یکی از بهترین منابع برای تمرین و تحلیل است. با دقت گوش کنید و نکات فن بیان را تشخیص دهید. سپس سعی کنید خودتان یک بار با همین موضوع و طبق نکاتی که یاد گرفته‌اید اجرا کنید و با مقایسه نقاط قوت و ضعف خود را متوجه می‌شوید.

 

تحلیل سخنرانی نیک وی آچیچ در تهران

تحلیل سخنرانی نیک ویچ

احتمالاً شما نیز نیک ویچ را می‌شناسید، همان مردی که نه دستی دارد و نه پایی. بیش از یک میلیارد نفر تصویر این مرد عجیب الخلقه را روی مجلات، روزنامه‌ها، سکوهای سخنرانی دیده‌اند. تصور کنید (دور از جانتان) بدون دست و پا به دنیا آمده‌اید، در آن صورت چه حسی خواهید داشت؟ از اینکه نتوانید مانند دیگران بنویسید، با دست قاشق بگیرید، کارهای نظافت شخصی خود را انجام دهید، عشق زندگی خود را در آغوش بگیرید و… . حتی تصورش هم سخت است دیگر چه برسد زندگی در چنین شرایطی. اما نیک وی آچیچ با همان سر و نیم تنه، ثابت کرد که هیچ محدودیتی برای انسان وجود ندارد و همه چیز به نگرش و خواست خود انسان مربوط می‌شود.

بسیار حیرت انگیز است که او اکنون صاحب همسری بسیار زیبا و فرزند می‌باشد. تا کنون در ۶۰ کشور سخنرانی کرده، ثروت فراوانی دارد، نویسندگی، شنا، فوتبال و… را به راحتی دیگران انجام می‌دهد. گذشته از تمام این موارد مهارت فوق العاده‌ای در فن بیان و سخنرانی دارد و همه را مجذوب کلام نافذ خود می‌کند. این انسان دوست داشتنی و الهام بخش تاکنون زندگی افراد زیادی را متحول کرده است.

نیک ویچ در سال ۹۷ به ایران آمد و هتل اسپیناس پالاس تهران، برای ۱۴۰۰ نفر سخنرانی کرد. این سخنرانی با شکوه و فوق العاده را در این مقاله آورده‌ایم و به طور کامل آن را تحلیل می‌کنیم و به نکات طلایی آن اشاره می‌کنیم. با مطالعه این نکات خودتان متوجه علت معجزه و موفقیت او خواهید شد، یعنی قدرت و نفوذ کلامی او.

 

سخنرانی نیک وی آچیچ در تهران

ساختار سخنرانی نیک ویچ کاملاً مشخص است و در ادامه به صورت مرحله به مرحله به آن می‌پردازیم:

 

  1. معرفی خود: نیک ویچ ابتدا خود را معرفی می‌کند: نام، زمان و مکان تولد و مهاجرتش. دقت کنید که گفتارش کاملاً دوستانه است و از همان ابتدا مخاطبان را دوست خطاب می‌کند «سلام دوستان من نیک هستم» حتی فامیلی خود را مطرح نمی‌کند.
  2. مقدمه سازی برای ورود به بدنه: نیک ویچ طی چند مرحله و به صورت حرفه‌ای این قسمت را اجرا می‌کند. ابتدا به ندای ذهنی مخاطبان پاسخ می‌دهد: «ممکن است عکس‌های را در یوتیوب دیده باشید…» این نکته را به عنوان سخنران در نظر داشته باشید که به زبان آوردن ندای ذهنی مخاطب، او را به شدت میخکوب می‌کند.
  3. طنز: نیک به صورت کاملا ریز و مجلسی طنزی را بیان می‌کند «یک مرد بی دست و پا که لبخند می‌زند» البته این خنده همراه با درد و تحسین و دلسوزی همراه است. اگر بتوانید همچین جملاتی که ترکیبی از چند احساس هستند را در کلام خود بیاورید، مخاطب را با خود همراه خواهید کرد.
  4. بیان موضوع سخنرانی: با مطرح کردن سوالات رایجی که از او پرسیده می‌شود، موضوع را به میان می‌آورد. «مردم از من می‌پرسند و…. اکنون می‌خواهم درباره این موضوع با شما صحبت کنم…». این قسمت به شدت در سخنرانی مهم است و شما باید بتوانید در لحظات اول مخاطب را متوجه موضوع سخنرانی کنید و اینکه چه نفعی به او می‌رسد،
  5. ارائه آمارهای مختلف: اصلاً یکی از روش‌های اعتبار سازی به سخن و جلب اعتماد مخاطب، آمار دادن است. نیک ویچ می‌گوید «میلیاردها انسان گرنه، ۱۲۰ ملیون برده و… »
  6. پیام‌های خفی: نیک ویچ خود را در ابتدا کامل معرفی نکرد و نگفت که «من چقدر خفنم… من موفقم… » بلکه به صورت تکه تکه در طول سخنرانی به صورت داستان‌وار، اشاراتی به رزومه خود می‌کند «با میلیاردرها ملاقات داشتم، کتاب نوشتم، بهترین جوان استرالیا و…». این نکته خیلی مهم است، به دو دلیل: اول اینکه حالت داستانی آن باعث می‌شود در ذهن مخاطب حک شود. دوم اینکه مغرور به چشم نمی‌آید و اعتبار او را بالاتر می‌برد. ضمن اینکه علاقه مخاطب هم بیشتر می‌شود. پیام مخفی یکی از تکنیک‌های هوش کلامی است.
  7. استفاده از ضمیر سوم شخص یا ما برای انتقاد کردن: مثلاً «ما زمانی که عشق نداریم نامید می‌شویم… دخترها خود را زیبا نمی‌بینند و می‌خواهند شبیه سلبریتی‌ها شوند، هر موقع خود را در آینه می‌بینیم و…». سعی کنید در صحبت کردن تا جای ممکن برای انتقاد، مخاطب را مستقیم خطاب قرار ندهید. روی سخن یا سمت خودتان باشد یا سوم شخص.
  8. دیالوگ: نیک مانند سایر سخنران بزرگ، در کلام خود عیناً دیالوگ‌ها را به زبان می‌آورد مثلا «مردم به من می‌گفتند تو نمی‌توانی … تسلیم شو….»
  9. داستان شخصی مانند خودکشی، دیدن پسر ۱۹ ماهه‌ی بدون دست و پا و…. . در تمام این داستان‌ها به خوبی تصویر سازی می‌کند و در انتها نتیجه داستان را هم می‌آورد تا ارتباط آن با موضوع سخنرانی مشخص شود.
  10. انگیزه و امید دادن
  11. استفاده از کلمات الهام بخش: حقیقت، عشق، ارزش، خوشحالی، زیبا، زندگی، باور، ایمان، محبت، معجزه، تنهایی، گریه و… .
  12. سوال پرسیدن: نیک با پرسیدن سوالات بی‌جواب، مخاطب را به فکر فرو می‌برد. اگر می‌خواهید به مخاطب تلنگری بزنید یا او را هشیارتر کنید، از قدرت سوال پرسیدن غافل نشود. مثلا نیک می‌پرسد «به چیزی که نمی‌بینیم اما باور داریم چه می‌گویند؟ ایمان». البته بلافاصله خودتان جواب را توضیح دهید.
  13. استفاده از نق قول بزرگان مانند ویلیام باکلی «بهترین دو روز زندگی هر شخصی، روز تولد او و روزی است که دلیل متولد شدن خود را می‌فهمد…»
  14. توصیه‌های تکه تکه در طول سخنرانی: نیک به صورت حرفه‌ای، همانطور که تکه تکه داستان زندگی خود را بیان می‌کند، توصیه‌های خود را به زبان می‌آورد. در واقع از همان ابتدا شروع به بلغور کردن یک سری نصیحت‌ها نمی‌کند بلکه نرم نرم پیش می‌رود. این نکته را برای متقاعد سازی در نظر داشته باشید.
  15. اعلام کردن برای نزدیک شدن به پایان سخنرانی: نیک می‌گوید «می‌خواهم با این داستان کوتاه سخنم را تمام کنم». یاد این جمله معلم‌های مدرسه می‌افتیم که «این نکته رو بگیم دیگه تمومه …» همین جمله باعث می‌شود هم حوصله مخاطب سر نرود و همین اینکه توجهش به شدت جلب شود.
  16. پایان دادن به سخنرانی با گفتن جمله ابتدای سخنرانی «تبدیل دیوارها به درب…» و انگیزه و حس خوب دادن به مخاطب.

 

سخن پایانی

تما مراحل تحلیل را مجددا مرور کنید که در ذهنتان بنشینند. البته پیشنهاد می‌کنم که برای یادگیری بهتر، خودتان یک سخنرانی سه دقیقه‌ای آماده کنید و تمام نکات گفته شده اعم از معرفی خود، ….. را در سخنرانی خود بگنجانید. سپس از خود فیلمبرداری کنید و در انتها شرایط گفته شده را در کلیپ کوتاه خود بررسی کنید. با همین کار کوچک می‌توانید حتی در حد دو سه تکنیک، کلام خود را قدرتمندتر و نافذتر کنید و نتایج عالی در صحبت‌ها و روابط خود بگیرید.

در انتها از نظرات و پیشنهادات شما خوشحال می‌شویم، اگر سوالی هم دارید در قسمت نظرات مطرح کنید تا در کمترین زمان ممکن به شما پاسخ داده شود.

 

تحلیل سخنرانی آنتونی رابینز

تحلیل سخنرانی آنتونی رابینز

در این مقاله قصد داریم به تحلیل سخنرانی آنتونی رابینز بپردازیم. اکثر ما ایرانی‌ها آنتونی رابینز را می‌شناسیم، یا حداقل یکبار کلیپ‌های انگیزشی او را دیده‌ایم. آنتونی رابینز به پرانرژی‌ترین سخنران انگیزشی دنیا شناخته شده است و اگر یک دقیقه از سخنرانی‌های او را ببینید، به مدت یکی هفته شارژ می‌شوید. به شخصه هر بار سخنرانی‌های او را می‌بینم، رمز و رازهای زیادی در رابطه با فن بیان و سخنرانی برایم آشکار می‌شود. هوش کلامی، طنزپردازی، زبان بدن و… تماماً موارد مهم در سخنرانی به شمار می‌روند که آنتونی رابینز همه را دارد. در این مقاله یکی از کلیپ‌های او را که به زبان فارسی دوبله شده است را آورده‌ایم و پیشنهاد می‌کنیم، قبل از اینکه به مطالعه تحلیل سخنرانی او بپردازید، فیلم را دانلود کنید که حین تجزیه و تحلیل به راحتی بتوانید بخش مربوطه را مشاهده کنید.

 

آنتونی رابینز کیست؟

تونی رابینز یا آنتونی رابینز (Anthony Robbins) نویسنده، سخنران، نویسنده، مربی و بازیگر است که در آمریکا زندگی می‌کند. او در سال ۱۹۶۰ در شمال هالیوود در کالیفرنیا به دنیا آمد. علت شهرت او در ایران به دلیل کتاب‌های معروف او است. شامل: قدرت نامحدود و به سوی کامیابی.

خود تونی تمایل دارد که او را مربی انگیزشی بنامند اما دیگران او را به عنوان سخنران انگیزشی عالی می‌شناسند. آنتونی سخنرانی نیست که فقط سخن بگوید، او خودش ظرف مدت کوتاهی در دوران جوانی توانست به تمام آرزوهای خود جامه عمل بپوشاند. او توانست درآمد خود را از ۳۸ هزار دلار به بیش از یک میلیون دلار افزایش دهد. اکنون او هم در رده افراد ثروتمند و موفق قرار گرفته است، به همین دلیل است که حرف‌های خریدار زیادی دارد.

 

 

 

 

بررسی جزئیات سخنرانی آنتونی رابینز:

ویدئویی که در اختیارتان قرار داده‌ایم بخشی از سخنرانی او تحت عنوان «زندگی جعبه‌ای» می‌باشد. تونی در این فیلم به اهمیت ورزش در سلامتی، موفقیت و آرامش و خوشبختی می‌پردازد. آنقدر کلام او نافذ و پر انرژی است که گوش دادن به حرف‌های او شما را به اندازه ۳ ساعت ورزش، شارژ می‌کند.

بسیار خب… از اینجا به بعد به تحلیل سخنرانی آنتونی رابینز می‌پردازیم پس چشم و گوشتان را به این سخنرانی بسپارید و با خیال راحت از این آموزش مفید لذت ببرید.

  1. ارزش گذاری و کنجکاو سازی مخاطب: به ابتدای سخنرانی خوب گوش دهید، آنتونی با یک لحن و قدرتمندانه و از روی اطمینان می‌گوید که «سخنان امروزم برای هر مرحله از زندگیتان مفید است». ابتدای سخنرانی باید همیشه کاری کنیم که مخاطب متوجه اهمیت موضوع شود و کنجکاوی او را تحریک کنیم.
  2. در مرحله بعد آنتونی می‌گوید که «شما به تمام این حرف‌ها باید عمل کنید و اصلا فکر کنید که مهم‌ترین کار زندگیتان است». دعوت به همراهی با این جدیت، چاره‌ای جز گوش دادن برای مخاطب نمی‌گذارد.
  3. تایید گرفتن از مخاطب با طرح سوال: آنتونی با پرسیدن سوال «قبول دارید که …» از مخاطب تایید می‌گیرد و او را وارد بدنه سخنرانی می‌کند. یکی از حرفه‌ای‌ترین تکنیک‌ها برای متقاعد سازی این است که از خود مخاطب بله بگیریم. این عمل اثر روانی بر مخاطب دارد و به نوعی تعهد اولیه برای او می‌آورد. البته دقت کنید که سوالات ابتدای سخنرانی باید بسته باشد دقیقا مشابه سوال آنتونی رابینز.
  4. انگیزه دادن برای کشاندن مخاطب به سمت خود: آنتونی با گفتن جمله «پس کافیه بخواید و براش تلاش کنید، بقیه‌اش خود به خود درست میشه…». اگر خودتان جای مخاطبان آنجا بودید، حاضر می‌شدید که از صندلیتان بلند شوید و سالن را ترک کنید؟ خیر… چون آنتونی رابینز با هوشمندی تمام، مخاطب را ابتدا کنجکاو و سپس متقاعد کرد.
  5. پرسیدن سوال: «آیا قبول دارید که برای اینکه رابطه زناشویی موفقی داشته باشیم باید ورزش کنید، باید وزنتون رو کم کنید، باید شاد باشید باید خستگی رو رها کنید…» این سوالات بی‌جواب هستند، یعنی فقط برای به فکر فرو بردن مخاطب کاربرد دارد. آنتونی بعد از پرسیدن این سوالات یک حقیقت را مطرح می‌کند «آدم خسته نمیتونه عاشقی کنه…». متوجه منظورم شدید؟ تونی ابتدا مخاطب را به فکر فرو می‌برد سپس نظرش را بیان می‌کند. از این تکنیک حتی در صحبت معمولی هم می‌توانید استفاده کنید چون با این روش گارد مخاطب را شکسته می‌شود. البته در این قسمت از تحلیل سخنرانی آنتونی رابینز، یک نکته مهم وجود دارد، تکرار! تونی طبق یک قافیه موزون، چند بار می‌گوید که شما باید… شما باید… .
  6. مطرح کردن مسأله با گفتن یک دیالوگ از خود مخاطبان: «میگین ورزش میکنم و مربی میگیرم و … اما هفته بعد اصلا هیچ کاری نکردین!» در واقع آنتونی خیلی حرفه‌ای از جملات محاوره‌ای و رایج خود مخاطبان استفاده می‌کند که کسی نگوید «من اینطور نیستم».
  7. دیالوگ وار صحبت کردن: این تکنیک را آویزه گوش خود کنید و سعی کنید دقیقا مانند یک بازیگر سخنرانی خود را به فیلم تبدیل کنید. با این کار مخاطب به شدت درگیر سخنرانی می‌شود. البته تمام نکاتی که در این تحلیل از سخنرانی آنتونی رابینز گفته شد مهم هستند و باید آویزه گوش شوند اگر می‌خواهید در روابط و زندگی خود موفق شوید.
  8. ارائه راهکار به صورت طنز گونه: تونی با گفتن جمله «شما فقط باید بدووووید….» شروع به توضیح راه حل می‌کند و به شدت مخاطبان را به خنده می‌اندازد! قدرت طنز را به شدت جدی بگیرید چرا که کلام شما به طرز عجیبی جذاب می‌کند. ما در دوره هوش کلامی به طور کامل الگوهای طنزپردازی را معرفی می‌کنیم.
  9. سوال پرسیدن: «به نظرتان ما شبیه چه شده‌ایم؟… ما فقط داریم تایپ می‌کنیم».
  10. نمایش اجرا کردن: خم شدن و نشان دادن مداد همراه با گفتن «با برداشتن یک مداد کمرمون جا به جا میشه..»
  11. گفتن هسته اصلی سخنرانی با جمله «ما هیچ استفاده‌ای از انرژی‌هامون نمیکنیم… زندگیمون جعبه‌ای شده…»
  12. دعوت به همراهی: «فکر کنید… فکر کنید… ما چقدر….»
  13. استفاده از تکنیک تیم سازی با گفتن ضمیر «ما»
  14. توصیف زندگی جعبه‌ای یا تشبیه تمام کارهای روزمره به جعبه: یان قسمت از تحلیل سخنرانی استیو جابز را چند بار ببینید که با چه جزئیات و جذابیتی و داستان‌وار ایده‌اش را مطرح می‌کند.
  15. طنزپردازی

تا اینجای ویدئو به پایان تحلیل سخنرانی آنتونی رابینز رسیدیم که کمتر از ۳ دقیقه بود اما به اندازه ۳ ساعت سخنرانی به شما تکنیک داد. این کلیپ را چند بار ببینید و با دقت تحلیل‌ها را مطالعه کنید سپس در سخنرانی‌های خود به کار ببرید.

 

جمع‌بندی:

یک لحظه توقف کنید، یک سوال دارم! مگر صحبت کردن فقط برای سخنرانی است؟ معلوم است که خیر. این تکنیک‌های گفته شده را لزوما به سخنرانی محدود نکنید و هر جای که دهان شما سخن می‌گوید، کاربرد دارد.

در انتها از نظرات شما کاربران عزیز خوشحال می‌شویم و اگر پیشنهاد یا سوالی دارید حتما در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید. با آرزوی موفقی شما عزیزان.

 

مدیریت لهجه

مدیریت لهجه

«گیریَه کَه یُو دَست اُویکِرِلی اِرایچِه خِیدِی دیان؟» این جلمه همان ضرب المثل «گره‌ای که با دست باز می‌شود، چرا با دندان باز می‌کنی؟» می‌باشد که با لهجه شیرین کُردی (لهجه مادرزادی خودم، ثریا شکری) بیان شده است. شما چه لهجه محلی جالبی دارید؟ این ضرب المثل به آن زبان، چگونه بیان می‌شود؟ به نظرتان سخنرانی کردن با لهجه محلی تاثیر بیشتری دارد؟ آیا مدیریت لهجه در فن بیان و سخنرانی ضرورت دارد؟

شاید شما هم کُرد باشید و با خودتان بگویید که «این ضرب المثل کُردی نبود گفتی که…». حق دارید با این گویش آشنا نباشید، چون کُردی هم خودش به تنهایی ۱۶ گویش متفاوت دارد و شخصا خودم فقط کردی لاهیجانی و مریوانی را می‌شناسم.

البته هر لهجه دیگری مانند ترکی یا لری و… هم به گویش‌های مختلفی بیان می‌شوند. آیا می‌دانستید که تا کنون ۱۳۱ لهجه مختلف در ایران عزیزمان ثبت شده است؟ لهجه‌هایی که یکی از یکی شیرین‌تر و شنیدنی‌تر هستند! اما همین شنیدنی بودن در سخنرانی دردسر ساز می‌شود، کافیست مخاطب لهجه خاصی را از شما بشنود…. ناخودآگاه تصویری که از جوک‌های بی‌اساس و دم دستی شنیده است‌، در ذهنش مجسم می‌شود و گوشش فقط می‌شنود اما ذهنش چیز دیگری برداشت می‌کند. منظورم را خوب می‌دانید؟!

شما با یادگیری مدیریت لهجه می‌توانید به این معضل برای همیشه پایان دهید. ما در این مقاله از مجموعه ایرج شرفی، به صورت علمی به شما یاد می‌دهیم همانطور که از کودکی لهجه شکل می‌گیرد، همانطور آن را مدیریت کنید. با ما همراه باشید.

 

یک سوء تفاهم نابخشودنی

بهتر است همین ابتدای مطلب یک نکته را بگوییم؛ زمانی که در پیج اینستاگرام برای اولین بار «مدیریت لهجه» را مطرح کردیم، افراد متعددی به ما پیام دادند که «چرا مدیریت لهجه؟؟؟ مگه لهجه داشتن بده؟! عیبه؟ چرا اینطوری توهین میکنین؟؟!!».

پاسخ ما به دوستان عزیز این است که خواهشاً از کاه کوه نسازید منظور ما از مدیریت لهجه، توهین نیست. ما لهجه را به لباس محلی تشبیه می‌کنیم، آیا پوشیدن لباس محلی اشکالی دارد؟ عیب است؟ خیر… هرگز… لباس محلی بخشی از فرهنگ و آداب و رسوم ماست و به آن افتخار می‌کنیم.

اما آیا می‌توانیم در محیط‌های رسمی که اکثراً کفش چرمیِ واکس زده، کت و شلوارِ اتو کشیده می‌پوشند، لباس محلی بپوشیم؟ پیشنهاد نمی‌شود که اینکار را نکنیم و معمولاً افراد هم این کار را انجام نمی‌دهند به دلایلی که در ادامه می‌گوییم.

البته لباس محلی برای دورهمی‌های دوستانه، خودمانی، محلی، بین اقوام و همشهری‌ها، نه خوب و نه بد بلکه عالی است و صحبت کردن با لهجه محلی در این شرایط جذابیت خودمان را بالاتر می‌برد و اعتماد دیگران را راحت‌تر جلب می‌کند.

اما محیط رسمی می‌طلبد که با لباس رسمی، برای آقایان کت و شوار، برای خانم‌ها مانتو و مقنعه، ظاهر شویم و بدون لهجه صحبت کنیم بنابراین مدیریت لهجه در سخنرانی ضرورت دارد. به قول حافظ:

 

هر سخن وقتی(جایی) و هر نکته مکانی دارد

 

لهجه دقیقاً یعنی چه؟

ما اصلاً کاری با تعریفات قلمبه سلمبه که در کتاب‌های زبان‌شناسی و ادبیات وجود دارد، کاری نداریم. در یک جمله خیلی ساده می‌توان گفت:

«لهجه یعنی هر چیزی که روی کلام ما اثر بگذارد و حواس مخاطب را پرت کند»

منظور از هر چیزی، مانند:

لاتی صحبت کردن «داااش افتاااد چی گفتم؟!»

عشوه آمدن «واای خداااای من!»

سست صحبت کردن «راااححححتتتتتت باااااااااش»

و…

هر چیزی که روی کلام ما اثر بگذارد لهجه نامیده می‌شود و با مدیریت لهجه قصد داریم که این موارد را اصلاح کنیم.

 

اهمیت مدیریت لهجه

لطفاً آخرین باری را که به صحبت‌های یک فرد لهجه دار گوش کردید، به خاطر آورید. احتیاجی نیست به ما پاسخ دهید و فقط با خودتان روراست باشید، آن لحظه چه قضاوت‌هایی به ذهن شما حمله‌ور شد؟ توجه شما بیشتر به لهجه او بود یا کلامش؟

متاسفانه یا خوشبختانه باید واقعیت‌های زیر را در درباره تاثیر لهجه بپذیریم:

  1. سریع ما را قضاوت می‌کنند،
  2. منظورمان به خوبی منتقل نمی‌شود،
  3. حواس مخاطب پرت می‌شود و به جای کلام به لهجه ما توجه می‌کنند.

شاید تاکنون شاهد افرادی باشید که به خاطر لهجه مورد تمسخر قرار می‌گیرند، عشقشان به آن‌ها اعتنا نمی‌کنند، از طرف افراد ناآگاه تحقیر می‌شوند و… .

این واقعیت ناجوانمردانه است اما چاره‌ای نیست و ضمیر ناخودآگاه ما این واکنش را نشان می‌دهد. این موضوع در جلسات رسمی با مدیر مافوق، مصاحبه استخدامی، کنفرانس دانشگاهی، مراسم خواستگاری و… اهمیت پررنگ‌تری دارد و به هیچ وجه نمی‌توان از آن چشم پوشی کرد.

شاید حرف ما را قبول نداشته باشید، اما تحقیق علمی دانشگاه شیکاگو را چطور؟

 

تحقیق دانشگاه شیکاگو در رابطه با تاثیر لهجه:

اگر در کلاس‌های زبان انگلیسی شرکت کرده باشید، مدرس حتماً به شما می‌گوید که لهجه تدریس او به چه صورت است: بریتیش یا اَمِریکَن. هر زبانی و هر کشوری لهجه‌های مختلفی دارد و این قضیه فقط مختص ایران عزیزمان نیست و مدیریت لهجه یک مهارت مهم در کشورهای پیشرفته محسوب می‌شود.

دانشگاه شیکاگو توسط ۴۵ سخنران ثابت کردند که لهجه به شدت روی اعتماد مخاطب تاثیر منفی می‌گذارد و تاثیرگذاری سخنران را از عرش به فرش می‌رساند. سخنران‌ها را به سه دسته تقسیم کردند:

  • ۱۵ نفر با لهجه غلیظ
  • ۱۵ نفر با لهجه رقیق
  • ۱۵ نفر بدون لهجه

قبل از شروع سخنرانی از مخاطبان خواستند که به هر کدام از این سخنرانان از ۰ تا ۱۰ نمره بدهند، از این نظر که چقدر قابل اعتماد و باور پذیر به نظر می‌رسند. نتیجه حیرت آور بود:

  • میانگین نمره گروه بدون لهجه: ۷.۷
  • میانگین نمره گروه با لهجه رقیق: ۶.۹
  • میانگین نمره گروه با لهجه غلیظ: ۶.۷ (یعنی یک نمره کمتر از افراد بدون لهجه)!

آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است، همانطور که خودتان از ارقام بالا می‌بینید، متوجه می‌شوید که لهجه، بی‌اعتمادی می‌آورد! باور کنید برای خودم هم عجیب است!

خودتان کلاه خود را قاضی کنید، سخنرانی کردن با لهجه چقدر اعتبار ما را پایین می‌آورد؟ چقدر تاثیرگذاری ما را کاهش می‌دهد؟ اصلاً مگر می‌شود مخاطبی که به ما اعتماد نمی‌کند را متقاعد کرد؟ به نظرتان چطور می‌شود مدیریت لهجه را اعمال کرد؟

 

 

چرخه شکل گیری لهجه:

تمام آتش مشکلات لهجه‌داری از دل چرخه زیر بلند می‌شود:

 

چرخه معیوب لهجه داشتن

 

اگر ما لهجه داریم به خاطر این است ابتدا خوب گوش نمی‌دهیم بنابراین خوب یاد نمی‌گیریم و در نتیجه لهجه تغییر نمی‌کند و بیشتر خجالت می‌کشیم و کمتر حرف می‌زنیم. این همان چرخه معیوب لهجه داشتن است که من آن را به مثلث برمودا تشبیه می‌کنم!

به نظر شما برای رهایی از این گرداب و قطع چرخه، چه کار باید کنیم؟

دو فلش در این چرخه مهم هستند: فلش زرد (خوب گوش دادن) و آبی (کم حرفی و خجولی).

ما باید فلش زرد را تقویت کنیم یعنی خوب گوش دهیم که برای این کار تمرینات مخصوص وجود دارد.

و اما فلش آبی را باید قطع کرد یعنی خجولی را کنار بگذاریم و حرف بزنیم، شجاعت صحبت کردن را در خود تقویت کنیم تا بتوانیم مدیریت لهجه را پیاده سازی کنیم. تمریناتی که در دوره مدیریت لهجه به شرکت کنندگان ارائه می‌دهیم، بسیار موثر و بعضاً خنده دار هستند!

برای مدیریت لهجه باید این چرخه را مدیریت کنید، باید خود را به خوب گوش دادن و صحبت کردن عادت دهید.

 

سرعت اصلاح لهجه:

طبیعی است که برای مدیریت لهجه باید تمرین کنید و صد البته صبور باشید چرا که لهجه سال‌هاست که در ذهن و زبان شما نشسته است و برطرف کردن آن به زمان و تمرین مستمر نیاز دارد دقیقاً مانند آب که با جاری شدن خود، سنگ را به تدریج پودر می‌کند.

اگر فردی روزانه نیم ساعت تمرین می‌کند، مشخص است که زودتر و بهتر از فردی که روزانه ۱۰ دقیقه زمان می‌گذارد نتیجه می‌گیرد. بنابراین ابتدا تحت نظر یک مربی آموزش ببینید سپس همه چیز به خودتان و اراده شما بستگی دارد.

 

تمرین‌های مدیریت لهجه:

دو تمرین از تمریناتی که در دوره مدیریت لهجه به شرکت کنندگان ارائه می‌دهیم را در ادامه آورده‌ایم:

تفکیک سازها:

چرخه معیوب لهجه داری را به خاطر بیاورید، قدم اول چه بود؟ درست است خوب گوش دادن، شما باید ابتدا گوش‌های خود را تقویت کنید. یک تمرین عالی برای تقویت گوش‌ها، تفکیک سازها در یک موسیقی است. کافیست یک موزیک ویدئو را دانلود کنید اما به آن حتی نیم نگاه هم نیندازید! ابتدا بدون تصویر به موسیقی خوب گوش دهید و تشخیص دهید که چند نوع ساز در آن به کار رفته است. سپس ویدئوی آن را تماشا کنید و حساب کنید که حدس شما درست بوده یا نه.

 

نمونه برداری:

 این تمرین شما را برای فلش آبی چرخه آماده می‌کند، شما باید صدای خود را ضبط کنید و بارها به آن گوش دهید. این تمرین فوق العاده موثر است و کمک می‌کند ایرادات کلامی و لهجه خود را برطرف کنید.

این تمرین‌ها در عین سادگی بسیار اثرگذار هستند و بعدها خودتان متوجه معجزه آن‌ها می‌شوید.

 

جمع‌بندی

در انتها لازم است به این نکته اشاره کنیم که منظور از مدیریت لهجه، از بین بردن لهجه نیست! هرگز و ابدا این هدف ما نیست! هدف از مدیریت لهجه این است که یاد بگیریم در موقعیت‌های ضروری لهجه خود را کنترل کنیم و در عین حال لهجه شیرین محلی خود را از دست ندهیم. اینطور می‌توانید ارتباط خود را با مخاطبان و از طرفی با همشهری‌ها و خانواده خود حفظ کنید.

قبل از هر چیزی شما را به صبر دعوت می‌کنیم و به شما ایمان می‌دهیم که اگر خوب تمرین کنید و مداومت داشته باشید، حتما نتیجه می‌گیرید و از آن پس با اقتدار و افتخار در جمع صحبت خواهید کرد.

تمریناتی که در دوره مدیریت لهجه آماده کرده‌ایم، کاملاً طبق بندی شده و طبق چرخه لهجه می‌باشد و در این مقاله فقط دو مورد از آن را ذکر کردیم. برای یادگیری کامل مدیریت لهجه، محصول قدرتمند مدیریت لهجه را که مجموعه ایرج شرفی فراهم نموده، بهترین راهکار برای شما خواهد بود.

تحیلی سخنرانی استیو جابز

تحلیل سخنرانی استیو جابز

در این مقاله قصد داریم به تحلیل سخنرانی استیو جابز بپردازیم، مطمئناً نام استیو جابز را شنیده‌اید یا چهره او را می‌شناسید یا حداقل به داشتن گوشی‌های آیفون افتخار می‌کنید؛ استیو جابز بنیانگذار اصلی این شرکت معروف است که با دیدن مارک سیب گاز زده روی محصولات اَپِل، چهره لاغر و عینک‌های گرد او در خاطر ما مجسم می‌شود. اما برند اپل تنها دلیل محبوبیت استیو جابز نیست، استیو فن بسیار قدرتمند و تأثیر گذار داشت که سخنرانی‌های او بعد از گذشت سال‌ها هنوز هم الهام بخش تمام مردم دنیاست مخصوصاً قشر جوان، مدیران و کارآفرینان.

در ادامه یکی از بهترین سخنرانی‌های جابز را آورده‌ایم که در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۰۵ برگزار شد. برای راحتی شما عزیزان، فیلم آن را قرار داده‌ایم که می‌توانید مشاهده کنید البته دانلود آن برای تحلیل بهتر است.

 

سخنرانی استیو جابز در دانشگاه استنفورد

عنوان این سخنرانی “Stay hungry, Stay foolish” به معنای «حریص بمان، دیوانه باش» است که در لیست بهترین و ماندگارترین سخنرانی‌های دنیا قرار دارد. شاید با دیدن این فیلم بگویید که «خب داره از رو کاغذ میخونه… تو دوره‌ فن بیان و سخنرانی همیشه میگین که این کارو نکنیم!» بله کاملا درست است با این حال از تأثیر آن کم چیزی کم نمی‌شود؛ به این دلیل که استیو بسیاری از نکات ظریف مانند طنز، لحن، ساختار عالی، ارتباط گرفتن با مخاطب را به خوبی رعایت می‌کند که دیگر آن کاغذ در دستش به چشم نمی‌آید.

 

شروع سخنرانی:

استیو در شروع سخنرانی دو نکته را خیلی عالی اجرا می‌کند:

  • اول حسن جویی با گفتن جمله «مفتخرم که امروز در یکی از بهترین دانشگاه‌های دنیا با شما هستم»
  • دوم طنز و فروتنی با گفتن جمله «من تا حالا از دانشگاه فارغ التحصیل نشده‌ام و این اولین برخورد من … ».

بارها در دوره فن بیان و سخنرانی گفته‌ایم که شروع، سخت‌ترین قسمت سخنرانی است و استیو جابز با حسن جویی و طنز به خوبی از همان ابتدا با دانشجویان ارتباط می‌گیرد و آن‌ها را میخکوب می‌کند؛  طوری که صدای تشویق و خنده کل فضا را پر می‌کند.

 

بدنه سخنرانی استیو جابز:

جابز قبل وارد شدن به بدنه، یک فهرست مطالب را در یک ساختار ساده اعلام می‌کند تا مخاطبان بدانند از کجا به کجا می‌روند: «می‌خواهم سه داستان از زندگیم را بگویم… ». اما مهم‌تر از آن ترفند هوشمندانه استیو است «زیاد نیست، تنها سه داستان» با گفتن این جمله ذهن مخاطب خوشحال می‌شود و می‌گوید «خب… خوبه… زود تموم میشه و حوصلم سر نمیره».

بسیار خوب… وارد بدنه می‌شود و با داستان اول شروع می‌کند، طبق ساختار زیرکانه زیر:

  1. معرفی موضوع داستان: وصل کردن نقطه‌ها، عشق و از دست دادن، مرگ
  2. مقدمه کنجکاوانه در ابتدای هر داستان: «بعد از ۶ ماه از دانشگاه اخراج شدم اما تا ۱۸ ماه رفت و آمد داشتم»، «من و وز اپل را از پارکینگ خانه شروع کردیم و طی ۱۰ سال به …»،
  3. تعریف داستان
  4. استفاده از جملات دیالوگی
  5. طنز در جملات: «این سوال هست که چرا با این وجود ترک تحصیل کردم؟»، «دانشگاهی را انتخاب کردم به گرانی استنفورد…» (۲:۰۵)، «این تصمیم یکی از بهترین تصمیمات زندگی من بود…» (۲:۳۵)، «چطور ممکن است از شرکت خودتان اخراج شوید؟» (۵:۵۶)، «مطمئناً روزی حق با شما خواهد بود» (۹:۰۲)، «نمی‌دانستم لوزالمعده چیست» (۱۰:۱۷)، «حتی افرادی که آرزوی بهشت رفتن دارند اما نمی‌خواهند بمیرند» (۱۱:۴۱)، «به زودی شما هم پیر و از رده خارج می‌شوید» (۱۲:۰۷)،
  6. گفتن جزئیات مانند کف اتاق، بطری کوکا کولا، ۵۰ سنتی، یکشنبه‌ها، پوسترها، ساعت ۷:۳۰ صبح، لوله آندوسکوپی، گلوی من، زیر میکروسکوپ، سلول، پشت جلد، شماره پایانی، عکس طلوع، راه روستایی،
  7. گفتن جمله غیر منتظره برای جلب توجه «اجازه دهید یه مثال بزنم»
  8. استفاده از صفات تفضیلی مانند بهترین آموزشگاه خطاطی و گفتن دلیل آن با جزئیاتی مانند طراحی دستی لیبل‌ها و پوسترها (۳:۲۱)
  9. برانگیختن احساسات مخاطب با بیان احساسات غم و شادی مانند فقر در دوران جوانی، اخراج شدن از شرکت خودش، نگرانی از آینده خانواده بعد از شنیدن ابتلا به سرطان، نجات از بیماری،
  10. استفاده از کلمات احساسی: عشق، زندگی، قلب، مسحور کننده، اعتقاد، باور، ایمان، مرگ، حقیقت، آرزو و…
  11. پیام‌های مخفی برای برندسازی شرکت‌های خود: «مک اولین کامپیوتر با گرافیک بی‌نظیر…» (۴:۱۲)، «ویندوز از مک کپی کرد» (۴:۲۳)، «اپل طی ۱۰ سال به یک کمپانی ۴۰۰۰ نفری رسید…»، «پیکسار موفق‌ترین استودیوی انیمیشن‌ سازی در دنیا» (صدای تشویق بلند مخاطبان)
  12. نتیجه‌گیری در انتهای هر داستان: «اگر ترک تحصیل نمی‌کردم یا کلاس خطاطی نمی‌رفتم….» (۴:۳۷)، «اگر از اپل اخراج نمیشدم…»، «مرگ مقصد مشترک همه ماست…» (۱۱:۴۹).
  13. توصیه پایانی در هر داستان: شما باید… ، به جستجوی علاقه خود ادامه دهید… نایستید… زمان خود را هدر ندهید…
  14. تصویر سازی و حس دادن به مفاهیم: مسیر، جاده، قدم، مکان گرم و سرد، تکیه گاه، داروی تلخ، آجر کوبیدن به سر، تله،
  15. مکث طولانی بین دو داستان برای جلب توجه و آمادگی ذهن مخاطب که وارد داستان بعدی شود.
  16. تغییر لحن در قسمت‌های مختلف
  17. تکرار پیام «عاشق بودم»، «عشق به کار»
  18. انگیزه دادن به مخاطب: «ایمان خود را حفظ کنید… با گذشت زمان بهتر و بهتر می‌شوید… ، «جرأت پیروی از قلب و ادراکات خود را داشته باشید»
  19. احترام به مخاطب: «از بابت غمگین شدن جملاتم متاسفم… » (۱۲:۱۳)،
  20. استفاده زیاد از کلمه «شما» برای شریک کردن مخاطب
  21. ایجاد حس همانندی: «زمانی که هم سن و سال شما بودم…» (۱۳:۴۰)

 

پایان سخنرانی:

پایان سخنرانی مانند شروع آن، مهم‌ترین قسمت اجرا است و اگر می‌خواهیم پیغام نهایی خود را در ذهن و قلب مخاطب بنشانیم باید جمله اصلی خود را در این قسمت بیاوریم. استیو جابز در پایان سخنرانی، جمله «حریص بمان و دیوانه باش» را سه بار تکرار می‌کند و هسته سخنرانی خود را در یاد دانشجویان ثبت می‌کند.

 

جمع بندی

تمامی نکاتی که گفته شد، ترکیبی از هوش کلامی و فن بیان بود که به طور کامل در مقاله ذکر کردیم. بله به تنهایی آموزش فن بیان کافی نیست و اگر می‌خواهیم سخنرانی‌های قوی ارائه دهیم باید نکاتی مانند طنز، پیام مخفی، داستان سرایی و… را بدانیم تا در صحبت‌های خود هوشمندانه‌تر، تاثیرگذارتر و جذاب‌تر ظاهر شویم دقیقاً مانند استیو جابز یا حتی بهتر از آن.

لبخند زدن در سخنرانی

لبخند زدن مهارتی که هر سخنران باید داشته باشد!

لبخند زدن در سخنرانی یکی از نکاتی است که اکثر شرکت کنندگان دوره فن بیان و سخنرانی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند! شاید با خودتان بگویید: «نکته به این سادگی… دیگه دست و پنجه نرم کردنش چیه!». بله این کار ساده است اما تاثیر آن بیشتر از چیزی است که فکر می‌کنیم. با وجود دنیای مدرن امروزی که کارمان پشت میز نشستن و خیره شدن به کامپیوتر می‌باشد، طبیعی است که چهره ما حالت پوکر فیس به خود بگیرد؛ پوکر فیس یعنی چهره‌ای که کاملاً بی‌تفاوت می‌باشد و هیچ احساسی در آن دیده نمی‌شود نه خنده‌، نه غم و نه خشم. این حالت چه چیز را به یاد شما می‌آورد؟ ربات!

شخصاً تا قبل از انجام تمرینات فن بیان و سخنرانی، از پوکر فیس بودن خودم آگاه نبودم و همیشه برایم سوال بود که چرا هنگام صحبت کردن، در چهره مخاطب حس خوب نمی‌بینم؟! بارها و بارها با فیلم گرفتن، سخنرانی خود را تحلیل می‌کردم تا توانستم خود را به لبخند زدن عادت دهم.

لبخند در سخنرانی یک کار اختیاری نیست که بگوییم: «اگه لبخند نزنم هم میتوانم حرف بزنم!» البته اگر تاثیرگذاری برایمان مهم نیست و فقط می‌خواهیم حرف بزنیم، دیگر جای بحث نمی‌ماند. اما برای گیرا شدن سخن و حرفی که میزنیم باید احساسات مخاطب درگیر شود، اعتمادش جلب شود و پذیرای کلام ما باشد. بهترین روشِ یخ شکن برای برقراری ارتباط موثر، لبخند زدن است که فواید آن برای خودمان بیشتر از فوایدی است که برای دیگران به همراه دارد.

لبخند زدن در سخنرانی واگیردار است

نکته جالبی که درباره لبخند زدن وجود دارد این است که خندیدن مسری است و اگر شما لبخند بزنید، طرف مقابل شما نیز می‌خندد، حتی اگر این خندیدن واقعی نباشد!

پروفسور اولف دیمبرگ در دانشگاه اوپسالا سوئد تحقیقاتی انجام داد که نشان می‌دهد ذهن به صورت ناخودآگاه جذب حرکات و عضلات طرف مقابل می‌شود. در این تحقیق به ۱۲۰ داوطلب عکس‌هایی نشان داده می‌شد که حالت غم، خشم یا خنده داشتند. داوطلب با دیدن تصویر، باید حالت متضاد به چهره خود بگیرد، مثلاً در مقابل تصویر اخم، بخندد و در مقابل چهره خندان، اخم کند. افراد در مقابل تصاویر لبخند به راحتی عکس العمل لبخند انجام می‌دادند اما در مقابل تصاویر ناراحتی نمی‌توانستند به راحتی حالت خنده به چهره خود بگیرند و لبخند آن‌ها حالت مصنوعی داشت.

لبخند زدن در سخنرانی همین تاثیر را دارد و لبخند سخنران مانند چراغ روشنی است که بازتاب آن به چهره مخاطبان سرایت می‌کند و ناخودآگاه لبخند می‌زنند. نتیجه این کار حس و حال خوبی در فضا پراکنده می‌کند و مخاطب جذب می‌شود.

بدون لبخند زدن در سخنرانی حاضر نشوید!

جالب است بدانید که خنده برای مغز مانند ورزش کردن برای ماهیچه‌های بازو است. همانطور که با ورزش کردن، عضله‌ها قدرتمندتر می‌شوند، با خندیدن انرژی بیشتری در مغز جاری می‌شود و آمادگی بیشتری برای فکر کردن و درک مفاهیم پیدا می‌کند. ما به عنوان سخنران، مگر چیزی غیر از این می‌خواهیم که مخاطب به صحبت‌های ما فکر کند و گوش دهد؟ پس چرا از این عنصر جادویی استفاده نکنیم؟

لبخند زدن حالت آینه‌ای دارد و با لبخند ما، لب‌های مخاطبان نیز شکفته می‌شود؛ ما انسان‌ها ذاتاً به کسی که ما را به خنده اندازد، بیشتر اعتماد می‌کنیم و دوست داریم بیشتر او را ببینیم و صحبت‌هایش گوش دهیم. معمولاً دقایق اول حضور در جمع، سخت‌ترین لحظات سخنرانی هستند و حتی بزرگترین سخنرانان هم  اعتراف می‌کنند که در این مواقع ترس از سخنرانی دارند اما با کسب تجربه توانستند روش مدیریت آن را بیابند.

یکی از بهترین روش‌های یخ شکن، لبخند زدن در سخنرانی است که به مخاطب آرامش و حس خوب انتقال می‌دهد. زمانی که روی صحنه و در مقابل مخاطبان حضور یافتید، لبخند داشته باشید و با صدایی پر انرژی شروع به صحبت کنید.

تمرین لبخند زدن

تحقیقات نشان می‌دهد که بزرگسالان در روز ۱۵ بار لبخند می‌زنند در حالی که این عدد برای کودکان روزی ۴۰۰ بار است! هر چه سن ما بالاتر می‌رود، مسائل زندگی بیشتر فکر ما را به خود مشغول می‌کند و برای حل مسائل باید منطقی باشیم و روحیه ما حالت جدی‌تری به خود می‌گیرد. بنابراین باید برای بازگشت به حالت قبل باید انرژی و زمان بیشتری صرف کنیم.

البته تمرین ساده‌ای وجود دارد که ما در مجموعه ایرج شرفی، همیشه به شرکت کنندگان دوره فن بیان و سخنرانی توصیه می‌کنیم هر روز به مدت ۳ دقیقه انجام دهند این است که با گوشی دوربین دار خود روزی سه دقیقه صحبت کنند و درصد لبخند زدن خود را بررسی کنند.

این تمرین خیلی ساده اما تاثیر گذار است و بعد از سه هفته اثر شگفت انگیز آن را خواهید دید.

نکته مهم:

یادمان باشد که مخاطبان ما انسان و هوشمند هستند و تفاوت بین لبخند مصنوعی و واقعی را می‌فهمند. باید خودمان پر انرژی باشیم تا لبخند واقعی برلب ما بیاید. از طرفی لبخند نباید عمیق باشد و بهتر است که ملیح به نظر بیاید و تنها اثر آن مشاهده شود. البته با انجام تمرین گفته، این حالت خنده در چهره شما نهادینه می‌شود.

غلبه بر ترس از سخنرانی

مدیریت ترس از سخنرانی به سبک و روش سخنرانان بزرگ (قسمت دوم)

اکثراً فکر می‌کنیم که ترس از سخنرانی یک موضوع وحشتناک و افتضاح بارآوری است و زمانی می‌توانیم سخنرانی میخکوب کننده‌ ارائه دهیم که ترس و استرس خود را از بین برده باشیم. اما این تصور اشتباه محض است!

در مقاله قبلی به نمودار استرس اشاره کردیم و دیدیم که اگر میزان استرس از یک حدی کمتر باشد یعنی بیخیال باشیم، کار را جدی نمی‌گیریم و نتیجه کار هم چرت و پرت می‌شود. از طرفی استرس زیاد هم باعث می‌شود قفل کنیم و هیچ کاری نکنیم یا همه چیز را خراب کنیم! در حالی که استرس مفید مانند ولتاژ برق کنترل شده است که به ما قدرت و خلاقیت می‌دهد.

تا کنون شده است که در زمان ترس و استرس کاری انجام دهید که از خلاقیت، دقت و سرعت خودتان حیرت زده شوید؟ این همان استرس مفید است که عامل موفقیت نه تنها در سخنرانی بلکه در هر کاری می‌باشد. استرس و ترس برای بقا ضروری است و به ما می‌گوید « اگه میخوای زنده بمونی همین الان یک کاری کن!» و مانند آتش زیر خاکستر به ما قدرت می‌دهد تا خروشان شویم و توانایی و نیروی پنهان خود را (که تار عنکبوت بسته است) به کار گیریم.

خودم هم با وجود یک هفته مهلت، عمداً نوشتن این مقاله را به روز آخر موکول کردم تا در شرایط استرس‌زا قرار بگیرم و با هیجان بیشتر بنویسم، از قدیم گفتند که تنور باید گرم باشد تا نان بچسبد.

حال ببینیم که غلبه بر ترس از سخنرانی با چه روش‌هایی امکان پذیر است و چطور می‌توانیم کنترل عصای معجزه‌گر، یعنی کلام را در دستان خود بگیریم. قبل از خواندن قسمت بعدی، لطفاً کمی فکر کنید که چرا از سخنرانی می‌ترسید و در چه مواردی از صحبت در جمع استرس می‌گیرید؟

 

غلبه بر ترس از سخنرانی

 

۳ راهکار حرفه‌ای برای غلبه بر ترس از سخنرانی

در ادامه به موارد استرس‌زا در سخنرانی و راهکارهای آن می‌پردازیم و از شما می‌خواهم از این قسمت مقاله خود را روی سکوی سخنرانی در مقابل جمع تصور بنمایید که به مشکلات زیر دچار می‌شوید، در آن صورت چکار می‌کنید؟ چه راه حلی دارید؟

 

بی‌توجهی مخاطبان

برای سخنران هیچ چیز آزاردهنده‌تر از این نیست که مخاطبانش به او توجه نمی‌کنند، پچ پچ و هم همه می‌کنند، تا کمر سرشان داخل گوشی است و… در این حالت احساس می‌کنیم که تحقیر شده‌ایم و برای مخاطبان ارزش نداریم اما بی توجهی مخاطب دلیل دارد:

محتوای ضعیف و تکراری:

چیزهای جدید برای اولین بار جذاب هستند اما در صورت تکراری شدن، مغز از آن‌ها صرف نظر می‌کند بنابراین طبیعی است مخاطبان به سخنرانی که حرف تازه برای گفتن ندارد و از گوگل کپی کرده است، توجه نکنند! مطلب را کپی نکنید بلکه تفسیر و درک از مطلب را ارائه دهید. در مقاله ساخت عبارات جادویی، سه تکنیک کاربردی برای ساخت عبارت جدید معرفی شده است که بر اساس آموزش‌های هوش کلامی می‌باشد.

مطالب غیر مفید:

شما در این مقاله چه انتظاری از من دارید؟ مشخص است، هدفتان از خواندن این مقاله پیدا کردن راهکاری برای غلبه بر ترس از سخنرانی است. بنابراین اگر من درباره نظریه ابر الکترونی اتم صحبت کنم، خواندن نظرات منفی مخاطبان کمترین حقم است!

مدیریت ترس ازسخنرانی

مطالب غیر جذاب:

هر وقت برای رزرو کتاب آیین سخنرانی دیل کارنگی به کتابخانه مراجعه می‌کنم، دعا می‌کنم که رزرو نباشد. در حالی که سال به ۱۲ ماه کسی از کنار قفسه کتاب‌های فیزیک و شیمی رد نمی‌شود. هر موضوعی مخاطب خودش را دارد و در کل افراد جذب مطالبی می‌شوند که مورد علاقه آن‌ها باشد و دردی از درد آن‌ها دوا کند.

برای جلب توجه باید از مخاطب شناخت کافی داشته باشیم، این مبحث آنقدر مهم است که در دوره آموزش فن بیان و سخنرانی یک جلسه جداگانه به آن اختصاص داده‌ایم. مخاطب خود را خوب بشناسید و مطالبی آماده کنید که در گوشه‌ای از زندگی مخاطب به کار آید و طوری صحبت کنید که برای مخاطب جذاب باشد.

 

ترس از قضاوت شدن

«اونا از من بالاترن، حرفه‌ای‌تر از منن… لباسام خوب نیستن… لهجه دارم… میخوام صدام خوب باشه… دماغم عمل میخواد… منو چجوری میبینن… چجوری راجبم فکر میکنن… اگر تپق بزنم ضایع میشم» این افکار آنقدر در ذهن ما پر می‌شوند که مغز کلافه می‌شود و احساس خطر می‌کند و پیام استرس می‌دهد تا هر چه زودتر از صحنه خارج شویم!

ترس از قضاوت دیگران مهم‌ترین و شایع‌ترین دلیل استرس در سخنرانی می‌باشد و باعث می‌شود نسب به کارهای ریز و درشتمان حساس شویم. در حالی که یادتان باشد مردم به سردرد خود بیشتر از مرگ من و شما اهمیت می‌دهند. مخاطب به این مسائل اهمیت نمی‌دهد و فقط به این فکر می‌کند که این زمانی که برای شنیدن سخنان شما اختصاص داده است برایش مفید باشد.

دلیل ترس از سخنرانی

با اعتماد به نفس روی سکو ظاهر شوید، خود را جزئی از مخاطبان بدانید و از همان ابتدا با مخاطبان صمیمی شوید تا آرامش بگیرید سپس با خیال راحت ادامه دهید. غلبه بر ترس از سخنرانی فقط با پذیرش آن ممکن است، حتی افراد باتجربه و معروف مانند آقای مدیری در ویدئوی زیر، اشتباه می‌کنند، تپق می‌زنند در حالی که با تسلط آن لحظه را مدیریت می‌کنند. به جرأت می‌توان گفت که قسمت جذاب و چالش برانگیز سخنرانی، مدیریت همین بحران‌هاست و اینجاست که حرفه‌ای بودن یا نبودن سخنران در غلبه بر ترس از سخنرانی مشخص می‌شود.

 

 

خاطرات غلبه بر ترس از سخنرانی سرکار خانم فائزه عادل، مجری صدا و سیما

کم کم برنامه داشت شروع می شد و من آماده بودم که برم روی صحنه ؛ اما همین که از پله ها بالا رفتم مانتوم زیر کفشم گیر کرد و زمین خوردم.
رفتم پشت صحنه روی تریبون، اما همین که زدم پشت میکروفن دیدم قَطعه!
استرس من دقیقا دو برابر شد. اما رفتم وسط صحنه و گفتم تا خدا هست، زمین خوردن هم عالمی داره!
گفتم شما ها وقتی زمین میخورید چی کار میکنید؟
آدما وقتی زمین می خورن ۲ تا واکنش دارن :
یا اینکه کاسه چه کنم چه کنم به دست میگیرن و زانوی غم بغل می کنن
یا اینکه بسم الله می گن و از نو شروع می کنن!
اون روز یکی از بهترین اجرا های من بود ؛ چرا که من بودم که سوار بر هیجاناتم شدم.
مدیریت بحران یعنی همین؛ یعنی اینکه بتونیم هیجاناتمون رو کنترل کنیم .
.

غلبه بر ترس از سخنرانی

 

فراموش کردن مطالب

بگذارید آب پاکی را روی دستتان بریزم، حفظ کردن متن سخنرانی اشتباهی بزرگ است و اگر کسی این گناه نابخشودنی را مرتکب شود، با دستان خودش سخنرانی‌اش را خراب کرده است! سخنرانی یعنی سخن راندن و حرف زدن نه اینکه مانند ربات یک متن حفظ شده را  ارائه دادن. در غیر این صورت تحویل دادن متن سخنرانی به مخاطبان بهتر از گرفتن وقت آن‌ها و خودمان است! مخاطب دوست دارد که مطالب را از زبان یک نفر بشنود، زبان بدن او را ببیند و احساساتش تحت تاثیر سخنران قرار بگیرد.

متن سخنرانی را بنویسید اما حفظ نکنید بلکه با تمرین کردن، تا به تسلط کافی برسید و متن را مال خود کنید. این است راز مصنوعی نبودن! هیچ اشکالی ندارد که بعضی جملات را پیش و پس بگویید، مخاطبان این را متوجه نمی‌شوند، فقط سعی کنید طبق یک ساختار منطقی پیش بروید.

حفظ کردن متن سخنرانی روشی برای غلبه بر ترس از سخنرانی نیست بلکه روشی برای تولید استرس است! امکان دارد بخشی از مطالب فراموش شوند و اگر سخنران به موضوع مسلط نباشد، در حضور جمع به مِن و مِن کردن می‌افتد و مخاطبان فکر می‌کنند که سخنران تسلط و اطلاعات کافی ندارد، نتیجه این اتفاق از بین رفتن اعتبار سخنران و اعتماد مخاطبان است.

فراموش کردن متن سخنرانی

قبل از ارائه به خوبی تمرین کنید و اگر حین ارائه مطلبی را فراموش کردید، با سؤال پرسیدن از مخاطبان زمان بخرید تا فرصت فکر کردن و یاد آوری داشته باشید. یک دست نوشته آماده کنید، متن کامل سخنرانی را در دست نوشته ننویسید فقط نکات مهم را به صورت تیتروار، درشت و خوانا بنویسید که با یک نگاه مطالب را به خاطر آورید. ما در کلاس‌های فن بیان و سخنرانی، جدیدترین روش یادداشت برداری یعنی mind map را تمرین می‌کنیم.

 

سوالاتی که جوابش را نمی‌دانیم

متأسفانه سخنران‌های متعددی را دیده‌ام که در این قسمت کنترل خود را از دست می‌دهند و عصبانی می‌شوند یا اینکه خود را می‌بازند و به اصطلاح خود زنی می‌کنند. خودم به شخصه از این قسمت سخنرانی بیشتر از ارائه دادن می‌ترسیدم. اما با آموزش‌هایی که در زمینه فن بیان و سخنرانی وجود دارد به راحتی می‌توانید این قسمت از سخنرانی را مدیریت کنید بدون اینکه اعتبارتان خدشه‌دار شود.

در کل سه نوع سؤال از شما پرسیده می‌شود:

سؤالات تفهیمی

«ببخشید این قسمت را متوجه نشدم… میشه بازم توضیح بدید…» جواب دادن به این نوع سؤالات زحمت خاصی ندارد و فقط کافیست همان مطلب را دوباره توضیح داده و مثال جدیدتر بزنید به همین دلیل تأکید می‌کنیم که از قبل چند مثال اضافه آماده کنید.

سؤالات تکملیلی

این نوع سؤالات یک مقدار ممکن است اذیت کنند، سؤالاتی مانند: «ببخشید میشه یکم بیشتر توضیح بدید…» راه حل حرفه‌ای برای جواب دادن به این سؤالات این است که دانش خود را در موضوع مورد نظر بیشتر کنید. یک سخنران حرفه‌ای برای ۲۰ دقیقه سخنرانی، ۴ ساعت حرف دارد! این یکی از رموز غلبه بر ترس از سخنرانی است!

سؤالات تخریبی

این نوع سؤالات بیشتر به قصد تخریب پرسیده می‌شوند و چند حالت دارند: یا مخاطب با پرسیدن یک سؤال بی‌ربط قصد مسخره کردن شما را دارد یا اینکه آنقدر روی یک موضوع قفلی می‌رند و سوال می‌پرسد که می‌خواهد شما را به جایی بکشاند که دیگر جوابی نداشته باشید و به اصطلاح ضایع شوید. بسته به اینکه در چه موقعیتی باشید می‌توانید با حاضرجوابی پاسخ بدهید یا اینکه این طور جواب دهید: «مرسی از سؤالتون… تا حالا از این جنبه به این سؤال نگاه نکرده بود… اجازه بدید فکر می‌کنم بعد از سخنرانی پاسخ شما رو میدم!» به همین راحتی! هیچ کس علامه دهر نیست و با این روش تمام درها را روی فرد برای تخریب بیشتر می‌بندید.

 

نحوه جواب به سوالات در سخنرانی

 

سخن آخر

ترس یک نوع احساس است و احساسات تابلوی راهنمای ما در مسیر موفقیت هستند، اگر جایی از سخنرانی استرس گرفتید با حفظ آرامش، تمرکز کنید که در آن موقعیت باید چکار کنید تا شرایط را بهتر از آنچه هست پیش ببرید. البته غلبه بر ترس از سخنرانی ماهیت هیجانی دارد و هیچ راهکاری جای تمرین کردن را نمی‌گیرد، آموزش دیدن و تمرین کردن تحت نظر یک مربی با تجربه به شما کمک می‌کند که هر چه زودتر مهارت فن بیان و غلبه بر ترس از سخنرانی را یاد بگیرید.

ترس از سخنرانی

مدیریت ترس از سخنرانی به سبک و روش سخنرانان بزرگ (قسمت اول)

تا قبل از آن ندیده بودم که کسی به خاطر ترس از سخنرانی بیهوش شود. بعد از اینکه استاد از یک نفر انتهای سالن خواست که روی سکو بیاید و در مقابل جمع صحبت کند، خانمی که شال قرمز پوشیده بود با حالتی دو به شک قدم برمی‌داشت. دستانش می‌لرزید و صدایش لرزش شدیدی داشت حتی صدای برخورد دندان‌هایش شنیده می‌شد.

رو به روی جمع ایستاد و در حالی که نگاهش را از جمع می‌دزدید، با صدای آرام گفت:« چی بگم؟ …» استاد با لبخند و آرامش گفت: «راحت باشید… خودتون رو معرفی کنین.» مثل گچ، رنگ از صورتش پرید، تنها یک کلمه گفت: « اسمم …» زبانش گرفت دیگر نتوانست چیزی بگوید، ناگهان با سر نقش زمین شد.

 سالن بلند شد و همه دورش را گرفتند. دو نفر از دوستانش او را از سالن خارج کردند. در حالی که فضا متشنج بود و همه در شوک فرو رفته بودند، استاد مخاطبان را به آرامش دعوت کرد و جلسه را ادامه داد.

تاکنون کسی را دیده‌اید که اینطور از سخنرانی واهمه داشته باشد؟ خودتان چطور؟ چقدر از سخنرانی و صحبت در جمع می‌ترسید؟

ترس از سخنرانی

 

حتماً متوجه شده‌اید که ترس از سخنرانی چقدر زجرآور است و چه فرصت‌هایی طلایی را از ما می‌گیرد. خودم به خاطر ترس از سخنرانی یک درس دو واحدی ساده را ۴ بار حذف و اضافه کردم چون از ۱۰ دقیقه کنفرانس حضوری واهمه داشتم. اما بعدها با شرکت در دوره فن بیان و سخنرانی و تمرینات چالش برانگیز و سختی که پشت سر گذاشتم توانستم به این ترس خود غلبه کرده و مهارت غرور آفرین فن بیان و سخنرانی را در خود تقویت کنم. در این مقاله هر آنچه که تجربه و مطالعه کرده‌ام را تقدیم شما عزیزان می‎کنم امیدوارم که برایتان مفید واقع شود.

سخنرانی بدون ترس، دروغ محض است!

ترس از سخنرانی به حدی است که حاضریم در سیل غرق شویم، زلزله روی سرمان آوار شود، مار و عنکبوتِ سیاهِ و بزرگ را رو به روی خود ببینیم اما حاضر نیستیم در برابر جمع قرار بگیریم و صحبت کنیم. اگر با ۱۰ فوبیای ترسناکِ جهانی آشنایی داشته باشید حتماً می‌دانید که مقابل جمع قرار گرفتن ترسناک‌تر از سیل، زلزله و مار و عنکبوت معرفی شده است.

ترس از سخنرانی یا گلاسوفوبیا (Glossophobia) درد مشترکی است که به تعداد صفرهای شماره حساب بانکی یا سمت شغلی یا پرچم ملیت یا ژن‌های موجود در DNA ارتباطی ندارد. هر فردی حتی بزرگ‌ترین سخنرانان هم اعتراف می‌کنند که هنگام شروع هر سخنرانی این ترس را دارند.

گاندی –رهبر هندیان- در اولین سخنرانی خود بیهوش شد.

چارلز استورات پارنل – رهبر ناندار ایرلندی – در اولین سخنرانی‌های خودش از زور عصبانیت چنان دست‌هایش را در هم گره می‌زد که ناخن‌هایش در گوشت فرو می‌رفت و خونریزی می‌کرد.

استرس و اضطراب در سخنرانی طبیعی است و راه فرار ندارد. اگر کسی گفت در سخنرانی اصلاً استرس ندارد باور نکنید. این جمله درست‌ترین جمله‌ای است که تا کنون شنیده‌ام:

دو نوع سخنران وجود دارد: کسی که می‌ترسد و کسی که دروغ می‌گوید.

 

معمولاً تجربه‌ای که از اولین سخنرانی‌ها شنیده می‌شود به این صورت است: ضربان قلب بالا می‌رود، عضلات سست می‌شود، دست و پا و صدا می‌لرزد، زبان می‌گیرد، دهان خشک می‌شود، مطالب فراموش می‌شوند و چشم تار می‌بیند. شاید این حالت را تجربه کرده باشید، کسی دوست ندارد در این حالت قرار بگیرد و به خاطر ترس و اضطراب از صحبت کردن در جمع، از اهدافش عقب بماند. اما نگران نباشید چرا که با آموزش و تمرین (البته تلاش مسمتر) می‌توانید مهارت معجزه‌آور فن بیان و سخنرانی را به دست آورید.

 

fear of speech

ترس از سخنرانی، ریشه در غارنشینی اجدادمان دارد!

تا کنون با خود فکر کرده‌اید که چرا از سخنرانی و صحبت در جمع می‌ترسیم؟ مگر می‌خواهند دارمان بزنند؟ یا با تفنگ رو به رویمان نشسته‌اند؟

در جواب باید گفت بله! واقعاً همین احساس را داریم و جالب است بدانید که این احساس را از نیاکان خود به ارث برده‌ایم. اجداد ما که در غار و طبیعت زندگی می‌کردند با شیر، ببر و حیوانات وحشی رو به رو می‌شدند و در آن لحظه چاره‌ای نداشتند جز اینکه بمانند و بجنگند یا فرار کنند.

این عملکرد مغز، نسل به نسل منتقل شده و الان به ما رسیده است. به همین دلیل هنگام مواجه شدن با موقعیت‌های متفاوت و جدید، احساس خطر می‌کنیم و همان واکنش‌ها را بروز می‌دهیم. به عنوان مثال هنگام سخنرانی یا صحبت کردن در جمع، همان احساس مواجه شدن با حیوانات وحشی، به ما دست می‌دهد و مغز دستور ترشح آدرنالین می‌دهد. در اثر ترشح آدرنالین مکانیزم زیر برای بدن ما اتفاق می‌افتد:

 

بدن عرق می‌کند:

چون برای مقابله با شیر یا فرار از آن بدن فعالیت زیادی دارد و انرژی زیادی نیاز خواهد داشت. بنابراین دمای بدن بالا می‌رود و بدن با تعرق و تبخیر سعی در کاهش دما دارد.

 

ضربان قلب بالا می‌رود:

قلب با پمپاژ سریع، مواد غذایی و سوخت را به سلول‌های بدن می‌رساند تا بدن برای فرار و مقابله آماده شود. این حالت را بارها قبل از سخنرانی تجربه می‌کنم. شما چطور؟

 

گردن و سر رو به جلو متمایل می‌شود:

این حالت ما را برای دویدن و جنگیدن آماده می‌کند. حتماً دیده‌اید که بعضی از افراد هنگام سخنرانی حالت افتادگی دارند چون می‌ترسند و می‌خواهند هر چه زودتر سکو را ترک کنند یا با مخاطبان بجنگند!

 

مثانه منقبض و تخلیه می‌شود:

الان که دارم این قسمت را می‌نویسم به شدت در حال خندیدن هستم! بدن برای اینکه موقع فرار یا مقابله راحت‌تر باشد و احساس سنگینی نکند، تا جایی که بتواند مواد زائد را دفع می‌کند. به همین دلیل است که معمولاً قبل از سخنرانی اوضاع راحتی داریم اما به محض شروع، احساس می‌کنیم به سرویس بهداشتی نیاز داریم.

 

مردمک چشم گشاد می‌شود:

تا حالا برایتان پیش امده است که متن سخنرانی خود را تار ببیند و نتوانید آن را بخوانید؟ این مکانیزم چشم کمک می‌کند تا دید ما برای مشاهده دور دست‌ها و اشیاء خاص مانند چوب باز شود تا بتوانیم راه فرار را پیدا کنیم یا با چوب به جنگ ببر برویم، در حالی که دید نزدیک بین تار می‌شود به همین دلیل موقع سخنرانی متن خود را تار می‌بینیم اما چهره مخاطبان مخصوصاً آن‌هایی که اخم کرده‌اند، واضح‌تر دیده می‌شود.

 

دهان خشک می‌شود:

کدام آدم عاقلی هنگام جنگیدن یا فرار کردن غذا می‌خورد؟

هضم غذا از بدن انرژی زیادی می‌گیرد و مغز زمانی که احساس خطر کند اولویت را فرار و جنگ می‌داند نه غذا خوردن، بلافاصله به غدد دهان که بزاق ترشح می‌کنند دستور می‌دهد هیچ بزاقی تولید نکنند تا آب بدن بیهوده هدر نرود. به همین دلیل است که افراد زیادی شکایت دارند که چرا موقع سخنرانی دهانشان خشک می‌شود چون استرس دارند و می‌ترسند.

این مکانیزم برای بقای ما لازم و ضروری می‌باشد و واقعاً شگفت انگیز است که در یک لحظه تمامی این اتفاقات در بدن رخ می‌دهد تا همه اعضای بدن هماهنگ شوند و بدن آمادگی لازم را برای فرار یا مقابله به دست آورد. هر زمان که بترسیم این عملکرد فعال می‌شود مانند زمان ترس از سخنرانی.

 

باور کنید ترس از سخنرانی سرکاری است!

مکانیزم بدن هنگام ترس مانند زمانی است که کشوری در حالت آماده باش قرار می‌گیرد و تمام ارگان‌ها، نیروها و سازمان‌ها با هم هماهنگ می‌شوند. اما در اتفاقات امروزی مانند سخنرانی، واقعاً این همه استرس و لشکرسازی بدن لازم است؟

مدیریت ترس از سخنرانی

درست است که این مکانیزم ترس برای زنده ماندن ضروری است اما در مواقع اضطراری مفید می‌باشد. در حالی که در موقعیتی مانند سخنرانی قرار نیست با خرس رو به رو شویم! ترس از سخنرانی را به لیست شماره‌های سرکاری وارد کنید مانند آمبولانس‌ها که بارها شده تماس‌های سرکاری داشتند در حالی که هنگام رسیدن به آدرس داده شده متوجه می‌شوند هیچ اتفاقی نیفتاده و فقط سرکارشان گذاشته‌اند.

 

 اتفاقاً کمی ترس خوب است!

ترس چوب لای چرخ شما نمی‌گذارد بلکه خود چرخ است. ترس بهترین دوست سخنران است. لطفاً به نمودار زیر توجه کنید:

 

مدیریت استرس در سخنرانی

 

  • اگر استرس کم باشد بازدهی هم کم است: در این حالت به خود زحمت خاصی نمی‌دهیم و شاید اصلاً اقدامی هم نکنیم.
  • همینطور که استرس بالاتر می‌رود عملکرد ما بهتر می‌شود: این ناحیه مفید استرس می‌باشد چون می‌ترسیم اتفاق بدی بیفتد بنابراین برای بهتر شدن، تلاش می‌کنیم.
  • از این جا به بعد، زیاد شدن استرس مخرب است تقریباً حالت فریز به خود می‌گیریم و اقدام خاصی نمی‌کنیم مانند شب‌های امتحان که از شدت استرس خود را با تماشای فوتبال یا فیلم سرگرم می‌کردیم.
  • اگر استرس به این حد برسد، به معنای واقعی کلمه نابود شده‌ایم. مانند همان خانمی که ابتدای مقاله تعریف کردم.

استرس تا حدی لازم و ضروری است و به ما کمک می‌کند که عملکرد و بازدهی بهتری داشته باشیم. تصور کنید استرس وجود نداشت. می‌دانید در آن صورت چه اتفاقی می‌افتاد؟ هیچ… فقط اجداد ما هنگام رو به رو شدن با حیوانات وحشی تکه تکه می‌شدند و نسل انسان منقرض می‌شد!

ما در این مقاله قصد نداریم استرس را از بین ببریم، بلکه یاد می‌گیریم چطور استرس را مدیریت کنیم و به اصطلاح افسارش را در دستان خود بگیریم.

 

در مقاله بعدی، راهکارهایی را معرفی کرده‎ایم که چطور مانند سخنرانان بزرگ، به ترس از سخنرانی غلبه کرده و سکوی سخنرانی را به لذت بخش‌ترین و آرامش‌بخش‌ترین مکان تبدیل کنیم. 

مقاله دوم: راهکارهای مدیریت استرس در سخنرانی

سخن پایانی

مدیریت استرس یکی از مهم‌ترین سرفصل‌های دوره فن بیان و سخنرانی است و ما در دو مقاله متوالی، به صورت کامل به آن پرداخته‌ایم. بخشی از مبانی و مفاهیم استرس را در این مقاله آورده‌ایم در حالی که در مقاله بعدی راهکارهای غلبه برای این غول بی شاخ و دم را معرفی کرده‌ایم. بنابراین اگر این مقاله را کامل مطالعه نکرده‌اید پیشنهاد می‌کنم برگردید بالا و کامل مطالعه نمایید.

در انتها از نظرات شما خوشحال می‌شویم و پیشنهاد می‌کنیم این مقاله را با کسانی که دوستشان دارید یا فکر می‌کنید به این مطالب نیاز دارند، به اشتراک بگذارید.

کانال ترجیحی

کانال‌ ترجیحی چیست و چه کاربردی در فن بیان و سخنرانی دارد؟

کانال ترجیحی چیست؟

کانال‌ ترجیحی یکی از سرفصل‌های مهم در علم  NLP (برنامه ریزی عصبی-کلامی) است. ما انسان‌ها از سه طریق اطلاعات را دریافت می‌کنیم: دیدن، شنیدن و حس کردن (شامل بویایی، چشایی و لامسه). نکته جالب توجه این است که در وجود هرکدام از ما یکی از این کانال‌ها قوی تر عمل می‌کند.

  • افرادی که بیشتر اطلاعات را از طریق چشم وارد مغز می کنند، اصطلاحاً دیداری هستند؛
  • افرادی که بیشتر اطلاعات را از طریق گوش وارد مغز می کنند، شنیداری هستند؛
  • افرادی هم که از طریق دیگر حواس مانند چشیدن، لمس کردن و بویایی اطلاعات را بهتر دریافت می‌کنند، لمسی یا کنستاتیک نامیده می‌شوند.

هرکدام از ما  ترکیبی از هر سه کانال‌ ترجیحی را داریم ولی برای هر کس عملکرد یکی از کانال‌ها قوی‌تر است.

 

چطور کانال ترجیحی افراد را شناسایی کنیم؟

دانستن کانال‌ ترجیحی افراد به ما کمک می‌کند ارتباط بهتر و موثرتری با دیگران بسازیم. به سناریوی زیر توجه کنید:

شوهر: عزیزم چرا ناراحتی؟

همسر: واسه اینکه بهم نمیگی دوستت دارم!

شوهر: من که برات گل و کادو میخرم! دیگه چه جوری علاقم رو نشون بدم؟! 

همسر: من دلم می خواد بهم بگی دوستت دارم! 

 

حدس می‌زنید کانال‌ ترجیحی هرکدام چیست؟ درست حدس زدید: کانال‌ ترجیحی مرد دیداری و کانال‌ ترجیحی همسر او شنیداری است.

 در روابط از این مسائل بسیار مشاهده می‌کنیم؛ اگر ما از کانال‌ ترجیحی خودمان به دیگران اطلاعات دهیم در حالی که کانال‌ ترجیحی آن شخص چیز دیگری است، باعث بوجود آمدن سوء تفاهم می شویم و نمی توانیم منظورمان را منتقل کنیم.

افرادی که هوش کلامی بالایی دارند به خوبی می‌دانند چطور با هر شخص صحبت کنند. بنابراین برای تقویت هوش کلامی و فن بیان بهتر است کانال‌ ترجیحی مخاطب موردنظرمان را بشناسیم و از کانال‌ ترجیحی او صحبت کنیم، به قول معروف :

جایِ گُل، گُل باش و جایِ خار، خار

 

افراد متفاوت - کانال‌‌های ترجیحی متفاوت

 

طرز صحبت کردن دیداری ها

افرادی که کانال‌ ترجیحی آن‌ها دیداری است از کلماتی استفاده می‌کنند که تصویری هستند: چشمگیر، قشنگ، بزرگ، کوچک و… ؛

دوست دارند هر چیزی را ببینند؛

سرعت حرف زدن آن‌ها تند است؛

زیاد از زبان بدن استفاده می‌کنند؛

موقع صحبت کردن حتماً باید نگاهتان به آنها باشد؛

و… .

 

طرز صحبت کردن شنیداری ها‌

افراد با کانال‌ ترجیحی شنیداری از کلماتی مانند شنیدن، گفتن، گوش نواز و … استفاده می کنند؛

سرعت حرف زدن آنها متوسط است؛

حرکات دست هایشان کم است و معمولا دستهایشان را در کنارشان قرار می‌دهند؛

موقع صحبت کردن سرشان را به سمت شما می‌آورند؛

و… .

 

طرز صحبت کردن کنستاتیک ها:

اگر کانال‌ ترجیحی فردی کنستاتیک (حسی) باشد، از کلمات حسی استفاده می‌کنند: احساس می‌کنم، خوشمزه، سنگین، چشیدن و… ؛

سرعت کلامشان پایین است و با طُمأنینه صحبت می‌کنند؛

معمولا مردمک چشمشان به سمت پایین می‌رود؛

هنگام صحبت کردن یا حرکات دست ندارند یا دست ها را روی هم می‌گذارند یا جلو (یا پشت) خود قرار می‌دهند و یا دست به سینه اند؛

و… .

تشخیص کانال‌ ترجیحی افراد  به تمرین و ممارست نیاز دارد، برای آشنایی بیشتر با کانال‌های ترجیحی پیشنهاد می‌کنم کتاب “از هفت تا بی‌نهایت”  را مطالعه کنید در این کتاب به همه جوانب هوش کلامی پرداخته شده است و شما را به طور کامل با این مبحث آشنا می کند.

 

 

اهمیت تشخیص کانال ترجیحی در متقاعدسازی

این جمله را نباید از یاد ببریم:

“آدمها هستند که توت فرنگی دوست دارند؛ ماهی ها کرم دوست دارند نه توت فرنگی!”

در بحث متقاعدسازی موضوعی که مطرح می‌شود این است که قبل از هر اقدامی برای متقاعد کردن، ما باید شناخت درست و کافی از طرف مقابل داشته باشیم و مطابق میل او خواسته خود را بیان کنیم. در غیر این صورت تلاش های ما، مانند تیرهایی است که پرتاب می‌شوند ولی هیچکدام به هدف اصابت نمی‌کنند!

 

کاربرد کانال ترجیحی در متقاعدسازی

 

ابعاد مختلفی برای شناختن شخصیت‌ها و ویژگی‌های انسان‌ها وجود دارد که تشخیص کانال‌ ترجیحی یکی از ساده‌ترین آنهاست. در دوره هوش کلامی اولین مطلبی که در رابطه با متقاعدسازی آموزش می‌دهیم شناسایی کانال ترجیحی افراد است.

برای متقاعد کردن طرف مقابل بهتر است با او همسان سازی کنیم یعنی خود را شبیه او کنیم: زبان بدن، کلمات، لحن، سرعت صحبت کردن و… . تشخیص کانال ترجیحی به ما کمک می‌کند سریعاً متوجه شویم که مخاطب ما جز کدام دسته است و خود را شبیه او کنیم، به این طریق احتمال متقاعدشدن مخاطب بالاتر می‌رود.

 

در سخنرانی چطور کانال‌ ترجیحی خود را با مخاطبان تطبیق بدهیم؟

تصور کنید مهمانی بزرگی ترتیب داده‌ایم و مهمانان سه دسته هستند: دسته اول انگور دوست دارند، دسته دوم شلیل را ترجیح می‌دهند و دسته سوم فقط هلو می‌خورند. برای این مهمانی چه میوه ای باید تهیه کنیم؟

قاعدتاً از هر سه نوع میوه تهیه می‌کنیم. ظرف میوه ای که برای پذیرایی جلوی مهمان تعارف می‌کنیم شامل هر سه نوع میوه است که هر کس از هر کدام دوست داشت بردارد.

در سخنرانی با مخاطبین زیادی مواجه هستیم که هر کدام کانال‌ ترجیحی متفاوتی دارند. ما برای اینکه هر سه دسته را در سخنرانی سهیم کنیم و پیام خود را به همه برسانیم بهتر است صحبت های خود را طوری تنظیم کنیم که شامل همه کانال‌های ترجیحی شود.

اهمیت هوش کلامی دقیقاً در اینجاست که جلوه پیدا می‌کند. دایره لغات ما به اندازه کافی باید گسترده باشد که لغات هر سه دسته را به کار ببریم و بتوانیم منظورمان را به هر سه روش بیان کنیم.

فرض کنید می‌خواهیم بگوییم: غروب به خانه رسیدم؛ شما چطور هر سه کانال‌ ترجیحی را سهیم می‌کنید؟

یک روش می‌تواند اینطور باشد: دیشب وقتی رسیدم خونه که دیگه هوا تاریک شده بود (دیداری) و داشتن اذان می‌گفتن (شنیداری)، خیلی هم گشنم بود (حسی)!

البته لزومی ندارد برای هر جمله همه را ترکیب کنیم، فقط باید حواسمان باشد که همیشه و در هر جمله از کانال‌ ترجیحی مختص به خودمان صحبت نکنیم و با استفاده از هوش کلامی خود در جای جای سخنرانی به هرکدام اشاره ای داشته باشیم.

 

نقش دایره لغات در ارتباط با کانال‌های ترجیحی متفاوت

 

در ادامه سه فهرست آورده‌ام که هر کدام کلمات کلیدی هر کانال‌ ترجیحی را شامل می‌شود. استفاده از این لغات برای شروع مناسب است و کمک می‌کند سخنرانی و صحبت‌های خود را با کانال‌های ترجیحی متفاوت تطبیق دهیم.

 

فهرست کلمات رایج در دیداری‌ها

ظاهراً، دیدگاهِ از بالا به پایین، نگاهی انداختن، روشن، تیره، تیپ زده، روشنگری کردن، وارسی کردن، در معرض دید گذاشتن، تمرکز کردن، نگاه اجمالی انداختن، تصویری، مبهم، نامشخص، غبارآلود، نگاه به عقب، توهّم، توصیف کردن، در پرتو چیزی نگاه کردن، نظر داشتن به چیزی، بررسی کردن، قشقرق به پا کردن، چشمِ دل، توجه کردن، آشکار، نگرش، دیدگاه، منظر، تصویر، عکس، ردیابی کردن، فاش کردن، دیدن، نزدیک‌بین، عینک، مغشوش، تار و… .

 

فهرست کلمات رایج در شنیداری‌ها

شنیدن، ندا، رسا، تصنیف ساختن، بحث کردن، هارمونی، گوش کردن، بلند و آشکار، شیوه صحبت کردن، ذکر کردن، یادداشت برداشتن، گفته، نظر، سکوت، آواز خواندن، صدا کردن، گزارش، زبان بند آمدن، فریاد زدن، زبان بسته، صدا، کلمه به کلمه و… .

 

فهرست کلمات رایج در کنستاتیک‌ها

عاطفی، حمل کردن، خنک، خشک، پرت کردن، سرد و گرم، تشنه و گرسنه، خزیدن، مبنا، توجه کردن، تماس برقرار کردن، تب و تاب، برخورد کردن، آزار دادن، ولرم، سفت و محکم، سبک و سنگین، عمق، تیز و بُرنده، دردناک، استرس، فشار، شوکه کردن، از ذهن پریدن، به هم زدن، قلقلک دادن، چلاندن، مچاله کردن، آزار و اذیت کردن، نگه داشتن، مالیدن، میخ، حرکت، پرشور، هیجانی و… .

 

جمع‌بندی

تشخیص کانال‌ ترجیحی افراد به ما کمک می‌کند روابط مؤثرتر و قوی‌تری برقرار کنیم. در سخنرانی توجه به کانال‌ ترجیحی افراد ضروری است، اینکه بدانیم هر فردی دیداری یا شنیداری و یا کنستاتیک است و در صحبت کردن، کانال‌ ترجیحی خود را با دیگران مطابقت دهیم. 

 

تمرین:

پیشنهاد می‌کنم سخنرانی های مختلفی را ببینید و تحلیل کنید که سخنران از چه کلماتی استفاده می کند و چطور منظور و مثال های خود را بیان می‌کند. این تمرین هم در تشخیص کانال‌ ترجیحی دیگران به شما کمک می‌کند و هم دستتان می‌آید با هر کانال‌ ترجیحی چطور صحبت کنید.

البته کانال‌ ترجیحی فقط قطره‌ای از دریای هوش کلامی است؛ هوش کلامی بخش‌های مختلفی دارد: : متقاعدسازی،  طنزپردازی،  حاضرجوابی،  معرفی و ارائه خود،  داستان گویی،  بداهه‌گویی،  هیپنوتیزم کلامی. هر کدام از این موارد به نوبه‌ی خود در فن بیان الزامی هستند. با شرکت در دوره غیر حضوری هوش کلامی، تمامی این مهارت ها را یاد می‌گیرید و سخنرانی خود را جذاب‌تر ارائه می‌کنید.

 

دوره هوش کلامی