تحلیل سخنرانی برایان تریسی

تحلیل سخنرانی برایان تریسی

تا قبل از شروع این مقاله، کلیپ‌های سخنرانی متنوعی را از برایان تریسی دیدم تا یکی از بهترین آن‌ها را برای تحلیل انتخاب کنم. راستش آنقدر سخنرانی‌های برایان تریسی عالی و پر نکته هستند که انتخاب بین آن‌ها کار راحتی نیست. برایان تریسی یکی از ثروتمندان خودساخته است که در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمده بود اما با تلاش و پشتکار خودش توانست به یکی از افراد معتبر، پولدار و محبوب جهانی تبدیل شود.

سخنرانی‌های برایان تریسی یکی از پرطرفدارترین‌های دنیاست که برترین مدیران افتخار حتی یک بار عکس انداختن کنار او را سعادت بزرگی می‌دانند. برایان به دلیل فن بیان و سخنرانی خوبی که دارد، به عنوان یکی از سخنرانان معروف دنیا شناخته شده است. در این مقاله بخشی از یکی از بهترین سخنرانی‌های او آورده‌ و تحلیل کرده‌ایم تا با رمز و رازهای فن بیان این سخنران مشهور آشنا شوید. پیشنهاد می‌کنیم ابتدا فیلم سخنرانی را دانلود کنید و سپس تحلیل‌ها را بخوانید.

 

برایان تریسی کیست؟

به احتمال زیاد کتاب «قورباغه‌ات را قورت بده» را شنیده یا حتی خوانده باشید. نویسنده این کتاب برایان تریسی می‌باشد البته تریسی کتاب‌های زیادی را نوشته که همگی به میلیون‌ها نسخه در تمام دنیا به چاپ رسیده و به فروش رفته‌اند. کتاب «روانشناسی فروش» او بسیار مفید است و فروش حرفه‌ای را آموزش می‌دهد.

این جمله را زیاد می‌شنویم که «ای بابا فلانی باباش پولدار بوده… ما که پدرمون پولدار نیست نمیتونیم موفق بشیم….» اما محض اطلاع باید عرض کنیم که برایان تریسی (Brian Tracy) در یک خانواده فقیر به دنیا آمد. او سه برادر داشت که همراه پدر و مادرش زندگی می‌کردند که حتی توان پرداخت قبض آب و برق را هم نداشتند به همین دلیل مدرسه را در سنین پایین کنار گذاشت و به کار مشغول شد.

برایان تریسی جاهای مختلفی کار کرده، اعم از گارسونی، ظرف شستن، کارگری، کشاورزی و… . بزرگترین سوال برایان تریسی همیشه این بود «چرا بعضی از افراد از کیفیت زندگی بالاتری برخوردار هستند؟». برای پاسخ به این سوال به مطالعه و تحقیق می‌پردازد، سخت کار می‌کند، نا امید نمی‌شود تا به تدریج به درآمد بالایی می‌رسد و اکنون صاحب شرکت برایان تریسی در ونکوور کانادا است. برایان مشاور کسب و کارهای بزرگ بوده و هست و عمل کردن به سخنان او از شما مانند او یک فرد موفق خواهد ساخت.

 

سخنرانی برایان تریسی

  1. شروع با یک خبر خوب: «تعداد پولدارهای دنیا در چند سال آینده بیشتر از تعداد فعلی خواهد بود». مژده و امید دادن، باعث جلب توجه مخاطب می‌شود و این موضوع در شروع سخنرانی اهمیت زیادی دارد.
  2. دلیل آوردن برای خبر گفته شده به همراه آمار و ارقام: این روش اثباتی باعث بالاتر رفتن اعتبار سخنران و اعتماد مخاطب می‌شود. دقت کنید که برایان تریسی چگونه به کار فروشندگی ارزش بالایی می‌بخشد، آنجا که می‌گوید «بیشتر این سود نصیب فروشندگان می‌شود». ارزشگذاری روی موضوع را هر سخنرانی باید بداند.
  3. طنز پردازی در ابتدای سخنرانی: این کار کمی سخت است و برای سخنرانان تازه کار پیشنهاد نمی‌شود. اما طنز در طول سخنرانی مخاطب را شیفته شما می‌کند و حوصله‌اش سر نمی‌رود.
  4. ورود به موضوع سخنرانی یا بیان کردن یک مساله: برایان به یک مساله همیشگی اشاره می‌کند و جزئیات زندگی مخاطب را به زبان می‌آورد: «همه دوست داریم به اهدافمون برسیم، درآمد بالا، کاهش بدهی، داشتن خانواده خوب و… اما هیچ وقت شروع نمیکنن و میگن امروز که وقت نداریم….». مطرح کردن مشکل در ابتدای سخنرانی، در مخاطب ایجاد نیاز می‌کند و چاره‌ای جز گوش دادن برایش نمی‌گذارد. دقت کنید که جمله حالت طنز دارد و جمله ضمیر سوم شخص می‌باشد نه اینکه مستقیماً مخاطب را نشانه گرفته باشد.
  5. ارائه راه حل به صورت انگیزشی: «اگر میخواهید موفق شوید… همین الان شروع کنید… همین الان… اگر ….».
  6. مقایسه بین آدم‌های عادی و موفق: برایان خیلی حرفه‌ای دو دسته افراد را مقایسه می‌کند و بدون خطاب قرار دادن مخاطب حس رقابت با افراد موفق و انزجار از معمولی بودن را در مخاطبان روشن می‌کند.
  7. بیان کردن یک حقیقت مهم با خطاب قرار دادن مخاطب: برایان تریسی مستقیم می‌گوید که: «باید بدانید که هر ایده‌ یا کاری اولش جواب نمیده… حتی چند بار اول جواب نمیده… باید آنقدر تکرار کنید تا جواب دهد.
  8. گفتن تجربه شخصی خود برای اثبات حقیقت بالا: با این کار مخاطب احساس همدلی می‌کند و به راحتی با شما همراه می‌شود.
  9. پرسیدن سوال: «در این مسیر دو اتفاق می‌افتد… به نظرتان چه است؟…»
  10. نتیجه گیری و رفتن به تیتر بعدی یعنی ساخت عادات
  11. داستان شخصی و تجربه ملاقات با یک مشاور در شرکت: اگر می‌خواهید صحبت‌هایتان در حافظه مخاطب بنشیند، تنها راهش داستان گویی است و هیچ چیز بهتر از داستان شخصی نیست.

 

زبان بدن

زبان بدن کاملاً پر انرژی و عالی است و شکل کلمات و احساسات روی بدن خود برایان مشخص می‌باشد. یادتان باشد که زبان بدن ما در هر ثانیه ۱۰۰۰ سیگنال انتقال می‌دهد حتی اگر هیچ کلامی بر زبان نیاوریم. زبان بدن یک سخنران باید پر انرژی و دوستانه باشد تا مخاطب جذب شود و احساس راحتی کند. حالت دست به سینه یا نگاه کردن به پایین، بالا و اطراف نشان از بی‌میلی سخنران دارد طبیعتاً مخاطبان چنین سخنرانی هم بی‌میل خواهند شد.

 

لحن

به لحن برایان تریسی خوب دقت کنید، انرژی، احساس، تغییرهای به موقع در گفتار او کاملاً مشهود است و حوصله مخاطب را سر جایش نگه می‌دارد.

 

جمع بندی

سخنرانی‌های برایان تریسی عالی هستند و همه جا طرفدار دارد. خود را به شنیدن سخنرانی‌های او عادت دهید و تلاش کنید خودتان هم چند بار به سبک او سخنرانی کنید تا نکات گفته شده در این مقاله برایتان کاربردی شود. در انتها از نظرات شما عزیزان خوشحال می‌شویم.

کتاب خودآموز سخنرانی

قبلاً کتاب یا کلاسی برای آموزش فن بیان و سخنرانی وجود نداشت و افرادی که این مهارت را داشتند، خوش به حالشان بود اما افرادی هم که مسلط نبودند باید با کمبود اعتماد به نفس و نداشتن روابط قدرتمند، می‌سوختند و می‌ساختند. اما امروزه سخنرانی یک تخصص است که برای یاد گرفتن آن باید به بخش‌های مختلف اعم از زبان بدن، هوش کلامی، لحن، طراحی متن و ساختار سخنرانی و… مسلط شد. با اینکه هنوز جای این علم درخشان در دانشگاه خالی است اما کتاب‌های آموزشی متعددی وجود دارد که نیاز شما را برطرف می‌کند. کتاب خودآموز سخنرانی یکی از بهترین کتاب‌های این حوزه می‌باشد که هر چه سخنران معتبر می‌شناسم، مطالعه این کتاب را توصیه کرده است.

کتاب خودآموز سخنرانی بسیار علمی به آموزش فن بیان و سخنرانی می‌پردازد البته کمی سطح آن تخصصی است و اکثر مطالب آن به تجربه نیاز دارد. پیشنهاد می‌کنیم ابتدا در یک دوره آموزشی شرکت کنید و با تمرین کردن با مباحث مقدماتی سخنرانی آشنا شوید، سپس این کتاب را مطالعه نمایید.

 

چرا کتاب خودآموز سخنرانی را بخوانیم؟

آماندا ویکرز و استیو بایستر این کتاب را نوشته‌اند و خودشان مدرسان دوره‌های فن بیان و سخنرانی متعددی بودند. این کتاب حاصل تجربیات چندین ساله آن‌هاست و به صورت علمی تمام جنبه‌های سخنرانی حرفه‌ای را آموزش می‌دهد.

همانطور که از نام کتاب خودآموز سخنرانی پیداست، خودآموز سخنرانی می‌باشد یعنی خودتان با خواندن آن می‌توانید با اصول سخنرانی آشنا شوید، دقت کنید که می‌گویم آشنا شوید، نه اینکه مسلط شوید. چرا که کسب مهارت و تسلط به تمرین و ممارست نیاز دارد تا در جان ما بنشیند تا بتوانیم خیلی راحت از دانش به دست آمده استفاده کنیم. یادگیری مهارت فن بیان، زندگی، روابط و درآمد شما را متحول می‌کند و این گنج بزرگ بها هم دارد، آن هم تمرین کردن است!

قبول دارید که فن بیان عالی نتایج زیر را برای شما به ارمغان می‌آورد:

  • به راحتی از حق خود دفاع کنید
  • نظر خود را با اعتماد به نفس ابراز کنید
  • در جمع به راحتی سخن بگویید
  • جذابیت شما بالاتر می‌رود
  • دوستان بیشتری خواهید داشت
  • کلام شما نافذتر می‌شود
  • ارتباطات شما رنگ بهتری به خود می‌گیرند
  • در محیط کار، خانواده، دوستان و… می‌درخشید

کتاب خودآموز سخنرانی دقیقاً راهکارهای لازم برای رسیدن به این نتایج را با استفاده از قدرت فن بیان و سخنرانی آموزش می‌دهد. با توجه به تجربه چندین ساله‌ که در زمینه فن بیان و سخنرانی دارم، این کتاب را جزء تخصصی‌ترین و بهترین منابع می‌شناسم.

 

آموزش فن بیان وسخنرانی

 

بهترین قسمت‌های کتاب خودآموز سخنرانی

کتاب خودآموز سخنرانی، ۲۰ فصل دارد که از سیر تا پیاز اصول سخنرانی را توضیح می‌دهد. ابتدا با تقویت اعتماد به نفس شروع می‌کند سپس به ساختار سخنرانی، زبان بدن و موقعیت‌های مختلف می‌پردازد. دو قسمت جالب از این کتاب را در ادامه آورده‌ایم:

۱۰ اشتباهی که حضار بیشترین تنفر را از آن‌ها دارند:

برای لحظه‌ای روی سخنرانی‌هایی که تا به حال داشته‌اید فکر کنید. چه چیزی باعث می‌شود دیگر به سخنرانی گوش نکنید؟ چه چیزی واقعاً دیوانه‌تان می‌کند؟ چند مورد از مواردی که فهرست کرده‌اید با ۱۰ خطایی که ما در اینجا فهرست کرده‌ایم مطابقت دارند؟

  1. نداشتن هدف مشخص: شاید این بدیهی به نظر برسد، ولی خیلی از سخنرانان به روشنی برای حضار مشخص نمی‌کنند که هدفشان از ارائه سخنرانی چیست؟
  2. نشناختن حضار: ایراد سخنرانی‌ای که با حضار تناسب یا موضوعیتی ندارد باعث می‌شود حضار از خود بپرسند چرا وقتشان را تلف و در جلسه سخنرانی شرکت کردند. گوش کردن به سخنرانی شما باید برای آن‌ها مفید باشد و شما باید این را مشخص کنید.
  3. مرگ به وسیله پاورپوینت: بسیاری از سخنرانان در این دام می‌افتند که اسلایدهای خیلی زیادی را با اطلاعات زیادی پر به حضار عرضه می‌کنند.
  4. سخنرانی با صدای یکنواخت: هیچ چیز، بدتر از سخن گفتن با لحنی یکنواخت و با صدایی با ارتفاع، سرعت و شدت یکسان نیست. این اشتباه قطعاً حضار را به خواب خواهد برد.
  5. نداشتن آمادگی: اگر سخنرانی‌تان را آماده نکرده باشید، معلوم می‌شود و حضار فکر می‌کنند به خودتان زحمت نداده‌اید تلاشی کنید.
  6. نداشتن سازماندهی: اگر مسیری روشن یا یک جریان اطلاعات ارائه ندهید تا حضار آن را دنبال کنند، آنان دیگر گوش نخواهند داد و حوصله‌شان سر خواهد رفت.
  7. برقرار نکردن پیوند با حضار: بعضی از سخنرانان چنان روی خودشان تمرکز می‌کنند که رابطه‌ای دوستانه با حضار پیدا نمی‌کنند.
  8. ارائه شواهد و مدارک ضعیف: اگر ایده‌های‌تان را با شواهد و مدارک حمایت نکنید، اعتبارتان را از دست خواهید داد. پس کارهای مقدماتی را انجام دهید.
  9. طول دادنِ سخنرانی: اگر سخنرانی را زیاد طول دهید یا آن را به درازا بکشانید، خستگی روحی بر حضار قالب می‌شود و آن‌ها دیگر گوش نخواهند داد. چیزی آماده کنید که سخنرانی‌تان را کمی زودتر از اتمام وقت به پایان برسانید و اطمینان حاصل کنید که برای اینکه سخنرانی‌تان را خوب به پایان ببرید وقت کافی داشته باشید.
  10. استفاده نامناسب از طنز: وقتی شک دارید، لطیفه نگویید. به جای آن از شوخ طبعی استفاده کنید.

اگر از این اشتباهات دوری کنید در مسیر سخنرانی موفق قرار می‌گیرید.

 

تکنیک‌های بلاغی

این قسمت از کتاب خودآموز سخنرانی به انواع تکنیک‌های بلاغی می‌پردازد که ریشه آن‌ها به دو هزار سال پیش در یونان برمی‌گردد. این تکنیکها بسیار قدرتمند هستند و سخنرانی را تاثیرگذارتر می‌کنند.

تکنیک‌های بلاغی به شیوه‌های متعدد و متفاوتی ظاهر می‌شوند و تعداد آن‌ها حدود ۷۰ مورد است. برای شروع کار، بعضی از مفیدترین موارد را با ذکر مثال‌هایی بیان می‌کنیم.

 

تکرار

اگر تقریباً همه سخنرانی‌های مشهور را در طول سالیان متمادی بررسی کنید، نمونه‌هایی از تکرار را در آن‌ها پیدا خواهید کرد. وینستون چرچیل، ملکوم ایکس، بیل کلینتون و تونی بیلر همگی از این تکنیک استفاده کردند.

مارتین لوتر کینگ با استفاده از بلاغت و مخصوصاً تکرار در سخنرانی موسوم به «رویایی در سر دارم» که در سال ۱۹۶۳ ایراد کرد مشهور است. اکثر افراد جمله «من رویایی دارم» را به یاد می‌آورند، ولی او از تکرار به شیوه‌های متعددی استفاده کرده است.

 

تاکید

بعضی از تکنیک‌های بلاغی مخصوصاً زمانی مفید هستند که بخواهید روی یک کلمه یا عبارت تاکید کنید. ما دو نوع تکنیک را معرفی می‌کنیم: تفصیل و جمله پُرکنی. در سخنرانی وینستون چرچیل به نام «با آن‌ها در ساحل بجنگ». از جمله پُرکن‌ها استفاده می‌کند.

 

تقابل

جملاتی که به دل حضار می‌نشینند به احتمال خیلی زیاد بعداً به یاد خواهند آمد. وقتی از تقابل‌هایی مثل آنتی تز استفاده می‌کنید، دارید از شیوه قدرتمندانه‌ای برای این استفاده می‌کنیدکه نشان دهید چطور ایده‌ای با ایده دیگر متفاوت است. ابتدا می‌گویید فلان چیز چگونه است و سپس می‌گویید فلان چیز چگونه نیست. یک مثال معروف سخن فضانوردی به نام نیل آرمسترانگ است که وقتی بر کره ماه فرود آمد، گفت «این یک گام کوتاه برای یک فرد است، ولی یک پرش بزرگ برای بشریت است».

هدفِ ماه پیش چالش برانگیز بود. هدف این ماه راحت‌ترخواهد بود.

ما شاید بزرگ نباشیم، ولی ایده‌های بزرگی داریم.

ما به موعد سررسید رسیدیم، ولی اشتباهات خیلی زیاد بودند.

تکنیک‌های گفته شده تنها بخشی از مطالب خود کتاب خودآموز سخنرانی می‌باشد.

 

جمع‌بندی

کتاب خودآموز سخنرانی پر از نکته‌ها و ایده‌های ناب برای سخنرانی است که فقط یک نفر می‌خواهد آن را بخواند و به آن عمل کند. برای عملی کردن این نکات بهتر است ابتدا در یک دوره سخنرانی شرکت کنید تا پایه‌های اولیه فن بیان را در خود به وجود آورید، سپس با خواندن این کتاب، آن را تکمیل کنید.

 

تحلیل سخنرانی الهه قمشه‌ ای

دیگر نوبتی هم که باشد، نوبت تحلیل سخنرانی سخنرانان ایران، کشور خودمان است. بله ما در کشور خودمان کم سخنران عالی نداریم، به عنوان نمونه سخنرانی‌های دکتر الهه قمشه‌ای را که دیگر همه دیده‌ایم و چقدر که از کلام او انگیزه و آرامش می‌گیریم. اما قبلش یک نکته باید بگویم.

شاید شما هم تا کنون در دوره‌های فن بیان و سخنرانی شرکت کرده باشید، یکی از دغدغه‌های اصلی شرکت کنندگان دوره‌های فن بیان این است «چطوری تمرین کنم؟ این تکنیکا رو نمیدونم چحوری استفاده کنم! چیزی به ذهنم نمیرسه بگم… یه عده آدم از کجا بیاریم که براشون سخنرانی کنیم؟ و… ». این دغدغه کاملاً قابل درک است چون تا زمانی که تمرین نباشد، یادگیری اتفاق نمی‌افتد. اما مشکل اصلی اینجاست که ما دوست داریم از قدم‌های سخت شروع کنیم، اقدامات ساده و کوچک به چشممان نمی‌آید.

دکتر الهه قمشه‌ای یکی از بهترین سخنرانان کشور عزیزمان، که گوش کردن به سخنرانی‌های او تمام تکنیک‌های فن بیان را برای شما آشکار می‌کند. به شخصه تمرینات فن بیان را با تحلیل کلیپ‌های ۲ دقیقه‌ای از سخنرانی دکتر الهه قمشه‌ای شروع کردم و بسیار برایم نتیجه بخش بود. به دوستا عزیز شرکت کننده هم بارها گفته‌ایم و می‌گوییم که تحلیل سخنرانی‌های دیگران به شما کمک می‌کند هر آنچه یاد گرفته‌اید را اجرا کنید. اما نمی‌دانم چرا این اقدام ساده را جدی نمی‌گیرند، شاید چون خیلی ساده به نظر می‌رسد. اما موفقیت‌های بزرگ از همین اقدامات ساده شروع می‌شود.

در ادامه یک سخنرانی از دکتر الهه قمشه ای را آورده‌ایم که در مدت زمان کوتاه تمام نکات فن بیان برایتان مرور شود.

 

 

سخنرانی دکتر قمشه ای

  • استناد به مرجع و آیات قرآن: دکتر قمشه ای در سخنرانی‌های خود از نقل قول بزرگان، آیات قرآن، داستان و اشعار استفاده فراوانی می‌کند و این نشان از حافظه قوی و مطالعه بالای او دارد. سعی کنید در شروع سخنرانی از این موارد بسیار استفاده کنید چرا که هم کلام شما را زیباتر می‌کند هم اعتبار شما را بالاتر می‌برد.
  • نتیجه گیری از آیه قرآن و ارتباط آن با موضوع سخنرانی: همیشه یادتان باشد، اگر داستان یا مثالی به زبان می‌آورید، حتماً از آن نتیجه گیری کنید تا مخاطب متوجه ارتباطش با موضوع شود نه اینکه ناگهان به بحث ادامه دهید و ذهن مخاطب را خلاً نگه دارید که «خب که چه… این مثال چه ربطی داشت… چی شد….». این اشتباه باعث می‌شود مخاطب از ادامه همراهی باز بماند.
  • توضیح معنی اصطلاحات تخصصی: اگر این قسمت را مجدداً نگاه کنید، متوجه می‌شوید که دکتر در جایی به «کریستوفر» اشاره می‌کند و بلافاصله معنای آن را هم توضیح می‌دهد تا مخاطبان او را بشناسند و سوالی در ذهنشان باقی نماند.
  • داستان کریستوفر: داستان در سخنرانی معجزه می‌کند و سخنرانی‌های دکتر قمشه‌ ای همیشه داستان‌های متنوع دارد. این داستان‌ها کاملاً آموزنده هستند و حتی برای سخنرانی‌ها یا صحبت‌های معمولی هم می‌توانید استفاده کنید. به جزئیات داستان دقت کنید که دکتر چقدر عالی تصویر سازی می‌کند.
  • طنزپردازی: دکتر قمشه‌ای با وجود اینکه مخاطبان رسمی دارد اما باز هم طنز را در صحبت‌های خود جاری می‌کند. یکی از جذاب‌ترین کارهای هر سخنران طنزپردازی است، اصلاً مخاطب می‌میرد برای طنز. اگر بتوانید مهارت طنزپردازی خود را افزایش دهید، سخنران موفقی خواهید بود.
  • دیالوگ‌ وار سخن گفتن: اگر دقت کرده باشید، دائم در سخنرانی‌های ایشان صحبت‌های شخصیت‌ها را به صورت دیالوگ وار می‌شنوید و این بهترین کار برای توصیف داستان است.
  • نتیجه گیری از داستان: دقیقاً مانند مثال آوردن، از داستان هم باید نتیجه گرفت. سخنرانی دکتر قمشه‌ ای این نکته را به شما به خوبی نشان می‌دهد.
  • ارتباط داستان با آیه قرآن
  • معنا کردن آیات قرآن به صورت تکه تکه: همین نکته را خودم الان توجه کردم، اگر عبارتی قرآنی یا به زبان دیگر را در سخنرانی می‌آورید که متن آن طولانی است، پیشنهاد می‌شود که به صورت تکه تکه آن را بیان کنید و معنایش را خرد خرد به مخاطب بخورانید. در غیر این صورت و یک دفعه‌ای بیان کردن آن، باعث سر رفتن حوصله مخاطب و از دست دادن توجه او می‌شود.
  • استفاده از قدرت مقایسه: دکتر قمشه ای با مقایسه‌ای بین مسیحیان و مسلمانان، میزان شناخت ما را از قرآن گوشزد می‌کند.
  • سوالات بی جواب پرسیدن: این مهارت ذاتی در همه ما انسان‌ها وجود دارد که برای به فکر بردن مخاطب از او سوالات بی جواب می‌پرسیم و جواب را خودمان می‌دهیم. هدف از این سوالات فق تلنگر زدن به مخاطب است. از این تکنیک غافل نشوید اگر می‌خواهید حرفه‌ای و اثرگذار سخنرانی کنید. سوالات درست و مناسب با موضوع سخنرانی را حتماً پیدا کنید و در میانه صحبت به کار ببرید. بی شک سوال طراحی کردن به شناخت شما از مخاطبین بستگی دارد. هر چه شناخت شما از مخاطب بیشتر باشد، سوالات بهتری خواهید پرسید.
  • شعری از مولانا بیان کردن: یک بیت شعر به اندازه یک ساعت سخنرانی معنا دارد و کار شما را راحت می‌کند بنابراین نیازی با زیاد توضیح دادن ندارید. تصور کنید که شاعران عزیز سال‌ها زحمت کشیده‌اند و این بیت‌ها را به زیبای تزئین کرده‌اند تا بقیه لذت ببرند، خب چرا استفاده نکینم؟ چرا کلام خود را زیباتر نکنیم؟
  • وصل شدن به تیتر بعدی سخنرانی: سخنرانی دکتر الهه قمشه‌ای همیشه حالت طبیعی خود را دارد و ایشان به صورت طبیعی مطالب را به یکدیگر ربط می‌دهند و مرحله به مرحله به قسمت بعدی سخنرانی می‌روند.

 

زبان بدن:

دکتر الهه قمشه‌ای معمولاً در حالت نشسته سخنرانی می‌کنند و زبان بدن ایشان به بالا تنه یعنی سر، چشم، دست‌ها محدود می‌شود. با این حال خیلی عالی از این عناصر بهره می‌برند و با دستان خود شکل کلمات را تصویر سازی می‌کنند، سر خود را می‌چرخانند به نشانه تایید یا… ، ارتباط چشمی را هم روی کل مخاطبان پخش می‌کنند. البته در دوره فن بیان و سخنرانی توصیه می‌کنیم که روی سکوی سخنرانی بی حرکت نایستید و حرکت داشته باشید.

لحن:

این قسمت را خودتان خوب دقت کنید و سخنرانی دکتر قمشه‌ ای را یک بار دیگر گوش دهید. به فراز و فرود، نازک و بم بودن و حسی که در صدا وجود دارد دقت نمایید. به نظرتان لحن ایشان چگونه است؟ در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

 

جمع بندی

سخنرانی‌ دکتر الهه قمشه‌ ای یکی از بهترین منابع برای تمرین و تحلیل است. با دقت گوش کنید و نکات فن بیان را تشخیص دهید. سپس سعی کنید خودتان یک بار با همین موضوع و طبق نکاتی که یاد گرفته‌اید اجرا کنید و با مقایسه نقاط قوت و ضعف خود را متوجه می‌شوید.

 

تحلیل سخنرانی نیک وی آچیچ در تهران

تحلیل سخنرانی نیک ویچ

احتمالاً شما نیز نیک ویچ را می‌شناسید، همان مردی که نه دستی دارد و نه پایی. بیش از یک میلیارد نفر تصویر این مرد عجیب الخلقه را روی مجلات، روزنامه‌ها، سکوهای سخنرانی دیده‌اند. تصور کنید (دور از جانتان) بدون دست و پا به دنیا آمده‌اید، در آن صورت چه حسی خواهید داشت؟ از اینکه نتوانید مانند دیگران بنویسید، با دست قاشق بگیرید، کارهای نظافت شخصی خود را انجام دهید، عشق زندگی خود را در آغوش بگیرید و… . حتی تصورش هم سخت است دیگر چه برسد زندگی در چنین شرایطی. اما نیک وی آچیچ با همان سر و نیم تنه، ثابت کرد که هیچ محدودیتی برای انسان وجود ندارد و همه چیز به نگرش و خواست خود انسان مربوط می‌شود.

بسیار حیرت انگیز است که او اکنون صاحب همسری بسیار زیبا و فرزند می‌باشد. تا کنون در ۶۰ کشور سخنرانی کرده، ثروت فراوانی دارد، نویسندگی، شنا، فوتبال و… را به راحتی دیگران انجام می‌دهد. گذشته از تمام این موارد مهارت فوق العاده‌ای در فن بیان و سخنرانی دارد و همه را مجذوب کلام نافذ خود می‌کند. این انسان دوست داشتنی و الهام بخش تاکنون زندگی افراد زیادی را متحول کرده است.

نیک ویچ در سال ۹۷ به ایران آمد و هتل اسپیناس پالاس تهران، برای ۱۴۰۰ نفر سخنرانی کرد. این سخنرانی با شکوه و فوق العاده را در این مقاله آورده‌ایم و به طور کامل آن را تحلیل می‌کنیم و به نکات طلایی آن اشاره می‌کنیم. با مطالعه این نکات خودتان متوجه علت معجزه و موفقیت او خواهید شد، یعنی قدرت و نفوذ کلامی او.

 

سخنرانی نیک وی آچیچ در تهران

ساختار سخنرانی نیک ویچ کاملاً مشخص است و در ادامه به صورت مرحله به مرحله به آن می‌پردازیم:

 

  1. معرفی خود: نیک ویچ ابتدا خود را معرفی می‌کند: نام، زمان و مکان تولد و مهاجرتش. دقت کنید که گفتارش کاملاً دوستانه است و از همان ابتدا مخاطبان را دوست خطاب می‌کند «سلام دوستان من نیک هستم» حتی فامیلی خود را مطرح نمی‌کند.
  2. مقدمه سازی برای ورود به بدنه: نیک ویچ طی چند مرحله و به صورت حرفه‌ای این قسمت را اجرا می‌کند. ابتدا به ندای ذهنی مخاطبان پاسخ می‌دهد: «ممکن است عکس‌های را در یوتیوب دیده باشید…» این نکته را به عنوان سخنران در نظر داشته باشید که به زبان آوردن ندای ذهنی مخاطب، او را به شدت میخکوب می‌کند.
  3. طنز: نیک به صورت کاملا ریز و مجلسی طنزی را بیان می‌کند «یک مرد بی دست و پا که لبخند می‌زند» البته این خنده همراه با درد و تحسین و دلسوزی همراه است. اگر بتوانید همچین جملاتی که ترکیبی از چند احساس هستند را در کلام خود بیاورید، مخاطب را با خود همراه خواهید کرد.
  4. بیان موضوع سخنرانی: با مطرح کردن سوالات رایجی که از او پرسیده می‌شود، موضوع را به میان می‌آورد. «مردم از من می‌پرسند و…. اکنون می‌خواهم درباره این موضوع با شما صحبت کنم…». این قسمت به شدت در سخنرانی مهم است و شما باید بتوانید در لحظات اول مخاطب را متوجه موضوع سخنرانی کنید و اینکه چه نفعی به او می‌رسد،
  5. ارائه آمارهای مختلف: اصلاً یکی از روش‌های اعتبار سازی به سخن و جلب اعتماد مخاطب، آمار دادن است. نیک ویچ می‌گوید «میلیاردها انسان گرنه، ۱۲۰ ملیون برده و… »
  6. پیام‌های خفی: نیک ویچ خود را در ابتدا کامل معرفی نکرد و نگفت که «من چقدر خفنم… من موفقم… » بلکه به صورت تکه تکه در طول سخنرانی به صورت داستان‌وار، اشاراتی به رزومه خود می‌کند «با میلیاردرها ملاقات داشتم، کتاب نوشتم، بهترین جوان استرالیا و…». این نکته خیلی مهم است، به دو دلیل: اول اینکه حالت داستانی آن باعث می‌شود در ذهن مخاطب حک شود. دوم اینکه مغرور به چشم نمی‌آید و اعتبار او را بالاتر می‌برد. ضمن اینکه علاقه مخاطب هم بیشتر می‌شود. پیام مخفی یکی از تکنیک‌های هوش کلامی است.
  7. استفاده از ضمیر سوم شخص یا ما برای انتقاد کردن: مثلاً «ما زمانی که عشق نداریم نامید می‌شویم… دخترها خود را زیبا نمی‌بینند و می‌خواهند شبیه سلبریتی‌ها شوند، هر موقع خود را در آینه می‌بینیم و…». سعی کنید در صحبت کردن تا جای ممکن برای انتقاد، مخاطب را مستقیم خطاب قرار ندهید. روی سخن یا سمت خودتان باشد یا سوم شخص.
  8. دیالوگ: نیک مانند سایر سخنران بزرگ، در کلام خود عیناً دیالوگ‌ها را به زبان می‌آورد مثلا «مردم به من می‌گفتند تو نمی‌توانی … تسلیم شو….»
  9. داستان شخصی مانند خودکشی، دیدن پسر ۱۹ ماهه‌ی بدون دست و پا و…. . در تمام این داستان‌ها به خوبی تصویر سازی می‌کند و در انتها نتیجه داستان را هم می‌آورد تا ارتباط آن با موضوع سخنرانی مشخص شود.
  10. انگیزه و امید دادن
  11. استفاده از کلمات الهام بخش: حقیقت، عشق، ارزش، خوشحالی، زیبا، زندگی، باور، ایمان، محبت، معجزه، تنهایی، گریه و… .
  12. سوال پرسیدن: نیک با پرسیدن سوالات بی‌جواب، مخاطب را به فکر فرو می‌برد. اگر می‌خواهید به مخاطب تلنگری بزنید یا او را هشیارتر کنید، از قدرت سوال پرسیدن غافل نشود. مثلا نیک می‌پرسد «به چیزی که نمی‌بینیم اما باور داریم چه می‌گویند؟ ایمان». البته بلافاصله خودتان جواب را توضیح دهید.
  13. استفاده از نق قول بزرگان مانند ویلیام باکلی «بهترین دو روز زندگی هر شخصی، روز تولد او و روزی است که دلیل متولد شدن خود را می‌فهمد…»
  14. توصیه‌های تکه تکه در طول سخنرانی: نیک به صورت حرفه‌ای، همانطور که تکه تکه داستان زندگی خود را بیان می‌کند، توصیه‌های خود را به زبان می‌آورد. در واقع از همان ابتدا شروع به بلغور کردن یک سری نصیحت‌ها نمی‌کند بلکه نرم نرم پیش می‌رود. این نکته را برای متقاعد سازی در نظر داشته باشید.
  15. اعلام کردن برای نزدیک شدن به پایان سخنرانی: نیک می‌گوید «می‌خواهم با این داستان کوتاه سخنم را تمام کنم». یاد این جمله معلم‌های مدرسه می‌افتیم که «این نکته رو بگیم دیگه تمومه …» همین جمله باعث می‌شود هم حوصله مخاطب سر نرود و همین اینکه توجهش به شدت جلب شود.
  16. پایان دادن به سخنرانی با گفتن جمله ابتدای سخنرانی «تبدیل دیوارها به درب…» و انگیزه و حس خوب دادن به مخاطب.

 

سخن پایانی

تما مراحل تحلیل را مجددا مرور کنید که در ذهنتان بنشینند. البته پیشنهاد می‌کنم که برای یادگیری بهتر، خودتان یک سخنرانی سه دقیقه‌ای آماده کنید و تمام نکات گفته شده اعم از معرفی خود، ….. را در سخنرانی خود بگنجانید. سپس از خود فیلمبرداری کنید و در انتها شرایط گفته شده را در کلیپ کوتاه خود بررسی کنید. با همین کار کوچک می‌توانید حتی در حد دو سه تکنیک، کلام خود را قدرتمندتر و نافذتر کنید و نتایج عالی در صحبت‌ها و روابط خود بگیرید.

در انتها از نظرات و پیشنهادات شما خوشحال می‌شویم، اگر سوالی هم دارید در قسمت نظرات مطرح کنید تا در کمترین زمان ممکن به شما پاسخ داده شود.

 

تحلیل سخنرانی آنتونی رابینز

تحلیل سخنرانی آنتونی رابینز

در این مقاله قصد داریم به تحلیل سخنرانی آنتونی رابینز بپردازیم. اکثر ما ایرانی‌ها آنتونی رابینز را می‌شناسیم، یا حداقل یکبار کلیپ‌های انگیزشی او را دیده‌ایم. آنتونی رابینز به پرانرژی‌ترین سخنران انگیزشی دنیا شناخته شده است و اگر یک دقیقه از سخنرانی‌های او را ببینید، به مدت یکی هفته شارژ می‌شوید. به شخصه هر بار سخنرانی‌های او را می‌بینم، رمز و رازهای زیادی در رابطه با فن بیان و سخنرانی برایم آشکار می‌شود. هوش کلامی، طنزپردازی، زبان بدن و… تماماً موارد مهم در سخنرانی به شمار می‌روند که آنتونی رابینز همه را دارد. در این مقاله یکی از کلیپ‌های او را که به زبان فارسی دوبله شده است را آورده‌ایم و پیشنهاد می‌کنیم، قبل از اینکه به مطالعه تحلیل سخنرانی او بپردازید، فیلم را دانلود کنید که حین تجزیه و تحلیل به راحتی بتوانید بخش مربوطه را مشاهده کنید.

 

آنتونی رابینز کیست؟

تونی رابینز یا آنتونی رابینز (Anthony Robbins) نویسنده، سخنران، نویسنده، مربی و بازیگر است که در آمریکا زندگی می‌کند. او در سال ۱۹۶۰ در شمال هالیوود در کالیفرنیا به دنیا آمد. علت شهرت او در ایران به دلیل کتاب‌های معروف او است. شامل: قدرت نامحدود و به سوی کامیابی.

خود تونی تمایل دارد که او را مربی انگیزشی بنامند اما دیگران او را به عنوان سخنران انگیزشی عالی می‌شناسند. آنتونی سخنرانی نیست که فقط سخن بگوید، او خودش ظرف مدت کوتاهی در دوران جوانی توانست به تمام آرزوهای خود جامه عمل بپوشاند. او توانست درآمد خود را از ۳۸ هزار دلار به بیش از یک میلیون دلار افزایش دهد. اکنون او هم در رده افراد ثروتمند و موفق قرار گرفته است، به همین دلیل است که حرف‌های خریدار زیادی دارد.

 

 

 

 

بررسی جزئیات سخنرانی آنتونی رابینز:

ویدئویی که در اختیارتان قرار داده‌ایم بخشی از سخنرانی او تحت عنوان «زندگی جعبه‌ای» می‌باشد. تونی در این فیلم به اهمیت ورزش در سلامتی، موفقیت و آرامش و خوشبختی می‌پردازد. آنقدر کلام او نافذ و پر انرژی است که گوش دادن به حرف‌های او شما را به اندازه ۳ ساعت ورزش، شارژ می‌کند.

بسیار خب… از اینجا به بعد به تحلیل سخنرانی آنتونی رابینز می‌پردازیم پس چشم و گوشتان را به این سخنرانی بسپارید و با خیال راحت از این آموزش مفید لذت ببرید.

  1. ارزش گذاری و کنجکاو سازی مخاطب: به ابتدای سخنرانی خوب گوش دهید، آنتونی با یک لحن و قدرتمندانه و از روی اطمینان می‌گوید که «سخنان امروزم برای هر مرحله از زندگیتان مفید است». ابتدای سخنرانی باید همیشه کاری کنیم که مخاطب متوجه اهمیت موضوع شود و کنجکاوی او را تحریک کنیم.
  2. در مرحله بعد آنتونی می‌گوید که «شما به تمام این حرف‌ها باید عمل کنید و اصلا فکر کنید که مهم‌ترین کار زندگیتان است». دعوت به همراهی با این جدیت، چاره‌ای جز گوش دادن برای مخاطب نمی‌گذارد.
  3. تایید گرفتن از مخاطب با طرح سوال: آنتونی با پرسیدن سوال «قبول دارید که …» از مخاطب تایید می‌گیرد و او را وارد بدنه سخنرانی می‌کند. یکی از حرفه‌ای‌ترین تکنیک‌ها برای متقاعد سازی این است که از خود مخاطب بله بگیریم. این عمل اثر روانی بر مخاطب دارد و به نوعی تعهد اولیه برای او می‌آورد. البته دقت کنید که سوالات ابتدای سخنرانی باید بسته باشد دقیقا مشابه سوال آنتونی رابینز.
  4. انگیزه دادن برای کشاندن مخاطب به سمت خود: آنتونی با گفتن جمله «پس کافیه بخواید و براش تلاش کنید، بقیه‌اش خود به خود درست میشه…». اگر خودتان جای مخاطبان آنجا بودید، حاضر می‌شدید که از صندلیتان بلند شوید و سالن را ترک کنید؟ خیر… چون آنتونی رابینز با هوشمندی تمام، مخاطب را ابتدا کنجکاو و سپس متقاعد کرد.
  5. پرسیدن سوال: «آیا قبول دارید که برای اینکه رابطه زناشویی موفقی داشته باشیم باید ورزش کنید، باید وزنتون رو کم کنید، باید شاد باشید باید خستگی رو رها کنید…» این سوالات بی‌جواب هستند، یعنی فقط برای به فکر فرو بردن مخاطب کاربرد دارد. آنتونی بعد از پرسیدن این سوالات یک حقیقت را مطرح می‌کند «آدم خسته نمیتونه عاشقی کنه…». متوجه منظورم شدید؟ تونی ابتدا مخاطب را به فکر فرو می‌برد سپس نظرش را بیان می‌کند. از این تکنیک حتی در صحبت معمولی هم می‌توانید استفاده کنید چون با این روش گارد مخاطب را شکسته می‌شود. البته در این قسمت از تحلیل سخنرانی آنتونی رابینز، یک نکته مهم وجود دارد، تکرار! تونی طبق یک قافیه موزون، چند بار می‌گوید که شما باید… شما باید… .
  6. مطرح کردن مسأله با گفتن یک دیالوگ از خود مخاطبان: «میگین ورزش میکنم و مربی میگیرم و … اما هفته بعد اصلا هیچ کاری نکردین!» در واقع آنتونی خیلی حرفه‌ای از جملات محاوره‌ای و رایج خود مخاطبان استفاده می‌کند که کسی نگوید «من اینطور نیستم».
  7. دیالوگ وار صحبت کردن: این تکنیک را آویزه گوش خود کنید و سعی کنید دقیقا مانند یک بازیگر سخنرانی خود را به فیلم تبدیل کنید. با این کار مخاطب به شدت درگیر سخنرانی می‌شود. البته تمام نکاتی که در این تحلیل از سخنرانی آنتونی رابینز گفته شد مهم هستند و باید آویزه گوش شوند اگر می‌خواهید در روابط و زندگی خود موفق شوید.
  8. ارائه راهکار به صورت طنز گونه: تونی با گفتن جمله «شما فقط باید بدووووید….» شروع به توضیح راه حل می‌کند و به شدت مخاطبان را به خنده می‌اندازد! قدرت طنز را به شدت جدی بگیرید چرا که کلام شما به طرز عجیبی جذاب می‌کند. ما در دوره هوش کلامی به طور کامل الگوهای طنزپردازی را معرفی می‌کنیم.
  9. سوال پرسیدن: «به نظرتان ما شبیه چه شده‌ایم؟… ما فقط داریم تایپ می‌کنیم».
  10. نمایش اجرا کردن: خم شدن و نشان دادن مداد همراه با گفتن «با برداشتن یک مداد کمرمون جا به جا میشه..»
  11. گفتن هسته اصلی سخنرانی با جمله «ما هیچ استفاده‌ای از انرژی‌هامون نمیکنیم… زندگیمون جعبه‌ای شده…»
  12. دعوت به همراهی: «فکر کنید… فکر کنید… ما چقدر….»
  13. استفاده از تکنیک تیم سازی با گفتن ضمیر «ما»
  14. توصیف زندگی جعبه‌ای یا تشبیه تمام کارهای روزمره به جعبه: یان قسمت از تحلیل سخنرانی استیو جابز را چند بار ببینید که با چه جزئیات و جذابیتی و داستان‌وار ایده‌اش را مطرح می‌کند.
  15. طنزپردازی

تا اینجای ویدئو به پایان تحلیل سخنرانی آنتونی رابینز رسیدیم که کمتر از ۳ دقیقه بود اما به اندازه ۳ ساعت سخنرانی به شما تکنیک داد. این کلیپ را چند بار ببینید و با دقت تحلیل‌ها را مطالعه کنید سپس در سخنرانی‌های خود به کار ببرید.

 

جمع‌بندی:

یک لحظه توقف کنید، یک سوال دارم! مگر صحبت کردن فقط برای سخنرانی است؟ معلوم است که خیر. این تکنیک‌های گفته شده را لزوما به سخنرانی محدود نکنید و هر جای که دهان شما سخن می‌گوید، کاربرد دارد.

در انتها از نظرات شما کاربران عزیز خوشحال می‌شویم و اگر پیشنهاد یا سوالی دارید حتما در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید. با آرزوی موفقی شما عزیزان.

 

مدیریت لهجه

مدیریت لهجه

«گیریَه کَه یُو دَست اُویکِرِلی اِرایچِه خِیدِی دیان؟» این جلمه همان ضرب المثل «گره‌ای که با دست باز می‌شود، چرا با دندان باز می‌کنی؟» می‌باشد که با لهجه شیرین کُردی (لهجه مادرزادی خودم، ثریا شکری) بیان شده است. شما چه لهجه محلی جالبی دارید؟ این ضرب المثل به آن زبان، چگونه بیان می‌شود؟ به نظرتان سخنرانی کردن با لهجه محلی تاثیر بیشتری دارد؟ آیا مدیریت لهجه در فن بیان و سخنرانی ضرورت دارد؟

شاید شما هم کُرد باشید و با خودتان بگویید که «این ضرب المثل کُردی نبود گفتی که…». حق دارید با این گویش آشنا نباشید، چون کُردی هم خودش به تنهایی ۱۶ گویش متفاوت دارد و شخصا خودم فقط کردی لاهیجانی و مریوانی را می‌شناسم.

البته هر لهجه دیگری مانند ترکی یا لری و… هم به گویش‌های مختلفی بیان می‌شوند. آیا می‌دانستید که تا کنون ۱۳۱ لهجه مختلف در ایران عزیزمان ثبت شده است؟ لهجه‌هایی که یکی از یکی شیرین‌تر و شنیدنی‌تر هستند! اما همین شنیدنی بودن در سخنرانی دردسر ساز می‌شود، کافیست مخاطب لهجه خاصی را از شما بشنود…. ناخودآگاه تصویری که از جوک‌های بی‌اساس و دم دستی شنیده است‌، در ذهنش مجسم می‌شود و گوشش فقط می‌شنود اما ذهنش چیز دیگری برداشت می‌کند. منظورم را خوب می‌دانید؟!

شما با یادگیری مدیریت لهجه می‌توانید به این معضل برای همیشه پایان دهید. ما در این مقاله از مجموعه ایرج شرفی، به صورت علمی به شما یاد می‌دهیم همانطور که از کودکی لهجه شکل می‌گیرد، همانطور آن را مدیریت کنید. با ما همراه باشید.

 

یک سوء تفاهم نابخشودنی

بهتر است همین ابتدای مطلب یک نکته را بگوییم؛ زمانی که در پیج اینستاگرام برای اولین بار «مدیریت لهجه» را مطرح کردیم، افراد متعددی به ما پیام دادند که «چرا مدیریت لهجه؟؟؟ مگه لهجه داشتن بده؟! عیبه؟ چرا اینطوری توهین میکنین؟؟!!».

پاسخ ما به دوستان عزیز این است که خواهشاً از کاه کوه نسازید منظور ما از مدیریت لهجه، توهین نیست. ما لهجه را به لباس محلی تشبیه می‌کنیم، آیا پوشیدن لباس محلی اشکالی دارد؟ عیب است؟ خیر… هرگز… لباس محلی بخشی از فرهنگ و آداب و رسوم ماست و به آن افتخار می‌کنیم.

اما آیا می‌توانیم در محیط‌های رسمی که اکثراً کفش چرمیِ واکس زده، کت و شلوارِ اتو کشیده می‌پوشند، لباس محلی بپوشیم؟ پیشنهاد نمی‌شود که اینکار را نکنیم و معمولاً افراد هم این کار را انجام نمی‌دهند به دلایلی که در ادامه می‌گوییم.

البته لباس محلی برای دورهمی‌های دوستانه، خودمانی، محلی، بین اقوام و همشهری‌ها، نه خوب و نه بد بلکه عالی است و صحبت کردن با لهجه محلی در این شرایط جذابیت خودمان را بالاتر می‌برد و اعتماد دیگران را راحت‌تر جلب می‌کند.

اما محیط رسمی می‌طلبد که با لباس رسمی، برای آقایان کت و شوار، برای خانم‌ها مانتو و مقنعه، ظاهر شویم و بدون لهجه صحبت کنیم بنابراین مدیریت لهجه در سخنرانی ضرورت دارد. به قول حافظ:

 

هر سخن وقتی(جایی) و هر نکته مکانی دارد

 

لهجه دقیقاً یعنی چه؟

ما اصلاً کاری با تعریفات قلمبه سلمبه که در کتاب‌های زبان‌شناسی و ادبیات وجود دارد، کاری نداریم. در یک جمله خیلی ساده می‌توان گفت:

«لهجه یعنی هر چیزی که روی کلام ما اثر بگذارد و حواس مخاطب را پرت کند»

منظور از هر چیزی، مانند:

لاتی صحبت کردن «داااش افتاااد چی گفتم؟!»

عشوه آمدن «واای خداااای من!»

سست صحبت کردن «راااححححتتتتتت باااااااااش»

و…

هر چیزی که روی کلام ما اثر بگذارد لهجه نامیده می‌شود و با مدیریت لهجه قصد داریم که این موارد را اصلاح کنیم.

 

اهمیت مدیریت لهجه

لطفاً آخرین باری را که به صحبت‌های یک فرد لهجه دار گوش کردید، به خاطر آورید. احتیاجی نیست به ما پاسخ دهید و فقط با خودتان روراست باشید، آن لحظه چه قضاوت‌هایی به ذهن شما حمله‌ور شد؟ توجه شما بیشتر به لهجه او بود یا کلامش؟

متاسفانه یا خوشبختانه باید واقعیت‌های زیر را در درباره تاثیر لهجه بپذیریم:

  1. سریع ما را قضاوت می‌کنند،
  2. منظورمان به خوبی منتقل نمی‌شود،
  3. حواس مخاطب پرت می‌شود و به جای کلام به لهجه ما توجه می‌کنند.

شاید تاکنون شاهد افرادی باشید که به خاطر لهجه مورد تمسخر قرار می‌گیرند، عشقشان به آن‌ها اعتنا نمی‌کنند، از طرف افراد ناآگاه تحقیر می‌شوند و… .

این واقعیت ناجوانمردانه است اما چاره‌ای نیست و ضمیر ناخودآگاه ما این واکنش را نشان می‌دهد. این موضوع در جلسات رسمی با مدیر مافوق، مصاحبه استخدامی، کنفرانس دانشگاهی، مراسم خواستگاری و… اهمیت پررنگ‌تری دارد و به هیچ وجه نمی‌توان از آن چشم پوشی کرد.

شاید حرف ما را قبول نداشته باشید، اما تحقیق علمی دانشگاه شیکاگو را چطور؟

 

تحقیق دانشگاه شیکاگو در رابطه با تاثیر لهجه:

اگر در کلاس‌های زبان انگلیسی شرکت کرده باشید، مدرس حتماً به شما می‌گوید که لهجه تدریس او به چه صورت است: بریتیش یا اَمِریکَن. هر زبانی و هر کشوری لهجه‌های مختلفی دارد و این قضیه فقط مختص ایران عزیزمان نیست و مدیریت لهجه یک مهارت مهم در کشورهای پیشرفته محسوب می‌شود.

دانشگاه شیکاگو توسط ۴۵ سخنران ثابت کردند که لهجه به شدت روی اعتماد مخاطب تاثیر منفی می‌گذارد و تاثیرگذاری سخنران را از عرش به فرش می‌رساند. سخنران‌ها را به سه دسته تقسیم کردند:

  • ۱۵ نفر با لهجه غلیظ
  • ۱۵ نفر با لهجه رقیق
  • ۱۵ نفر بدون لهجه

قبل از شروع سخنرانی از مخاطبان خواستند که به هر کدام از این سخنرانان از ۰ تا ۱۰ نمره بدهند، از این نظر که چقدر قابل اعتماد و باور پذیر به نظر می‌رسند. نتیجه حیرت آور بود:

  • میانگین نمره گروه بدون لهجه: ۷.۷
  • میانگین نمره گروه با لهجه رقیق: ۶.۹
  • میانگین نمره گروه با لهجه غلیظ: ۶.۷ (یعنی یک نمره کمتر از افراد بدون لهجه)!

آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است، همانطور که خودتان از ارقام بالا می‌بینید، متوجه می‌شوید که لهجه، بی‌اعتمادی می‌آورد! باور کنید برای خودم هم عجیب است!

خودتان کلاه خود را قاضی کنید، سخنرانی کردن با لهجه چقدر اعتبار ما را پایین می‌آورد؟ چقدر تاثیرگذاری ما را کاهش می‌دهد؟ اصلاً مگر می‌شود مخاطبی که به ما اعتماد نمی‌کند را متقاعد کرد؟ به نظرتان چطور می‌شود مدیریت لهجه را اعمال کرد؟

 

 

چرخه شکل گیری لهجه:

تمام آتش مشکلات لهجه‌داری از دل چرخه زیر بلند می‌شود:

 

چرخه معیوب لهجه داشتن

 

اگر ما لهجه داریم به خاطر این است ابتدا خوب گوش نمی‌دهیم بنابراین خوب یاد نمی‌گیریم و در نتیجه لهجه تغییر نمی‌کند و بیشتر خجالت می‌کشیم و کمتر حرف می‌زنیم. این همان چرخه معیوب لهجه داشتن است که من آن را به مثلث برمودا تشبیه می‌کنم!

به نظر شما برای رهایی از این گرداب و قطع چرخه، چه کار باید کنیم؟

دو فلش در این چرخه مهم هستند: فلش زرد (خوب گوش دادن) و آبی (کم حرفی و خجولی).

ما باید فلش زرد را تقویت کنیم یعنی خوب گوش دهیم که برای این کار تمرینات مخصوص وجود دارد.

و اما فلش آبی را باید قطع کرد یعنی خجولی را کنار بگذاریم و حرف بزنیم، شجاعت صحبت کردن را در خود تقویت کنیم تا بتوانیم مدیریت لهجه را پیاده سازی کنیم. تمریناتی که در دوره مدیریت لهجه به شرکت کنندگان ارائه می‌دهیم، بسیار موثر و بعضاً خنده دار هستند!

برای مدیریت لهجه باید این چرخه را مدیریت کنید، باید خود را به خوب گوش دادن و صحبت کردن عادت دهید.

 

سرعت اصلاح لهجه:

طبیعی است که برای مدیریت لهجه باید تمرین کنید و صد البته صبور باشید چرا که لهجه سال‌هاست که در ذهن و زبان شما نشسته است و برطرف کردن آن به زمان و تمرین مستمر نیاز دارد دقیقاً مانند آب که با جاری شدن خود، سنگ را به تدریج پودر می‌کند.

اگر فردی روزانه نیم ساعت تمرین می‌کند، مشخص است که زودتر و بهتر از فردی که روزانه ۱۰ دقیقه زمان می‌گذارد نتیجه می‌گیرد. بنابراین ابتدا تحت نظر یک مربی آموزش ببینید سپس همه چیز به خودتان و اراده شما بستگی دارد.

 

تمرین‌های مدیریت لهجه:

دو تمرین از تمریناتی که در دوره مدیریت لهجه به شرکت کنندگان ارائه می‌دهیم را در ادامه آورده‌ایم:

تفکیک سازها:

چرخه معیوب لهجه داری را به خاطر بیاورید، قدم اول چه بود؟ درست است خوب گوش دادن، شما باید ابتدا گوش‌های خود را تقویت کنید. یک تمرین عالی برای تقویت گوش‌ها، تفکیک سازها در یک موسیقی است. کافیست یک موزیک ویدئو را دانلود کنید اما به آن حتی نیم نگاه هم نیندازید! ابتدا بدون تصویر به موسیقی خوب گوش دهید و تشخیص دهید که چند نوع ساز در آن به کار رفته است. سپس ویدئوی آن را تماشا کنید و حساب کنید که حدس شما درست بوده یا نه.

 

نمونه برداری:

 این تمرین شما را برای فلش آبی چرخه آماده می‌کند، شما باید صدای خود را ضبط کنید و بارها به آن گوش دهید. این تمرین فوق العاده موثر است و کمک می‌کند ایرادات کلامی و لهجه خود را برطرف کنید.

این تمرین‌ها در عین سادگی بسیار اثرگذار هستند و بعدها خودتان متوجه معجزه آن‌ها می‌شوید.

 

جمع‌بندی

در انتها لازم است به این نکته اشاره کنیم که منظور از مدیریت لهجه، از بین بردن لهجه نیست! هرگز و ابدا این هدف ما نیست! هدف از مدیریت لهجه این است که یاد بگیریم در موقعیت‌های ضروری لهجه خود را کنترل کنیم و در عین حال لهجه شیرین محلی خود را از دست ندهیم. اینطور می‌توانید ارتباط خود را با مخاطبان و از طرفی با همشهری‌ها و خانواده خود حفظ کنید.

قبل از هر چیزی شما را به صبر دعوت می‌کنیم و به شما ایمان می‌دهیم که اگر خوب تمرین کنید و مداومت داشته باشید، حتما نتیجه می‌گیرید و از آن پس با اقتدار و افتخار در جمع صحبت خواهید کرد.

تمریناتی که در دوره مدیریت لهجه آماده کرده‌ایم، کاملاً طبق بندی شده و طبق چرخه لهجه می‌باشد و در این مقاله فقط دو مورد از آن را ذکر کردیم. برای یادگیری کامل مدیریت لهجه، محصول قدرتمند مدیریت لهجه را که مجموعه ایرج شرفی فراهم نموده، بهترین راهکار برای شما خواهد بود.

تحیلی سخنرانی استیو جابز

تحلیل سخنرانی استیو جابز

در این مقاله قصد داریم به تحلیل سخنرانی استیو جابز بپردازیم، مطمئناً نام استیو جابز را شنیده‌اید یا چهره او را می‌شناسید یا حداقل به داشتن گوشی‌های آیفون افتخار می‌کنید؛ استیو جابز بنیانگذار اصلی این شرکت معروف است که با دیدن مارک سیب گاز زده روی محصولات اَپِل، چهره لاغر و عینک‌های گرد او در خاطر ما مجسم می‌شود. اما برند اپل تنها دلیل محبوبیت استیو جابز نیست، استیو فن بسیار قدرتمند و تأثیر گذار داشت که سخنرانی‌های او بعد از گذشت سال‌ها هنوز هم الهام بخش تمام مردم دنیاست مخصوصاً قشر جوان، مدیران و کارآفرینان.

در ادامه یکی از بهترین سخنرانی‌های جابز را آورده‌ایم که در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۰۵ برگزار شد. برای راحتی شما عزیزان، فیلم آن را قرار داده‌ایم که می‌توانید مشاهده کنید البته دانلود آن برای تحلیل بهتر است.

 

سخنرانی استیو جابز در دانشگاه استنفورد

عنوان این سخنرانی “Stay hungry, Stay foolish” به معنای «حریص بمان، دیوانه باش» است که در لیست بهترین و ماندگارترین سخنرانی‌های دنیا قرار دارد. شاید با دیدن این فیلم بگویید که «خب داره از رو کاغذ میخونه… تو دوره‌ فن بیان و سخنرانی همیشه میگین که این کارو نکنیم!» بله کاملا درست است با این حال از تأثیر آن کم چیزی کم نمی‌شود؛ به این دلیل که استیو بسیاری از نکات ظریف مانند طنز، لحن، ساختار عالی، ارتباط گرفتن با مخاطب را به خوبی رعایت می‌کند که دیگر آن کاغذ در دستش به چشم نمی‌آید.

 

شروع سخنرانی:

استیو در شروع سخنرانی دو نکته را خیلی عالی اجرا می‌کند:

  • اول حسن جویی با گفتن جمله «مفتخرم که امروز در یکی از بهترین دانشگاه‌های دنیا با شما هستم»
  • دوم طنز و فروتنی با گفتن جمله «من تا حالا از دانشگاه فارغ التحصیل نشده‌ام و این اولین برخورد من … ».

بارها در دوره فن بیان و سخنرانی گفته‌ایم که شروع، سخت‌ترین قسمت سخنرانی است و استیو جابز با حسن جویی و طنز به خوبی از همان ابتدا با دانشجویان ارتباط می‌گیرد و آن‌ها را میخکوب می‌کند؛  طوری که صدای تشویق و خنده کل فضا را پر می‌کند.

 

بدنه سخنرانی استیو جابز:

جابز قبل وارد شدن به بدنه، یک فهرست مطالب را در یک ساختار ساده اعلام می‌کند تا مخاطبان بدانند از کجا به کجا می‌روند: «می‌خواهم سه داستان از زندگیم را بگویم… ». اما مهم‌تر از آن ترفند هوشمندانه استیو است «زیاد نیست، تنها سه داستان» با گفتن این جمله ذهن مخاطب خوشحال می‌شود و می‌گوید «خب… خوبه… زود تموم میشه و حوصلم سر نمیره».

بسیار خوب… وارد بدنه می‌شود و با داستان اول شروع می‌کند، طبق ساختار زیرکانه زیر:

  1. معرفی موضوع داستان: وصل کردن نقطه‌ها، عشق و از دست دادن، مرگ
  2. مقدمه کنجکاوانه در ابتدای هر داستان: «بعد از ۶ ماه از دانشگاه اخراج شدم اما تا ۱۸ ماه رفت و آمد داشتم»، «من و وز اپل را از پارکینگ خانه شروع کردیم و طی ۱۰ سال به …»،
  3. تعریف داستان
  4. استفاده از جملات دیالوگی
  5. طنز در جملات: «این سوال هست که چرا با این وجود ترک تحصیل کردم؟»، «دانشگاهی را انتخاب کردم به گرانی استنفورد…» (۲:۰۵)، «این تصمیم یکی از بهترین تصمیمات زندگی من بود…» (۲:۳۵)، «چطور ممکن است از شرکت خودتان اخراج شوید؟» (۵:۵۶)، «مطمئناً روزی حق با شما خواهد بود» (۹:۰۲)، «نمی‌دانستم لوزالمعده چیست» (۱۰:۱۷)، «حتی افرادی که آرزوی بهشت رفتن دارند اما نمی‌خواهند بمیرند» (۱۱:۴۱)، «به زودی شما هم پیر و از رده خارج می‌شوید» (۱۲:۰۷)،
  6. گفتن جزئیات مانند کف اتاق، بطری کوکا کولا، ۵۰ سنتی، یکشنبه‌ها، پوسترها، ساعت ۷:۳۰ صبح، لوله آندوسکوپی، گلوی من، زیر میکروسکوپ، سلول، پشت جلد، شماره پایانی، عکس طلوع، راه روستایی،
  7. گفتن جمله غیر منتظره برای جلب توجه «اجازه دهید یه مثال بزنم»
  8. استفاده از صفات تفضیلی مانند بهترین آموزشگاه خطاطی و گفتن دلیل آن با جزئیاتی مانند طراحی دستی لیبل‌ها و پوسترها (۳:۲۱)
  9. برانگیختن احساسات مخاطب با بیان احساسات غم و شادی مانند فقر در دوران جوانی، اخراج شدن از شرکت خودش، نگرانی از آینده خانواده بعد از شنیدن ابتلا به سرطان، نجات از بیماری،
  10. استفاده از کلمات احساسی: عشق، زندگی، قلب، مسحور کننده، اعتقاد، باور، ایمان، مرگ، حقیقت، آرزو و…
  11. پیام‌های مخفی برای برندسازی شرکت‌های خود: «مک اولین کامپیوتر با گرافیک بی‌نظیر…» (۴:۱۲)، «ویندوز از مک کپی کرد» (۴:۲۳)، «اپل طی ۱۰ سال به یک کمپانی ۴۰۰۰ نفری رسید…»، «پیکسار موفق‌ترین استودیوی انیمیشن‌ سازی در دنیا» (صدای تشویق بلند مخاطبان)
  12. نتیجه‌گیری در انتهای هر داستان: «اگر ترک تحصیل نمی‌کردم یا کلاس خطاطی نمی‌رفتم….» (۴:۳۷)، «اگر از اپل اخراج نمیشدم…»، «مرگ مقصد مشترک همه ماست…» (۱۱:۴۹).
  13. توصیه پایانی در هر داستان: شما باید… ، به جستجوی علاقه خود ادامه دهید… نایستید… زمان خود را هدر ندهید…
  14. تصویر سازی و حس دادن به مفاهیم: مسیر، جاده، قدم، مکان گرم و سرد، تکیه گاه، داروی تلخ، آجر کوبیدن به سر، تله،
  15. مکث طولانی بین دو داستان برای جلب توجه و آمادگی ذهن مخاطب که وارد داستان بعدی شود.
  16. تغییر لحن در قسمت‌های مختلف
  17. تکرار پیام «عاشق بودم»، «عشق به کار»
  18. انگیزه دادن به مخاطب: «ایمان خود را حفظ کنید… با گذشت زمان بهتر و بهتر می‌شوید… ، «جرأت پیروی از قلب و ادراکات خود را داشته باشید»
  19. احترام به مخاطب: «از بابت غمگین شدن جملاتم متاسفم… » (۱۲:۱۳)،
  20. استفاده زیاد از کلمه «شما» برای شریک کردن مخاطب
  21. ایجاد حس همانندی: «زمانی که هم سن و سال شما بودم…» (۱۳:۴۰)

 

پایان سخنرانی:

پایان سخنرانی مانند شروع آن، مهم‌ترین قسمت اجرا است و اگر می‌خواهیم پیغام نهایی خود را در ذهن و قلب مخاطب بنشانیم باید جمله اصلی خود را در این قسمت بیاوریم. استیو جابز در پایان سخنرانی، جمله «حریص بمان و دیوانه باش» را سه بار تکرار می‌کند و هسته سخنرانی خود را در یاد دانشجویان ثبت می‌کند.

 

جمع بندی

تمامی نکاتی که گفته شد، ترکیبی از هوش کلامی و فن بیان بود که به طور کامل در مقاله ذکر کردیم. بله به تنهایی آموزش فن بیان کافی نیست و اگر می‌خواهیم سخنرانی‌های قوی ارائه دهیم باید نکاتی مانند طنز، پیام مخفی، داستان سرایی و… را بدانیم تا در صحبت‌های خود هوشمندانه‌تر، تاثیرگذارتر و جذاب‌تر ظاهر شویم دقیقاً مانند استیو جابز یا حتی بهتر از آن.

آیین سخنرانی دیل کارنگی

کتاب آیین سخنرانی دیل کارنگی

آیا شما هم با این نظر موافق هستید: «باید اسرار حرفه‌ای و راز موفقیت را برای خود نگه داشت تا دیگران به آن پی نبرند و برای خود رقیب تراشی نکنیم»؟! جدا از اینکه این باور درست است یا نه، تصمیم گرفتم یکی از مهم‌ترین رموزی که فن بیان خودم را دگرگون کرد، در این مقاله با شما به اشتراک بگذارم. کتاب آیین سخنرانی نوشته دیل کارنگی یکی از معروف‌ترین‌ها در زمینه فن بیان و سخنرانی است و سخنران یا مدرسی نیست که آن را نشناسد.

 شاید تا کنون دوره‌های متفاوتی شرکت کرده باشید و برایتان هم نتیجه‌ای نداشته‌اند، اما بیشتر از ۶۰ درصد کتاب آیین سخنرانی را داستان‌های شخصی خود دیل کارنگی تشکیل می‌دهند و تکنیک‌های ناب یا اصطلاحاً فوت کوزه‌گری را در قالب صحبت‌های معمولی و روزانه بیان می‌کند؛ این همان چیزی است که به دنبالش هستیم! ما در مجموعه ایرج شرفی، این نکات را در دوره طلایی فن بیان و سخنرانی ارائه می‌کنیم. برای آشنایی بیشتر با این کتاب با ما همراه باشید.

 

چرا دیل کارنگی یکی از معروف‌ترین سخنرانان دنیاست؟

دیل کارنگی یکی از سخنرانان معروف آمریکایی است که زندگی پر فراز و نشیبی را طی کرده بود و علاقه وافری که به سخنرانی داشت او را به این عرصه کشاند تا تمام تجربیات با ارزش خود را در اختیار انسان‌ها قرار دهد. دیل کارنگی در ۲۴ نوامبر سال ۱۸۸۸ پا به این دنیا گذاشت، خانواده او در یک مزرعه کشاورزی زندگی می‌کردند و وضعیت مالی مساعدی نداشتند. دیل صبح‌ها در دوشیدن شیر گاو به خانواده کمک می‌کرد.

کارنگی بعدها به کالج ایالتی آموزگاران وارنزبرگ، میزروی راه یافت. بعد از دانشگاه شغل فروش را پیشه گرفت که در بخش‌های مختلف از کتاب آیین سخنرانی به داستان‌های خود در این زمینه اشاره می‌کند و فروشندگان متبحر متعددی را هم آموزش و تعلیم داده است.

دیل کارنگی تنها یک سخنران نبود که دوره آموزشی گذرانده باشد و در قالب چند ویدئو به دیگران ارائه دهد؛ خود او صاحب یک تجارت موفق بود و بعد از آن که توانست ۵۰۰ هزار دلار پس انداز کند، به علاقه دیرینه خود که سخنرانی و آموزش بود روی آورد و افراد مشهور مانند وارن بافت (یکی از ثروتمندترین مردان جهان) از او تعلیم دیدند. دیل در سال ۱۹۵۵ چشم از جهان فروبست، کتاب آیین سخنرانی ثمره سال‌ها تجربه با ارزش اوست که از او به یادگار مانده و سیاستمدارها، مجریان، فروشندگان و مدرسان متعددی از آن استفاده می‌کنند.

 

دیل کارنگی

 

مهم‌ترین قسمت کتاب آیین سخنرانی کدام بخش است؟

این کتاب ۱۴ فصل دارد که از سیر تا پیاز سخنرانی را آموزش می‌دهد و حتی مخفی‌ترین ترفندهای سیاستمدارانی مانند لینکلن (رئیس جمهور سابق آمریکا) را فاش می‌کند.

زمانی که صفحه اول را بخوانید، با پاراگراف زیر تمام داغ دلتان تازه خواهد شد:

 

وقتی از من می‌خواهند سخنرانی کنم چنان دستپاچه و وحشت‌زده می‌شوم که قادر به تمرکز کردن افکارم نیستم و هر آنچه را که می‌خواستم بگویم فراموش می‌کنم؛ می‌خواهم اعتماد به نفس داشته باشم و بر خود تسلط پیدا کنم تا هنگام سخنرانی قادر به فکر کردن باشم، بتوانم افکارم را به روشی درست مرتب کنم و آنچه را که در ذهن دارم به راحتی در مقابل شنوندگان به زبان بیاورم.

 

این پاراگراف دغدغه و حرف دل خیلی از ماست که با تمام وجود می‌خواهیم در جمع با قدرت صحبت کنیم، بدرخشیم و لذت تحسین را در چشمان مخاطبان ببینیم. اما کمبود اعتماد به نفس، ما را مجبور به سکوت و حسرت خوردن می‌کند. سخنرانی یک مهارت است و مهارت هم آموختنی! تنها کافیست آموزش اصولی و درست ببینیم و با تمرین آن را در خود نهادینه کنیم، به همین سادگی!

 کتاب آیین سخنرانی دیل کارنگی، ابتدا راهکارهایی برای تقویت اعتماد به نفس و شهامت ارائه می‌دهد و در ادامه به ساختار سخنرانی، شروع، پایان و بدنه می‌پردازد. به شخصه کتاب‌های متنوعی در زمینه سخنرانی خوانده‌ام اما کتاب آیین سخنرانی دیل کارنگی به تکنیک‌های حرفه‌ای و زیرکانه اشاره می‌کند که عیناً از زبان سایر مدرسان گرامی می‌شنوم و اکثراً نیز این کتاب را خوانده‌اند!

 

یک تصویر و هزاران کلمه!

در یک فصل از کتاب دائم تکرار می‌کند که کلام خود را طوری تصویری کنید به روشنی شاخ گوزن در غروب آفتاب! شاید برایتان کمی عجیب باشد اما مطمئناً بعدها این عبارت را سریع و راحت به خاطر می‌آورید! فکر می‌کنید چرا؟ علتش این است که تصویرش در ذهن شما ساخته شد و بخش عمده‌ای از حافظه انسان تصویری است. این مبحث آنقدر مهم است که در مقاله رازی که در هیچ دوره فن بیانی به شما نمی‌گویند، به صورت جداگانه به آن پرداخته‌ایم.

 

معرفی سخنران‌های دیگر

انتهای کتاب آیین سخنرانی دیل کارنگی، یک فصل کاملاً متفاوت دارد: «معرفی سخنران‌های دیگر، قبول و دادن جایزه» و اگر تمام فصل‌های قبلی کتاب را به خوبی یاد بگیرید، با خواندن این بخش تبدیل به یک مجری توانمند خواهید شد که به صورت حرفه‌ای می‌توانید در مقابل مخاطبان یک برنامه‌ زنده را اجرا کنید.

 

راز نیروی ذخیره

یک بخش از کتاب به «راز نیروی ذخیره» می‌پردازد و به نکته‌ای طلایی اشاره می‌کند که شاید کمتر سخنرانی به آن توجه کند:

 

لوتر برباک مدتی قبل از فوت گفت: «من طی مدت‌ها یک میلیون نمونه گیاه پرورش داده‌ام که فقط یکی دو مورد از آ‌ن‌ها خیلی عالی بودند، نمونه‌های مرغوب زیادی داشته‌ام که آن‌ها را از بین برده‌ام». یک نطق نیز باید به همین صورت باشد، صد مطلب بنویسید و نود تای آن را دور بریزید. آنقدر مطلب جمع‌آوری کنید که به حد اشباع برسید. این کار برای به دست آوردن اعتماد به نفس و اطمینان خاطر و همچنین برای اثری که بر فکر و قلب و طریقه سخنرانی شما دارد انجام دهید!

 

آموزش فن بیان و سخنرانی

 

چه افرادی کتاب آیین سخنرانی را نباید بخوانند؟

کتاب آیین سخنرانی دیل کارنگی قلم کاملا روان و عامیانه دارد و هر فردی با هر سطح تحصیلی و سواد می‌تواند آن را درک کند بنابراین خواندن آن هیچ کجا کوچک و بزرگ ندارد! هر جمله این کتاب فشرده‌ای از یک صفحه کتاب است که با هر بار مطالعه، نکته‌ای جدید از آن یاد می‌گیرید. پیشنهاد می‌کنیم ابتدا کتاب را یک دور کامل بخوانید و بعدها سوالی برایتان پیش آمد، به بخش مورد نظر مراجعه کنید. در انتها از نظرات و پیشنهادات شما خوشحال می‌شویم.

 

آداب لبخند زدن در سخنرانی

آداب لبخند زدن در سخنرانی به سبک‌ حرفه‌ای‌ها

لبخند زدن در سخنرانی یکی از نکاتی است که اکثر شرکت کنندگان دوره فن بیان و سخنرانی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند! شاید با خودتان بگویید: «نکته به این سادگی… دیگه دست و پنجه نرم کردنش چیه!». بله این کار ساده است اما تاثیر آن بیشتر از چیزی است که فکر می‌کنیم. با وجود دنیای مدرن امروزی که کارمان پشت میز نشستن و خیره شدن به کامپیوتر می‌باشد، طبیعی است که چهره ما حالت پوکر فیس به خود بگیرد؛ پوکر فیس یعنی چهره‌ای که کاملاً بی‌تفاوت می‌باشد و هیچ احساسی در آن دیده نمی‌شود نه خنده‌، نه غم و نه خشم. این حالت چه چیز را به یاد شما می‌آورد؟ ربات!

شخصاً تا قبل از انجام تمرینات فن بیان و سخنرانی، از پوکر فیس بودن خودم آگاه نبودم و همیشه برایم سوال بود که چرا هنگام صحبت کردن، در چهره مخاطب حس خوب نمی‌بینم؟! بارها و بارها با فیلم گرفتن، سخنرانی خود را تحلیل می‌کردم تا توانستم خود را به لبخند زدن عادت دهم.

لبخند در سخنرانی یک کار اختیاری نیست که بگوییم: «اگه لبخند نزنم هم میتوانم حرف بزنم!» البته اگر تاثیرگذاری برایمان مهم نیست و فقط می‌خواهیم حرف بزنیم، دیگر جای بحث نمی‌ماند. اما برای گیرا شدن سخن و حرفی که میزنیم باید احساسات مخاطب درگیر شود، اعتمادش جلب شود و پذیرای کلام ما باشد. بهترین روشِ یخ شکن برای برقراری ارتباط موثر، لبخند زدن است که فواید آن برای خودمان بیشتر از فوایدی است که برای دیگران به همراه دارد.

 

شروع سخنرانی با لبخند

 

لبخند زدن در سخنرانی واگیردار است

نکته جالبی که درباره لبخند زدن وجود دارد این است که خندیدن مسری است و اگر شما لبخند بزنید، طرف مقابل شما نیز می‌خندد، حتی اگر این خندیدن واقعی نباشد!

پروفسور اولف دیمبرگ در دانشگاه اوپسالا سوئد تحقیقاتی انجام داد که نشان می‌دهد ذهن به صورت ناخودآگاه جذب حرکات و عضلات طرف مقابل می‌شود. در این تحقیق به ۱۲۰ داوطلب عکس‌هایی نشان داده می‌شد که حالت غم، خشم یا خنده داشتند. داوطلب با دیدن تصویر، باید حالت متضاد به چهره خود بگیرد، مثلاً در مقابل تصویر اخم، بخندد و در مقابل چهره خندان، اخم کند. افراد در مقابل تصاویر لبخند به راحتی عکس العمل لبخند انجام می‌دادند اما در مقابل تصاویر ناراحتی نمی‌توانستند به راحتی حالت خنده به چهره خود بگیرند و لبخند آن‌ها حالت مصنوعی داشت.

لبخند زدن در سخنرانی همین تاثیر را دارد و لبخند سخنران مانند چراغ روشنی است که بازتاب آن به چهره مخاطبان سرایت می‌کند و ناخودآگاه لبخند می‌زنند. نتیجه این کار حس و حال خوبی در فضا پراکنده می‌کند و مخاطب جذب می‌شود.

 

تاثیر لبخند زدن

 

بدون لبخند زدن در سخنرانی حاضر نشوید!

جالب است بدانید که خنده برای مغز مانند ورزش کردن برای ماهیچه‌های بازو است. همانطور که با ورزش کردن، عضله‌ها قدرتمندتر می‌شوند، با خندیدن انرژی بیشتری در مغز جاری می‌شود و آمادگی بیشتری برای فکر کردن و درک مفاهیم پیدا می‌کند. ما به عنوان سخنران، مگر چیزی غیر از این می‌خواهیم که مخاطب به صحبت‌های ما فکر کند و گوش دهد؟ پس چرا از این عنصر جادویی استفاده نکنیم؟

لبخند زدن حالت آینه‌ای دارد و با لبخند ما، لب‌های مخاطبان نیز شکفته می‌شود؛ ما انسان‌ها ذاتاً به کسی که ما را به خنده اندازد، بیشتر اعتماد می‌کنیم و دوست داریم بیشتر او را ببینیم و صحبت‌هایش گوش دهیم. معمولاً دقایق اول حضور در جمع، سخت‌ترین لحظات سخنرانی هستند و حتی بزرگترین سخنرانان هم  اعتراف می‌کنند که در این مواقع ترس از سخنرانی دارند اما با کسب تجربه توانستند روش مدیریت آن را بیابند.

یکی از بهترین روش‌های یخ شکن، لبخند زدن در سخنرانی است که به مخاطب آرامش و حس خوب انتقال می‌دهد. زمانی که روی صحنه و در مقابل مخاطبان حضور یافتید، لبخند داشته باشید و با صدایی پر انرژی شروع به صحبت کنید.

 

اهمیت لبخند زدن

 

فواید لبخند زدن در سخنرانی

  • جوان‌تر به نظر می‌رسید
  • جذابیت شما بیشتر می‌شود
  • مخاطبان به شما بیشتر اعتماد می‌کنند
  • فشار خون را کاهش می‌دهد و منجر به کاش استرس می‌شود
  • صمیمیت بیشتری بین شما و مخاطبان برقرار می‌شود
  • اگر سوال بپرسید افراد داوطلب بیشتری از شما استقبال می‌کنند
  • مخاطبان شما را همراهی می‌کنند
  • کمک می‌کند که هر لحظه خودتان حس خوبی داشته باشید و بهتر صحبت کنید.
  • لبخند زدن شما را خلاق‌تر نشان می‌دهد

 

تمرین صحبت با موبایل

تحقیقات نشان می‌دهد که بزرگسالان در روز ۱۵ بار لبخند می‌زنند در حالی که این عدد برای کودکان روزی ۴۰۰ بار است! هر چه سن ما بالاتر می‌رود، مسائل زندگی بیشتر فکر ما را به خود مشغول می‌کند و برای حل مسائل باید منطقی باشیم و روحیه ما حالت جدی‌تری به خود می‌گیرد. بنابراین باید برای بازگشت به حالت قبل باید انرژی و زمان بیشتری صرف کنیم.

البته تمرین ساده‌ای وجود دارد که ما در مجموعه ایرج شرفی، همیشه به شرکت کنندگان دوره فن بیان و سخنرانی توصیه می‌کنیم هر روز به مدت ۳ دقیقه انجام دهند این است که با گوشی دوربین دار خود روزی سه دقیقه صحبت کنند و درصد لبخند زدن خود را بررسی کنند.

این تمرین خیلی ساده اما تاثیر گذار است و بعد از سه هفته اثر شگفت انگیز آن را خواهید دید.

 

تمرین برای ساخت لبخند خود

 

سخن آخر

یادمان باشد که مخاطبان ما انسان و هوشمند هستند و تفاوت بین لبخند مصنوعی و واقعی را می‌فهمند. باید خودمان پر انرژی باشیم تا لبخند واقعی برلب ما بیاید. از طرفی لبخند نباید عمیق باشد و بهتر است که ملیح به نظر بیاید و تنها اثر آن مشاهده شود. البته با انجام تمرین گفته، این حالت خنده در چهره شما نهادینه می‌شود.