مهارت نه گفتن

چطور به راحتی نه بگوییم و کسی هم ناراحت نشود؟

می‌دانید مهارت «نه گفتن» از چه عواقبی جلوگیری می‌کند؟ لطفاً یک تبر، سر در خانه خود بگذارید تا هر کس که آمد آن را بردارد و هر چقدر که می‌خواهد به در و دیوار منزلتان بزند، خش بیندازد و خراب کند! به نظرتان منطقی است؟ حاضرید این اجازه را بدهید؟

قطعاً منطقی نیست در حالی که هر روز یا حتی هر ساعت، این ضربات را متحمل می‌شویم و فقط به خاطر اینکه عزت نفس و اعتماد به نفس نداریم، نمی‌توانیم نه بگوییم، آرامش و برنامه‌ریزی خود و اطرافیانمان را به هم می‌زنیم.

نه گفتن، ارثی و ژنتیکی نیست، بلکه یک مهارت است و فقط باید روشش را یاد بگیرید تا هر جا که صلاح دانستید به کار ببرید. اگر این مهارت را در خود تقویت کنید، یکبار برای همیشه از شر خودخوری و استرس خلاص می‌شوید، اجباری به هر کسی چیزی قرض نمی‌دهید، به دردسر و زحمت الکی نمی‌افتید، پول و سرمایه خود را از دست نمی‌دهید و… .

 

اهمیت نه گفتن

 

نه گفتن خودش نان شب است!

به خاطر نه نگفتن، تا به حال چه فرصت‌های مهمی در زندگی خود از دست داده‌اید؟ چند بار به دردسر و زحمت افتاده‌اید؟ شاید حتی یادآوری این موارد آزارتان دهد. خجالت کشیدن از نه گفتن یک تجربه مشترک است که بعید می‌دانم برای کسی خوشایند باشد:

  • ریشه اکثر اعتیادها در نداشتن مهارت نه گفتن است چون فرد نتوانسته به درخواست دوستش برای بار اول نه بگوید!
  • طلاق‌هایی که ناشی از عدم علاقه بوده، فرد نتوانسته روی حرف بزرگتر خود حرف بزند و تن به ازدواج اجباری داده است!
  • خسارت‌های مالی یا اخلاقی که در نتیجه قرض دادن ماشین، موبایل و… برای صاحبش آب خورده است!
  • دلخوری‌ مهمان از بی‌توجهی میزبانی که به جای پذیرایی، مشغول مکالمه تلفنی بوده و به خاطر رودربایستی نتوانسته مکالمه را زودتر تمام کند!
  • خودتان چه موقعیت‌های دیگری به نظرتان می‌آید که تجربه کرده‌اید؟

 

نه گفتن فقط مهارت نیست هنر است. از کودکی به ما یاد داده‌اند که به بزرگتر، مهمان، غریبه، دوست و… احترام بگذاریم، طوری صحبت نکنیم که ناراحت شوند و به آن‌ها بربخورد. همین رودربایستی کردن ها باعث دردسر و گرفتاری می‌شوند.

ممکن است فردی از ما درخواستی کند ولی برآورده کردن آن در توان ما نباشد یا در آینده دردسرساز گردد یا اصلاً دلمان نخواهد که درخواستش را قبول کنیم. اما چون خجالت می‌کشیم یا از رد کردن آن می‌ترسیم، به اجبار می‌پذیریم و بابت مشکلاتی هم که در آینده دامن گیرمان می‌شود چاره‌ای جز سوختن و ساختن نخواهیم داشت.

 احساس خجالت و ترس از نه گفتن، زودگذر می‌باشد اما عواقبی که نگفتن آن در پی دارد ممکن است به اندازه یک عمر، گران تمام شود. دقیقاً مانند خوردن دارویی که مزه تلخ دارد ولی بعد از آن درد و بیماری رفع می‌شود و با لذت به زندگی ادامه می‌دهیم.

 

چه عاملی جلوی نه گفتن ما را می‌گیرد؟

گاهی اوقات با اینکه خودمان می‌دانیم نه بگوییم بهتر است اما عواملی وجود دارد که جلوی ما را می‌گیرد. درواقع تصورات ذهنی خودمان مانع از این کار می‌شود. این تصورات کاملاً اشتباه و غلط هستند که در ادامه مهم‌ترین آن‌ها را ذکر کرده‌ایم؛ اگر شما مورد دیگری به نظرتان می‌رسد خوشحال می‌شویم درقسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

 

۱) دوست داریم به همه کمک کنیم

 کمک کردن به هم نوع یک امر قلبی است و کسانی که مهربانند بیشتر به فکر دیگران هستند تا خودشان. حاضرند از وقت و هزینه خودشان بزنند اما رنج و سختی دیگران را نبینند.

قبول کنیم که یک نفر به تنهایی نمی‌تواند همه کار برای همه انجام دهد و ما یک آچار فرانسه نیستیم، از طرفی نمی‌توان همه را راضی نگه داشت. کمک کردن کار خوبی است اما یادمان باشد که مهم‌ترین شخص در زندگی هر فرد، خودش است؛ باید به فکر خودمان هم باشیم تا بتوانیم به دیگران هم بیشتر کمک کنیم.

یک جاهایی نه گفتن هم یک نوع کمک می‌باشد چرا که شاید فرد دیگری بهتر از ما بتواند کار دیگران را راه بیندازد.

 

مهربانی و نه گفتن

 

۲) همرنگ جماعت باشیم

این مورد یکی از مخرب‌ترین و شایع‌ترین عواملی است که در اکثر مواقع گریبان گیر می‌شود. گاهی اوقات حضورمان در یک جمع باعث می‌شود از اظهار نظر مخالف و نه گفتن اجتناب کنیم و همرنگ جماعت باشیم. شاید با خود فکر می کنیم اینطوری دیگران ما را غریبه نمی پندارند و یا به خاطر مخالفتمان انگشت نما نمی شویم!

 

داستان پادشاه لخت:

شاید این داستان را شنیده باشید: دو خیاط کلاهبردار، سر پادشاهی شیره می‌مالند و به او وعده می‌دهند که لباسی نامرئی برایش بدوزند و اگر  آن را بپوشد فقط حلال‌زاده‌ها می‌توانند ببینند و حرام‌زاده‌ها آن لباس را تن پادشاه نخواهند دید! در حالی این ایده دروغی بیش نبود و هیچ لباسی هم دوخته نشد.

روز موعود فرا می‌رسد و دو خیاط کلاهبردار پادشاه را لخت کرده و تظاهر می‌کنند که لباس نامرئی را به تن او پوشانده‌اند و بعد از گرفتن سکه‌های طلا به عنوان دستمزد، فرار می‌کنند. پادشاه هم برای رونمایی از لباس فاخرش در خیابان‌های شهر قدم می‌زند. مردم شهر از دیدن پادشاه لخت، انگشت به دهان مانده بودند در حالی که جرأت نداشتند بخندند یا لخت بودن او را به زبان بیاورند.

در این میان یک کودک  ۳ ساله که در آغوش مادرش بود شروع به خندیدن می‌کند و با صدای بلند فریاد می‌زند: «چرا پادشاه لخت است؟!». مردم با حیرت به کودک نگاه می‌کردند. تلاش‌های مادر برای ساکت کردن بچه فایده نداشت. با این کار کودک، مردم جرأت پیدا کردند و نفر به نفر لب گشودند و لخت بودن پادشاه را بلند فریاد ‌زدند. همان جا بود که پادشاه متوجه شد چه کلاه بزرگی بر سرش رفته است!

 

جرات نه گفتن

 

همیشه مطابق نظر جمع عمل کردن، درست نیست و شاید نظر متفاوت شما درست باشد. گذشته از آن هر کسی نظر و عقاید خودش را دارد و برای دیگران محترم است.

 

۳) از دعوا و نزاع می‌ترسیم

گاهی از نه گفتن اجتناب می‌کنیم چون می‌ترسیم دعوا و درگیری به وجود آید. این مورد یکی از دلایلی بود که باعث شد یکی از دوستان من، از ترس اینکه مبادا پدرش، مادرش را مقصر بداند و با او دعوا کند، تن به ازدواج اجباری داد. این گونه بود که الان خودش و دو فرزندش در جهنم واقعی به سر می‌برند و هر روز بر سر موضوع کوچکی با همسرش دعوا دارند.

بعضی اوقات دعوایی که پیش می‌آید زودگذر است در حالی که یک تصمیم‌گیری اشتباه می‌تواند یک عمر پشیمانی به بار آورد. اگر در شرایطی هستید که فکر می‌کنید بهتر است نه نگویید، نگویید. اما اگر پیش بینی می‌کنید که نه گفتن، در آینده از عواقب بدتر جلوگیری می‌کند، سختی‌های کنونی آن را بپذیرید.

 

سکوت و نه گفتن

 

۴) رابطه‌ام خراب می‌شود

تا کنون پیش آمده است که از یک برنامه تلویزیونی خوشتان نیاید و کانال را عوض کنید؟ آیا این کار شما یعنی اینکه کلاً از تلویزیون خوشتان نمی‌آید و از فردا جایش در سطل زباله است؟

یکی از تصورات اشتباه درباره نه گفتن این است که فکر می‌کنیم اگر نه بگوییم، کار بدی کرده‌ایم و دیگر رابطه باید تمام شود! در صورتی که نه گفتن یعنی «درخواستت را نمی‌توانم بپذیرم نه اینکه خودت را رد می کنم». حتی ممکن است این کار در طولانی مدت فواید بیشتری داشته باشد و بعدها که طرف مقابل متوجه نیت خیرخواهانه شما می‌شود، روابطتان مستحکم‌تر گردد. به عزت نفس خود خیلی اهمیت بدهید چرا که اجتناب از نه گفتن های به موقع عزت نفس ما را سست می کند.

 

جلوگیری از اتفافات بد

 

چگونه نه بگوییم؟

برای رد کردن درخواست دیگران، گفتن «نه» به تنهایی مؤثر نیست. بهتر است طوری منظور خود را بیان کنیم تا درد نه شنیدن برای طرف مقابل کمتر شود و لطمه‌ای به رابطه وارد نگردد.

خیلی خوب یادم می‌آید که در سریال جواهری در قصر(همان سریال کره ای که بازیگر نقش اول آن، یانگوم بود)، ملکه بیمار بود و علاقه‌ای به خوردن سیر نداشت در صورتی که بیماریش فقط با سیر درمان می‌شد. یانگوم از ترفند جالبی استفاده کرد و نوعی کپسول‌های دارویی ساخت که ماده اصلی آن سیر بود. نکته جالبش این بود که طوری این کپسول‌ها را درست کرد که ملکه متوجه مزه سیر نشود و به راحتی آن را بخورد. بعد از مدتی ملکه با خوردن کپسول‌ها بهبود یافت و در آخر متوجه شد که چقدر سیر خورده و خودش خبر نداشته است!

در ادامه ۴ مرحله برای ساخت کپسول نه گفتن آمده است که می‌توانید با این روش به راحتی نه بگویید و روابط خود را به قوت قبل، حفظ کنید.

 

۱- تصمیم قطعی برای نه گفتن

قبل از نه گفتن، تصمیم قطعی خود را بگیرید. درخواست کننده با هزار امید و آرزو به ما مراجعه می‌کند و سرکار گذاشتن دیگران کار پسندیده‌ای نیست. شاید این مورد برایتان پیش آمده باشد که از فردی درخواستی کنید و بگوید که بعداً اطلاع می‌دهد اما تلفن خود را تا یک هفته خاموش می‌کند و جواب نمی‌دهد! به نظرتان این کار، در حوزه ارتباط مؤثر تعریفی دارد؟

در رابطه با تقویت قدرت تصمیم گیری بیشتر مطالعه کنید: چطور راحت تصمیم بگیریم؟

 

قاطع بودن در جواب منفی

 

۲-همراهی اولیه و تقدیر

زیبایی این روش به همین مرحله است. بعد از اینکه تصمیم گرفتید نه بگویید، درجا جواب رد ندهید بهتر است یک مقدار همراهی کنید. مثلاً اگر کسی برای راه اندازی نمایشگاه خودرو، به پول احتیاج دارد و از شما درخواست پول می‌کند، می‌توانید این طور همراهی خود را نشان دهید: «چقدر عالی… الان واردات خودرو سود خیلی خوبی داره… کار خوبی می‌کنی… ». حسن‌جویی در این مرحله بسیار کارساز است!

 

محترمانه نه بگوییم

 

۳- گفتن نه و دلیل

بعد از همراهی، جواب نه را بدهید و دلیل خود را هم بگویید. احتیاجی نیست جزئیات را به طور کامل توضیح دهید فقط کلی اشاره کنید تا مخاطب متوجه شرایط شما بشود. دلیل آوردن یک نکته حرفه‌ای است که در ارتباط مؤثر تاکید زیادی بر آن شده است.

اگر می خواهید بدانید چرا باید دلیل بیاوریم حتماً این مقاله را بخوانید: معجزه دلیل

 

چرا باید نه بگوییم

 

۴-ارائه راهکار

ضربه آخر را بزنید تا جایی برای گِله و شکایت باقی نماند. اگر راهکار مناسبی دارید یا شخص دیگری می‌شناسید که می‌تواند کار او را راه بیندازد، به فرد مقابل پیشنهاد بدهید.

 

چطور نه بگوییم که فرد ناراحت نشود

 

 

مثال برای نه گفتن

دو سناریو زیر را به عنوان مثال آورده‌ایم که کمک می‌کند مراحل ذکر شده بهتر در خاطرتان بماند:

 

۱)

  • سلام زهرا جون؛ خوبی؟ امروز میتونی بیای با بچه ها بریم سینما؟
  • سلام مریم جون؛ ممنون اتفاقاً خیلی دلم میخواد بیام و بچه ها رو ببینم؛ اما فردا امتحان دارم نمیتونم. بجاش جشن تولد صبا که پنجشنبه است میام میبینمتون…

۲)

  • علی میتونی یک مقدار بهم پول قرض بدی؟… خیلی احتیاج دارم… قربون دستت.
  • محمد جان شرایطتت رو درک میکنم… متاسفانه الان خیلی پول تو حسابم نیست فقط به خرج زندگی میرسم… . به بهرام بگو شاید کارتو راه بندازه

 

به چه چیزهایی باید نه گفت

چند مورد مهم هستند که اصلاً احتیاجی به توضیح ندارند و بی درنگ باید در مقابل آن‌ها نه گفت:

  • همراهی و همکاری با افرادی که طرز فکر پوسیده و غیرسازنده ای دارند
  • کسانی که فقط وقت و انرژی مان را هدر می دهند
  • لذت‌های زودگذر
  • مواقعی که خیلی احساسی هستیم 
  • مواردی که حقمان ضایع می شود
  • تعارف هایی که می دانیم عاقبت ندارند(مثل سیگار و…) 
  • خط قرمزهایی که در زندگی برای خودمان تعیین کرده ایم
  • افرادی که قصد سو است

 

به این موارد کوچک‌ترین اهمیتی ندهید و کاری که به صلاحتان هست را انجام دهید. مسیر موفقیت فراز و نشیب‌های زیادی دارد و دزدان رویا هم همه جا در کمین منصرف کردن شما هستند. وقتی به موفقیت برسید خواهید دید که چقدر مورد توجه و تایید همان کسانی خواهید بود که یک زمانی می‌گفتند کارتان اشتباه است! به ناامیدی، افکار منفی، ترس، خجالت و… هم با قدرت نه بگویید و با لذت و آرامش در مسیر موفقیت گام بردارید.

 

تبریک می‌گویم که این مقاله را تا آخر مطالعه کردید. امیدوارم برایتان مفید واقع شود در انتها از نظرات و کامنت‌هایتان خوشحال می‌شویم.

 

2 پاسخ
  1. صادقی
    صادقی گفته:

    سلام و درود بر شما جناب استاد شرفی عزیز
    مطالب وبسایت شما کاملا کاربردی و مفید است. چون هم مشکلات و دلایل بروز آنها را بیان می کنید و هم برای هریک راه حل ارائه می کنید که به سادگی میتوان آموخت.
    از زحمات شما سپاسگزارم و بهترین ها را برایتان آرزو میکنم.

    پاسخ
    • ایرج شرفی
      ایرج شرفی گفته:

      سلام
      ممنون از بازخوردی که دادید
      خوشحالیم که مطالب برایتان مفید هستند
      بازخورد شما موجب قوت قلب ما برای ادامه مسیر جهت ارائه آموزش های کاربردی است

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *