ساخت عبارت های جادویی

۳ راهکار برای ساختن عبارت های جادویی

۳ راهکار برای ساختن عبارت های جادویی

  • جدیدترین و مدل بالاترین ماشین و موبایل هم بعد از یک مدت استفاده دیگر جذابیت و هیجان ندارند.
  • جدیدترین و زیباترین لباس هم بعد از یک مدت پوشیدن دیگر جذابیت و هیجان ندارند.
  • جدیدترین و جالب ترین فیلم و آهنگ هم بعد از یک مدت دیدن و گوش دادن دیگر جذابیت و هیجان ندارند.

هر جدید و تازه ای بعد از چند بار دیگر تازه نیست، جذاب نیست، تاثیرگذار نیست. کهنگی، محصولِ تکرار و گذشت زمان است که حتی دامن گیر جملات هم می‌شود.

 

خودتان فکر کنید…. در طول ۲۴ ساعتی که با زمین یک دور کامل می‌زنیم چقدر جملات تکراری می‌شنویم؟ می خواهم واقعاً فکر کنید! اگر هم وقت فکر کردن ندارید من به جای شما قبلتر فکر کردم.

با مثال میانبری می زنم تا کل مطلب دستتان بیاید. در ادامه چند جمله عادی آورده‌ام که بارها و بارها شنیده‌ایم و حتی گاهاً آن ها را خودمان هم گفته‌ایم:

ساخت عبارت های جادویی

 

این جملات را زیاد گفته‌ایم و شنیده‌ایم طوری که گوشمان دیگر برای آنها تره هم خورد نمی کند. حال این جملات را طور دیگری بیان می‌کنم :

ساخت عبارت های جادویی 2

 

عبارات دسته دوم تقریباً جدید هستن و شاید تازه به گوشمان می خورند، به همین دلیل جالب‌تر به نظر می‌رسند و بهتر در ذهن می‌نشینند. شما با خلاقیت خود می‌توانید جملاتی بهتر از این را بسازید.

 

این همه سختی برای چه؟

الان کسی را سراغ دارید که لباس دوران قاجار بپوشد؟ً! گوشی او هم از این نوکیا قدیمی ها که آنتن کوچکی در بالای خود داشتند، باشد؟! (الان دیگر به آن گوشی ها سلاح سرد می‌گوییم!!) و یا کسی را سراغ دارید که سوار آن دسته از ماشین قدیمی‌ها بشود که چراغش شبیه چشم قورباغه‌ است؟! فکر کردن به آن هم خنده‌دار است در حالی که هر کدام از این اشیاء زمانی آرزوی خیلی ها بودند!

ماشین ۲۰۰ سال پیش، لباس ۱۰۰ سال پیش ،کارتون ها و فیلم های ۲۰ سال پیش، گوشی ۱۰ سال پیش و… دیگر رایج نیستند. آنها را یا در موزه‌ها می‌بینیم یا  هر از گاهی نوستالژی وار از آن‌ها یاد می‌کنیم.

اصلاً می‌دانید چرا؟ بگذارید اینطور بپرسم مگر ما انسان‌ها دل نداریم؟ بله هر کدام یک دل داریم که خیلی هم تنوع طلب است. این روحیه‌ی تنوع طلبی انسان ها، جدید بودن و تازگی و تنوع را در هرچیزی طلب می‌کند حتی عبارات، جملات. همانطوری که لباس نو می‌پوشیم تا شیک‌تر و جذاب‌تر به نظر بیایم، دکوراسیون خانه را تغییر می‌دهیم تا شیک‌تر و جدیدتر شود، حتی عکس پروفایل خود را تغییر می‌دهیم تا بیشتر به چشم بیاییم. همه این کارها را می‌کنیم تا اسیر کهنگی نشویم چرا که کهنگی دیگر جذابیتی ندارد، تاثیر خود را ازدست داده و تاریخ مصرفش تمام شده است!

 

عبارت های جادویی مثل ماشین جدید

 

اگر می‌خواهیم حرف ما خریدار بیشتری داشته باشد، اگر می‌خواهیم شنیده شویم، اگر می‌خواهیم کلاممان بیشتر در صندوقچه‌ی یادها بماند، باید پاسخگویِ این تنوع طلبی هم باشیم و با عبارت های جدید و تازه، گوش و جان مخاطب را سیر کنیم.

 حال برای اینکه بیشتر از این گشنه و تشنه نمانیم برویم طرز تهیه عبارات جدید را یادبگیریم که گوش مخاطب بدهکار سخنانمان شود!

 

پیش به سوی ساخت عبارت های جادویی

با توجه به تجربه و مطالعه‌ای که داشتم ۳ روش عالی و تاثیرگذار یافته‌ام که در ادامه با شما عزیزان به اشتراک می‌گذارم:

 

۱- مفاهیم در لباسی جدید

چون به قدرت مثال ایمان دارم ابتدا یک مثال می زنم که کاملاً متوجه منظورم بشوید:

مفهومی مثل “تمام شدن” را در نظر بگیرید. به چند طریق می توانیم این مفهوم را بیان کنیم برای مثال بگوییم: پرونده اش بسته شد، پلمپ شد، فاتحه اش خوانده شد، خاکش هم کردیم، فسیل هم شد، جعبه اش را هم انداختیم رفت، دوختیم و پوشیدیم، آن که الان ختمش است، پروژه اش را تحویل هم دادیم و … می‌خواهید باز هم مثال بزنم؟ بله یا خیر؟!

نوبتی هم که باشد دیگر نوبت شماست قبل از اینکه به پاراگراف بعد برویم پیشنهاد می‌کنم یک مثال بزنید که مسیر عصبی این مهارت را سریع‌تر بسازید. 

هر مفهومی در هر جایی از این کره خاکی برای هر موجودی و هر شی‌ای جریان دارد. فقط لغت و فعل گفتاری آن متفاوت است. همانطوری که ما انسان‌ها در مراسم ها و مکان‌های مختلف لباس متفاوت می پوشیم (در مهمانی ها و یا محل کار با کراوات و در خانه با پیژامه) مفاهیم هم با توجه به کاربردی که دارند نحوه ی بیانشان متفاوت می‌شود. در مثال بالا تمام شدن یک پرونده مصادف با بسته شدن آن، تمام شدن یک خیاطی مصادف با دوخته شدن و پوشیدن پارچه است. حال ما با توجه به موضوع خود می‌توانیم این موارد را به جای یکدیگر استفاده کنیم و لباس جدیدی به مفهوم موردنظرمان بپوشانیم (سرکار با پیژامه و در خانه با کراوات)

 

 

پیشنهاد من:  

در حیطه فنی خودتان از اصطلاحات و لغات تخصصی استفاده کنید یعنی در مکالمات روزمره خود با همکارانتان که موضوع صحبتتان غیر کاری است اصطلاحات و لغات شغلی و تخصصی خود را به کار ببرید. شاید الان بپرسید که «با کسایی که تو حیطه تخصصیم نیستن چی؟ با اوناهم همینطوری حرف بزنم؟ خُب شاید متوجه منظورم نشن”.  نگران نباشید به همین علت راهکار بعدی را برایتان آورده ام.

 

۲- ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه

هرکدام از ما تا همین الان که از خدا عمر گرفته‌ایم ضرب المثل‌ها و اصطلاحات زیادی به گوشمان خورده است ولی متاسفانه به صورت دست نخورده در مغزمان جا خوش کرده اند و به ندرت از آن‌ها استفاده می‌کنیم . این ضرب المثل ها و اصطلاحات در گوشه گوشه‌ی حافظه‌ی ما خاک می‌خورند و منتظر هستند که به زبان بیاوریم تا کلاممان را زیباتر و اثرگذارتر کنند؛ این موضوع مانند این است که در خانه گوشت داریم اما فقط نان و پنیر می خوریم اگر هم سراغ گوشت برویم، زحمت پخت آن را به خود نمیدهیم و خام خام مشغول خوردن می شویم.

چند وقت پیش یک اپلیکیشن را نصب کردم که پیام خروج از آن خیلی خیلی برایم جالب بود. از آنجایی که دوصد نوشته، نیم عکس هم نشود عکس آن را در ادامه برایتان آورده‌ام:

 

وام گرفتن از اصطلاحات و ضرب المثل ها

در این عکس همینطور که می‌بینید به جای دو گزینه ی خشک و خالی بله/خیر از عبارات جالب‌تری استفاده شده است: نه فعلاً هستم/بله روحم شاد شد. شما در چنین موقعیتی چه پیشنهادی دارید تا حس بهتری را به مخاطب منتقل کنید. مشتاق خواندن نظرات شما در بخش نظرات این مقاله هستم.

هر اصطلاح را می‌توانیم در موقعیت‌های متفاوت به کار ببریم. حتی اگر اغراق نباشد می توانم بگویم یک اصطلاح را می‌شود همه جا استفاده کرد. کافیست با خلاقیت خود یک مقدار تغییرش بدهیم. مثلاً همان اصطلاحی که بالاتر گفتیم: “بله روحم شاد شد”. در این اصطلاح که خیلی هم متعارف نیست، با زبان محاوره، توجه مخاطب را درگیر خودش می کند و حس خوشایندی را منتقل می نماید.

اصطلاحات ابتدای مقاله را یادتان هست؟ تارعنکبوت؛ چغندر؛ قهرمان؛ آغوش؛ حضرت فیل و… . همه ی این موارد در موقعیت‌های جدیدی به کار رفته‌اند به همین دلیل عبارات جالبی خلق شدند و بهتر در یاد می‌مانند. این حکایت ها برای ضرب المثل هم برقرار است. در همین بخش من ضرب المثل “دوصد گفته چو نیم کردار هم نشود” را به جمله ی “دوصد نوشته، نیم عکس هم نشود” تغییر دادم. شما چه ضرب المثل مناسب دیگری برای این بخش می‌توانید بیاورید؟ بخش نظرات در خدمت جواب های شماست.

 

باز هم پیشنهاد من :

لطفاً هر اصطلاح و ضرب المثلی که می‌شنوید را یادداشت کنید و سعی کنید در طول روز آن اصطلاح را در حرف‌هایتان بیاورید و تغییرش دهید. هر چه این اصظلاحات را در موقعیت‌های مختلفِ بیشتری استفاده کنید مسلط تر می‌شوید. کمترین پاداشی که این کار دارد این است که حاضرجوابی را شدیداً تقویت می‌کند در حدی که نگویم برایتان! معجزه این امر را بعد از دو هفته خودتان متوجه خواهید شد.

برای یادداشت کردن هم جای نگرانی وجود ندارد چون اپلیکیشن واندرلیست یا اپلیکیشن To Do  اینکار را می‌کند. برای آشنایی بیشتر و دانلود این اپلیکیشن ها روی اسم هر کدام در خط بالا کلیک کنید.

 

۳- خودمان باشیم

اگه این حرفو بزنم شاید مسخرم کنن!

اگه اینو بگم بقیه چی میگن؟!

بقیه بهتر از من حرف میزنن!

خجالت می کشم اون چیزی که تو ذهنم هست رو بیان کنم!

و… .

 

این افکار یک معنی می‌دهند. اینکه: “خجالت می کشم از اینکه خودم باشم!“. آنها مانند یک سد جلو زبان ما را می‌گیرند و  نمی‌توانیم حرفمان را بزنیم. در صورتی که همین”خودم” تنها ثروت و سرمایه‌ی ما برای رشد است که باید پرورشش داد.

هرکدام از ما مانند اثرانگشتمان منحصر به فرد هستیم, خاص هستیم.  به دنیا آمده‌ایم تا کارهایی را انجام دهیم که فقط خودمان می توانیم. حرفی که می‌زنیم اگر با ساختار و لحن و منظور قلبی خودمان همراه باشد، می‌شود یک حرف خاص و جدید که از گوش مخاطب به قلبش نفوذ می‌کند چراکه: 

هر آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

 

دیل کارنگی در کتاب آیین سخنرانی می گوید:

سعی کنید نه تنها دقیق، بلکه بکر و تازه باشید، شهامت داشته باشید تا همانطور که هر چیز را می بینید توضیح دهید.

 

در ادامه ی همین نوشته، دیل کارنگی چند مثال جالب می‌زند: سرد مثل خیار؛ سرد مثل قبر؛ سرد مثل قورباغه و… . من هم یکی به آنها اضافه می کنم: سرد مثل بستنی.

این تشبیهات همان مفهوم “سرد مثل یخ” را دارند اما تشبیه “سرد مثل یخ” خیلی رایج و تکراری شده است جدید نیست و جلب توجه نمی‌کند. در حالی که عبارات جدید‌ی که مثال زدیم به ذهن مخاطب قلاب می‌شود و کمک می‌کند تا او هم چیزی را ببیند که ما می‌بینیم و منظورمان را بهتر متوجه شود. شاید شما سرد بودن را در آهن یا یخچال یا هر چیز دیگری ببینید و این اختیار را دارید هر طور که می‌خواهید و صلاح است افکار خودتان را بیان کنید. یک نفر در یک روزگاری گفته است “یخ” حالا ما مجبور نیستیم همان را  بگوییم و می‌توانیم تصویر و درک خودمان را بیان کنیم.

بیاید از این به بعد خودمان باشیم و عبارات جدید خودمان را بسازیم تا اثر خودمان را بگذاریم . امیدوارم با خواندن این بخش دیگر ترس و تردیدی برای استفاده از دو روش قبلی نداشته باشید.

 

جمع بندی

کل حرف من در این مقاله این است:

هر چیز تکراری از هیجان و جذابیت می افتد مثل فیلم و آهنگ و لباس تکراری. برای ما آدم ها هر چیزی جدیدش، جالب‌تر است البته به شرطی که از قبلش بهتر باشد. عبارات و جملات هم از این پدیده مستثنی نیستند. عبارت‌های کهنه را که بارها شنیده ایم خیلی اثربخش نیستند. برای این جملات یک گوش در و گوش دیگر دروازه است. اگر می‌خواهیم کلاممان بیشتر به گوش بیاید و به ذهن و قلب مخاطب بنشیند باید با خلاقیت خودمان عبارت جدید بسازیم.

۳ روش برای ساخت عبارت های جادویی که در این مقاله پیش کش شما شد عبارتند از:

  • مفاهیم در لباسی دیگر
  • ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه
  • ساخت اصطلاحات دست ساز خودمان

خلاصه بگویم: ضرب المثل ها، اصطلاحات عامیانه، لغات و اصطلاحات تخصصی یک منبع عظیم هستند که به رایگان در اختیار هر کسی حتی بچه ۱۰ ساله هم قرار دارد. با استفاده از آن هرچقدر که بخواهیم می‌توانیم عبارات جدید بسازیم و شاید روزی ضرب المثل ها و اصطلاحات شخصی خودمان هم در این دنیا ثبت شود به عنوان یادگاری برای آیندگان به یادگار بماند.

 

تمرین

اپلیکیشن واندرلیست یا To Do را جزو لاینفک زندگی خود قرار دهید! مطمئنم در روز حداقل یک اصطلاح را می شنویم! آن را به این لیست اضافه کنیم و در طول روز همان یک اصطلاح را به صحبت هایمان سنجاق کنیم. زمان زیادی از ما نخواهد گرفت.

 

2 پاسخ
    • ایرج شرفی
      ایرج شرفی گفته:

      سلام
      وقت بخیر
      خواهش میکنم
      خوشحالم که مقالات مورد توجهتون واقع شده
      ممنون از بازخوردی که دادید. قطعاً این بازخوردها قوت قلبی است برای ادامه این مسیر

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *