نوشته‌ها

بدنسازی ذهنی

قسمت دوم بدنسازی ذهنی: یافتن شباهت میان دو شی بی ربط

 

در مقاله قبلی اولین و مهمترین تمرین برای بدنسازی ذهنی و افزایش هوش کلامی را خدمتتان معرفی کردم (اگر این مقاله را نخوانده اید از اینجا می توانید آن را مطالعه نمایید.)

 

در این مقاله قصد دارم شما را با تمرین دیگری آشنا کنم:   «یافتن شباهت میان دو شی  بی ربط»

 

 

دقیقاً باید چه کار کنیم؟

برای انجام این تمرین به این صورت عمل می کنیم که:

دو شیء کاملاً بی ربط را انتخاب کرده و تلاش می کنیم تعداد زیادی شباهت برای آنها پیدا کنیم: برای مثال ما در اینجا می خواهیم حدود ۳۰ شباهت (!) میان کفش و کولر پیدا کنیم:

 

بدنسازی فکری

 

 

بیایید باهم شباهت های آنها را لیست کنیم:

هر دو با حرف «ک» شروع می شوند؛

هر دو سایز های مختلی دارند؛

رنگ هر دو آبی است؛

هر دو کفی دارند؛

روی هردو می توان مارک چسباند؛

هر دو برای خدمت رسانی بیشتر به انسان ساخته شده اند؛

درون هر دو می توان چیزی قرار داد؛

برای خرید هر دو باید پول بپردازیم؛

توی هر دو می توان آب ریخت؛

حرکت هر دو همراه با صدا است؛

هر دو منفذ هایی برای جریان هوا دارند؛

برای تولید هر دو نیاز به دستگاه های مخصوص می باشد؛

از هر دو می توان در سالن های ورزشی استفاده کرد؛

هر دو در داخل کشور تولید می شوند؛

هر دو انواع با کیفیت و بی کیفیت دارند؛

هر دو جزء اشیاء محسوب می شوند؛

هر دو قابل تعمیر هستند؛

هر دو مستهلک می شوند؛

هر دو قابل دیدن هستند؛

هر دو قابل لمس کردن هستند؛

هر دو را می توان فروخت؛

برای فروش هر دو آنها را در کارتن قرار می دهند؛

در تولید هر دو انسان ها دخیل هستند؛

در فروشگاه ها هر دوی آنها را می چینند و در انظار خریداران قرار می دهند؛

هر دو در قیمت های گران و ارزان عرضه می شوند؛

می توان هر دو را احتکار کرد؛

هر دو در فصل هایی از سال فروش بیشتری دارند؛

هر دو غیر قابل خوردن هستند؛

هر دو حرف آدمیزاد را نمی فهمند؛

هر دو از ضرر رسیدن به انسانها جلوگیری می کنند(کولر از گرمازدگی و کفش از آسیب دیدن پا)؛

 

 

چه زمانی از تمرین های بدنسازی ذهنی بهترین نتیجه را می گیریم؟

افرادی که در رشته بدنسازی فعالیت می کنند خوب می دانند که بدنشان زمانی خوب ساخته می شود که از منطقه امن خود خارج شوند و تمریناتی را انجام دهند که بدنشان را تحت فشار قرار می دهد و گرنه در حالت عادی که فشاری به بدنشان وارد نشود، تغییری هم رخ نخواهد داد.

در هوش کلامی هم موقعیت مشابهی وجود دارد. زمانی که ما در تمرینات تا جایی پیش برویم که به مغزمان فشاری نیاید، تغییری رخ نمی دهد و هوش کلامی مان هم تقویت نمی شود. لذا برای تقویت هوش کلامی نیاز است تمرینات را ادامه دهیم تا ذهنمان خسته شود و علاقه ای به ادامه دادن نداشته باشد. اگر ما برخلاف خواسته مغزمان تمرین را ادامه دهیم، مغز برای پاسخ به درخواست ما جهت تمرین بیشتر، مجبور می شود به تمامی اطلاعات موجود در خود اعم از حافظه موقت، حافظه بلند مدت و … مراجعه نماید. درست در این لحظه است که هوش کلامی ما تقویت خواهد شد.

 

پس یادمان نمی رود که:

هر بار که در حین انجام تمرینات مغزمان خسته شد و قصد داشت تمرین را رها کند، آن را مجبور می کنیم تا کمی بیشتر به روند تمرین ادامه دهد. چرا که تقویت هوش کلامی ما در گرو این موضوع است.

 

 

برای مطالعه قسمت اول از سری مقاله های «بدنسازی ذهنی» روی لینک زیر کلیک کنید: 

 

قسمت اول بدنسازی ذهنی: تندگویی

 

قسمت سوم بدنسازی ذهنی: ارتباط بین ۳ موضوع بی ربط