نوشته‌ها

اعتماد به نفس

اعتماد به نفس چیست و چطور آن را تقویت کنیم؟

اعتماد به نفس چیست؟

فکر کنم با من هم عقیده باشید که اعتماد به نفس نقش کلیدی در موفقیت ما دارد. اما واقعاً اعتماد بنفس چیست و چرا انقدر مهم است؟

 

 

تعریف اعتماد به نفس

اگر بخواهم یک تعریف ساده از اعتماد بنفس بیان کنم اینطور می گویم که: 

اعتماد بنفس یعنی ما یک سری مهارت ها و توانایی ها داشته باشیم و به این مهارت ها و توانایی های خود باور داشته باشیم. بعبارت دیگر اعتماد به نفس همچون یک پرنده است که دو بال دارد: یکی مهارت های ما و دیگری باور به آن مهارت ها.

در فرهنگ ما اینگونه جا افتاده است که وقتی حرف اعتماد بنفس به میان می آید، بیشتر اعتماد بنفس در مهارت های ارتباطی و صحبت کردن را در نظر می گیرند اما با توجه به این تعریف، به محض این که کلمه اعتمادبه نفس را بکار می بریم، حتماً باید قید کنیم که در چه حوزه ای یا در چه مهارتی. برای مثال ممکن است فردی در آشپزی اعتماد به نفس نداشته باشد اما در سخنرانی اعتماد بنفس بالایی داشته باشد.

 

 

قطعاً همه ما یکسری مهارت و توانمندی داریم اما به همه آنها باور نداریم. با توجه به تعریفی که قبل تر ارائه دادیم می توان گفت ما در این مهارت اعتماد به نفس نداریم. برای مثال افراد زیادی در کلاس های آموزش رانندگی شرکت کرده اند، آزمون داده اند و قبول شده اند و در حال حاضر گواهینامه هم دارند اما باور ندارند که می توانند به خوبی رانندگی کنند. پس می توان گفت که این افراد اعتماد به نفس در رانندگی  ندارند.

از طرفی افرادی هم هستند که در یک زمینه خاص مثل «مدیریت کردن» مهارت کافی ندارند اما اینگونه باور کرده اند که می توانند از پس آن بربیایند. وقتی پای عمل کردن می رسد می بینیم که نمی توانند از پس کار بربیایند و در حقیقت اعتماد به نفس کاذب دارند.

پس همانطور که گفتیم اعتماد بنفس دو بال دارد: هم داشتن یک مهارت و هم باور به آن مهارت.

 

 

چگونه اعتماد به نفس خود را افزایش دهیم؟

با توجه به تعریفی که در بالا آوردیم، اگر قصد داریم از شر کمبود اعتماد به نفس رها بشویم و آن را در خود تقویت کنیم باید بر روی دو حوزه کار کنیم: 

۱- بدست آوردن آوردن یا تقویت یک مهارت

۲- باور به آن مهارت(خودباوری)

 

حوزه ای که قصد دارید در آن اعتماد به نفس خود را افزایش بدهید انتخاب کنید. بررسی کنید چه مهارت هایی برای رسیدن به آن نیاز دارید. بروید و آن مهارت ها را در خود تقویت کنید.

راه های مختلفی هم برای این کار وجود دارد که بسته به شرایط ، روحیات و امکانات خود می توانید به سراغ آن ها بروید. از جمله:

– مطالعه کتاب های مرتبط

– کارآموزی کردن در کنار یک فرد خِبره

– دوره های آموزشی (حضوری و غیرحضوری)

– تحقیق میدانی از افرادی که آن مهارت را دارند

– و… .

 

مرحله دوم برای تقویت اعتماد به نفس باور به آن مهارتی است که بدست آورده اید. اما سوال اینجاست که ما چه زمانی می توانیم به خودباوری در یک مهارت برسیم؟

زمانی در ما خودباوری شکل می گیرد که آن مهارت را بدون هیچ ترس و به راحتی انجامش دهیم. برای رسیدن به این مرحله فقط کافیه بارها و بارها آن کار را از شیوه صحیح و اصولی آن انجامش دهیم. باور کنید راه دیگری وجود ندارد. یک ضرب المثل وجود دارد که می گوید: 

 

 

معنای آن هم این است که اگر می خواهید یک کاری را به خوبی انجام دهید، باید آن را زیاد انجام دهید تا مسیر عصبی آن در شما شکل بگیرد.

البته شاید در دفعات اولیه انجام هرکاری، اوضاع طوری پیش نرود که شما دوست دارید اما بدانید که رمز موفقیت در ادامه دادن و ثابت قدم بودن است.

 

یک مثال

برای مثال فرض کنید قصد دارید اعتماد به نفس خود را در زمینه  هوش کلامی تقویت کنید. در گام اول بایستی با مهارت های آن آشنا شوید. این آشنایی می تواند به کمک کتابی در زمینه هوش کلامی باشد، می تواند بواسطه شرکت در دوره هوش کلامی باشد و یا هر طریق دیگر. در مرحله بعد باید تمرینات و نکاتی که یاد گرفته ایم را به کار ببندیم  تا جایی که به این خودباوری برسیم که ما می توانیم از پس موقعیت های مختلف بربیاییم. اینجاست که ما در زمینه هوش کلامی به اعتماد به نفس رسیده ایم.

 

 

چرخه کمبود اعتماد به نفس

وقتی یک پرنده پرواز نمی کند، بال های او ضعیف می شود. وقتی هم که بال هایش ضعیف شود، کمتر تمایلی به پرواز نشان می دهد. با دوری از پرواز مجدد بال هایش ضعیف و ضعیف تر می شود. این اتفاق دقیقاً برای اعتماد به نفس ما هم صادق است. وقتی دچار کمبود اعتماد به نفس باشیم، معمولاً اقدامی در راستای آن مهارتی که در آن ضعیف هستیم انجام نمی دهیم. اقدام نکردن باعث ضعف بیشتر در این مهارت می شود. با ضعف بال مهارتی، پرنده اعتماد به نفس ما به جای اوج گرفتن زمین گیر می شود و پرواز نمی کند. این چرخه معیوب مدام تکرار می شود و ما هرروز بی اعتماد به نفس تر.

با توجه به این چرخه بایستی در راستای مهارتی که می خواهیم در آن اعتماد به نفس پیداکنیم، از دایره امن خود خارج شویم و اقداماتی انجام دهیم. در مشاوره هایی که با افراد دارم همیشه آنها را مجبور می کنم تا اقدامی هرچند کوچک در این راستا بردارند. برای مثال افرادی که می خواهند اعتماد به نفس خود را در مهارت هایی مثل صحبت کردن در جمع، کنفرانس دادن، داستان گویی جذاب، ابراز وجود در جمع دوستان یا محل کار، درخواست کردن از دیگران، دفاع از حق و حقوق خود و … تقویت کنند، با قدم های کوچک کوچک شروع می کنیم و به مرحله ای می رسیم که که بتوانند روی پای خود بایستند و مقتدرانه رفتار کنند.

 

 

چطور وارد این چرخه نشویم؟

به غیر اقدام کردن و خارج شدن از منطقه امن خود که در بالا توضیح دادم، داشتن هدف در زندگی می تواند بسیار موثر باشد. افرادی که در زندگی خود هدفی را دنبال می کنند، انگیزه کافی برای اقدام کردن را پیدا می کنند در نتیجه وارد چرخه معیوب کمبود اعتماد به نفس نمی شوند.

 

تمرین:

همین الان یک کاغذ و خودکار بردارید و ۳ تا از اهدافی که قرار است تا ۶ ماه آینده به آن برسید را لیست کنید.سپس مشخص کنید برای رسیدن به هر کدام نیاز است چه اقداماتی انجام دهید. در نهایت همین امروز یک قدم هرچند کوچک هم که شده برای آن بردارید.

 

 

بزرگترین دشمن افزایش اعتماد به نفس

بزرگترین دشمن اعتماد به نفس ترس است. وقتی ما از انجام دادن یک کار می ترسیم و مدام نگران قضاوت شدن توسط دیگران هستیم و یا به عواقب ناخوشایند ناشی ازانجام یک کار فکر می کنیم و انجامش نمی دهیم، در حقیقت وارد چرخه معیوب اعتماد به نفس می شویم. 

چه ترس هایی ممکن از سراغ ما بیایند: 

ترس از تنهایی

ترس از قضات شدن

ترس از شکست خوردن

ترس از عدم تایید جمع

ترس از ورشکستگی

ترس از کمبود اعتماد به نفس

ترس از تاریکی

ترس از مجرد ماندن

ترس از مسخره شدن

ترس از نه گفتن

ترس از سخنرانی کردن 

ترس از اظهار نظر کردن

و … .

 

 

امام علی(ع) می‌فرمایند: بزرگ ترین گناه ترس است.

هرگاه از هر موضوعی بترسیم یک پله از نردبانِ اعتماد به‌ نفس خود پایین آمده ایم.

امام علی (ع) همچنین می فرمایند: هرگاه از کاری ترسیدی، خود را به کام آن بینداز؛ زیرا ترس شدید از آن کار دشوارتر و زیان بارتر از اقدام به آن کار است.

اگر ترس هایتان واهی هستند به دل آن بزنید مانند ترس از تاریکی، ترس از شروع انجام یک کار، ترس از صحبت در جمع و… . اگر ترس هایتان کمی جدی‌تر هستند حتماً به یک مشاور مراجعه کنید تا در برطرف کردن آن به شما کمک کند.

 

 

اعتماد به نفس در کودکان

حال که ما می دانیم اعتماد به نفس چگونه در ما شکل می گیرد و با عواملی که دشمن آن هستند هم آشنا شدیم، به راحتی می توانیم آن را در خودمان یا فرزندانمان تقویت کنیم.

برای تقویت اعتماد به نفس در فرزندانمان کافیست مهارت های آنها را بالا ببریم (با آموش دادن توسط خودمان یا کلاسهای آموزشی و یا کتابها) و در گام بعدی با تأیید آنها باورهای درستی را در وجودشان بارور کنیم.

در پروسه ساختن باورها:

کودکان را نباید از چیزی بترسانیم؛

اجازه ندهیم به چیزی یا فردی وابسته شوند؛

آن ها را تحقیر نکنیم؛

به آنها احساس گناه ندهیم؛

آنها را سرزنش نکنیم؛

آنهارا مقایسه نکنیم؛

 

 

نمونه ای از باورهایی که نشانه اعتماد به نفس بالا هستند

من انسان ارزشمندی هستم و نیازی به تایید دیگران ندارم.

من قادر به انجام هر کاری هستم و کسی نمی توانند سد راه من شود.

برای من دیوار معنا ندارد. یا راهی خواهم یافت و یا راهی خواهم ساخت.

الزاماً همه قرار نیست با من موافق باشند.

شکست خوردن به معنای کسب تجربه جدید است.

من قدرتمند و پر انرژی سراغ هر کاری می روم و از آن نتیجه می گیرم.

به حمایت دیگران نیازی ندارم.

به دنبال تایید دیگران نیستم.

اجازه نمی دهم کسی حقم را پایمال کند.

و … .

 

در انتها پیشنهاد میکنم اگر تمایل دارید در زمینه ساختن باورهای قدرتمند اطلاعات بیشتری بدست آورید، حتماً مقاله باورسازی را مطالعه کنید. چرا که به شدت به مبحث افزایش اعتماد به نفس کمک می کند.

همچنین مقاله مقابله با کمال گرایی هم می توانند دیدگاه شما را نسبت به اقدام کردن و خروج از منطقه امن کمک کند.

 

لیوان عزت نفس

عزت نفس چیست؟ | آیا عزت نفس با اعتماد به نفس فرق دارد؟

 

عزت نفس یا دل دریایی داشتن

وقتی در یک لیوان آب یک قطره جوهر سیاه می اندازید، جوهر به آرامی پخش شده و رنگ کل لیوان تغییر پیدا می کند. این اما در قبال دریا جور دیگریست. دریا را حتی با یک تانکر جوهر هم نمی توان تغییر رنگ داد. بعضی از انسان ها همچون لیوان آب و برخی دیگر همانند دریا هستند؛ برخی با عزت نفس بالا و برخی درگیر عزت نفس پایین.

عزت نفس بالا یعنی دریا شدنِ وجود، بزرگ شدنِ روح، عمیق شدنِ نگاه ما به زندگی.

 

 

در این مقاله قرار است به چه چیزهایی بپردازیم؟

 

۱- عزت نفس چیست؟

۲- مرغ یا تخم مرغ؟ عزت نفس یا رفتار؟

۳- آیا عزت نفس همان اعتماد به نفس است؟

۴- چطور بفهمیم عزت نفس خودمان یا دیگران پایین است؟

 

 

عزت نفس چیست؟

شاید بهترین تعریف برای عزت نفس این باشد که:

من خودم را دوست دارم، توانمندی ها و خواسته هایم را ارزشمند می دانم. به خودم و دیگران احترام می گذارم و باور دارم همه ما حق داریم شاد زندگی  کنیم و به دنبال رشد و ترقی باشیم.

 شاید شما هم با خواندن این تعریف کمی دچار تردید شده باشید که آیا با این رفتارها و نحوه تفکری که دارید، عزت نفستان پایین است یا در وضعیت مناسبی قرار دارید؟

لطفاً کمی صبوری کنید چرا که در اواسط این مقاله برایتان مثال هایی خواهم آورد تا به این موضوع عمیق تر بپردازیم.

لازم است یادآور شوم که عزت نفس اصل و اساس و تمام سرمایه وجودی ماست که اگر تمام آن را از دست بدهیم به پوچی می رسید و خواهیم مُرد. برای درک بهتر این مفهوم شما را به خواندن داستان واقعی زیر دعوت می کنم:

 

بعد از جنگ آمریکا با کره، حدود هزار نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند. نکته ای که تعجب مقامات امریکایی را برانگیخته بود، درصد بالای مرگ و میر زندانیان در این اردوگاه بود یعنی ۳۸ درصد؛ بالاترین میزان مرگ زندانیان جنگ در تاریخ ارتش ایالات متحده.

 

 تعجب امریکایی ها به این دلیل بود که:

– زندانیان به مرگ طبیعی می مردند. بسیاری از آنها شب می خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی شدند؛

– این زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود؛ یعنی خبری از سیم خاردار یا نگهبان مسلح نبود؛

– آب و غذا و امکانات به وفور یافت می شد؛

– زندانیان با هیچ یک از تکنیک های متداول شکنجه نمی شدند؛

– در غذای زندانیان سم یا مواد عجیب و غریب ریخته نمی شد؛

– زندانیان را مجبور به انجام کارهای نامتعارف و سنگین مثل خُرد کردن سنگ ها نمی کردند؛

– رفتارهای زندان‌بانان خیلی متعارف و معمولی بود؛

– با تمام این موضوعات هیچ سربازی برای فرار تلاش نمی‌کرد و حتی گاهی اوقات از هم خدمتی‌ها و فرماندهان خود فاصله می‌گرفتند و با زندان‌بانان کره‌ای روابط دوستانه برقرار می‌کردند.

– زمانی که گروهی از این سربازان به صلیب سرخ تحویل داده می شدند و اجازه داشتند به کسانی که دوست‌شان دارند تلفن بزنند، تعداد بسیار کمی از آنها تمایل داشتند چنین کاری کنند.

– وقتی هم که زندانیان باقی مانده آزاد شدند برخی از آنها هرگز به خانه برنگشتند و برخی هم که برگشتند، ترجیح دادند که دوستی یا رابطه‌ای با دیگران برقرار نکنند و بعد از مدتی انزوا در اوج تنهایی مُردند!

 

میراسموس و عزت نفس

 

 

رمزگشایی  از این فاجعه 

ژنرال ویلیام مایر (که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد) ، علت این نوع مرگ و میر را سال ها مورد مطالعه قرار داد و به این نتیجه رسید که کره ای ها برای رسیدن به این مقصود از ۴ ترفند روانی بسیار هوشمندانه(که عزت نفس زندانیان را کاهش می داد) کمک می گرفته اند. او نتیجه تحقیقات خود را اینگونه شرح داد:

 ۱) در این اردوگاه هرکس که جاسوسی سایر زندانیان را می کرد، سیگار جایزه می گرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمی شد. همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند.

۲) کره ای ها هر روز جلساتی را تحت عنوان جلسات روانکاوی برگزار می کردند و  از زندانیان می خواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند یا می توانستند خدمتی بکنند و نکرده اند را تعریف کنند.

۳) با اعترافات زندانیان از خیانت های خود یا امتناع از خدمت رسانی هایشان، به تدریج اعتماد و اعتبارشان نزد یکدیگر فرو می ریخت و وفاداری به فرماندهان و حتی وفاداری به کشور را از دست می دادند.

۴) فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد و ناامیدکننده بودند به دست زندانیان می رسید و نامه های مثبت و امیدبخش تحویل داده نمی شدند.

 

علت مرگ زندانیان 

تحقیقات نشان داد که این اقدامات کره ای ها در کنار هم، زندانیان را به کام مرگ خاموش کشانده است:- با جاسوسی، تصویر ذهنی شان نسبت به خودمنفی می شد و خود را انسانی پست می دیدند.

– با تعریف خیانت ها، اعتبارشان نزد دیگران از بین می رفت.

– همرزمان و دوستانشان را انسان هایی بی ارزش می یافتند و آنها را نادیده می گرفتند.

– با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید خود را از دست می دادند.

این موارد در کنار هم سبب می شد تا زندانیان تمام سرمایه وجودی خود یعنی « عزت نفس شان » را از دست بدهند و کم کم به پوچی برسند و انگیزه ای برای ادامه زندگی نداشته باشند.

 

 

 

داستان همیشگی مرغ و تخم مرغ

رابطه عزت نفس با رفتارهای ما همچون رابطه مرغ است با تخم مرغ که هر دو وابسته به دیگری و ناشی از آن هستند.

یعنی ما بر اساس عزت نفسی که داریم (خواه بالا باشد و خواه پایین) رفتارهایی از خود بروز می دهیم (خواه رفتار هایی سالم و اخلاقی خواه ناسالم و غیر اخلاقی).

از طرفی هر رفتاری که از ما سر می زند (مستقیم یا غیر مستقیم) عزت نفس ما را یا بالا می برد و یا پایین می آورد.

چرخه عزت نفس

 

شاید گیج شوید که در نهایت تکلیف ما چیست و از کجا باید شروع کنیم؟

از آنجایی که تغییر یک رفتار برای ما ساده تر و عملی تر است، پیشنهاد من اینست که با تغییر رفتارهایمان شروع کنیم. رفتارهایی که در لابلای این مقاله به آنها خواهیم پرداخت.

 

 

 

آیا عزت نفس همان اعتماد به نفس است؟

خیلی از افراد این دو مفهوم را اشتباهاً با هم یکی می دانند درحالی که تفاوت زیادی بین این دو وجود دارد. در حقیقت اعتماد به نفس میوه درخت عزت نفس است؛ عزت نفس ریشه و بنیان وجودی ماست و یکی از ثمرات آن اعتماد به نفس می باشد.

هر زمانی که بحث اعتماد به نفس مطرح می شود، سریعاً این سوال در ذهن تداعی می شود که «در چه زمینه ای؟». اعتماد به نفس ترکیب مهارتهای ما بعلاوه باوریست که در ذهن خود به آن مهارتها داریم؛  در حالیکه عزت نفس یعنی من خودم را چگونه ارزیابی می کنم؟ آیا خودم را یک فرد مؤثر و مفید در جامعه می بینم؟ آیا حالم نسبت به خودم خوب است؟

اعتماد به نفس بالا گاهی تبدیل به غرور و خودپسندی می شود. فرد مغرور دیگران را نمی بیند و اعتقاد دارد «من» مهم هستم، «من» بالاتر از شما هستم، اگر قرار است منافع یکی از ما تأمین شود، آن یکی «من» هستم.

اما عزت نفس همچون سلامتی جسمانی است و بیش از حد بالا بودن آن هیچ مشکل یا تبعاتی ندارد چراکه عزت نفس در تعریف خود جایی برای دیگران دارد و می گوید من انسان هستم و حقوقی دارم، دیگران هم انسان هستند و حقوقی دارند.

 

پیشنهاد می کنم برای درک بهتر تفاوت این دو موضوع، علاوه بر این مقاله، مقاله «اعتماد به نفس چیست؟» را هم مطالعه کنید.

 

 

چطور بفهمیم عزت نفس خودمان یا دیگران پایین است؟

چهره، رفتار و گفتار یک فرد نشان دهنده میزان عزت نفس اوست؛ لذا در این قسمت می خواهیم به مواردی بپردازیم که می توان آنها را در رفتارها و گفتارهای یک فرد مورد بررسی قرار داد و بالا بودن یا پایین بودن عزت نفس را تشخیص دهیم:

 

 

۱- حُسن جویی از دیگران

فردی که عزت نفس بالایی دارد، بجای اینکه به دنبال نواقص دیگران باشد و درصدد عیب جویی از آنها برآید، به دنبال نکات مثبت در افراد می گردد و زمانی که تشخیص داد فردی عملکرد خوبی داشته است، از فرد مقابل حُسن جویی می کند.

برای مثال زمانی که دوستمان همیشه خوش قول بوده و به تعهداتش پایبند است می توانیم از این کار او حسن جویی کنیم و به او بگوییم: «خوشحالم که دوست متعهدی مثل تو دارم. این ویژگی تو خیلی خیلی ارزشمند است.»

گاهی حتی شاید نتوان این حسن جویی ها را به طرف مقابل ابراز کرد که هیچ ایرادی ندارد. همینکه ما در ذهن خود از آن فرد حسن جویی کنیم بازهم عزت نفس خود را رشد داده ایم.

برای مثال وقتی می بینیم یک راننده در کمال گذشت صبر می کند تا عابران پیاده رد شوند و بعد حرکت می کند، حتماً حتماً این کار او را در ذهن خود تحسین می کنیم.

یک نکته بسیار ظریف در این قسمت وجود دارد که اگر رعایت نکنیم ممکن است عواقب بدی داشته باشد. آن هم این که گاهی ممکن است حُسن جویی های ما رنگ تَمَلُّق(چابلوسی) بگیرند. برای اجتناب از این موضوع باید حواسمان باشد که چیزی نگوییم که فرد مقابل آن را قبول ندارد و می داند تعریفی که از او می شود واقعی نیست.

 

حسن جویی و عزت نفس

 

 

۲- قدرشناس بودن

افرادی که عزت نفس پایینی  دارند از بالا به پایین نگاه می کنند و همیشه از دیگران طلبکار هستند؛ در حالی که عزت نفس بالا ما را به این سمت سوق می دهد که از کوچکترین خدمت دیگران قدردانی و تشکر کنیم.

برای مثال مدیری که عزت نفس پایینی دارد، بعد از آنکه کارمندش وظیفه خود را به نحو احسن و حتی کمی بالاتر از حد انتظار او انجام داده است، بجای آنکه تقدیر و تشکر کند، یا ایراد روی کار او می گذارد و یا در خوشبینانه ترین حالت می گوید: «خوبه. از تو جز این هم انتظار نمی رفت.»

 

 

۳- گشاده رو بودن

فردی که عزت نفس بالایی دارد، همیشه با دیگران با روی گشاده و لبخند برخورد می کند. او می داند دیگران هم همانند او انسان هستند و نیاز به دیده شدن و مورد احترام واقع شدن دارند.

فروشنده ای که با همه مشتریان با احترام رفتار می کند، پدری که با لبخند وارد خانه می شود، همسایه ای که همیشه با بقیه خوش رفتار و مردم دار است، مدیری که در یک سازمان بزرگ وقتی می بیند چهره کارمندش گرفته است از او دلیلش را می پرسد و … همگی و همگی دارای عزت نفس بالایی هستند.

 

 

۴- استقلال در بیان نظر یا بروز خواسته ها

فردی که عزت نفس بالایی دارد، هنگامی که می خواهد نظر خود یا خواسته خود را بیان کند، به نظر یا خواسته دیگران وابسته نیست و شجاعت این را دارد که حتی اگر نظر یا خواسته اش با نظر یا خواسته کل جمع متفاوت بود آن را ابراز کند.

برای مثال فرض کنید با چهار نفر از دوستان خود در یک اتومبیل هستید و برای تفریح رهسپار خارج از شهر هستید. دوستان شما همگی در حال گوش دادن به گزارش فوتبال از طریق رادیو هستند و شما هیچ علاقه ای به فوتبال ندارید. در این موقعیت با توجه با بالا یا پایین بودن عزت نفستان ممکن است رفتارهای متفاوتی از خود بروز دهید.

اگر عزت نفس پایینی داشته باشید، هیچ حرفی نمی زنید و نظر خود را بروز نمی دهید و تا پایان گزارش فوتبال فقط خودخوری می کنید. علاوه بر این حال بد، عزت نفستان هم کاهش یافته است.

اگر عزت نفس بالایی داشته باشید، نظرتان را بیان می کنید و درخواست می کنید که موج رادیو را تغییر دهند. در این موقعیت حتی اگر نظر شما پذیرفته نشود و همچنان به گوش دادن گزارش فوتبالی ادامه دهند، عزت نفس شما صدمه ای نخورده است چرا که حداقل برای نظر خود ارزش قائل بوده اید و آن را ابراز کرده اید.

 

تاثیر استقلال بر عزت نفس

 

 

۵- احساس امنیت

فردی که عزت نفس بالایی دارد به خودش و توانایی هایش ایمان دارد و به خاطر همین ایمان داشتن، نگران از دست دادن موقعیت و یا جایگاه خود نیست؛ به همین دلیل آنها هیچ کس را رقیب خود نمی دانند.

برای مثال کسی که عزت نفس پایینی دارد، با ورود یک کارمند جدید به شرکت، احساس ناامنی می کند و نگران است که نکند او جای من را بگیرد و یا پیشرفت را برای من سخت تر کند. به همین دلیل جنگ قدرت راه می اندازد و سعی می کند در اولین فرصت به هر نحوی که شده است، کارمند جدید را از صحنه خارج کند.

در مثال دیگر می توان به ورود یک فرد جدید به اعضای خانواده اشاره کرد. برای مثال آقا یا خانمی که عزت نفس پایینی دارند با ورود یک باجناق یا یک عروس دیگر به جمع خانواده، موقعیت خود را در خطر می بینند و دست به کارهایی می زنند که موقعیت و جایگاه خود را حفظ کنند و همچنان مورد توجه قرار بگیرند.

 

 

۶- پذیرش اشتباهات

ابوعلی سینا جمله زیبایی دارد که می  گوید: «اگر برای توجیه یک اشتباه هزار دلیل بیاورید، در نهایت هزار و یک اشتباه انجام داده اید.»

فردی که عزت نفس بالایی دارد به راحتی اشتباه خود را می پذیرد چرا که می داند و پذیرفته است که هیچ انسانی کامل نیست. او نه تنها از کامل نبودن خود خجالت نمی کشد بلکه در تلاش است تا هر روز و هر روز در این مسیر بیشتر رشد کند.

شاید در نگاه اول نگران این موضوع باشیم که اگر اشتباهاتمان را بپذیریم، در نظر دیگران فردی هستیم که مدام اشتباه می کند و دیگر اعتباری نداشته باشیم.

اما به این موضوع باید از این منظر بنگریم که پذیرش اشتباهات از ما فردی منطقی و منصف می سازد. و اگر در موقعیت دیگری ما خیلی محکم سر حرف خود ایستادیم و بر آن اصرار داشتیم، پذیرش حرف ما بیشتر است چرا که ما به عنوان فردی منطقی و منصف شناخته شده ایم.

 

بد نیست به ویدئو زیر هم نگاهی بیندازید: 

 

اگر تمایل دارید خودتان رو مورد بررسی قرار دهید چک لیست زیر را دانلود کنید و هر روز به بررسی رفتارهای خود بپردازید.

 

 

دانلود چک لیست عزت نفس

دانلود PDF

 

 

مطالعه قسمت دوم از سری مقالات عزت نفس: «نشانه‌های یک فرد با عزت نفس پایین»

مطالعه قسمت سوم از سری مقالات عزت نفس:  «عوامل کاهش عزت نفس»

مطالعه قسمت چهارم از سری مقالات عزت نفس:  «افزایش عزت نفس»

مطالعه قسمت پنجم از سری مقالات عزت نفس:  «تقویت عزت نفس | پر کردن مخزن عزت نفس مان»