نوشته‌ها

سخنرانی بداهه

قوانین سخنرانی بداهه

 

در مقالات قبلی گفتیم که مهارت بداهه گویی یعنی چطور صحبت کنیم تا حرف کم نیاوریم و آنجایی که لازم است سریع حرفمان را بزنیم. همچنین گفتیم سخنرانی بداهه به ما یک قدرت عجیب‌وغریب می‌دهد و ما را از بقیه افراد متمایز می سازد.

در انتها نیز متوجه شدیم که اصلاً چیزی به اسم صحبت بداهه وجود ندارد و موضوع بداهه گویی یک دروغ بزرگ است. مهارتهای بداهه گویی چیزی جز مسیرهای عصبی بسیار زیادی که از قبل در ذهن فرد شکل گرفته است، نیستند.

 

 

دام های سخنرانی بداهه

برای آنکه در دام‌های سخنرانی بداهه گیر نیفتیم در این مقاله به برخی از نکات می پردازیم تا سخنرانی بداهه‌مان حرفه‌ای‌تر باشد.

 

یک:

در مقاله قبلی هم اشاره کردیم که هر سخنران خوب الزاماً بداهه گوی خوبی نیست. اگر در حال حاضر به‌خوبی سخنرانی می‌کنیم، اسیر این دام نشویم و توهم این را نداشته باشیم که در موقعیت‌های خاص قدرت بداهه گویی داریم. برای بداهه گویی باید تمرین کرد و از قبل پرونده های آماده در ذهن داشت و همچنین به تکنیکهای بداهه گویی مسلط بود.

 

دو:

برخی به‌اشتباه این‌گونه تصور می‌کنند که: «چون در حال بداهه سخنرانی کردن هستم و مخاطب می‌داند که این صحبت به‌صورت بداهه است و من غافلگیر شده‌ام، بنابراین انتظار بالایی از من ندارند و این صحبت اهمیت زیادی ندارد.»

در جواب این افراد این‌گونه خواهیم گفت که اگر قرار است ما از سخنرانی بداهه به‌عنوان یک ابزار قدرتمند برای نشان دادن میزان هوش کلامی‌مان استفاده کنیم، اتفاقاً خیلی هم موضوع مهمی است؛ حتی مهم‌تر از سخنرانی‌های از قبل طراحی‌شده.

 

سه:

دام اشتباه دیگر این است که اینگونه باور داشته باشیم که اگر در حین سخنرانی بداهه، پراکنده‌گویی کنیم و از این شاخه به شاخه دیگر بپریم، اشکالی ندارد؛

خوب است بدانیم که اگر کلام ما منسجم نباشد، نه‌تنها باعث جایگاه سازی ما در ذهن مخاطب نمی‌شود، بلکه از همان جایگاه قبلی خود نیز سقوط خواهیم کرد.

 

چهار:

مراقب مدیریت زمان باشیم. گاهی پیش می‌آید که در سخنرانی بداهه به دلیل طولانی شدن صحبتمان، مخاطبان خسته می‌شوند و بجای آنکه در نظر آن‌ها فرد توانمندی به نظر برسیم، اعتبارمان را هم از دست می‌دهیم.

 

و آخرین دام اینکه…

و آخرین دام  همان جمله معروف در مقاله قبلی است که می گفت:

 

سخنرانی بداهه سخنرانی بدون آمادگی نیست، سخنرانی بدون اطلاع است.

 

 

 

پیکره بندی سخنرانی بداهه

تصور کنید کتابی به شما داده شود که شیرازه آن را (قسمتی که تمامی ورقه‌ها به هم چسبیده‌اند) بریده‌اند و کتاب به‌صورت ورقه ورقه درآمده است. این ورقه‌ها را به هم ‌ریخته‌اند و صفحات آن پشت سر هم نیستند. از شما می‌خواهند این کتاب را مطالعه کرده و هر آنچه برداشت نموده‌اید را به‌صورت خلاصه بیان کنید. چند درصد از مطالب این کتاب را درک می‌کنید؟!

از مثال بالا تعجب می‌کنیم اما ماهیت صحبت خیلی از افراد (حتی شاید خودمان) این‌گونه است. صحبتی فاقد چارچوب، بدون قالب، تهی از پیکره‌بندی.

هرچقدر هم که سطح دانش، تجربه و مهارتمان در هر حوزه‌ای بالا باشد، وقتی می‌خواهیم به‌صورت بداهه صحبت کنیم، اگر صحبت‌هایمان چارچوب مشخصی نداشته باشند، نمی‌تواند برای مخاطب جذاب باشد.

 

 

اگر صحبت هایمان پیکره بندی نداشته باشند، چی میشه؟

اگر صحبت‌هایمان پیکره‌بندی نداشته باشد، مثل این است که برای شام مهمان دعوت کرده‌ایم و بهترین و مرغوب‌ترین مواد غذایی را تهیه نموده‌ایم اما بجای پخت غذا و چینش زیبای سفره، همه مواد غذایی خام را در یک تشت قرمز بریزیم و جلوی او بگذاریم و بگوییم: «بفرمایید شروع کنید!»

اگر دانشمان را بدون نظم و ترتیب و پیکره‌بندی ارائه کنیم، دقیقاً مانند همین تشت قرمزرنگ است. همان‌گونه که در پخت غذا از اجاق‌گاز و ظروف استفاده می‌کنیم، برای ارائه بهتر مطالبمان هم باید از پیکره‌بندی استفاده کنیم.

 

استفاده از قالب‌های پیکره‌بندی، باعث می‌شوند صحبت‌های بداهه ما برای مخاطب قابل‌فهم باشد.

 

وقتی از پیکره‌بندی استفاده می‌کنیم توقع نداریم صحبت‌های ما موردپذیرش واقع شود؛ چراکه پذیرش یک موضوع و متقاعد ساختن دیگران برای پذیرش ما نیازمند پر شدن لیوان متقاعدسازی آن‌هاست و کلام ما تنها بخشی از این لیوان را پر می‌کند. استفاده ما از قالب‌های پیکره‌بندی صرفاً برای این است که صحبت ما برای مخاطب قابل‌فهم باشد نه اینکه بعد از اتمام صحبت ما، هیچ برداشتی از آن نداشته باشند.

 

در تصویر زیر چند قالب برای پیکره‌بندی صحبت‌هایمان معرفی شده است: 

 

قالب های سخنرانی بداهه

 

در مقاله بعد به توضیح قوی ترین قالب سخنرانی بداهه می پردازیم و با هم مشغول انجام یک تمرین سخنرانی بداهه می شویم. زیرا باید بدانیم که چطور کلاممان را پیکره بندی کنیم تا برای مخاطب قابل درک باشد.

 

برای مطالعه قسمت های دیگر از سری مقاله های «بداهه گویی» روی لینک های زیر کلیک کنید:

قسمت اول این مقاله: بداهه گویی چیست؟

قسمت سوم این مقاله: قوی ترین قالب بداهه گویی

 

 


اگر تمایل دارید مهارت بداهه گویی را به صورت حرفه ای آموزش ببینید، پیشنهاد می کنم حتماً حتماً در دوره حرفه ای و جامع هوش کلامی شرکت کنید.

از طریق لینک زیر می نمانید با سرفصل ها و موضوعات این دوره بیشتر آشنا شوید:

 

توضیحات دوره حرفه ای و جامع هوش کلامی

هوش کلامی

 

بد نیست به ویدئو زیر هم نگاهی بیندازید:

بداهه گویی

بداهه گویی

 

منظور از بداهه گویی چیست؟

بداهه گویی یعنی چطور صحبت کنیم تا حرف کم نیاوریم و آنجایی که لازم است سریع حرفمان را بزنیم.

شاید برای شما هم پیش آمده باشد در موقعیتی قرار گرفته باشید که نتوانسته‌اید آن‌گونه که شایسته است، صحبت کنید؛ کلمات را فراموش کرده‌اید؛ با سؤالی مواجه شده‌اید و نمی‌دانید چه جوابی بدهید، از شما خواسته‌اند در حیطه کاری خود چنددقیقه‌ای صحبت کنید اما آمادگی نداشته‌اید؛ نظرتان را پرسیده‌اند اما نمی‌دانید بهتر است چگونه جواب بدهید؛ در مذاکرات به شما حمله شده است اما جوابی به ذهنتان نمی‌رسد و موارد بی‌شمار دیگری که قطعاً برای هرکدام از ما رخ داده‌اند.

سخنرانی بداهه به ما یک قدرت عجیب‌وغریب می‌دهد. آن قدرت هم این است که وقتی همه سکوت می‌کنند، ما می‌درخشیم.

 

« صحبت بداهه یعنی وقتی همه سکوت می‌کنند، ما می‌درخشیم. »

 

 

بداهه گویی چه سودی دارد؟

اگر به قدرت بداهه دست پیدا کنیم، خیلی سریع رشد می‌کنیم. این قدرت بداهه است که به کارشناسان رادیو و تلویزیون که در برنامه‌های زنده به سؤالات جواب می‌دهند، جایگاه بخشیده است. قدرت بداهه است که مجریان توانمند را از مجریان معمولی متمایز می‌کند. قدرت بداهه است که برخی از اساتید دانشگاه را از برخی دیگر جدا می‌کند. قدرت بداهه است که مدیران موفق را سر میز مذاکره برنده می‌کند. بله این قدرت بداهه است که می‌تواند شما را خاص کند.

نظر شما درباره آقای فردوسی پور، رضا رشیدپور، مهران مدیری، رامبد جوان، احسان علیخانی و … چیست؟ به نظرتان یکی از ویژگی‌های مشترکی که باعث شده این عزیزان موفق و حرفه‌ای باشند، همین قدرت کلام و مخصوصاً بداهه گویی و حاضرجوابی آن‌ها نیست؟ پس لطفاً قدرت بداهه را دست‌کم نگیرید.

 

 

سخنران یا بداهه گو؟

در اینکه سخنران‌های زیادی در سطح کشور وجود دارند که به‌صورت حرفه‌ای سخنرانی می‌کنند هیچ شکی نیست؛ اما آیا همه سخنران‌ها بداهه گوهای خوبی هستند؟ الزاماً خیر.

لزوماً هر سخنران نمی‌تواند سخنرانی بداهه انجام دهد. در حقیقت اکثر افرادی که ما می‌بینیم خوب سخنرانی می‌کنند سخنرانی‌هایشان را از قبل طراحی کرده‌اند، در آن آمادگی کسب کرده‌اند و برای آن بسیار تمرین کرده‌اند.

هر سخنران لزوماً بداهه گوی خوبی نیست اما افرادی که می‌توانند بداهه گوی خوبی باشند، احتمالاً سخنران‌های خوبی هستند یا می‌توانند باشند.

صحبت‌های جدی ما حکم سخنرانی دارند. سخنرانی صرفاً صحبت کردن در یک جمع نیست. صحبت با یک فرد نیز می‌تواند در حکم سخنرانی باشد. حتی اگر آن یک نفر خودمان باشیم.

 

 

تصور اشتباه درباره بداهه گویی

برخی این‌گونه تصور می‌کنند که صحبت بداهه یعنی صحبتی بدون آمادگی قبلی. این تصوری کاملاً اشتباه است. یک فرد حرفه‌ای که بر حوزه کاری خود تسلط دارد، قطعاً باید بداند که از او در رابطه با چه موضوعاتی می‌خواهند که صحبت کند؛ باید بداند از او در رابطه با چه موضوعاتی سؤال می‌پرسند؛ باید بداند که ممکن از در چه موضوعاتی مورد نقد قرار گیرد؛ بنابراین بایستی ذهنش را برای صحبت کردن آماده نگه دارد.

فردی که همیشه آمادگی خود را حفظ می‌کند، وقتی در شرایطی خاص قرار ‌گیرد می‌تواند خوب صحبت کند. مخاطبان که از بیرون به ماجرا نگاه می‌کنند، تصور می‌کنند او این صحبت‌ها را به‌صورت بداهه انجام داده است درحالی‌که او همیشه برای صحبت کردن آماده بوده است و تنها از زمان صحبت کردن خود اطلاع نداشته است.

سخنرانی یا بداهه گویی

 

 

یک اعتراف

اجازه دهید اعتراف کنم که اصلاً چیزی به اسم صحبت بداهه وجود ندارد و بداهه گویی یک دروغ بزرگ است. بداهه گویی چیزی جز مسیرهای عصبی بسیار زیادی که از قبل در ذهن فرد شکل گرفته است، نیست. وقتی فرد از قبل مسیرهای عصبی مختلفی را در ذهن خود ساخته باشد، در مواجهه با هر موضوعی یکی از این مسیرهای عصبی فعال شده و به فرد کمک می‌کند بتواند در رابطه با آن موضوع صحبت کند.

برای درک بهتر فرض کنید ما اطلاعات را (مخصوصاً اطلاعاتی که می‌دانیم درباره آن‌ها از ما سؤال می‌شود، یا از ما می‌خواهند درباره آن‌ها صحبت کنیم و …) به‌صورت فایل‌های مجزا که هرکدام با یک موضوع خاص هستند در ذهن خود ذخیره کرده‌ایم. هرگاه در شرایطی قرار گرفتیم که به آن‌ها نیاز داریم، فایل مربوط به آن موضوع در ذهن ما اجرا می‌شود و ما می‌توانیم از آن اطلاعات در صحبت‌هایمان استفاده کنیم.

 

صحبت بداهه صحبت بدون آمادگی قبلی نیست؛ بلکه صحبتی است بدون اطلاع قبلی.

 

 

تیغ دو دَم

سخنرانی بداهه همچون یک تیغ جراحی است که هم می‌تواند زندگی ببخشد و هم می‌تواند زندگی را بگیرد. اگر از پس آن برآییم، به ما اعتبار می‌بخشد و اگر در آن موقعیت خوب ظاهر نشویم، اعتبارمان را از دست می‌دهیم. لذا استفاده از آن نیاز به آگاهی، دانش و مهارت دارد که در مقالات بعدی قصد داریم به آن بپردازیم.

 

برای مطالعه قسمت های دیگر از سری مقاله های «بداهه گویی» روی لینک های زیر کلیک کنید:

قسمت دوم: قوانین سخنرانی بداهه

قسمت سوم: قوی ترین قالب بداهه گویی

 

 


اگر تمایل دارید مهارت بداهه گویی را به صورت حرفه ای آموزش ببینید، پیشنهاد می کنم حتماً حتماً در دوره حرفه ای و جامع هوش کلامی شرکت کنید.

از طریق لینک زیر می نمانید با سرفصل ها و موضوعات این دوره بیشتر آشنا شوید:

 

توضیحات دوره حرفه ای و جامع هوش کلامی

هوش کلامی

 

بد نیست به ویدئو زیر هم نگاهی بیندازید: