نوشته‌ها

طنز پردازی

طنز پردازی | چگونه کلاممان را جذاب کنیم؟

طنز پردازی

شاید برایتان سؤال شده باشد که چطور یک غذا می تواند بی نهایت خوشمزه و لذت بخش باشد و یک غذای دیگر غیر قابل‌ تحمل؟ اگر بخواهیم به غیراز مواد اولیه مرغوب و مهارتی که آشپز دارد عامل دیگری را در لذیذ بودن یک غذا نام ببریم، قطعاً آن عامل، چاشنی ها هستند. چاشنی ها افزودنی های اضافه‌ای مثل سس، آب‌لیمو، فلفل، پودر سیر، آویشن، زیره، دارچین و… هستند که به غذای اصلی اضافه می شوند و آن را خوش رنگ تر، خوش طعم تر و خوشبوتر می کنند. اگر از چاشنی ها به اندازه مناسب استفاده کنیم غذای ما لذیذتر خواهد شد.

اگر می خواهیم صحبت هایمان هم مانند غذاهایمان دل چسب باشند، باید از چاشنی های کلامی استفاده کنیم. طنز یکی از چاشنی های کلامی است. یکی از بهترین و اثرگذارترین آن‌ها. دلیل این اثرگذاری چیست؟ دلیل آن این است که بر روی نیم کره راست مغز تأثیر می گذارد و احساسات ما هم توسط همین نیمکره کنترل می شوند. نیمکره راست همچون فیلی قدرتمند است که هرگاه با فیل سوار (نیمکره چپ) درگیر شوند، فیل است که پیروز این میدان می‌شود.

 

 

با طنز چی بدست می آوریم؟

اگر بخواهیم در هنگام صحبت کردن یک سر و گردن بالاتر از اطرافیان باشیم، باید بتوانیم در کلاممان از طنز استفاده کنیم. اگر به اطرافیانتان توجه کنید، افرادی که می توانند از طنز استفاده کنند، هم دایره ارتباطات وسیع تری دارند، هم می توانند افراد بیشتری را به خود جذب کنند و هم در گفت وگوها راحت تر می توانند به هدفشان برسند. مهارت طنز پردازی اگر با مهارت داستان گویی جذاب همراه شود می تواند برای ما کاریزما کلامی بسازد و کلام ما را جذاب تر و دلنشین تر کنند؛ لذا دیگران از هم کلامی با ما بیشتر لذت می برند و ما محبوب تر خواهیم شد.

طناز بودن مزایای دیگری هم دارد از جمله:

  • نشان می دهند که گوینده هوش کلامی بالایی دارد.
  • اعتمادبه‌نفس فرد را در هنگام صحبت بالا می‌برد.
  • از خسته شدن مخاطب در هنگامی که شما صحبت می کنید، جلوگیری می‌کند.
  • باعث می شود گوینده سریعاً با مخاطب ارتباط حسی برقرار کند.
  • باعث می‌شود مخاطب گوینده را بیشتر بپذیرد و به او اعتماد کند.
  • حرفه‌ای بودن گوینده را نشان می‌دهد و مخاطب را علاقه‌مندتر می‌کند.
  • و … .

 

 

طنز در همه‌جا

شاید معتقد باشید طنز تنها در ارتباطات دوستانه و غیررسمی کاربرد دارد و در صحبت جدی نمی توان از آن استفاده کرد. برای اینکه متوجه این باور اشتباه بشویم، یک ویدئو کوتاه از صحبت های آقای لاریجانی (رئیس مجلس در یک مراسم رسمی برایتان آماده کرده ام تا ببینید که در هر موقعیت و در هر شرایطی می توان از طنز استفاده کرد.

 

 

شوخ‌ طبعی آسانسوری

در کتاب «روانشناسی خنده» نوشته آقای راد مارتین این‌گونه بیان شده است که هر تغییر ناگهانی که ما انتظارش را نداریم و غافلگیرمان می کند، می تواند باعث خندیدن ما بشود.

برای اینکه این تغییر ناگهانی منجر به طنز و خندیدن ما شود بایستی اجزای چهارگانه طنز به‌صورت هماهنگ و متناسب کنار هم قرار گیرند. این اجزاء به ترتیب اولویت عبارتند از:

 

  • گوینده: فردی است که می خواهد طنز را بیان کند.
  • جو فعلی: فضایی که ما در آن قرار گرفته ایم و قصد داریم طنز را بیان کنیم.
  • خود طنز: آن موضوعی که می خواهیم از آن برای خنداندن دیگران استفاده کنیم.
  • شنونده یا مخاطب: افرادی که طنز را می شنوند یا می بینند.

 

اگر این اجزا از تناسب خوبی برخوردار باشند، طنز ما موجب خنده می شود؛ اما اگر هر کدام از آن‌ها ناهماهنگ و نامتناسب باشند، علاوه بر اینکه مخاطب را نمی خنداند، باعث می شود ذهن او یک امتیاز منفی به نام ما ثبت کند.

به حض اینکه هر ۴ جزء به‌صورت هماهنگ و متناسب باهم مهیا شدند، می توانیم طنز خود را ارائه کنیم (شوخی کنیم). شوخ طبعی هم مانند حاضرجوابی آسانسوری است؛ به این معنا که لحظه‌ای است و باید در همان لحظه بیان شود چراکه زمان زیادی در اختیار نداریم و اگر آن را به زمان دیگری موکول کنیم، مزه و دلچسبی اولیه را ندارد.

به همین دلیل است وقتی می خواهیم اتفاقی که به خاطر آن بسیار خندیده ایم را برای فرد دیگری تعریف کنیم، متوجه می شویم که این موضوع برای او اصلاً هم خنده‌دار نیست. او نمی خندد نه به این خاطر که موضوع ما خنده‌دار نبوده است؛ صرفاً به این دلیل که از زمان آن گذشته است و جزء دوم طنز یعنی «جو» برای تعریف ما از آن داستان، مهیا و متناسب نبوده است.

 

 

آماده‌سازی برای شروع

درباره جو و محیط طنز که جزء دوم آن به حساب می آید بیان کردیم که اگر می خواهیم طنز ما باعث خندیدن مخاطب شود، باید جو حاکم، شوخی ما را بپذیرد. گاهی با شوخی هایی روبرو شده ام که فرد به جَو آن لحظه توجه نکرده و طنز یا شوخی خود را بیان نموده است؛ اما این کار او نه تنها باعث نشده است که اطرافیان بخندند، بلکه به عنوان فرد پرحرفی شناخته شده است که نمی داند در چه زمانی گفتن چه چیزی صحیح است.

در لحظه ای که می خواهیم شوخی کنیم، یا در صحبت هایمان طنز بکار ببریم باید به میزان جدی بودن یا دوستانه بودن فضا، غم‌آلود بودن یا شاد بودن فضا، متناسب بودن یا نبودن با فرهنگ جمع، مربوط بودن یا نبودن به این لحظه، جنبه دار بودن یا نبودن جمع و موارد دیگر توجه کرد.

گاهی برای آماده سازی جو، قبل از آنکه بخواهیم از طنز استفاده کنیم شاید بد نباشد بگوییم: «اجازه بده یک مورد خنده دار برایت تعریف کنم». با این کار تا حدی برای افراد آمادگی ذهنی به وجود می آید و جو آماده می‌شود.

همچنین در مواردی که امکانش هست زبان بدن را همراه طنزمان کنیم، چراکه اثرگذاری بیشتری خواهد داشت.

 

 

خودزنی

در کلاس های فن بیان  و  هوش کلامی همیشه به شرکت کنندگان اصرار دارم که در صحبت هایشان اصلاً خودزنی نکنند. خودزنی به این معنا که ایراد یا عیب خود را فاش کنیم یا تواضع بی‌جا به خرج دهیم. برای مثال وقتی از آنها می خواهم در جمع صحبت کنند، در ابتدای صحبت خود می گویند: «البته من کوچکتر از آن هستم که بخواهم در مقابل شما بزرگواران چیزی بگویم یا حرفی داشته باشم…» یا در میان صحبت هایشان می گویند: «خوب من اعتمادبه‌نفس اینکه بتوانم نه بگویم را ندارم» و موارد مشابه دیگر. این‌ها همگی نمونه هایی از خودزنی به حساب می‌آیند.

 اما وقتی به جلسه ای می رسیم که می خواهم طنزپردازی را آموزش دهم، از آنها می خواهم که خودزنی کنند. وقتی به این تضاد برخورد می کنند علت آن را جویا می شوند و من توضیح می دهم طنز تنها جایی است که ما اجازه داریم خودزنی کنیم، از خرابکاری هایمان یاد کنیم و به نقص ها و ایراداتمان دامن بزنیم. مخاطب از اینکه بداند ما هم مثل او انسان هستیم نه یک فرشته بی نقص احساس آرامش می‌ کند و خود را به ما نزدیک‌تر می بیند، با اشتیاق به ما گوش می دهد و شاید چون خود او هم این خرابکاری را مرتکب شده است با ما همزادپنداری کند.

وقتی خودمان در طنز به خرابکاری هایمان دامن می زنیم مخاطب دیگر به خود اجازه نمی‌دهد آن را دستمایه خنده و تمسخر ما قرار دهد چرا که خودمان به آن خندیده ایم و تعریف دوباره او از خرابکاری ما خنده آور نخواهد بود.

در اپلیکیشن Wunderlist لیستی را به خرابکاری های خودم اختصاص داده ام و آنها را یادداشت می کنم تا در زمان مناسب از آنها در طنزپردازی استفاده کنم. شاید بد نباشد شما هم این کار را انجام دهید.

 

 

الگوهای طنز پردازی

هر فردی به شیوه خاص خودش می تواند از طنز استفاده کند. شاید من از شیوه و روشی که شما برای طنز استفاده می کنید، نتوانم دیگران را بخندانم؛ همچنین ممکن است فرد دیگری در زمان هایی که من می توانم دیگران را بخندانم، نتواند طناز باشد. پس در ابتدا پیشنهاد می کنم الگوی شخصی خودتان را پیداکرده و از آن استفاده کنید.

اما اگر به هر دلیلی نمی دانید چه زمان هایی و چطور می توانید طناز باشید، الگوهایی وجود دارد که می‌توانند به ذهن شما کمک کند تا برای طنز پردازی بهتر عمل کند. من در دوره هوش کلامی به طور مفصل و همراه با نمونه های ویدئویی،  ۵ الگوی قدرتمند را معرفی کرده ام. در این مقاله یکی از آنها را برایتان آموزش می دهم.

 

 

الگوی نفی حالت مطلوب

برای استفاده از این الگو حالت مطلوب مخاطب که انتظار دارد آن را ببیند یا بشنود را پیدا کرده و با هوشمندی آن را زیر سؤال می‌بریم یا تغییرش می‌دهیم. به‌بیان‌دیگر زمانی که مخاطب انتظار دارد اتفاق مشخصی بیفتد (حرف مشخصی بزنیم یا کار مشخصی انجام دهیم)، اتفاق دیگری رخ می‌دهد.

برای درک بهتر این الگو در ادامه دو مثال ویدئویی برایتان آماده کرده ام که می توانید در زیر مشاهده کنید:

 

 

 

ویدئوی اول:

 

 

 

 

ویدئوی دوم:

 

در نهایت تنها توصیه می کنم حتماً حتماً از طنز در صحبت هایتان استفاده کنید. اگر تمایل دارید الگوهای قدرتمند دیگری را در زمینه طنز پردازی یاد بگیرید، از محصول ویدئویی هوش کلامی غافل نشوید.