نوشته‌ها

وقتی کتابِت توسط مدرسان دیگه، منبع تدریس میشه

اینکه چرا در این لحظه آمدم و این ماجرا را برایتان نوشتم را جلوتر خواهم گفت اما اجازه دهید کمی عقب تر بروم و بگویم از کجا شروع شد:

اون روزی که کتاب دومم با نام «از هفت تا بی نهایت» را نوشتم قطعاً به محتوای آن ایمان زیادی داشتم. تک تک تمرین ها و مطالبش را خودم یکی یکی تجربه کرده بودم. تمام تلاشم را کردم که به بهترین شیوه به نگارش دربیاد. خدا رو شکر در پاییز ۹۷ چاپ شد.

اوایلش که دیگران بعد از خواندن آن تشکر می کردند، هیجان زده می شدم و کلی قند توی دلم آب می شد. اما کم کم انقدر حجم این پیام ها زیاد شد که نسبت بهشون سِر (بی احساس) شدم. 

 

این روند ادامه پیدا کرد و روزی در لابلای تبلیغات یکی از اساتید خوبمان دیدم که کتاب من را در لابلای مقالات سایتش معرفی کرده است. ذوقی که آهسته آهسته داشت به سوی خاموشی می رفت دوباره شعله ور شد. (صادقانه بگویم نه به اندازه ای که آن اوایل داشتم. ولی خوب بهتر از خاموشی و سردی بود.) 

 

 

کمی بعد مدرسان خوبی که کتاب را مطالعه کرده بودند، از من خواستند تا برای مخاطبانی که در دوره های آموزشی آنها شرکت کرده اند، به صورت لایو نکاتی را آموزش دهم تا علاوه بر آموزه های خوب خودشان در زمینه فن بیان، آنها را در زمینه هوش کلامی هم تقویت کنند. آن روزها هم در ابتدای راه واقعاً لذت بخش بود. دعوت شدن توسط یک مدرس دیگر یعنی پذیرش تو. یعنی دمت گرم که انقدر خوب کار کردی که دیگران تو، اطلاعات، شخصیت و شیوه ی تو را قبول دارند. 

اما چیزی که باعث شد امشب ذوق زده بیایم و این دلنوشته را برای شما بنویسم این بود که یکی از اساتید حوزه فن بیان و سخنرانی دراینستاگرام پیام زیر را برایم ارسا کرد:

 

 

در کلاسم تدریس میکنم!!!!!!!!

نمی دانم می توانید احساس مرا درک کنید یا نه. لذتی که در این پیام بود سطح ذوق و شوقی که چشیدم، چندین مرتبه بالاتر از روزهای ابتدایی و آن تشکرهایی بود که بابت مطالعه کتاب می کردند.

خلاصه این که دوست داشتم این احساس ناب را با شما به اشتراک بگذارم.

امیدوارم سراسر زندگیتون پر باشه از این احساسات ناب.

راستی اگر دوست دارید نسخه الکترونیکی این کتاب را داشته باشید، می توانید از این لینک کمک بگیرید.

 

هیپنوتیزم کلامی

هیپنوتیزم کلامی | چطور کلام نافذ واثرگذار داشته باشیم؟

هیپنوتیزم چیست؟

خیلی از افراد زمانی که با کلمه «هیپنوتیزم» مواجه می‌شوند یاد ساعت جیبی گردی می‌افتند که از یک زنجیر بیست سانتی‌متری آویزان است و جلوی چشم یک نفر آن‌قدر به چپ و راست می‌رود تا فرد را وارد یک خلسه کند. بی‌شک این تصویر به این دلیل در ذهن ما جای گرفته است که بارها و بارها آن را در کارتون‌های دوران کودکی دیده‌ایم. 

در این مقاله قرار نیست ما چنین کاری انجام دهیم. به‌ دروغ بودن یا حقیقی بودن این نوع از هیپنوتیزم هم کاری نداریم چراکه به موضوع این مقاله ارتباطی ندارد. (برخی اعتقاد دارند چنین روشی واقعاً وجود دارد و برخی معتقدند دروغی بیش نیست). تنها چیزی که ما در این فصل از آن کمک می‌گیریم مفهوم و معنای هیپنوتیزم است.

 

 

کودک اتم به دست

در اولین کتابم که با نام «موفقیت در خون توست» به چاپ رسید، اصطلاحی را خلق کردم به نام «کودک اتم به دست». در یکی از فصول این کتاب به‌طور کامل به شرح این اصطلاح پرداختم و بیان کردم که کودک اتم به دست همان ضمیر ناخودآگاه ماست؛ چراکه ضمیر ناخودآگاه ما بسیار قدرتمند اما بشدت ساده‌لوح است و همانند کودکی می‌ماند که قدرت اتم به دست دارد اما گاهی ساده‌لوحی او شرایط بدی را رقم می‌زند. در همان‌جا نیز راه‌کارهایی را ارائه کردم تا بتوانیم از این قدرت، نهایت استفاده را ببریم.
(برای تهیه نسخه الکترونیکی این کتاب می‌توانید به  این صفحه مراجعه نمایید.)

 


ضمیر ناخودآگاه در حالت عادی در دسترس نیست و به‌راحتی نمی‌توانیم بر روی آن اثرگذار باشیم. هیپنوتیزم یکی از روش‌هایی است که می‌توانیم به کمک آن با ضمیر ناخودآگاه ارتباط برقرار کنیم؛ یعنی ضمیر خودآگاه را کنار می‌زنیم و مستقیماً با ضمیر ناخودآگاه ارتباط برقرار می‌کنیم.

 

شاید برایتان سؤال پیش بیاید که اصلاً چرا باید با ناخودآگاه ارتباط برقرار کنیم؟ در کتاب موفقیت در خون توست به‌صورت کامل شرح داده شد اما اگر بخواهم جواب مختصری به این سؤال بدهم باید بگویم که غالب تصمیم‌های ما توسط ضمیر ناخودآگاه گرفته می‌شود. اگر بخواهیم فرد مقابلمان تصمیم دلخواه ما را بگیرد یا رفتار دلخواه ما را انجام دهد ابتدا باید بتوانیم تأییدیه ضمیر ناخودآگاه او را بگیریم.

درحقیقت هیپنوتیزم کلامی مجموعه ای از مهارت ها و تکنیک هاست که با بکار بردن آن‌ها در کلاممان بتوانیم سریعاً با ضمیر ناخودآگاه مخاطب ارتباط برقرار کنیم و اثرگذارتر باشیم.

 

 

آیا استفاده از هیپنوتیزم کلامی کاری اخلاقی است؟

برخی از افراد زمانی که در دوره‌های آموزشی هوش کلامی با مفهوم هیپنوتیزم کلامی آشنا می‌شوند از من می‌پرسند: «آیا واقعاً این کار اخلاقیه؟» در جوابشان می‌گویم: «قرار نیست ما افراد را به یک خلسه ببریم و از آن‌ها اخاذی کنیم. هیچ فردی اگر قصد انجام کاری یا گفتن حرفی را نداشته باشد، ما نمی‌توانیم او را مجبور کنیم تا به خواسته ما تن دهد.

محال است افراد نخواهند از چارچوب‌های فکری، اعتقادی و ارزشی خود خارج شوند و کسی بتواند آن‌ها را مجبور به خارج شدن کند؛ نه‌تنها در حالت عادی، حتی در هیپنوتیزم هم امکان چنین چیزی وجود نخواهد داشت.»

مجدد می‌پرسند: «اگر این‌طور است که با مایل نبودن فرد ما نمی‌توانیم تأثیرگذار باشیم پس چرا باید از هیپنوتیزم استفاده کنیم؟»

در جواب میگویم: «بله درست است که اگر تمایلی نداشته باشد نمی‌توانیم او را مجبور کنیم؛ اما اگر خواسته یا صحبت ما در غالب چارچوب‌های فکری، اعتقادی و ارزشی او باشد، با استفاده از هیپنوتیزم کلامی شانس پذیرش صحبت خود را بالاتر برده‌ایم. همچنین خیلی از مواقع افراد بین چند گزینه مردد هستند و نمی‌توانند گزینه صحیح را انتخاب کنند. ما با هیپنوتیزم کلامی گزینه بهتر را به آن‌ها معرفی می‌کنیم تا میزان پذیرش آن گزینه بالاتر رود.

به‌عبارت‌دیگر با کمک هیپنوتیزم کلامی «سطح پیشنهاد پذیری» افراد را بالاتر می‌بریم. شاید در حالت عادی تمایل زیادی به پیشنهادهای ما نشان ندهند اما زمانی که از تکنیک‌های هیپنوتیزم کلامی استفاده می‌کنیم، میزان پذیرش خود را بالاتر برده‌ایم.»

 

 

اجزای هیپنوتیزم کلامی

هیپنوتیزم کلامی از دو بخش تشکیل شده است:

 

 

ا- مهارت های فن بیان و صداسازی

مهارتهای فن بیان شامل موارد بسیاری همچون: داشتن صدایی رسا و قدرتمند، افزایش برد و حجم صدا، تغییر لحن، آهنگین بودن کلام، تغییر سرعت کلام و … می شود. از آنجایی که در این مقاله مجالی برای آموزش این موارد نیست، از آنها گذر می کنیم. (اگر تمایل دارید این مهارت ها را در خود تقویت کنید و با تمرین های هر کدام آشنا شوید، پیشنهاد می کنم به فصل آخر کتاب «از هفت تا بی نهایت» مراجعه نمایید.

 

 

۲- تکنیک های هیپنوتیزم کلامی

تکنیک‌های زیادی در زمینه هیپنوتیزم کلامی وجود دارد که در دوره های هوش کلامی هفت تکنیک را آموزش می دهیم ؛ اما در این مقاله به دو تا از این تکنیک ها می‌پردازیم:

 

 

تکنیک اول: تکنیک تیم سازی

به دو عبارت زیر توجه کنید:

الف) لطفاً تمرینات این کتاب را جدی بگیرید. آن‌قدر تمرین کنید تا به تسلط برسید.

ب) ما باید آن‌قدر این تمرین‌ها را جدی بگیریم تا به تسلط برسیم.

 

کدام‌یک از جملات بالا برای شما دل‌نشین‌تر است؟

مطمئناً جمله دوم به دلیل اینکه قالب دستوری ندارد، دل‌نشین‌تر است. در عبارت دوم من هم جزئی از شما هستم و ما باهم در یک تیم قرار داریم. پس پذیرش شما از کلام من در حالت دوم بیشتر است.

در هر صنف و هر حیطه‌ای که مشغول هستیم، بایستی با مخاطبان خود در یک تیم باشیم. مخاطب باید احساس کند که ما مدافع حقوق او هستیم و قصدمان خدمت به او است.

تصور کنید ارتباطات ما چقدر می‌تواند لذت‌بخش‌تر باشد اگر اساتید دانشگاه و معلمان مدارس، خود را با دانشجویان و دانش آموزان در یک تیم ببینند، فروشنده‌ها خود را با مشتریان در یک تیم ببینند، پدر و مادرها خود را با فرزندانشان در یک تیم ببینند و هرکدام از آن‌ها این موضوع را که ما باهم در یک تیم هستیم بیان کنند و در عمل هم نشان دهند. بدون هیچ تردیدی در این حالت ارتباطات ما دچار تحول بزرگی خواهد شد.

 

 

تکنیک دوم: تکنیک سه تایی طلایی

در تکنیک سه‌تایی طلایی ما جمله‌ای را که می‌خواهیم اثرگذار شود و در ضمیر ناخودآگاه مخاطب بنشیند، در سه جمله پی‌درپی تکرار می‌کنیم. این تکرار می‌تواند در ابتدای جملات سه‌گانه باشد یا در انتهای آن‌ها.

 برای مثال اگر بخواهیم افراد را ترغیب کنیم تا هوش کلامی خود را ارتقا دهند می‌توانیم از تکنیک سه‌گام این‌گونه استفاده کنیم:

اگر می‌خواهیم حاضرجواب باشیم، باید هوش کلامی خود را تقویت کنیم.

اگر می‌خواهیم در صحبت کردن‌هایمان حرف کم نیاوریم، باید هوش کلامی خود را تقویت کنیم.

اگر می‌خواهیم زمانی که همه خاموش‌اند ما با بداهه گویی بدرخشیم، باید هوش کلامی خود را تقویت کنیم.

 

همچنین می‌توانیم عبارت تکرارشونده را در ابتدای جملات نیز بیاوریم:

هوش کلامی خود را تقویت کنیم تا بتوانیم داستان‌هایی جذاب‌تر تعریف کنیم.

هوش کلامی خود را تقویت کنیم تا با طنزپردازی، افراد بیشتری را به خود جذب نماییم.

هوش کلامی خود را تقویت کنیم تا راحت‌تر بتوانیم دیگران را متقاعد کنیم.

 

 

جمع بندی

این تکنیک ها همگی قسمتی از سرفصل های دوره آموزشی هوش کلامی هستند. در دوره های هوش کلامی هفت مهارت را یاد می گیریم تا کلامی قدرتمندتر داشته باشیم ودر هر جمعی بدرخشیم.این مهارت ها عبارتند از: حاضر جوابی؛ بداهه گویی، هیپنوتیزم کلامی، متقاعدسازی کلامی، معرفی و ارائه خودمان، طنزپردازی، داستان گویی جذاب.

اگرتمایل دارید در رابطه با این دوره اطلاعات بیشتری داشته باشید می توانید به این صفحه مراجه کنید.

 

 

تحلیل هیپنوتیزم کلامی در کلام آقای ظریف

در نهایت برای اینکه شما را با قدرت هیپنوتیزم کلامی آشنا کنم  در یک فایل صوتی به تحلیل و بررسی یکی از صحبت‌های جناب آقای ظریف (وزیر امور خارجه کشورمان) پرداخته‌ام و به تکنیک‌های هیپنوتیزم کلامی که ایشان از آن‌ها استفاده می‌کنند، اشاره می‌کنم. توصیه می‌کنم حتماً حتماً این تحلیل را  گوش دهید. برای این کار کافیست روی لینک زیر کلیک کنید:

 

 

 

تحلیل سخنرانی دکتر ظریف از دیدگاه هیپنوتیزم کلامی

هوش کلامی چیست؟

هوش کلامی چیست؟ چطور آن را تقویت کنیم؟

هوش کلامی

مطمئناً همه ما در طول زندگی خود افرادی را دیده ایم که وقتی لب به سخن باز می کنند گویا عصای جادویی به دست گرفته اند؛ با هر کسی به راحتی ارتباط می گیرند، همه را می خندانند، جمع را دست می گیرند، به راحتی دیگران را متقاعد می کنند، در مذاکرات همیشه پیروز میدان هستند، خود را به راحتی در دل همه جا می کنند، حرفشان خریدار دارد، معتبر هستند و دیگران روی آنها حساب ویژه ای باز می کنند، همیشه جواب قاطعانه ای در آستین خود دارند، هنگامی که صحبت می کنند همه میخکوبشان هستند، هیچگاه حرف کم نمی آورند و در یک جمله کلام آنها عصای معجزه گر آنهاست.

این افراد از یک سیاره دیگر نیامده اند، بلکه انسانی هستند همانند ما با این تفاوت که هوش کلامی تقویت شده ای دارند. 

 

 

هوش کلامی چیست؟

اگر بخواهیم از تعریف های آکادمیک و خشک کمی فاصله بگیریم و هوش کلامی(Verbal/Linguistic Intelligence) را با زبان ساده تعریف کنیم، می توانیم بگوییم:

 

هوش کلامی یعنی:

چطور از کلام خود استفاده کنیم تا در هر شرایطی مفاهیم مختلف را

بهتر منتقل کنیم و اثرگذارتر باشیم؛ خواه در صحبت کردن با دیگران باشیم، خواه در نوشتن

 

کلمات، واژه ها و عبارت ها آجرهایی هستند که عمارت هوش کلامی را می سازند. ما برای اینکه هوش کلامی خوبی داشته باشیم، ناگزیر هستیم تا از واژه ها و عبارات استفاده کنیم.

اما یک سوال: گفتیم که اصل و اساس هوش کلامی را کلمات و عبارات تشکیل می دهند و این کلمات و عبارات هم در دسترس همگان قرار دارند؛ اما چرا همه افراد از هوش کلامی خوبی برخوردار نیستند؟

برای جواب به این سوال اجازه بدهید برگردیم به همان مثال آجر و عمارت. مصالح در خدمت همه معماران قرار دارند اما همه ساختمان هایی که ساخته می شوند از یک کیفیت و زیبایی برخوردار نیستند. این هنر معمار و طراح است که زیبایی یک خانه را رقم می زند.

در هوش کلامی نیز این چنین است. همه افراد به یک میزان هنر بکارگیری از کلمات را ندارند. کلمات در اختیار همگان است اما این هنر ماست که آنها را چطور بکار ببندیم تا اثرگذارتر باشند.

 

من در کارگاه ها و دوره هایم، هوش کلامی را اینطور که در ویدئوی زیر آمده است تعریف میکنم:

 

 

هوش کلامی شامل چه موضوعاتی می شود؟

برخی از منابع آکادمیک مانند آقای هوارد گاردنر (اولین فردی که هوش کلامی زبانی را معرفی می کند) مولفه های هوش کلامی را منحصر به چهار مؤلفه زیر می دانند:

۱- معنا شناسی واژگان: اینکه هر کلمه در موقعیت های مختلف چه معنایی می دهد.

۲- آوا شناسی: اینکه در هنگام صحبت کردن یا نوشتن، به موزون بودن کلمات، آهنگی که کنار هم می سازند و… توجه شود.

۳- قواعد و دستور زبان: اینکه کلمات چگونه در کنار هم قرار بگیرند و یا به عبارت ساده تر مهارت جمله سازی 

۴- کاربرد واژه ها: توجه به اینکه هر کلمه در حوزه های مختلف می تواند معانی متفاوتی از خود نشان دهد.

 

اما هدف ما از هوش کلامی به هیچ عنوان پرداختن به موضوعات خشک و غیر کاربردی بالا نیست و آنها را صرفاً به این دلیل آورده ام که بدانید هوش کلامی دنیای بزرگ و گسترده ای دارد و ما تنها قرار است به مواردی اشاره کنیم که بوسیله آن می توانیم زندگی خود را رشد دهیم. مواردی همچون سرفصل های آورده شده در تصویر زیر: 

هوش کلامی

 

 

چرا باید هوش کلامی خود را تقویت کنیم؟

نمی دانم شغلتان چیست و به چه کاری مشغول هستید؛ نمی دانم که چه دوره ای از زندگی را سپری می کنید: نوجوانی، جوانی، میانسالی و… ؛ نمی دانم چه هدفی را در زندگی دنبال می کنید؛ اما مطمئن هستم که در هر سن، در هر شغل و در هر شرایطی از زندگی که قرار دارید، برای رسیدن به موفقیت، آرامش، تکامل و حتی ثروت نیاز دارید تا با دیگران ارتباط مؤثری برقرار کنید و مهارت ها، خدمات و محصولات خود را به بهترین شکل ارائه دهید. 

قسمت عمده ای از هر ارتباطی را کلام ما تشکیل می دهد. اینکه چه می گوییم، چطور می گوییم و چرا می گوییم بسیار مهم هستند.

 

 

آیا من هم نیاز دارم که هوش کلامی ام را تقویت کنم؟

افرادی که هوش کلامی خود را تقویت کرده اند، توانایی خاصی در بیان و ارائه آنچه در ذهنشان می گذرد دارند؛ حرف کم نمی آورند، کلمات را به درستی انتخاب می کنند، کلامشان روان است و قدرت درک بالایی دارند.

برخی از مشاغل هستند که به صورت مستقیم با کلام سروکار دارند و یا بعبارت دیگر صحبت کردن اصل و اساس کار آنهاست. در زیر چند مورد از آنها را برایتان لیست کرده ام:

 

وکلا ، مدرسان ، مجریان ، نویسندگان ، شعرا ، روزنامه نگاران ، مترجمان ، مذاکره کنندگان ، فروشندگان، بیمه گران، بازاریابان

به غیر از مشاغلی که در بالا به آنها اشاره شد، نقش های دیگری در جامعه هستند که آنها هم برای افزایش سرعت رشد و پیشرفت بایستی هوش کلامی خود را تقویت کنند:

  • اگر دانش آموز هستید برای برقراری ارتباط بهتر با دوستان خود، پدر و مادر و حتی معلمان نیاز به تقویت مهارت های هوش کلامی دارید.
  • اگر دانشجو هستید برای ارائه کنفرانس ها، ارتباط گیری با اساتید، ورود به بازار کار و … نیاز به تقویت مهارت های هوش کلامی دارید.
  • اگر معلم، استاد دانشگاه و یا بطور کلی مدرس هستید برای بروز توانایی ها و مهارت های خود، برقراری ارتباط با مخاطبان و انتقال بهتر مطالب، همچنین کسب پست های بالاتر در حرفه خود، نیاز به تقویت مهارت های هوش کلامی دارید.
  • اگر حتی خانم خانه دار هستید برای ارتباط بهتر با فرزندان، همسر و اقوام، نیاز به تقویت مهارت های هوش کلامی دارید.
  • اگر کارمند هستید برای برقراری ارتباط بهتر با ارباب رجوع، افزایش فروش، افزایش اعتبار و همچنین نشان دادن مهارت ها و قابلیت هایتان به مدیر خود، نیاز به تقویت مهارت های هوش کلامی دارید.
  • اگر مدیر هستید برای اثرگذاری بیشتر بر کارمندان خود و قدرتمندتر ظاهر شدن در جلسات نیاز به تقویت مهارت های هوش کلامی دارید.
  • اگر کارآفرین هستید برای ارائه مهارت ها، محصولات و خدمات خود و همچنین متقاعدسازی سرمایه گذاران یا مشتریان، نیاز به تقویت مهارت های هوش کلامی دارید.
  • اگر فروشنده هستید برای جذب مشتری بیشتر و افزایش فروش، همچنین تأمین راحت تر و ارزان تر محصولات، نیاز به تقویت مهارت های هوش کلامی دارید.
  • در هر شغل و پیشه ای، در هر کسوتی، در هر لباسی، در هر سنی، در هر مکانی و با هر جنسیتی برای رشد و پیشرفت خود نیاز به تقویت مهارت های هوش کلامی دارید.

نیاز به هوش کلامی

 

 

اصلاً تقویت هوش کلامی امکان دارد؟

برخی ها سوال می پرسند که: «آخه مگه میشه این مهارت ها رو یاد گرفت؟ مگه میشه هوش کلامی رو تقویت کرد؟  این مهارت ها ذاتیه!»

در جواب این دوستان به جمله ای از دکتر مایکل مرزنیچ که یکی از پیشگامان انعطاف پذیری عصبی هستند ارجاع می دهم که گفته اند: 

 

” مغز شما همواره در حال رشد هست و انعطاف پذیر، از روزی که به دنیا می‌آیید تا روزی

که می‌میرید. مغز به طور پیوسته تغییر شکل می‌دهد، یا رشد می‌کند یا ضعیف می‌شود،

 بسته به این که چطور از آن استفاده می‌کنید…”

 

با توجه به این جمله از دکتر مایکل مرزنیچ دیگر هیچ بهانه ای برای دوستانی که می گویند: «دیگر از ما گذشته است» یا «این مهارت ها ذاتیه» باقی نمی ماند. چرا یاد گرفتیم مغز ما همیشه در حال تغییر است و تنها کافیست  آموزش ببینیم و این آموزش ها را در زندگی خود عملی کنیم.

در رابطه با انعطاف پذیری عصبی و یا مسیرهای عصبی خواندن مقاله زیر خالی از لطف نیست و به ما دید خوبی می دهد: 

مسیر عصبی چیست و چطور در یادگیری به ما کمک می کند؟

 

 

 

تقویت هوش کلامی چه مزایایی برایمان دارد؟

اگر هوش کلامی مان را تقویت کنیم:

  • در ارتباط برقرار کردن خیلی حرفه ای تر می شویم و ارتباطات خوبی با دیگران می سازیم.
  • در هنگام صحبت کردن، حرف کم نمی آوریم.
  • روان تر صحبت می کنیم.
  • دایره واژگان مان وسیع تر می شود، مهارتمان در ترکیب لغات بالاتر می رود و به جای کلمات  تکراری از کلمات متنوع استفاده می کنیم.
  • نوشتن برایمان راحت تر می شود.
  • داستان های جذاب تری تعریف می کنیم.
  • راحت تر دیگران را متقاعد می کینم.
  • حاضرجواب می شویم.
  • می توانیم به صورت بداهه درباره یک موضوع صحبت کنیم.
  • از طنز استفاده می کنیم و کلاممان را جذاب تر می کنیم.
  • توانایی ها و مهارت هایمان را بهتر ارائه می کنیم.
  • بر جذابیت مان افزوده می شود و دیگران از هم صحبتی با ما لذت می برند.
  • در زمینه هایی مثل فروش، مذاکره و … از بقیه افراد یک سر و گردن بالاتر می رویم.

 

 

آیا هوش کلامی همان فن بیان است؟

خیلی از افراد حتی مدرسانی که در این حوزه فعالیت می کنند، به اشتباه هوش کلامی را همان فن بیان قلمداد می کنند درحالیکه اینطور نیست. هرچند این دو مبحث به شدت بهم نزدیک هستند اما ذاتاً باهم متفاوتند. در ویدئوی زیر به صورت کامل تفاوت این دو مبحث را با هم توضیح داده ام: 

 

 

 

چطور هوش کلامی خود را تقویت کنیم؟

برای تقویت هوش کلامی خود نیاز داریم تا دو دسته تمرین انجام دهید:

الف) تمرینات عمومی  ب) تمرینات اختصاصی هر برای مهارت

ابتدا به معرفی برخی از تمرینات عمومی برای تقویت هوش کلامی می پردازیم: 

 

 

الف) تمرینات عمومی

 

 

۱- تندگویی: قوی ترین تمرین برای تقویت هوش کلامی

تحقیقات نشان می‌دهد هر انسان بالغ که در اجتماع زندگی می‌کند، بین ۱۸ هزار تا ۲۵ هزار لغت در ذهن خود دارد اما در ایده‌آل‌ترین حالت تنها ۴۵۰ تا از آن‌ها را استفاده می‌کند.

«تمرین تندگویی» اطلاعات مغز ما را منظم و مرتب می‌کند. به‌عبارت‌دیگر به کمک این تمرین لغات، عبارات، اصطلاحات و اطلاعات موجود در مغز ما را دسته‌بندی کرده و آماده قرار می‌دهد تا هر زمانی که به آن‌ها نیاز داریم، دسترسی آسان‌تر و سریع‌تری داشته باشم.

برای آنکه با نحوه انجام این تمرین به صورت کامل تر و حرفه ای تر آشنا شوید پیشنهاد می کنم به لینک زیر مراجعه کنید تا هم با نحوه انجام این تمرین آشنا شوید و هم در غالب یک فایل صوتی نمونه ای از نحوه صحیح انجام آن را بشنوید:

مطالعه مقاله تندگویی و گوش دادن به  فایل صوتی آن

 

 

۲- جمع آوری بهترین ها

یکی از راه های بسیار مؤثر در تقویت هوش کلامی، جمع آوری بهترین هاست که نیاز دارد کمی تیز حس باشیم. اما قرار است چه چیزهایی را جمع آوری کنیم؟ 

 اصطلاحات جدید، طنزها، حاضرجوابی ها، داستان ها، شعر ها و ضرب المثل هایی که در کلام دیگران می شنویم یا می خوانیم را یادداشت می کنیم.

این موارد را می توانیم با کمی تیزحسی در کلام دیگران، فیلم ها، کتاب ها و به طور کلی هرجایی که کلمات و عبارات وجود دارند، بیابیم.

واندرلیست ( Wunderlist )

برای آنکه راحت تر و سریعتر به این لیست خود دسترسی داشته باشیم و بتوانیم به راحتی مواردی را به آن اضافه کنیم یا از موارد یادداشت شده استفاده نماییم، توصیه می کنم از اپلیکشین های مخصوصی که برای این کار وجود دارند استفاده نمایید. یکی از بهترین اپلیکیشن های موجود در این حوزه، اپلیکیشن Wunderlist است که می توانید برای آشنایی بیشتر با نحوه کار کردن آن از لینک زیر استفاده نمایید:

معرفی اپلیکیشن Wunderlist

 

 

۳- تکنیک «اگر جاش بودم»

این تمرین در شرایط و موقعیت های مختلف بسیار کارآمد است؛ برای نمونه می توان از آن برای درک موقعیت فرد مقابل، کنترل خشم، هضم تجربه، تقویت قدرت تصمیم گیری، حل مسئله و موارد بسیار دیگری استفاده نمود.

یکی دیگر از بهترین موقعیت هایی که می توان از این تکنیک کمک گرفت، در راستای تقویت هوش کلامی است.

در این تکنیک بایستی خودمان را جای دیگران قرار دهیم و از خود بپرسیم: «اگر جای او بودم، در این موقعیت چه می گفتم؟(یا چه می کردم؟)» و بلافاصله بعد از فکر کردن آنچه به ذهنمان می رسد را در Wunderlist خود یادداشت می کنیم. با این کار مغز خود را فعال تر می کنیم و مسیرهای عصبی بیشتری برای تقویت هوش کلامی می سازیم. همچنین خود را برای شرایط مشابه آماده کرده ایم تا اگر ما هم در موقعیت مشابهی قرار گرفتیم، از قبل آماده باشیم. 

 

 

۴- ناشتا بنویس

چهارمین تمرین برای تقویت هوش کلامی «نوشتن صبحگاهی» است (البته برای برخی ها که ظهر از خواب برمی خیزند، «نوشتن ظهرگاهی» درست تر است!) 

این تمرین به اینگونه است که بایستی بلافاصله بعد از بیدار شدن (قبل از اینکه ذهن کاملاً هشیار شود)، یک موضوع ساده انتخاب کنید و در حد یک برگه A4 کامل درباره آن بنویسید. این تمرین همانند تمرین تندگویی به کمک می کند تا مغزمان اطلاعات را بهتر و بیشتر دسته بندی کنند و در زمانی که به آنها نیاز داریم سریعتر بر سر زبانمان جاری شوند.

رابطه نوشتن و هوش کلامی

 

 

۵- افزایش دایره واژگان

یکی از اثرگذارترین تمرینات برای تقویت هوش کلامی، افزایش دایره واژگان ماست؛ بعبارت دیگر اگر ما کلمات بیشتری در ذهن داشته باشیم همانند اسلحه ای عمل خواهیم کرد که فشنگ بیشتری در اختیار دارد. پس تا می توانیم باید تعداد کلماتی که در صحبت هایمان بکار می بریم را افزایش دهیم.

واژگانی که ما با آنها سروکار داریم به سه دسته تقسیم می شوند:

۱- واژگانی که معنای آنها را نمی دانیم

۲- واژگانی که معنای آنها را می دانیم اما در صحبت هایمان از آنها استفاده نمی کنیم. (کلمات منفعل من)

۳- واژگانی که معنای آنها را می دانیم و از آنها در صحبت هایمان استفاده می کنیم. (کلمات فعال من)

دسته سوم از تقسیم بندی بالا ایده آل ترین حالت برای تقویت هوش کلامی ماست. پس بایستی تمام تلاش خود را بکارگیریم تا دایره واژگان خود را از دسته اول به دسته دوم و واژگان دسته دوم را به دسته سوم ارتقا دهیم.

خوب پیشنهاد من برای انجام این کار کمک گرفتن از سایت واژه یاب است. اما این سایت چه کمکی به ما می کند؟

در این وبسایت هر لغتی را که جستجو کنیم، اطلاعات بسیار مفیدی درباره آن لغت در اختیار ما قرار خواهد داد. یکی از بهترین این اطلاعات «هم معنی»هایی برای آن لغت است. کافیست برای هر لغتی که در صحبت هایمان از آن زیاد استفاده می کنیم، دو یا سه هم معنی را به خاطر بسپاریم و از آنها در صحبت هایمان استفاده کنیم. این کار به راحتی دایره واژگان ما و هوش کلامی ما را تقویت خواهد کرد.

برای مثال وقتی در این سایت کلمه خوشحال را وارد می کنیم، واژگانی که به عنوان هم معنی برای ما نشان می دهد عبارتند از: خرسند، شادمان، شادکام، دلشاد و… .

 

 

ب) تمرینات اختصاصی: 

در بخش قبل به تمرین های عمومی برای تقویت هوش کلامی پرداختیم. اما اگر بخواهیم در مهارت های هفت گانه ای که در اواسط این مقاله به آنها اشاره کردیم (یعنی مهارت های هیپنوتیزم کلامی ، حاضر جوابی ، بداهه گویی ، متقاعدسازی کلامی ، داستان گویی جذاب ، طنزپردازی ، ارائه مهارتها و توانایی هایمان) را تقویت کنیم، نیاز است تا با هرکدام از آنها خیلی مفصل تر آشنا شویم؛ چرا که هر کدام از آنها ما را با گوشه ای از دنیای هوش کلامی آشنا می کنند و بسیار مفصل تر از آن هستند که در این مقاله بگنجند.

اگر تمایل دارید این مهارت ها را به صورت حرفه ای آموزش ببینید، پیشنهاد می کنم حتماً حتماً در دوره حرفه ای و جامع هوش کلامی شرکت کنید.

از طریق لینک زیر می نمانید با سرفصل ها و موضوعات این دوره بیشتر آشنا شوید:

 

توضیحات دوره حرفه ای و جامع هوش کلامی

هوش کلامی

 

بد نیست ویدئو زیر هم نگاهی بندازید:

 

الگوهای حاضرجوابی

الگوهای حاضرجوابی

در مقاله قبلی که قسمت اول از مبحث حاضرجوابی بود (و می توانید از اینجا آن را مطالعه نمایید) درباره اینکه منظورمان از حاضرجوابی چیست صحبت کردیم و گفتیم که حاضر جوابی اسلحه‌ای برای حمله به دیگران نیست. قرار نیست ما با حاضرجوابی به تخریب دیگران بپردازیم و هرجایی که دلمان خواست دیگران را تحقیر کنیم. همچنین بیان کردیم که حاضرجوابی یک سِپَر است و به ما کمک می‌کند تا در مقابل حمله کلامی دیگران از خود دفاع کنیم.

اما در این مقاله قصد داریم به روش هایی بپردازیم که به کمک آنها می توان مهارت حاضرجوابی را در خود تقویت کنیم:

 

 

راه کار اول: تمرین های بیانی

در این قسمت به معرفی دو تمرین ساده اما بسیار قدرتمند می پردازیم که به ما کمک می کنند تا بتوانیم در کمترین زمان کلمات بسیاری را بر سر زبان جاری کنیم و در حاضرجوابی حرف کم نیاوریم.

 

تمرین یک: تمرین تندگویی

تصور کنید مدیریت یک شرکت را بر عهده دارید. در شرکت شما یک اتاق بایگانی بزرگ وجود دارد که هیچ‌گاه کسی به آن رسیدگی نکرده است و به‌شدت به‌هم‌ریخته، شلوغ و بی‌نظم است. هر بار که شما به پرونده‌ای نیاز دارید، باید وقت زیادی را صرف کنید تا آن پرونده را در اتاق بایگانی پیدا کنید.

این وضعیت شما را خسته و کلافه می‌کند و باعث می‌شود تصمیم بگیرید فردی را جهت سروسامان دادن به اتاق بایگانی استخدام کنید.

در اوایل کار هرگاه شما پرونده‌ای را طلب می‌کنید، مسئول بایگانی باید مدت‌ها بگردد و پرونده را پیدا کند؛ اما وقتی این کار را طی روزهای متمادی بارها و بارها انجام دهد، به اوضاع مسلط می‌شود، هر پرونده را نام‌گذاری می‌کند، دسته‌بندی می‌کند، داخل قفسه‌های مجزا قرار می‌دهد، برای هر دسته رنگ خاصی در نظر می‌گیرد و … . درنتیجه بعد از مدت کوتاهی به‌محض اینکه شما از او پرونده‌ای را طلب می‌کنید، بدون هیچ‌گونه اتلاف وقت و با نهایت سرعت پرونده را به دست شما می‌رساند.

مثال بالا شباهت زیادی به نحوه عملکرد مغز ما دارد. ما طی سالیان طولانی که از عمرمان می‌گذرد کلمات، لغات، اصطلاحات، اطلاعات، عبارات و نکات زیادی را وارد مغزمان می‌کنیم. تحقیقات نشان می‌دهد هر انسان بالغ که در اجتماع زندگی می‌کند، بین ۱۸ هزار تا ۲۵ هزار لغت در ذهن خود دارد اما در ایده‌آل‌ترین حالت تنها ۴۵۰ تا از آن‌ها را استفاده می‌کند.

 

«تمرین تندگویی» اطلاعات مغز ما را همانند آن اتاق بایگانی منظم و مرتب می‌کند. به‌عبارت‌دیگر به کمک این تمرین لغات، عبارات، اصطلاحات و اطلاعات موجود در مغز ما را همانند آن اتاق بایگانی دسته‌بندی کرده و آماده قرار می‌دهد تا هر زمانی که به آن‌ها نیاز داریم، دسترسی آسان‌تر و سریع‌تری داشته باشم.

 

 

خوب دقیقاً باید چیکار کنیم؟!

در این تمرین لازم است به‌صورت تصادفی و در لحظه یک کلمه را انتخاب کرده و با سرعت بالا و بدون مکث ۳ دقیقه درباره آن کلمه و مسائل مربوط به آن حرف بزنیم. اصلاً مهم نیست که جملات ما معنا و مفهوم خاصی داشته باشند یا نه. مهم نیست جمله‌بندی ما ادبی باشد یا نه. تنها لازم است این لغت در صحبت‌هایمان مدام تکرار شود.

در روزهای ابتدایی که این تمرین را شروع می‌کنیم، ممکن است نتوانیم ۳ دقیقه درباره یک موضوع با سرعت بالا و بدون مکث حرف بزنیم. این موضوع کاملاً طبیعی است و جای هیچ نگرانی نیست. اگر حرف‌هایمان تمام شد و هیچ‌چیز جدیدی برای بیان کردن به ذهنمان خطور نمی‌کند، می‌توانیم همان حرف‌ها را مجدد از ابتدا تکرار کنیم. نکته مهم در انجام این تمرین این است که بدون مکث ۳دقیقه با سرعت بالا صحبت کنیم. پس هر طور شده در این ۳ دقیقه نباید سکوت کرد.

برای اینکه تمرین تندگویی را بهتر درک کنید، این تمرین را یک‌بار در غالب یک فایل صوتی انجام داده‌ام که می‌توانید با مراجعه به این مقاله  آن را دریافت نمایید.

 

 

تمرین دو: سریع گویی

همان‌طور که قبل‌تر اشاره شد، در حاضرجوابی زمان زیادی در اختیار نداریم و در سریع‌ترین زمان ممکن باید جواب بدهیم؛ بنابراین مغز ما به سریع فکر کردن نیاز دارد. برای آنکه مغزمان در لحظه بحرانی بتواند سریع فکر کند باید از قبل آن را آماده کنیم.

یکی از قوی‌ترین تمرینات که در فصل‌های قبل هم به آن اشاره کردیم، تمرین تند گویی است که سرعت فکر کردن را بشدت بالا می‌برد؛ اما تمرین دیگری که به سریع فکر کردن کمک می‌کند، تمرین «سریع گویی» است که این تمرین هم مثل تندگویی بشدت مؤثر است.

احتمالاً با تمرین سریع گویی آشنا باشید. همان کاری که در برخی از برنامه‌های تلویزیونی، مجری با مهمان برنامه انجام می‌دهند. مجری با سرعت کلماتی را بیان می‌کند و مهمان برنامه باید سریعاً اولین جمله یا عبارتی که درباره آن کلمه به ذهنش می‌رسد را بیان کند.

در این تمرین مغز سعی می‌کند کارایی خود را به بالاترین حد ممکن برساند؛ زیرا باید در زمان بسیار کوتاهی به دنبال اطلاعات زیادی بگردد.

 

 

راه کار دوم: الگوهای حاضر جوابی

الگویی که هر فردی در حاضر جوابی از آن پیروی می کند، منحصر به فرد و متفاوت از دیگران است. یعنی هر کدام از ما به شیوه خودمان حاضر جوابی می کنیم اما برای آنکه ذهن مان در حاضرجوابی بهتر عمل کند، چند مورد از الگوهایی را که در این زمینه کارساز است را خدمتتان معرفی کرده و به توضیح یکی از آنها می پردازیم:

 

مایندمپ الگوهای حاضرجوابی

 

در این مقاله قصد داریم یکی از این الگوها را برای شما توضیح دهیم:

 

 

الگوی مقایسه کوبنده

در این الگو چیزی را در مقابل چیز دیگری قرار می‌دهیم که مخاطب حتی فکرش را هم نمی‌کند.

مثال اول: «در زمستان هنگامی‌که آقای مدرس از پله‌های مجلس بالا می‌رفت، یکی از نمایندگان مجلس به او برخورد کرد و گفت: شما در این زمستان سرد، با این پیراهن کرباسی و یقه ‌باز گرفتار سرماخوردگی می‌شوید. مدرس نگاه تندی به او کرد و گفت: کاری به یقه باز من نداشته باش. حواست جمع دروازه‌های ایران باشد که باز نماند.»

مثال دوم: چندی پیش که وزیر امور خارجه عربستان، انتخابات عراق را زیر سؤال برده بود. یکی از نمایندگان مجلس عراق در جواب به گستاخی او چنین جواب داده بود: «کشوری به ما آموزش دموکراسی می‌دهد که آخرین انتخاباتش زمانی برگزار شد که از هر قبیله‌ای یک نفر را انتخاب کردند تا پیامبر اسلام (ص) را به قتل برسانند.»

در هر دو مثال بالا بجای اینکه بر سر موضوع بیان‌شده صحبتی شود، مقایسه‌ای صورت گرفته با موضوعی کاملاً بی‌ربط که گوینده با زیرکی و زیبایی تمام ارتباطی بین آن‌ها به وجود آورده است.

مثال سوم: فیلم زیر نیز یکی از مثال هایی است که در آن با استفاده از الگوی مقایسه کوبنده حاضرجوابی می شود:

در صورتی که تمایل دارید با با سایر الگوهای حاضر جوابی هم آشنا شوید و درباره آنها اطلاعات کسب کنید، پیشنهاد می کنم به کتاب «از هفت تا بی نهایت» مراجعه نمایید.

 

 

راه کار سوم: استخراج حاضرجوابی های دیگران

یکی از ساده ترین روش ها برای تقویت حاضرجوابی اینست که لیست به دست باشیم. یعنی با تیز حسی فراوان همچون یک کارآگاه به صحبت‌های دیگران توجه کنیم و در جملات آن‌ها به دنبال حاضرجوابی‌ها باشیم و به‌سرعت آن‌هایی که مفید هستند را وارد لیست کنیم. (ترجیحاً از اپلیکیشن Wunderlist که قبل‌تر در اینجا معرفی شد، استفاده کنیم). برای این کار همچنین می‌توانیم از دیالوگ فیلم‌ها و سریال‌ها استفاده کنیم.

 

شکی نیست که برای موفقیت در این مسیر، باید مسیر عصبی آن را بسازیم؛ اما برای ساخت مسیر عصبی چه کنیم؟

  • از تکنیک «اگه جاش بودم» استفاده کنیم؛ یعنی خودمان را در موقعیت افراد دیگر تصور می‌کنیم و با خود می‌اندیشیم که اگر من جای آن‌ها بودم چه می‌گفتم. حتی می‌توانیم خود را بجای شخصیت فیلم‌ها قرار دهیم.
  • از تکنیک «اگه جام بود» استفاده کنیم؛ یعنی اگر در شرایط خاص و ویژه‌ای گیر افتاده‌ایم و چیزی به ذهنمان نمی‌آید، با خود فکر کنیم اگر فلانی که هوش کلامی بالایی دارد در این موقعیت قرار می‌گرفت چه می‌گفت.

 

برای مطالعه قسمت دیگر از سری مقاله های «حاضرجوابی» روی لینک زیر کلیک کنید:

قسمت اول این مقاله: حاضرجوابی چیست؟

 


اگر تمایل دارید مهارت حاضرجوابی را به صورت حرفه ای آموزش ببینید، پیشنهاد می کنم حتماً حتماً فیلم کارگاه حاضر جوابی را مشاهده نمایید.

از طریق لینک زیر می توانید به این فیلم دسترسی پیدا کنید:

 

توضیحات فیلم کارگاه حاضر جوابی

حاضر جوابی محترمانه

 

بد نیست به ویدئو زیر هم نگاهی بیندازید:

حاضر جوابی

حاضر جوابی

 

حاضر جوابی سلاحی برای حمله نیست؛

سپری است برای دفاع از خودمان در برابر حمله دیگران

 

 

چرا باید حاضر جواب باشیم؟

حاضر جوابی ابزاری است که به ما کمک می‌کند تا در ارتباط با دیگران قدرتمند ظاهر شویم. فردی را تصور کنید که در جمع دوستان، خانواده، محیط کار و… ساکت است و با دیگران ارتباط برقرار نمی‌کند؛ حتی اگر حق او را پایمال کنند، حرفی نمی‌زند؛ توانایی‌هایش را بروز نمی‌دهد و هیچ‌گاه نظر خود را بیان نمی‌کند. بعید به نظر می‌رسد چنین فردی بتواند موفق شود.

او خودش را از بی‌شمار موقعیتی که ممکن است سرنوشت او را تغییر دهند، محروم ساخته است. متأسفانه فرهنگ جامعه ما نیز به‌گونه‌ای است که وقتی فردی خود را از جمع دور می‌کند، کمتر کسی برای برقراری ارتباط به سراغ او می‌رود. این چرخه ادامه پیدا می‌کند و او هر روز منزوی‌تر می‌شود.

حالا فردی را تصور کنید که در موقعیت‌های مناسب ابراز وجود می‌کند و توانایی‌هایش را بروز می‌دهد؛ هرگاه احساس کند نظر او سازنده است، باقدرت نظر خود را اعلام می‌کند؛ اگر کسی بخواهد حق او را پایمال کند با کلام خود مانع می‌شود؛ از هر موقعیتی و در هر جمعی با تیز حسی به دنبال پیدا کردن افراد مؤثر و توانمند است تا با آن‌ها ارتباط بسازد.

آیا میزان موفقیت این دو فرد باهم برابر است؟! مطمئناً جواب منفی است. برای اینکه موقعیت و شرایط خودمان را به فرد دوم نزدیک‌تر و شبیه‌تر کنیم نیاز است تا کلامی اثرگذار داشته باشیم که یکی از ابزارهای قدرتمند آن مهارت حاضرجوابی است.

 

 

 

اسلحه یا سپر دفاعی؟

قبل از هر چیزی بهتر است منظورمان را از حاضرجوابی مشخص کنیم. حاضر جوابی اسلحه‌ای برای حمله به دیگران نیست. قرار نیست ما با حاضرجوابی به تخریب دیگران بپردازیم و هرجایی که دلمان خواست دیگران را تحقیر کنیم. حاضرجوابی یک سِپَر است و به ما کمک می‌کند تا در مقابل حمله کلامی دیگران از خود دفاع کنیم. (اگر به دنبال اسلحه هستید به سراغ مقالات بداهه گویی بروید و خودتان را به آن مجهز سازید. چراکه بداهه گویی سلاح ماست.)

برای مثال فرض کنید شما در محل کار خود وظیفه‌تان را درست و بی‌نقص انجام داده‌اید اما در جلسه کاری به شما انتقاد می‌کنند و قصد دارند زحمات شما را زیر سؤال ببرند. اگر شما به سپر حاضرجوابی مجهز باشید، قطعاً اجازه نخواهید داد تا حقتان را ضایع کنند.

حاضر جوابی 2

در حقیقت هنر حاضر جوابی برای ما این‌گونه عمل می‌کند که زمانی که حمله‌ای به ما صورت می‌گیرد، ما جاخالی نمی‌دهیم؛ بلکه همان گلوله را به گلوله دیگری تبدیل می‌کنیم و به سمت خود فرد برمی‌گردانیم.

اگر بداهه گویی خود را تقویت کرده باشید، در این قسمت موفق‌تر عمل خواهید کرد زیرا حاضر جوابی و بداهه گویی کمی به هم وابسته هستند. چراکه در بحث حاضرجوابی نیاز به مهارت‌های بداهه گویی داریم.

 

 

خسرو و فرهاد

یکی از زیباترین حاضرجوابی‌ها که در ادبیات ما آمده است، مربوط می‌شود به شعری از نظامی گنجوی که مکالمه بین خسرو و فرهاد را به زیباترین شکل ممکن به نظم درآورده است. خسرو و فرهاد هر دو عاشق دختری به نام شیرین بودند و هرکدام سعی می‌کردند به وصال او برسند. خسرو حاکم و صاحب قدرت بود اما فرهاد جوانی ساده و دلباخته. در ادامه این شعر زیبا را باهم می‌خوانیم و به حاضرجواب بودن فرهاد در برابر حملات خسرو توجه می‌کنیم.

نخستین بار گفتش کَز کجایی                                 بگفت از دار ملک آشنایی

بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند                          بگفت انده خرند و جان فروشند

بگفتا جان فروشی در ادب نیست                             بگفت از عشق‌بازان این عجب نیست

بگفت از دل شدی عاشق بدین‌سان؟                        بگفت از دل تو می‌گویی من از جان

بگفتا عشق شیرین بر تو چونست                            بگفت از جان شیرینم فزونست

بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب                              بگفت آری چو خواب آید، کجا خواب

بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک                              بگفت آنگه که باشم خفته در خاک

بگفتا گر خرامی در سرایش                                    بگفت اندازم این سر زیر پایش

بگفتا گر کند چشم تو را ریش                                 بگفت این چشم دیگر دارمش پیش

بگفتا گر کَسیش آرد فرا چنگ                                 بگفت آهن خورد ور خود بود سنگ

بگفتا گر نیابی سوی او راه                                     بگفت از دور شاید دید در ماه

بگفتا دوری از مه نیست در خَور                              بگفت آشفته از مه دور بهتر

بگفتا گر بخواهد هر چه داری                                 بگفت این از خدا خواهم به زاری

بگفتا گر به سر یابیش خوشنود                               بگفت از گردن این وام افکنم زود

بگفتا دوستیش از طبع بگذار                                  بگفت از دوستان ناید چنین کار

بگفت آسوده شو که این کار خامست                       بگفت آسودگی بر من حرام است

 

بگفتا رو صبوری کن درین درد                                       بگفت از جان صبوری چون توان کرد

بگفت از صبر کردن کس خجل نیست                       بگفت این دل تواند کرد دل نیست

بگفت از عشق کارت سخت زار است                         بگفت از عاشقی خوش‌تر چکار است

بگفتا جان مده بس دل که با اوست                         بگفتا دشمنند این هر دو بی دوست

بگفتا در غمش می‌ترسی از کس                              بگفت از محنت هجران او بس

بگفتا هیچ هم خوابیت باید                                    بگفت ار من نباشم نیز شاید

بگفتا چونی از عشق جمالش                                   بگفت آن کس نداند جز خیالش

بگفت از دل جدا کن عشق شیرین                           بگفتا چون زیم بی‌جان شیرین

بگفت او آن من شد زو مکن یاد                              بگفت این کی کند بیچاره فرهاد

بگفت ار من کنم در وی نگاهی                                بگفت آفاق را سوزم به آهی

چو عاجز گشت خسرو در جوابش                             نیامد بیش پرسیدن صوابش

به یاران گفت کز خاکی و آبی                                  ندیدم کس بدین حاضر جوابی

 

 

کجاها میشه؟ کجاها نمیشه؟

از حاضرجوابی در جواب به مزه‌پرانی دیگران، تیکه انداختن‌ها، توهین کردن‌ها، پاسخ به گستاخی‌ها، مناظره‌ها، مذاکرات تجاری  سیاسی و … می‌توانیم بهره بگیریم.

نکته مهم در استفاده از حاضرجوابی این است که حاضر جوابی آسانسوری است؛ یعنی در همان چند ثانیه بعد از حمله، دفاع باید صورت گیرد. به‌محض اینکه جمله‌ای به سمت ما شلیک شد، باید جواب آن را بدهیم وگرنه دیگر جواب ما ارزشی نخواهد داشت. به عبارت دیگر بهترین حاضر جوابی دقیقاً لحظخ ای پس از حمله است.

تصور کنید شما معلم هستید و یکی از شاگردانتان سر کلاس اعتبار شما تمام را هدف قرار دهد و بامزه پرانی‌هایش به شما حمله می‌کند. شما هم در این لحظه برای دفاع، چیزی به ذهنتان نمی‌رسد. کلاس می‌شود و شما فردای آن روز یادتان می‌افتد که می‌توانستید در جواب به آن حمله این پاسخ را بدهید. خنده‌دار نیست اگر در جلسه بعد که آن فرد را دیدید، جواب او را بدهید؟!

 

 

در روابط عاطفی کاملاً ممنوع!

حالا که دانستیم در چه موقعیت‌هایی می‌توانیم از حاضرجوابی استفاده کنیم، خوب است بدانیم که به‌هیچ‌عنوان اجازه نداریم در روابط عاطفی از آن استفاده کنیم. منظور از روابط عاطفی رابطه ما با اعضای خانواده‌مان ازجمله پدر و مادر، همسر، فرزند، خواهر، برادر و… است. همان‌طور که قبل‌تر اشاره کردیم حاضرجوابی گلوله‌ای است در مقابل حمله‌ای که به ما شده است. قطعاً ما هیچ‌گاه نمی‌خواهیم افرادی که دوستشان داریم کوچک‌ترین خراشی بردارند چه برسد که به سمت آن‌ها گلوله‌ای شلیک کنیم. شاید آن‌ها ناآگاهانه یا ناخواسته حرفی بزنند که موردپسند ما نباشد اما ما هیچ‌گاه اجازه نداریم آن‌ها را از خود برنجانیم.

البته این اجازه را داریم که در فضای شوخی و طنز از حاضرجوابی های کوتاه و حاضر جوابی های محترمانه در مقابل افراد خانواده استفاده کنیم اما یادمان نرود که ملزم به رعایت حد و حدود دیگران هستیم.

فیلم زیر قسمتی از کارگاه «هوش کلامی» است که حاضر جوابی یکی از سر فصل های آن می باشد:

 

برای مطالعه قسمت دیگر از سری مقاله های «حاضرجوابی» روی لینک زیر کلیک کنید:

قسمت دوم این مقاله: الگوهای حاضرجوابی

 


اگر تمایل دارید مهارت حاضرجوابی را به صورت حرفه ای آموزش ببینید، پیشنهاد می کنم حتماً حتماً فیلم کارگاه حاضر جوابی را مشاهده نمایید.

از طریق لینک زیر می توانید به این فیلم دسترسی پیدا کنید:

 

توضیحات فیلم کارگاه حاضر جوابی

حاضر جوابی محترمانه

 

بد نیست به ویدئو زیر هم نگاهی بیندازید:

ارتباط دادن میان 3 موضوع بی ربط

ارتباط بین ۳ موضوع بی ربط؛ قسمت سوم بدنسازی ذهنی

 

قسمت سوم بدنسازی ذهنی: ارتباط بین ۳ موضوع بی ربط

ارتباط بین ۳ موضوع بی ربط سومین گام از بدنسازی ذهنی است که در این مقاله معرفی کنیم. این تمرین کمک می کند تا مغزمان ورزیده تر شود؛ لذا در هنگامی که به آن نیاز داریم بهتر عمل می کند. در این تمرین قرار است که میان سه موضوع بی ربط، ارتباط برقرار کنیم. 

برای این کار لازم است در ابتدا سه موضوع کاملاً بی ربط را به صورت تصادفی انتخاب کنیم. سپس به مدت ۳ دقیقه درباره آنها صحبت کنیم. در خلال این صحبت بایستی میان این ۳ موضوع بی ربط، ارتباط برقرار کنیم.

در این تمرین نیازی نیست مانند تمرین تندگویی سرعت کلام خود را بالا ببریم؛ کافیست با همان سرعت معمولی صحبت کنیم. همچنین مهم نیست که این صحبت، صحبتی منطقی یا داستانی طنزآلود باشد؛ تنها کافیست میان این موضوعات ارتباط برقرار کنیم.

صرف این که ما تلاش می کنیم تا بین این موضوعات بی ربط ارتباط برقرار کنیم و مغزمان را در یک چالش قرار دهیم، هوش کلامی مان تقویت خواهد شد.

 

اقدامک:

در قالب یک صحبت ۳ دقیقه ای میان سه موضوع کانگورو، قطار و خودکار ارتباط برقرار کنید.

 

یکی از دام هایی که افراد غیر موفق اسیر آن می شوند اینست که نکات کوچک و تمرینات ساده را دست کم می گیرند. شاید در نگاه اول تمرینات هوش کلامی و همچنین بدنسازی ذهنی ساده و پیش پا افتاده باشند اما همین تمرینات ساده باعث تغییر در مسیرهای عصبی ما شده و هوش کلامی ما را ارتقا می دهند. پس لطفاً این تمرینات ساده را جدی بگیرید و به آنها عمل کنید.

ارتباط موضوعات بی ربط

 

برای مطالعه قسمت های قبلی از سری مقاله های «بدنسازی ذهنی» روی لینک های زیر کلیک کنید: 

 

قسمت اول بدنسازی ذهنی: تندگویی

 

قسمت دوم بدنسازی ذهنی: یافتن شباهت میان دو شیء بی ربط

 

بدنسازی ذهنی

قسمت دوم بدنسازی ذهنی: یافتن شباهت میان دو شی بی ربط

 

در مقاله قبلی اولین و مهمترین تمرین برای بدنسازی ذهنی و افزایش هوش کلامی را خدمتتان معرفی کردم (اگر این مقاله را نخوانده اید از اینجا می توانید آن را مطالعه نمایید.)

 

در این مقاله قصد دارم شما را با تمرین دیگری آشنا کنم:   «یافتن شباهت میان دو شی  بی ربط»

 

 

دقیقاً باید چه کار کنیم؟

برای انجام این تمرین به این صورت عمل می کنیم که:

دو شیء کاملاً بی ربط را انتخاب کرده و تلاش می کنیم تعداد زیادی شباهت برای آنها پیدا کنیم: برای مثال ما در اینجا می خواهیم حدود ۳۰ شباهت (!) میان کفش و کولر پیدا کنیم:

 

بدنسازی فکری

 

 

بیایید باهم شباهت های آنها را لیست کنیم:

هر دو با حرف «ک» شروع می شوند؛

هر دو سایز های مختلی دارند؛

رنگ هر دو آبی است؛

هر دو کفی دارند؛

روی هردو می توان مارک چسباند؛

هر دو برای خدمت رسانی بیشتر به انسان ساخته شده اند؛

درون هر دو می توان چیزی قرار داد؛

برای خرید هر دو باید پول بپردازیم؛

توی هر دو می توان آب ریخت؛

حرکت هر دو همراه با صدا است؛

هر دو منفذ هایی برای جریان هوا دارند؛

برای تولید هر دو نیاز به دستگاه های مخصوص می باشد؛

از هر دو می توان در سالن های ورزشی استفاده کرد؛

هر دو در داخل کشور تولید می شوند؛

هر دو انواع با کیفیت و بی کیفیت دارند؛

هر دو جزء اشیاء محسوب می شوند؛

هر دو قابل تعمیر هستند؛

هر دو مستهلک می شوند؛

هر دو قابل دیدن هستند؛

هر دو قابل لمس کردن هستند؛

هر دو را می توان فروخت؛

برای فروش هر دو آنها را در کارتن قرار می دهند؛

در تولید هر دو انسان ها دخیل هستند؛

در فروشگاه ها هر دوی آنها را می چینند و در انظار خریداران قرار می دهند؛

هر دو در قیمت های گران و ارزان عرضه می شوند؛

می توان هر دو را احتکار کرد؛

هر دو در فصل هایی از سال فروش بیشتری دارند؛

هر دو غیر قابل خوردن هستند؛

هر دو حرف آدمیزاد را نمی فهمند؛

هر دو از ضرر رسیدن به انسانها جلوگیری می کنند(کولر از گرمازدگی و کفش از آسیب دیدن پا)؛

 

 

چه زمانی از تمرین های بدنسازی ذهنی بهترین نتیجه را می گیریم؟

افرادی که در رشته بدنسازی فعالیت می کنند خوب می دانند که بدنشان زمانی خوب ساخته می شود که از منطقه امن خود خارج شوند و تمریناتی را انجام دهند که بدنشان را تحت فشار قرار می دهد و گرنه در حالت عادی که فشاری به بدنشان وارد نشود، تغییری هم رخ نخواهد داد.

در هوش کلامی هم موقعیت مشابهی وجود دارد. زمانی که ما در تمرینات تا جایی پیش برویم که به مغزمان فشاری نیاید، تغییری رخ نمی دهد و هوش کلامی مان هم تقویت نمی شود. لذا برای تقویت هوش کلامی نیاز است تمرینات را ادامه دهیم تا ذهنمان خسته شود و علاقه ای به ادامه دادن نداشته باشد. اگر ما برخلاف خواسته مغزمان تمرین را ادامه دهیم، مغز برای پاسخ به درخواست ما جهت تمرین بیشتر، مجبور می شود به تمامی اطلاعات موجود در خود اعم از حافظه موقت، حافظه بلند مدت و … مراجعه نماید. درست در این لحظه است که هوش کلامی ما تقویت خواهد شد.

 

پس یادمان نمی رود که:

هر بار که در حین انجام تمرینات مغزمان خسته شد و قصد داشت تمرین را رها کند، آن را مجبور می کنیم تا کمی بیشتر به روند تمرین ادامه دهد. چرا که تقویت هوش کلامی ما در گرو این موضوع است.

 

 

برای مطالعه قسمت اول از سری مقاله های «بدنسازی ذهنی» روی لینک زیر کلیک کنید: 

 

قسمت اول بدنسازی ذهنی: تندگویی

 

قسمت سوم بدنسازی ذهنی: ارتباط بین ۳ موضوع بی ربط
تندگویی

قسمت اول بدنسازی ذهنی: تندگویی

 

تندگویی ؛ قدرتمندترین تمرین هوش کلامی

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در یک بحث یا گفتگویی که کاملاً حق با شما بوده است، نتوانسته‌اید جواب خوب و قانع‌کننده‌ای به طرف مقابل بدهید اما ساعاتی پس از اتمام بحث به یک‌باره حرف جدیدی یادتان آمده است که می‌توانست نتیجه آن بحث یا مذاکره را عوض کند.

اگر شما هم مثل من این تجربه تلخ را گذرانده باشید، شاید به دنبال راهی برای حل این مسئله باشید. یک خبر خوب برایتان دارم. می‌خواهم شما را با تمرینی آشنا کنم که معجزه می‌کند: «تمرین تندگویی»

 

 

تمرین تندگویی چیست؟

به‌جرئت می‌توانم بگویم این تمرین مهم‌ترین تمرین در افزایش هوش کلامی است؛ اما قبل از اینکه به توضیح این آن بپردازم، اجازه دهید با یک مثال دلیل اهمیت آن را شرح دهم.

تصور کنید مدیریت یک شرکت را بر عهده دارید. در شرکت شما یک اتاق بایگانی بزرگ وجود دارد که هیچ‌گاه کسی به آن رسیدگی نکرده است و به‌شدت به‌هم‌ریخته، شلوغ و بی‌نظم است. هر بار که شما به پرونده‌ای نیاز دارید، باید وقت زیادی را صرف کنید تا آن پرونده را در اتاق بایگانی پیدا کنید.

این وضعیت شما را خسته و کلافه می‌کند و باعث می‌شود تصمیم بگیرید فردی را جهت سروسامان دادن به اتاق بایگانی استخدام کنید.

در اوایل کار هرگاه شما پرونده‌ای را طلب می‌کنید، مسئول بایگانی باید مدت‌ها بگردد و پرونده را پیدا کند؛ اما وقتی این کار را طی روزهای متمادی بارها و بارها انجام دهد، به اوضاع مسلط می‌شود؛ هر پرونده را نام‌گذاری می‌کند؛ دسته‌بندی می‌کند؛ داخل قفسه‌های مجزا قرار می‌دهد؛ برای هر دسته رنگ خاصی در نظر می‌گیرد و … .

درنتیجه بعد از مدت کوتاهی به‌محض اینکه شما از او پرونده‌ای را طلب می‌کنید، بدون هیچ‌گونه اتلاف وقت و با نهایت سرعت پرونده را به دست شما می‌رساند.

 

تقویت تندگویی

 

 

اما مغز ما…

مثال بالا شباهت زیادی به نحوه عملکرد مغز ما دارد. ما طی سالیان طولانی که از عمرمان می‌گذرد کلمات، لغات، اصطلاحات، اطلاعات، عبارات و نکات زیادی را وارد مغزمان می‌کنیم.

تحقیقات نشان می‌دهد هر انسان بالغ که در اجتماع زندگی می‌کند، بین ۱۸ هزار تا ۲۵ هزار لغت در ذهن خود دارد اما در ایده‌آل‌ترین حالت تنها ۴۵۰ تا از آن‌ها را استفاده می‌کند.

«تمرین تندگویی» اطلاعات مغز ما را همانند آن اتاق بایگانی منظم و مرتب می‌کند. به‌عبارت‌دیگر به کمک این تمرین لغات، عبارات، اصطلاحات و اطلاعات موجود در مغز ما را همانند آن اتاق بایگانی دسته‌بندی کرده و آماده قرار می‌دهد تا هر زمانی که به آن‌ها نیاز داریم، دسترسی آسان‌تر و سریع‌تری داشته باشم.

 

 

خوب برای تندگویی دقیقاً باید چه کار کنیم؟!

در این تمرین لازم است به‌صورت تصادفی و در لحظه یک کلمه را انتخاب کرده و با سرعت بالا و بدون مکث ۳ دقیقه درباره آن کلمه و مسائل مربوط به آن حرف بزنیم.

اصلاً مهم نیست که جملات ما معنا و مفهوم خاصی داشته باشند یا نه. مهم نیست جمله‌بندی ما ادبی باشد یا نه. تنها لازم است این لغت در صحبت‌هایمان مدام تکرار شود.

در روزهای ابتدایی که این تمرین را شروع می‌کنیم، ممکن است نتوانیم ۳ دقیقه درباره یک موضوع با سرعت بالا و بدون مکث حرف بزنیم. این موضوع کاملاً طبیعی است و جای هیچ نگرانی نیست. اگر حرف‌هایمان تمام شد و هیچ‌چیز جدیدی برای بیان کردن به ذهنمان خطور نمی‌کند، می‌توانیم همان حرف‌ها را مجدد از ابتدا تکرار کنیم.

نکته مهم در انجام این تمرین این است که بدون مکث ۳دقیقه با سرعت بالا صحبت کنیم. پس هر طور شده در این ۳ دقیقه نباید سکوت کرد.

 

برای اینکه تمرین تندگویی را بهتر درک کنید، در غالب یک فایل صوتی یک‌بار این تمرین را انجام داده‌ام که می‌توانید با مراجعه به لینک زیر آن را دریافت نمایید:

 

دانلود

 

اقدامک:

تمرین تندگویی را به همان شیوه‌ای که بیان شد به مدت ۲۱ روز انجام دهید.

برای نتیجه‌گیری بهتر، این تمرین را یک‌بار صبح و یک‌بار عصر انجام دهید.

 

 

 

قسمت دوم بدنسازی ذهنی: یافتن شباهت میان دو شیء بی ربط

 

قسمت سوم بدنسازی ذهنی: ارتباط بین ۳ موضوع بی ربط

 

 


اگر تمایل دارید کلام خود را به یک عصای جادویی تبدیل کنید، پیشنهاد می کنم حتماً حتماً در دوره حرفه ای و جامع هوش کلامی شرکت کنید.

از طریق لینک زیر می نمانید با سرفصل ها و موضوعات این دوره بیشتر آشنا شوید:

 

توضیحات دوره حرفه ای و جامع هوش کلامی

هوش کلامی

 

بد نیست به ویدئو زیر هم نگاهی بیندازید:

معجزه دلیل

معجزه دلیل

یکی از مواردی که می‌توانیم در هنگام درخواست از دیگران از آن بهره بگیریم تا احتمال پذیرفته شدن خواسته‌مان بالا برود، دلیل آوردن است که با عبارت‌هایی همچون: «چون‌که»، «زیرا»، «برای اینکه»، «به دلیل اینکه»، «به خاطر اینکه» و … همراه است. حتی زمانی که از ما درخواستی می‌شود و نمی‌خواهیم آن را اجابت کنید، بهتر است دلیلی را برای آن بیان کنیم تا در دید فرد مقابل جواب رد ما موجه‌تر جلوه کند.

تحقیقات نشان داده است که وقتی ما در ادامه جملاتمان دلیلی را بیان می‌کنیم، ضمیر ناخودآگاه انسان‌ها این‌گونه برداشت می‌کند که کار فکر شده‌ای پشت این دلیل وجود دارد و آن را راحت‌تر می‌پذیرند؛ حتی اگر آن دلیل، دلیل محکم و قابل استنادی نباشد، حتی اگر دلیل پیش‌پاافتاده و ساده‌ای باشد.

 

 

نتایج جالب تحقیق در دانشگاه استنفورد

در دانشگاه استنفورد تحقیق جالبی برگزار شد. گروهی از محققین مأمور شدند به یکی از نقاط شلوغ شهر بروند. جایی که یک دستگاه کپی وجود داشت و متقاضیان زیادی برای کپی گرفتن در صف ایستاده بودند. مأموریت محققان این بود که در فاصله زمان‌های مشخص به ابتدای این صف طولانی مراجعه کنند و از فردی که متصدی دستگاه کپی بود یا از نفر اول صف درخواست کنند که اجازه دهد تا بدون نوبت کپی بگیرند.

 

قدرت دلیل در متقاعد سازی

 

به دسته اول از محققان گفته شد برای این درخواست از جملاتی این‌گونه استفاده کنید: «میشه اجازه بدهید من بدون نوبت کپی بگیرم؟»، «میتونم ازتون بخواهم اجازه دهید من جلوتر از شما کپی بگیرم؟»، «امکانش هست برای من بدون نوبت کپی بگیرید؟» و جملاتی از این قبیل.

میزان موفقیت آن‌ها ۱۶ درصد بود. یعنی ۱۶ درصد از افراد به درخواست آن‌ها پاسخ مثبت دادند و محققان توانستند بدون نوبت کپی بگیرند.

دسته دوم از محققان مأمور شدند همانند دسته اول عمل کنند با این تفاوت که ‌بایستی در ادامه جملاتشان یک دلیل می‌آوردند. پس جملاتشان را این‌گونه تغییر دادند: «میشه اجازه بدید من بدون نوبت کپی بگیرم چون ماشینم را بد جایی پارک کرده‌ام»، «میتونم ازتون بخواهم اجازه دهید من جلوتر از شما کپی بگیرم به دلیل اینکه عجله دارم»، «امکانش هست برای من بدون نوبت کپی بگیرید برای اینکه تنها پنج برگ کپی می‌خواهم»

در کمال تعجب میزان موفقیت این دسته به ۸۴ درصد رسید. تنها به این خاطر که در ادامه جملاتشان دلیل آورده بودند.

 

با کمک کلماتی همچون:

«چون‌که»، «زیرا»، «برای اینکه»، «به دلیل اینکه»، «به خاطر اینکه» و…

می توانیم بر روی ضمیرناخودآگاه افراد تأثیر بگذاریم تا کلاممان برای آنها پذیرفته تر شود.

 

 

دلیل قدرتمندی دلیل چیست؟

ناخودآگاه ما به دلیل‌ها عادت کرده است. وقتی دلیلی می‌آوریم سریع می‌پذیرد زیرا احساس می‌کند که پشت آن فکر و برنامه‌ای نهفته است. ازآنجایی‌که فکر کردن از ما انرژی زیادی می‌گیرد، همیشه از آن فراری هستیم. همین امر باعث می‌شود به دلایل صحبت‌های دیگران کمتر فکر کنیم و غالباً دلایل آن‌ها را هرچند اگر غیرمنطقی هم باشد، می‌پذیریم و خواسته آن‌ها را اجابت می‌کنیم. (البته هرچه خواسته آن‌ها برای ما هزینه بیشتری داشته باشد، احتمال پذیرفتن آن کاهش می‌یابد.)

 

پس اگر می خواهیم کلاممان توسط مخاطب راحت تر پذیرفته شود، جملاتمان را با دلیل همراه کنیم.

 

اگر به موضوع متقاعدسازی کلامی علاقه مند هستید می توانید به کتاب «از هفت تا بی نهایت» مراجعه کنید. یکی از فصل های این کتاب بطور مفصل به موضوع متقاعدسازی کلامی پرداخته شده و تکنیک های دیگری در این زمینه معرفی شده است.