زبان بدن سر

زبان بدن سر

بررسی نقاشی‌های دو هزار سال اخیر نشان می‌دهد که تصویر خانم‌هایی که سرشان را کج می‌کنند، سه برابر بیشتر از مردان نقاشی شده و تصویر خانم‌ها در این حالت سه برابر بیشتر از مردان در تبلیغات مورد استفاده قرار گرفته است. جالب و شگفت انگیز به نظر می‌آید که فقط با حرکت ساده کج کردن سر، بتوان تأثیر گذاری خود را تا سه برابر افزایش داد. تا کنون به سر خود در آینه با دقت نگاه کرده‌اید؟ مهم‌ترین عناصر زبان بدن مانند چشم، لب‌ها، ابروها، پیشانی و چانه در سر متمرکز شده‌اند طوری که از حرکات سر و چهره می‌توان احساس طرف مقابل را کاملاً متوجه شد بدون دخالت دست و پا. اهمیت سر به دیگر اعضای بدن، مانند گل به برگ و ساقه است، شما زمانی که گل هدیه می‌گیرید، ابتدا به گل توجه می‌کنید یا برگ و ساقه؟ ما انسان‌ها هم در لحظه‌ای که چشم‌هایمان به یکدیگر می‌افتد، ابتدا به سر و چهره توجه می‌کنیم سپس دست و بعد از آن پاها (اسکن بالا به پایین).

بعد از آشنایی با انواع حالات سر که در ادامه آورده‌ایم و تمرین آن‌ها می‌توانید در روابط خود قدرتمندتر و جذاب‌تر ظاهر شوید و موفقیت‌های بزرگی برای خود به بار آورید.

پایین آوردن سر:

با پایین آوردن سر، گردن پوشانده می‌شود و نوعی حالت تدافعی به حساب می‌آید که با توجه به جهت نگاه چشمان می‌تواند معناهای زیر را داشته باشد:

نگاه رو به پایین:  

  • این حالت نشانه احترام، اطاعت و تسلیم است که معمولاً در روابط زیردست و بالا دست مشاهده می‌شود مانند فیلم کره‌ای یانگوم، جومونگ و… .
  • البته معنای ترسیدن هم دارد و مخاطب با دزدیدن نگاه و پوشاندن گردن، قصد دارد خود را از خطر حفظ کند.

نگاه به بالا و مخاطب:

  • این حالت را در خانم‌ها می‌توان دید که چنین پیامی از آن برداشت می‌شود: «تو از من بهتر و بالاتری»
  • معنای دیگر اعتراض است که فرد با این حالت، نارضایتی و مخالفت خود را نشان می‌دهد.

خستگی:

ممکن است هیچ کدام از معناهای بالا صدق نکنند و فرد به دلیل خستگی سر خود را پایین آورده باشد چرا که زمان خستگی، سر سنگینی بیشتری احساس می‌کند.

کج کردن سر:

سر را کج کردن، نشانه عدم تهدید است و به طرف مقابل این اطمینان را می‌دهد که ما هیچ خطری برای او نداریم و تماماً در اختیار او هستیم. این حرکت ریشه در گذشتگان دارد که با قرار دادن شمشیر کنار گردن، حریف خلع سلاح می‌شد.

البته کج کردن سر نشانه صمیمیت است و یک تکنیک مهم در گوش دادن فعال است که توصیه می‌شود برای نشان دادن علاقه خود به صحبت‌های مخاطب، بهتر است سر خود را کمتر از ۴۵ درجه خم کنیم.

خانم مهناز افشار بازیگر محبوب کشورمان، معمولاً با این حالت در مقابل دوربین صحبت می‌کنند.

تکان دادن سر به طرفین:

تکان سر به چپ و راست نشانه این است که: «باور نمیکنم… امکان ندارد… محال است… مخالفم…». این حرکت را در کودکان می‌بینیم، هنگامی که مادر به بچه غذا می‌دهد اما کودک به نشانه عدم تمایل، سر خود را برمی‌گرداند.

حرکت سر به بالا و پایین:

تکان دادن سر به حالت عمودی و بالا و پایین نشانه تأیید است که هنگام گوش دادن به صورت ناخودآگاه انجام می‌دهیم. در کتاب زبان بدن از آلن پیز آمده است که:

تحقیقات نشان می‌دهد که وقتی شنونده در فواصل معین، سرش را سه بار پشت سر هم به نشانه تأیید تکان می‌دهد، گوینده سه تا چهار بار بیشتر از زمان معمول، صحبت می‌کند.

 

 اما اگر سرعت حرکت شدید باشد نشان از بی حوصلگی شنونده دارد که می‌خواهد هر چه زودتر صحبتمان تمام شود. البته سرعت پایین هم می‌تواند نشانه تفکر نقادانه باشد یعنی اینکه مخاطب هنوز کامل با ما موافق نیست و عمیقاً در حال فکر کردن به صحبت‌های ما است.

 سر رو به عقب و چانه رو به جلو:

این حالت نشانه تکبر و غرور است و افراد بالا دست مانند مدیران و رؤسا این حرکت را دائماً و به صورت ناخودآگاه انجام می‌دهند. این حرکت جزو لاینفک افرادی است که اعتماد به نفس بالایی دارند و خود را بالاتر از بقیه تصور می‌کنند.

سر بدون حرکت و ثابت:

اگر فیلم‌های تاریخی را تماشا کرده باشید احتمالاً دیده‌اید که پادشاهان هنگام صدور حکم و خواندن عریضه در مقابل وزرا، سر خود را بالا می‌برند در حالی که سر خود را ثابت نگه می‌دارند و با قاطعیت و جدیت به اطراف نگاه می‌کنند. بالا و ثابت نگاه داشتن سر هنگام صحبت یا گوش دادن، این پیغام را می‌رساند که فرد از جایگاه قدرت به ما می‌نگرد.

در مقابل افراد زیردست و معمولی هنگام صحبت سر خود را زیاد تکان می‌دهند که نشان از هیجان و جدی نبودن دارد.

سخن پایانی

زبان بدن یک بحث گسترده است که برای درک درست احساسات و افکار مخاطب، باید زبان سر و تمامی اعضای بدن را به طور کامل و در کنار هم تجزیه و تحلیل کرد. در مقالات آینده به موضوع زبان بدن دست، پا و… خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.

زبان بدن چشم ها

زبان بدن چشم ها

می‌خواهم به مثالی اشاره کنم که کمی وحشت آور است و به احتمال زیاد با آن آشنایی دارید؛ آیا «مومو» را می‌شناسید؟ همان عروسک ترسناک که در واتس اپ، باعث رعب و وحشت کودکان و نوجوانان شده و حتی خانواده‌های زیادی را به عزای فرزندانشان نشانده است! این شخصیت، واقعی نیست و فقط یک عروسک می‌باشد که همه او را با آن چشم‌های از حدقه بیرون زده و رعب انگیز می‌شناسند! عروسک مومو در عین بی‌جان بودن ثابت کرده است که زبان بدن چشم ها، چه قدرت باورپذیرانه‌ای دارد.

به شما قول می‌دهم زمانی که از خواب چشم باز می‌کنیم، اگر مهربان‌ترین فرد زندگیمان هم به ما اینطور خیره شود، دوباره به خواب می‌رویم اما خواب ابدی (البته بلا بدور از همه شما عزیزان)!

زبان بدن چشم ‌‌ها قدرتمندترین عنصر ارتباطی می‌باشد و بیشترین سهم تأثیرگذاری را در زبان بدن به خود اختصاص داده است. به همین دلیل در انیمیشن‌ها چشمان کاراکترها را بزرگ طراحی می‌کنند و درشت بودن چشم یکی از معیارهای چهره جذاب به شمار می‌رود.

زبان بدن چشم ها فقط برای ترساندن نیست، ما با چشمان خود می‌توانیم بدون آنکه حرفی بزنیم:

  • ارتباط سازی کنیم؛
  • سر صحبت را باز کنیم؛
  • اطرافیان را به خود علاقمند کنیم؛
  • اعتماد دیگران را جلب کنیم؛
  • جایگاه خود را بالاتر ببریم؛
  • دروغ را از راست تشخیص دهیم؛
  • مسیر متقاعدسازی را برای خود هموار کنیم.

استفاده هوشمندانه و آگاهانه از زبان بدن چشم ‌ها به ما کمک می‌کند که متقاعدکننده‌تر‌، روی مخاطب اثر بگذاریم. در این مقاله تمامی حالات زبان بدن چشم ‌ها و معنای انواع نگاه کردن را معرفی می‌کنیم. با یادگیری این حالات، می‌توانید بهتر به نیت درونی افراد پی ببرید و دروغ را از راست تشخیص دهید.

 

 

چشم‌ها فقط برای دیدن نیستند!

یک ضرب المثل سنتی وجود دارد که می‌گوید:

چشم ها دریچه روح هستند.

چشم‌ها، بیرون را به ما و در عین حال درون ما را به دیگران نشان می‌دهد! درواقع چشم‌ها مانند کانال دو طرفه ورودی و خروجی عمل می‌کنند. ما هر احساسی که داشته باشیم بلافاصله در چشم‌هایمان نمایان می‌شود به عنوان مثال: معمولاً هنگام استرس دفعات پلک زدن افزایش می‌یابد که این حالت در سخنرانان تازه کار دیده می‌شود و ما در دوره فن بیان و سخنرانی راه حل آن را ارائه داده‌ایم.

این علائم کاملاً به حس و حال ما بستگی دارد و پنهان کردن آن معمولاً کار راحتی نیست، به همین دلیل از چشم‌ها به عنوان دریچه روح نام برده می‌شود. تنها راه کنترل زبان بدن چشم‌ ها، تغییر افکار و احساسات خودمان می‌باشد و این تکنیکی است که بازیگران حرفه‌ای بر آن مسلط هستند.

زبان بدن چشم ‌ها، زبان مشترک در همه جا!

هر حرکت چشم، معنای خاصی دارد که از آن می‌توانیم بفهمیم طرف مقابل چه احساسی دارد یا بهتر بگویم در فکرش چه می‌گذرد؟! اینجاست که می‌توان گفت «زبان بدن چشم ‌ها خبر می‌دهد از سِرّ درون».

جالب است بدانید که چشم‌ها در همه جا یک زبان دارند! بعضی حالات زبان بدن مانند علامت V با انگشتان دست‌ها، در بعضی فرهنگ‌ها نشانه موفقیت است در حالی که در بعضی کشورها معنای بدی دارد! اما حرکات چشم‌ در همه جا یک معنا دارند. به عنوان مثال نگاه از گوشه چشم همراه با لبخند به این معناست که طرف مقابل عاشق شماست! این علائم در همه کشورها یک مفهوم را می‌رساند.

 

رمزگشایی زبان بدن چشم ‌ها

برای رمزگشایی حرکات چشم‌ها به چهار مورد دقت کنید:

  • جهت دید
  • بزرگی مردمک
  • پلک زدن
  • محدوده تحت دید چشم‌ها

 

 زبان بدن چشم‌ ها بر اساس جهت:

 

جهت نگاه معنای نگاه
پایین مطیع بودن در مواجه با مقام بالا

یا احساس خجالت یا گناه در صورت اشتباه کردن

یا یادآوری مزه چیزی

یا بررسی اطلاعات در ذهن خود

بالا بی حوصلگی یا عصبانیت (معمولا همراه با آه و نفس عمیق)

یا هنگام بو کشیدن

یا فکر کردن به صورت همزمان منطقی و احساسی

چپ واکشی اطلاعات از حافظه

یادآوری وقایع

راست خلاقیت (مثلا هنگام قصه گفتن)

جعل

حدس زدن

دروغ

مستقیم هنگام حرف زدن: نشانه راستگویی یا تظاهر به راستگویی

هنگام گوش دادن: نشانه علاقه به گوینده یا موضوع

چرخاندن به سمت بالا نشانه سرخوردگی و ناامیدی و جستجو برای یافتن کمک
راست و بالا تصویر سازی دیداری

یا دروغگویی

راست و کناره جعل حرف‌های یک فرد دیگر
راست و پایین پرسش از خود درباره احساسی که نسبت به آن موضوع داریم (خلاقیت)
چپ و بالا یادآوری تصاویری که دیده شده (نشانه راستگویی)
چپ و طرفین یادآوری صداهایی که شنیده شده
چپ و پایین با خود حرف زدن و استدلال کردن

 

زبان بدن چشم‌ ها بر اساس پلک زدن:

 

دفعات پلک زدن معنای نگاه
پلک زدن مکرر کمتر از ۲۰ بار در دقیقه: عادی

بیش از ۲۰ بار در دقیقه: نشانه هیجان و فشار در مواقع استرس‌زا است و گاهی می‌تواند علامت دروغ باشد اما نه همیشه. همچنین می‌تواند نشانه خواب آلودگی یا عدم علاقه به موضوع باشد.

خیره شدن سر رفتن حوصله

یا عمیقاً فکر کردن موضوعی دیگر

یا علاقه

یا داشتن نیت خصومت‌آمیز

چشمک زدن صمیمیت

یا وجود یک راز در طرفین ارتباط

مالیدن چشم نشانه باور نکردن شنیده‌ها و دیده‌ها

یا احساس ناراحتی و خستگی ناشی از سر رفتن حوصله

 

زبان بدن چشم‌ ها بر اساس میزان بزرگی مردمک‌ها:

 

بزرگی مردمک معنای نگاه
جمع شدن جمع شدن بیش از حد مردمک همراه با تنگ شدن پلک پایین: نشانه خشم
باز شدن مردمک باز شدن مردمک چشم برای ورود نور بیشتر می‌باشد تا چشم بهتر ببیند. این حالت دو نشانه دارد: تاریکی یا تمایل جنسی

 

 

سخن آخر

حفظ کردن تمام این علائم راحت است اما به همان سرعت هم فراموش می‌شوند. بهتر است که این علائم را هنگام فیلم دیدن و با بررسی حرکات بازیگران به خاطر بسپارید. ضمن اینکه در بررسی زبان بدن باید تمام حرکات چشم، دست، سر، پا و… را بررسی کرد و فقط با یک جزء نمی‌توان به نتیجه درستی رسید. در مقالات بعدی زبان بدن دست‌ها، پا و… را منتشر خواهیم کرد، با ما همراه باشید.

لیست جملات باکلاس

لیست کلمات باکلاس و لفظ قلم حرف زدن

حتماً این جمله معروف را شنیده‌اید که «آدمی زیر زبانش پنهان است!» یعنی صحبت کردن ما هر طور باشد همانطور هم دیده می‌شویم. اگر از الفاظ رکیک و زشت استفاده کنیم، در نظر دیگران فردی بی‌ادب و بی‌کلاس به چشم می‌آییم. در حالی که لفظ قلم و باکلاس صحبت کردن، ما را مؤدب و با کلاس جلوه می‌دهد. تبعاً افراد باکلاس از احترام و اعتبار بیشتری برخوردار هستند.

با کلاس‌ترین فردی که تا کنون دیده‌اید را به خاطر آورید…

  • چگونه صحبت می‌کند؟ افراد باکلاس طوری صحبت می‌کنند که شخصیت و احترام خود و طرف مقابل حفظ شود.
  • از چه کلماتی استفاده می‌کند؟ کلمات با کلاس، مؤدبانه، محترمانه و شیک.
  • آیا هنگام عصبانیت فحش می‌دهد؟ هنگام عصبانیت خود را کنترل می‌کنند و محترمانه، قاطعانه و منصفانه از خود دفاع می‌کنند.
  • اشتباه لفظی دارد؟ افراد باکلاس روان حرف می‌زنند و کم پیش می‌آید که کلمه‌ای را اشتباه تلفظ کنند.

آیا شما هم مایل هستید که باکلاس صحبت کنید؟ که جذاب‌تر و شیک‌تر به نظر برسید؟ که افراد موفق و حرفه‌ای را مجذوب خود کنید؟ پیشنهاد می‌کنم که تا انتهای مقاله با ما همراه باشید و لیست کامل جملات و کلمات باکلاس را حتماً بخوانید، به ویژه مورد هفتم!

 

لفظ قلم صحبت کردن یعنی چه؟

اگر ما همانطور که می‌نویسیم، صحبت کنیم در واقع لفظ قلم صحبت می‌کنیم! لطفاً به دیالوگ زیر دقت کنید:

الف: سلام خوبی؟

ب: سلام… ممنون… حال شما چطوره؟

الف: قربونت… خیلی گرفتارم!

ب: درک میکنم… برنامه کاری من هم فشردس!

ب: خیلی وقته همو ندیدم!

الف: بله… خوشحال میشم در یک فرصت مناسب ببینمت!

و…

به نظرتان کدام حالت نشان از باکلاس صحبت کردن دارد؟ واضح است که مورد “ب”.

با کلاس صحبت کردن یعنی:

  • از جملات مثبت و امید بخش استفاده کنیم؛
  • کلمات ما بیشتر حالت کتابی و نوشتاری داشته باشد؛
  • منطقی و عاقلانه صحبت کنیم؛
  • صحبت مخاطب را قطع نکنیم؛
  • لحن آرام و ملایم داشته باشیم،
  • مانند استاد دانشگاه اصول و دستورات زبان را رعایت می‌کنیم؛
  • در یک کلام مبادی آداب باشیم!

مسلماً شخصی که چنین ویژگی‌هایی دارد، ناخودآگاه دیگران شیفته او می‌شوند و مانند یک پادشاه به او احترام می‌گذارند.

 

باکلاس صحبت کردن چه مزیتی دارد؟

زبان اندازه کوچک اما تأثیرات شگفت‌انگیزی دارد. این جمله از آقای مدیری بسیار قابل توجه است: «ما تو دنیایی زندگی می‌کنیم که کلمات بیشتر از گلوله‌ها آدم می‌کُشه». طرز صحبت کردن ما و جملاتی که به کار می‌بریم به مراتب مؤثرتر از اشیاء مادی است. شخصیت باکلاس داشتن، تنها برای خودمان مفید نیست بلکه دیگران هم از این ویژگی ما لذت می‌برند و الگو می‌گیرند.

علاوه بر این مورد، مهم‌ترین مزیت با کلاس صحبت کردن، این است که فن بیان را زیبا و افراد حرفه‌ای و موفق را به ما جذب می‌کند. افراد موفق هر فردی را به دایره ارتباطی خود راه نمی‌دهند بی‌شک باکلاس بودن شما اعتماد و توجه چنین افرادی را جلب می‌کند و راهگشای موفقیت شما خواهد بود.

 

چطور با کلاس صحبت کنیم؟

اولین اقدام برای باکلاس بودن، باکلاس صحبت کردن است و برای این کار باید کلمات و جملات باکلاس را از عامیانه تشخیص دهیم. در ادامه یک لیست از جملات باکلاس ارائه شده است که مکالمات روزانه شما را زیباتر و باکلاس‌تر می‌کند.

نادرست: یه مشکلی وجود داره!

درست: یه مسأله‌ای به نظرم آمد!

 

نادرست: چه کمکی میتونم بکنم؟

درست: چه خدمتی از من ساخته است؟

 

نادرست: خیلی روند بی‌نظم پیش میره!

درست: فکر کنم کار میتونه منظم‌تر باشه!

 

نادرست: به نظرم اصلا خوب نیست!

درست: به نظرم جای کار بیشتری دارد!

 

نادرست: نقطه ضعف شما اینه که…

درست: کنار این همه ویژگی عالی جا داره اینم اضافه شه…

 

نادرست: میشه چند لحظه مزاحمتون شم؟

درست: میتونم خواهش کنم چند دقیقه مقتتون رو به من بدین؟

 

نادرست: حقوق من به اندازه کاری که میکنم نیست

درست: چه پیشنهادی دارید برای اینکه بتونم ضمن سود رساندن به شرکت، درآمد خودم رو هم افزایش بدم؟

 

نادرست: چرا به خانم فلانی بیشتر از من حقوق میدین؟

درست: میشه منو راهنمایی کنید که چطور میتونم حقوق دریافتی خودمو افزایش بدم؟ و سود بیشتری به شرکت برسونم؟

 

نادرست: من نمیدونم!

درست: به زمان نیاز دارم تا پاسخش رو بدم!

 

نادرست: چرا اجازه نمیدید من برنامه‌هامو پیاده سازی کنم؟

درست: میتونم خواهش کنم که اختیار عمل بیشتری به من بدید تا بتونم بهتر خدمتگزاری کنم؟

 

نادرست: خدا بد نده؟

درست: ایشالا سلامت باشید همیشه!

 

نادرست: چی شده؟

درست: میتونم بدونم چی شده؟

 

نادرست: الان خیلی گرفتارم!

درست: به امید خدا در اولین فرصت در خدمت شما خواهم بود!

 

نادرست: اگه اینجوری پیش بریم به جایی نمیرسیم!

درست: به نظرم میاد که روی تغییر رویه میشه کمی بیشتر فکر کرد!

 

نادرست: نباید این کارو میکردی!

درست: شاید بهتر بود اقداماتمون رو دقیقتر بررسی میکردیم!

 

نادرست: من البته کوچیکتر از اونی هستم که نظر بدم اما…

درست: قطعاً تسلط شما بسیار زیاده روی کار اما من هم از دید خودم یک موضوعی رو مطرح میکنم اگر صلاح میدونید!

 

نادرست: لطفا تو این موضوع دخالت نکنید!

درست: اگر اجازه بدید من به تنهایی این کار رو انجام بدم!

 

نادرست: دنبال یه مورد ارزون‌تر می‌گردم!

درست: دنبال موردی هستم که مقرون به صرفه باشه!

 

نادرست: چرا همیشه این کار رو من باید انجام بدم؟

درست: امکانش هست این رو بین سایر همکاران تقسیم کنیم؟ نگرانم که وظیفه اصلی خودم رو با کیفیت مطلوب شما نتونم انجام بدم!

 

نادرست: ستاره سهیل شدی! نمیشه پیدات کرد؟

درست: خیلی خوشحالم که میبینمت! امیدورام بتونم دفعه بعد زودتر ملاقاتت کنم!

 

نادرست: ببخشید یه سوال دارم!

درست: بزرگوار/ سرکار خانم ممکن هست سوالی از شما داشته باشم؟

 

نادرست: فهمیدی؟

درست: تونستم منظورمو برسونم!

 

نادرست: حرف شما غلطه!

درست: من با شما اتفاق نظر یا توافق ندارم!

 

نادرست: تروخدا کار منو راه بندازید!

درست: میتونم خواهش کنم که راهنمایی کنید الان بهترین کاری که میتونم بکنم چیه؟

 

نادرست: میشه به من مرخصی بدید؟

درست: میخواستم ببینم الان مقدور هست من درخواست مرخصی داشته باشم؟

 

نادرست: به درد من نمیخوره!

درست: مناسب من نیست!

 

نادرست: خیلی زشته!

درست: به نظرم میتونه قشنگتر از اینم پیدا شه!

 

نادرست: شکست خوردم!

درست: تجربه خوبی کسب کردم!

 

نادرست: خداحافظ…

درست: خدانگهدار…

 

نادرست: خسته نباشید!

درست: شاد و پرانرژی باشید!

 

نادرست: جون به لب شدم! پدرم دراومد!

درست: راحت نبود!

 

نادرست: سراغتو میگرفتم… تو فکرم بودی!

درست: جویای احوالتون بودم!

 

نادرست: دروغ نگو!

درست: راست میگی؟

 

نادرست: قابل نداره!

درست: هدیه‌ای است برای شما!

 

نادرست: بد نیستم!

درست: خداروشکر… خوبم!

 

نادرست: سخته!

درست: آسون نیست!

 

نادرست: متنفرم! دوست ندارم!

درست: سلیقه من متفاوته!

 

نادرست: چرا اذیتم میکنی؟

درست: از این کار چه لذتی میبری؟ یا چه مزیتی برات داره؟

 

نادرست: به تو هیچ ربطی نداره!

درست: خودم حلش میکنم!

 

 

نکته آخر

پیشنهادم می‌کنم لیست بالا را همراه خود داشته باشید البته هیچ محدودیتی ندارد و شما با به کارگیری هوش کلامی خودتان، هر موردی که به نظرتان آمد می‌توانید اضافه کنید. به نکته‌ای بهتر است اشاره کنم، باکلاس و لفظ قلم حرف زدن در مجالس رسمی مانند دفاع پایان‌نامه، جلسه با مدیران مافوق و… کاربرد دارد و طبیعتاً این طرز صحبت کردن مناسب مجالس خودمانی و دوستانه نیست. بنابراین لزومی ندارد خودمان را آزار دهیم و مجبوراً همه جا لفظ قلم صحبت کنیم.

جملات زیبا برای احوالپرسی

لیست جملات زیبا برای احوالپرسی

شاید با خودتان فکر کنید که لیست جملات زیبا برای احوالپرسی یک موضوع پیش پا افتاده باشد اما آیا تا کنون برایتان پیش آمده است که بعد از سلام و احوالپرسی، ندانید چه بگویید و چطور گفتگو را ادامه دهید؟

یکی از آزاردهنده‌ترین حالات، زمانی است که با کسی سلام و احوالپرسی می‌کنیم اما بعد از آن دیگر نمی‌دانیم راجع به چه چیز صحبت کنیم گویا ذهنمان در بن بست گیر افتاده است و هیچ راهی برای ادامه گفتگو پیدا نمی‌کند. البته بعضی از افراد به صورت رباتیک‌وار به احوالپرسی ادامه می‌دهند و با گفتن جملات تکراری مانند: دیگه چه خبر…. از خانواده چه خبر…. چیکار می‌کنی؟… دیگه چه خبر… خانوادت خوبن…. خودت خوبی؟…. و… طرف مقابل را به رگبار می‌بندند.

یادمان باشد که هدف از احوالپرسی، فقط پرسیدن نیست، بلکه حال پرسیدن است! پرسیدن سؤالات تکراری که جوابش برایمان مهم نیست نه تنها تأثیری در احوالپرسی ندارد حتی باعث ضد حال خوردن مخاطب می‌شود. این جملات و کلمات کلیشه‌ای جایی در ارتباط مؤثر ندارند.

احوالپرسی حرفه‌ای و تأثیرگذار باید مانند اثر انگشتِ خود مخاطب، خاص باشد: یعنی حالش را بپرسیم، گفتن جمله تکراری «چه خبر؟» معمولاً دو جواب بیشتر ندارد: «سلامتی…» یا «خبرا پیش شماست!»، به جای آن می‌توانیم بپرسیم: «راستی فلانی پایان نامت به کجا رسیده؟». چه احوالپرسی بهتر از این می‌باشد برای دانشجویی که از استرس قبولی پایان نامه‌اش، خواب راحت ندارد؟!

در مقاله احوالپرسی حرفه‌ای، به طور کامل به تکنیک‌ها و نکات سلام و احوالپرسی حرفه‌ای پرداخته شده است. در این مقاله لیستی از بهترین جملات زیبا برای احوالپرسی را آورده‌ایم که مانند مروارید‌های درخشان فن بیان شما را مزین می‌کنند و از همان ابتدا مخاطب را به شما جذب می‌کنند.

این لیست از جملات زیبا برای احوالپرسی، بسیار کاربردی هستند، البته باید در هر موقعیتی تشخیص دهیم کدام مورد مناسب است. ضمن اینکه می‌توانید از این جملات ایده بگیرید و عبارت‌های جدید برای احوالپرسی بسازید، افرادی که هوش کلامی بالا دارند، جملات و اصطلاحات جالب و زیبا را خوب به خاطر می‌سپارند و به صورت اثرگذار به زبان می‌آورند.

لیست جملات زیبا برای احوالپرسی

این لیست جملات زیبا برای احوالپرسی را بر اساس تجربه و مطالعاتم جمع آوری کرده‌ام، شما خواننده عزیز با توجه به سلیقه خود می‌توانید موارد بیشتر اضافه کنید البته خوشحال می‌شویم که در قسمت نظرات با دیگران به اشتراک بگذارید.

برنامه‌هات خوب پیش میره؟

پروژت رو تحویل دادی؟

مشتری جدیدی که گفتی، چی شد؟

مجوز شرکت رو گرفتی؟

چه خبر از مطبی که تازه باز کردی، خانم دکتر؟

پسرت به سلامت رسید کانادا؟

شنیدم دخترت دانشگاه قبول شده، خیلی خوبه، ثبت نام کرد؟

در سلامت به سر می‌برید؟

شاد و سرحال هستید، خدارو شکر اوضاع رو به راهه؟

همه چی مرتبه؟

تو فکرتون بودم، چه حسن تصادفی…!

امروز رو چیکار کردی؟

اولین باره شما رو اینجا میبینم، کاری پیش اومده؟

خیلی وقته ندیدمت، چطور شد اینجا اومدی؟

از دیدنت خیلی خوشحال شدم، سرماخوردگیت رفع شد؟

دلم برات تنگ شده بود، چی شد به اینجا اومدی؟

یکم ناراحت به نظر میرسی، کمکی از من ساخته است؟

تعطیلات رو خوب و خوش گذروندی؟

کارها بر وفق مراد پیش میره؟

از مدیر مرخصی گرفتی؟

با کارمندت تسویه کردی؟

و…

این لیست از جملات زیبا برای احوالپرسی، می‌تواند به ما ایده دهد که چطور احوالپرسی کنیم طوری که نه تکراری باشد و نه ضد حال.

این نکات را در احوالپرسی به خاطر داشته باشید:

پر انرژی باشیم؛

لبخند بزنیم؛

با اعتماد به نفس دست دهیم؛

جملات منفی نگوییم؛

رباتیک‌گونه صحبت نکنیم؛

خلاقیت به خرج دهیم و جملات زیبا برای احوالپرسی بسازیم؛

مقاله ۷ نکته کاربردی برای سلام و احوال پرسی را بخوانیم!

این طلب را با دوستان و کسانی که علاقمند هستند، به اشتراک بگذاریم!

امیدوارم این مطلب برایتان مفید بوده باشد و در انتها از نظرات شما خوشحال خواهیم شد.

باز کردن سر صحبت

۵ روش‌ آسان برای بازکردن سر صحبت

قبل از باز کردن سر صحبت لطفاً تصور کنید که هوا خیلی سرد و یخبندان است و کنارتان هم هیزم هست. در این شرایط چه کار می‌کنید؟ همینطور به لرزیدن و منجمد شدن ادامه می‌دهید یا اینکه با جرقه زدن، هیزم را روشن می‌کنید؟

خواهش می‌کنم فقط برای چند ثانیه به مسائل و خواسته‌های مهم زندگی خود فکر کنید:

جویای کار یا در فکر پیدا کردن موقعیت کاری بهتر هستید؟

در جستجوی یک شریک کاری مناسب یا متخصص توانمند هستید؟

دلتان می‌خواهد که برندهای معتبر را به مشتری خود تبدیل کنید؟

مشکل مالی دارید و با قرض گرفتن پول از کسی، مشکلتان حل می‌شود؟

دانشجو هستید و می‌خواهید با دانشجویان ممتاز و اساتید ارتباط بگیرید؟

فکر می‌کنید که علاقه یا استعداد خاصی دارید و می‌خواهید به افراد معتبر و معروف آن حوزه، نزدیک شوید؟

می‌خواهید با عشق خود ارتباط بگیرید و سر صحبت را باز کنید؟

می‌خواهید با فرد خاصی دوست شوید؟

و…

موقعیت کاری عالی، نمره‌های بالا، مشتریان سودساز، ازدواج با فرد موردعلاقه و… این موارد رویا نیستند بلکه با یک جرقه آغاز می‌شوند یعنی باز کردن سر صحبت!

واقعاً جای حرص خوردن دارد! هر روز این افراد در اطراف ما می‌روند و می‌آیند و سهم ما از آن‌ها فقط دیدن یا احوالپرسی خشک و خالی یا حرف‌های بیهوده است. با یادگیری تکنیک‌های باز کردن سر صحبت، می‌توانیم اولین گام برای پایان دادن به این افسوس‌ها را برداریم.

تصورش را کنید اگر با شخصی که گره شما به دست او حل می‌شود دوست شوید، چقدر از مسائلی که با آن دست و پنجه نرم می‌کنید، برطرف می‌شود؟

طبق تحقیق مایکروسافت، شما فقط به فاصله شش نفر با این شخص فاصله دارید!!

 

باز کردن سر صحبت

 

تحقیق عجیب و حیرت انگیز مایکروسافت

محققان مایکروسافت با بررسی ۳۰ میلیارد پیام الکترونیکی بین ۱۸۰ میلیون نفر در کشورهای مختلف، به یک واقعیت تکان دهنده دست یافتند: «فاصله اجتماعی بین دو فرد، نهایتاً ۶ نفر است!».

معنای این جمله این است که بین هر دو نفری که تصور کنید، یک زنجیره از افراد وجود دارد و برای افراد غریبه این زنجیره فقط ۶ نفر است. بستن این زنجیرها با باز کردن سر صحبت، امکان پذیر است.

اگر با رئیس جمهور هیچ نسبتی نداشته باشید و تا کنون او را از نزدیک ندیده باشید، فقط با برقراری رابطه درست با شش نفر آدمِ درست در مکانِ درست، به نفر هفتمی که وصل می‌شوید رئیس جمهور خواهد بود!

این واقعیت شاید ناباورانه باشد اما با یادگیری مهارت‌های ارتباط مؤثر، به راحتی می‌توانیم با هر کسی که می‌خواهیم ارتباط بگیریم. جمعیت انسان با دو نفر شروع شد اما اکنون ۷ میلیارد انسان در ۲۰۵ کشور مختلف در کنار یکدیگر زندگی می‌کند. این قومیت‌ها و ملیت‌ها روزی با یک ارتباط شروع شد و بی شک باز کردن سر صحبت، یکی از مهارت‌های رهبران است که به کمک آن، میلیون‌ها نفر را به یکدیگر پیوند می‌دهند.

قرار نیست همه ما رهبر شویم اما در زندگی خود ناگزیر به برقراری ارتباط با دیگران خواهیم شد. این مهم‌ترین نکته‌ای بود که اجداد غارنشینمان به آن پی بردند و به زندگی اجتماعی روی آوردند!

در این مقاله به چند روش حرفه‌ای و آسان برای باز کردن سر صحبت می‌پردازیم، پیشنهاد می‌کنم بعد از خواندن این مقاله، تکنیک‌های ذکر شده را در زندگی روزمره به کار ببرید. مهارت باز کردن سر صحبت با افراد، یکی از مهارت‌های ارتباط مؤثر و حرفه‌ای است که شما را از قدرت خودتان حیرت زده می‌کند و اعتماد به نفس شما را افزایش می‌دهد.

 

فایده باز کردن سر صحبت

 

تکنیک‌های باز کردن سر صحبت

باز کردن سر صحبت با دیگران مانند باز کردن درِ گاوصندوق است. اگر این مهارت عالی را یاد بگیریم، حتی در شهر غریب می‌توانیم با دست خالی در کمترین زمان ممکن بهترین امکانات، خانه، ماشین، موقعیت کاری مناسب و… را برای خود فراهم کنیم. خواندن این تکنیک‌ها چند دقیقه بیشتر زمان نمی‌برد اما تا ابد برای شما کاربرد خواهند داشت، احتمالاً این جمله را شنیده‌اید که کمرنگ‌ترین جوهرها از قویترین حافظه‌ها ماندگارترند، پیشنهاد می‌کنم این نکات را جایی در دسترس خود یادداشت کنید تا هر زمان که خواستید یکی از این شاه کلیدها را در روابط خود به کار ببرید.

باز کردن سر صحبت با سوال پرسیدن:

سؤال پرسیدن، اولین و ساده‌ترین راه باز کردن سر صحبت است. هر جا که به بن بست می‌رسیم و نمی‌دانیم چطور سر صحبت را باز کنیم یا گفتگو را ادامه دهیم، این راهکار از سردرگمی نجاتمان می‌دهد. معمولاً ارتباطات با سؤال پرسیدن شروع می‌شود.

اما حواسمان باشد که سؤال ماهیت بازجویی دارد و مانند این است که به طرف مقابل بگوییم: « بده داخل کیفت ببینم چی قایم کردی؟!». افراد نسبت به سؤال شدن، حس خوبی ندارند و گارد می‌گیرند. بهتر است در شروع ارتباطات با احتیاط از این تکنیک استفاده کنید، ارتباط سازی با غریبه‌ها شبیه عبور کردن از روی تخته چوب نازکی است که مانند پل، پشت بام دو ساختمان ۲۰ طبقه را به یکدیگر وصل کرده است!

به طور کلی، سؤالات به دو دسته تقسیم می‌شوند: سؤالات باز و سؤالات بسته.

سؤالات بسته:

جواب این نوع سؤالات کوتاه و در جد یک یا دو کلمه است و معمولاً دو جواب دارند: بله یا خیر. سؤالات بسته اطلاعات چندانی در اختیارمان قرار نمی‌دهند اما برای شروع گفتگو به خصوص با غریبه‌ها مناسب است و می‌توان از آن برای پرسیدن سوال دوم استفاده کرد، تا کنون ندیده‌ام که کسی در برابر یک آره یا نه گفتن مقاومت کند.

البته باید مراقب باشیم که پایمان را از گلیم درازتر نکنیم و با پرسیدن سؤالاتی که جنبه خصوصی دارند، به حریم طرف مقابل حمله نکنیم! اگر از یک رهگذر خیابان بپرسیم: « چند سالته عزیزم؟!» شنیدن «به تو چه! … خدا شفات بده!» مؤدبانه‌ترین جوابی خواهد بود که می‌گیریم.

بهتر است سؤالاتی بپرسیم که با توجه به میزان آشنایی و صمیمیتی که با طرف مقابل داریم، با توجه به محیط، علایق و نقاط مشترک مطابقت داشته باشد و ناشیانه خود را از چشم نیندازیم!

سؤالاتی مانند:

  • ساعت چنده؟ (در خیابان)
  • این دور و بر زندگی می‌کنی؟ (در اتوبوس یا تاکسی)
  • شما از اقوام مریم هستید؟ (در مهمانی)
  • داداش/ عزیزم شما ترم چندی؟ (دانشگاه)
  • می‌تونم بدونم چه کتابی دارید میخونید؟
  • شما آخرین نفر هستید؟ (در صف نانوایی)
  • میتونم نام شریف شما رو بدونم؟ (در اداره)
  • و…

 

سوالات بسته برای باز کردن سر صحبت

 

سوالات باز

برعکس سؤالات بسته، جواب این سؤالات در حد یک یا دوکلمه نیست بلکه مخاطب را مجبور می‌کند که توضیح بدهد و جزئیات بیشتری را بگوید. این سؤالات با چه، چطور و… شروع می‌شوند.

  • میدونید از کدوم مسیر میتونم به فلان جا برم؟ (در خیابان)
  • چطوری با نگار آشنا شدی؟ (در مهمانی)
  • ممکنه بگید چرا این رشته رو انتخاب کردی؟ (در دانشگاه)
  • بیشتر برای چی میای پارک؟ ( در پارک)
  • اینجاها نونوایی دیگه ای هم داره؟ ( در صف نانوایی)
  • قبل از اینجا کجا مشغول بودی؟ (در اداره)
  • و…

اشتباه نکنیم! باز کردن سر صحبت به معنای فقط حرف زدن نیست، افراد حرفه‌ای شروع گفتگو را طوری جهت می‌دهند که مخاطب به حرف بیاید و بیشتر صحبت کند.

از لحظه‌ای که مخاطب لب باز می‌کند و حرف می‌زند، ما باید سراپا گوش شویم و به او نشان دهیم که تمام توجه ما به او می‌باشد تا اعتماد مخاطب را جلب کنیم. به جرأت می‌توانم بگویم که گوش دادن فعال، بیشتر از کلام، عصای معجره‌گر است.

 

سوالات باز برای باز کردن سر صحبت

 

کمک خواستن

کمک خواستن روشی است که همیشه خودم استفاده می‌کنم و اکثر اوقات از آن نتیجه می‌گیرم. راز این تکنیک در این است که با کمک خواستن به صورت غیر مستقیم به طرف مقابل می‌فهمانیم که قدرت دارد و ما به او نیاز داریم، حس قدرت و دلسوزی با هم ترکیب می‌شوند و معجون فوق‌العاده‌ای برای باز کردن سر صحبت آماده می‌گردد.

توانایی‌های مخاطب را پیدا کنید و در رابطه با موضوعی از او بخواهید که شما را راهنمایی کند به عنوان مثال به پسر عمه که موبایل فروشی دارد، می‌گویم: «آقا سعید میتونید بگید چه مدل گوشی با فلان قیمت می‌تونم بخرم که جنسش با کیفیت باشه؟…».

حتی می‌توانید یک پله فراتر بروید و مقاومت مخاطب را به طور کامل بشکنید. به عنوان مثال اگر از او خواسته‌اید که کیفتان را برایتان نگه دارد، بگویید که خودش در کیف را باز کند و چیزی به شما بدهد! با این کار به مخاطب می‌فهمانید که به او اعتماد دارید و جایگاه مهمی برای شما دارد.

 

روش های باز کردن سر صحبت

باز کردن سر صحبت با کمک کردن

این روش یکی از یخ‌شکن‌ترین، روش‌های ارتباط گرفتن است و کمتر کسی این روش جادویی را به کار می‌گیرد. باید تیز حس باشیم و مانند شکارچی، نیاز فرد را پیدا کنیم و فکر کنیم که ما چه کاری برای او می‌توانیم انجام دهیم تا شرایطش بهتر شود.

به عنوان مثال تصور کنید در اتوبوس یا مترو نشسته‌اید و یک فرد در کنار شما سر پا ایستاده است. به دیالوگ زیر توجه کنید:

شما: اگه خسته شدید میتونید کیفتون را رو پای من بذارید یا بدید نگه دارم!

مخاطب: دستتون درد نکنه… زحمتتون نمیشه؟!

شما: خواهش میکنم… چه زحمتی… من که نشستم…. شما سر پا خسته میشین… بذارین رو پام!

مخاطب: ممنون.

شما: کیفتون از مال من سنگین‌تره… کارتون خیلی دوره؟!

مخاطب: آره آخه میدونید…

از اینجا به بعد، ادامه گفتگو به شما بستگی دارد شما با یک ضربه آونگی، گفتگو را شروع کردید و برای ادامه دادن باید باز هم ضربه بزنید تا مخاطب صحبتش را با شما ادامه دهد. یک داستان مشترک تعریف کنید، با طنز سخن خود را جذاب کنید و… البته سعی کنید هدفمندانه صحبت کنید، کلیدواژه‌های طلایی را از دل صحبت‌های مخاطب، بیرون بکشید و با هوش کلامی خود به مقصود مورد نظرتان گره بزنید.

کمک کردن شما می‌تواند آموزش دادن، عبور دادن از خیابان و… باشد. با توجه به نیاز مخاطب و توانمندی خود، این روش طلایی را برای باز کردن سر صحبت به کار گیرید.

در انتهای این بخش دلم می‌خواهد این آیه خودمانی را با شما به اشتراک بگذارم:

ای کسانی که همیشه به دیگران کمک می‌کنید، بدانید و آگاه باشد که از اعتبار و احترام بالایی برخوردار خواهید بود و طرفداران بیشتری خواهید داشت.

 

باز کردن سر صحبت با حسن جویی

حُسن جویی یعنی یک چشم زیبا‌بین و یک زبان زیباگو داشته باشیم؛ ویژگی‌ها، استعداد‌ها، توانایی‌ها و نکات مثبت دیگران را ببینم و در یک چارچوب زیبا -که در ادامه می‌گوییم- کادو کنیم، به زبان بیاوریم و هدیه دهیم (یک هدیه زیبا و بی هزینه)!

این تکنیک آنقدر قدرتمند است که دل سنگ را هم نرم می‌کند، البته این روش فوت و فن‌های خودش را دارد. جملاتی مانند: «شما بی‌نظیر هستین …. شما یه دونه‌ای… بهترین کسی هستید که دیدم و…. »، کاملاً کلیشه‌ای است و مخاطب متوجه چاپلوسی ما می‌شود. تعریف و تمجید باید شخصی‌سازی شده و همراه با دلیل باشد تا مخاطب بفهمد که ما متوجه نکات مثبت او هستیم و در دل خود او را تحسین می‌کنیم. در مقاله حسن‌ جویی، به طور کامل به این موضوع پرداخته‌ایم. این تکنیک بهترین چاشنی برای باز کردن سر صحبت است، اگر می‌خواهید سؤالی بپرسید بهتر است قبل از آن، با تعریف و تمجید گارد مخاطب را بشکنید.

 

مقش حسن جویی برای باز کردن سر صحبت

 

پیدا کردن وجه مشترک

هیچ ارتباطی برقرار نمی‌شود مگر اینکه وجه اشتراکی وجود داشته باشد یا به وجود بیاید. البته بهتر است به جای وجه اشتراک، بگوییم وجه متصل‌کننده.

 به نظرتان چطور می‌شود که یک کلید می‌تواند قفل را باز کند؟ یک کلید در صورتی می‌تواند قفل را باز کند که وجه اشتراک آن با قفل سازگار باشد. این نکته در رابطه با افراد هم برقرار است. اما خبر خوب این است که هر کدام از ما یک قفل داریم که با چندین کلید باز می‌شود. هر وجه مشترکی که با مخاطب داریم، یک کلید برای باز کردن سر صحبت است.

علایق، عادات، ویژگی‌ها، سطح تحصیلات، رشته تحصیلی، شغل، ورزش، فیلم، نوع لباس و… هر کدام از این موارد را بررسی کنید و وجه مشترک خود را با مخاطب پیدا کنید. با داشتن وجه مشترک، بهتر می‌توانید تکنیک‌های قبلی: کمک کردن، سؤال پرسیدن و… را به کار بگیرید.

گاهی اوقات پیدا کردن وجه مشترک، مانند پیدا کردن سوزن در انبار کاه است؛ زیاد سخت نگیرید و وجه مشترک را فقط به خودتان و مخاطب محدود نکنید، حتی مکانی که در آن هستید یک وجه مشترک است و با صحبت کردن درباره آن می‌توانید سر صحبت را باز کنید.

 

وجه اشتراک برای باز کردن سر صحبت

 

خواندن این مقاله هیچ تأثیری ندارد!

ابتدا به شما تبریک می‌گویم که تا انتهای مقاله را مطالعه کردید، یک واقعیتی که وجود دارد این است که مطالعه به تنهایی کافی نیست بلکه باید آن را به کار گرفت. مهارت در داشتن نیست بلکه در به کار بردن است. مطالعه یک موضوع جدید مانند خریدن لباس است. لذت و پُز لباس به پوشیدن آن است نه به آویزان کردن بر سر چوب لباسی!

در این مقاله ۵ تکنیک مؤثر و قدرتمند برای باز کردن سر صحبت ارائه شد، هر جا که می‌خواهید با کسی شروع به صحبت کنید، با توجه به شرایط می‌توانید یکی از آن‌ها به کار ببرید:

  • سؤال پرسیدن شامل سؤالات بسته و باز
  • کمک خواستن
  • کمک کردن
  • حُسن جویی
  • پیدا کردن وجه اشتراک

در انتها از نظرات و پیشنهادات شما عزیزان خوشحال می‌شویم و پیشنهاد می‌کنیم که این مطلب را با کسانی که فکر می‌کنید علاقمند هستند یا نیاز دارند، به اشتراک بگذارید. امیدواریم زندگیتان پر از آدم‌های خوب بشود و در نردبان موفقیت، همراه شما باشند.

تکنیک قدرمتند اثر جمع

تکنیک «اثر جمع» | چگونه از دیگران برای متقاعد سازی اهرم بسازیم؟

اثر جمع یک پدیده بسیار جالب است، حتماً تا کنون خودتان هم ناخودآگاه تحت تأثیر آن قرار گرفته‌اید. یکبار برای خرید لباس به یک مغازه بزرگ رفته بودم، بعد از من دو مشتری وارد شدند. رگالی نمانده بود که نگشته باشم، لباسی نبود که ندیده باشم اما چیزی چشمم را نگرفت. همان لحظه که تصمیم گرفتم از مغازه خارج شوم، صدای دو نفر از مشتری‌ها را شنیدم که می‌گفتند: «این لباس چقدر قشنگه… این رنگش بیشتر بهت میاد… همینو برداریم…». چشمانم از تعجب به اندازه تخم مرغ شده بود. نزدیک‌تر رفتم تا مدل لباس را بهتر ببینم. رنگ، مدل یقه و آستین لباس طوری بودند که گویا خیاط برای خودم دوخته بود! اما تعجب کردم که چرا خودم دقت نکرده بودم، شاید دست آن دو مشتری جادویی بود و لباس را زیباتر کرده بود! بعد از خرید آن دو مشتری، خودم هم یک دست از آن پیراهن را خریدم.

شما چطور؟ تا کنون مورد مشابهی برایتان پیش آمده است که تحت تأثیر نظر دیگران قرار بگیرید و به خرید یا هر کار دیگری اقدام کنید؟

احتمالاً پاسختان مثبت باشد. البته بعضی از افراد با این موضوع مخالف هستند و ادعا می‌کنند که تمام کارهایشان را با فکر و منطق خودشان انجام می‌دهند. افرادی که منطقی هستند، ثبات بیشتری دارند و قابل اعتمادتر هستند اما تا زمانی که بین انسان‌ها زندگی می‌کنیم، چه بخواهیم یا نخواهیم اثر می‌پذیریم.

اثر جمع یکی دیگر از قوانین شگفت انگیز طبیعت است که خدا را شکر می‌کنم با شرکت در دوره متقاعدسازی، با این حقیقت آشنا شدم. این اثر هم می‌تواند ما را ارشاد کند و هم آرامش را از ما بگیرد.

 

میزان تأثیر اثر جمع

تکنیک اثر جمع چیست؟

تکنیک قدرتمند اثر جمع یک اصل ساده است که می‌گوید: «اگر بقیه آن را تأیید می‌کنند، پس حتماً خوب است!». این تکنیک به حدی تأثیر گذار است که حتی شخص را نسبت به آنچه که با چشمان خود می‌بیند به شک می‌اندازد.

خوب به عکس زیر نگاه کنید، طول میله D اندازه کدام خط است؟

آزمون سالمون اش

 

جواب مشخص است، چشم و عقل سلیم می‌گوید: «میله C». اما اگر شخصی تحت تأثیر جمع قرار بگیرد ممکن است بگوید میله A! تعجب آور است اما واقعیت دارد.

سُلُمان اَش (Solomon Ash) طی یک تحقیق در یک کنفرانس، از ۱۰ نفر از افرادی که در ردیف جلو نشسته بودند خواست زمانی که از آن‌ها می‌پرسند: « طول میله D اندازه کدام خط است؟»، در جواب بگویند میله A. واکنش افراد حاضر در سالن باور نکردنی بود. ردیف‌های پشتی هم به تبعیت از ۱۰ نفر دیگر، میله A را تأیید می‌کردند!

حدس می‌زنم که اگر در آن جمع بودم، تعجب را در چشمان خودشان هم می‌دیدم. اثر جمع قدرت زیادی دارد و همواره در طول تاریخ، ملت‌ها تحت تأثیر این پدیده دست به شورش و انقلاب می‌زدند.

اعتراف به قدرت اثر جمع

خیلی دلم می‌خواهد همین جا اعتراف کنم؛ یک زمانی با جراحی زیبایی بینی موافق نبودم و اعتقادم این بود که: «طبیعی زیباییش چیز دیگس!» در حالی که با دیدن چهره‌های محبوب، ستاره‌های سینما و افراد فامیل نظرم به طور کل تغییر کرده است و خدا می‌داند که الان چقدر دغدغه عمل بینی دارم!

قصدم از این مثال تبلیغ نیست و خودتان هم شاهد شیوع این اتفاق هستید طوری که سن عمل بینی به دانش آموزان دبیرستانی هم کشیده شده است!

متقاعد سازی به روش اثر جمع، مُسری است و به موج آب شباهت دارد. با یک ضربه انگشت موج کوچکی تشکیل می‌شود که رفته رفته بزرگ و بزرگتر شده تا جایی که کل سطح آب را می‌پیماید.

معایب اثر جمع

 

اثر جمع در متقاعد سازی کاربرد فراوانی دارد و مشابه آن را هر روزه در صحبت با فروشنده‌ها، تبلیغات و سایت‌ها مشاهده می‌کنید آن زمان که به کلیپ‌ها و نظرات مشتریان راضی اشاره می‌کنند یا برندهای معتبر را به عنوان مشتری خود نام می‌برند.

باور کنید اگر مهارت ارتباط مؤثر را بلد باشیم، با به کارگیری تکنیک اثر جمع می‌توانیم مشتری بیشتری جذب کنیم، به عشق خود برسیم و… .

در ادامه به یکی از هوشمندانه‌ترین کاربردهای این تکنیک در سخنرانی می‌پردازم که در مدیریت ترس از سخنرانی بسیار مؤثر است.

 

اثر جمع چه زمانی بیشترین اثر را دارد؟

اثر جمع همانطور که از نامش مشخص است زمانی تأثیرگذار است که جمعیت خاصی یک کار را انجام دهند. اثر جمع از یک نفر شروع می‌شود و تا ۸ میلیارد آدم روی کره زمین هم ادامه دارد. حتماً تا به حال از زبان فروشندگان شنیده‌اید که: «از این لباس خواهرم خریده و هر روز میپوشه… !». این گفته یک مثال از تکنیک اثر جمع در ساده‌ترین حالت است. اما برای متقاعد کردن جمعیت زیادی که حتی ممکن است آن‌ها را حضوری نبینیم و نشناسیم، این راهکار ساده جواب نمی‌دهد.

اثر جمع در سه حالت بیشترین قدرت را دارد:

تعداد بیشتر:

فرض کنید که ساکن تهران و صاحب یک سایت فروشگاهی هستید، اگر در قسمت توضیحات محصول بنویسید: «تمام خاندانم از این کفش خریده‌اند و حتی شب‌ها هم با آن می‌خوابند!»، به نظرتان این نوشته برای یک بازدیدکننده آنلاین شیرازی متقاعد کننده است؟!

خنده‌دار است اما متقاعد کننده نیست! اما اگر بنویسید پرفروش‌ترین محصول یا پربازدیدترین مقاله، در آن صورت احتمال اینکه توجه و اعتماد مشتری جذب شود افزایش می‌یابد.

 

 

افراد شاخص‌تر:

خداوند یکتا ما آدم‌ها را طوی خلق کرده است که دوست داریم شبیه بالاتر و بهتر از خودمان شویم. ستاره‌های سینما، مدیران رده بالا، فوتبالیست‌های قهرمان، افراد موفق  و به طور کل افراد شاخص مانند مردم عادی نیستند که فقط روی خانواده و دوستان خودشان اثر بگذارند، بلکه طرفداران زیادی دارند که می‌توانند حتی یک ملت را تحت تأثیر خود قرار دهند.

از این نکته به فور در بازاریابی دیجیتال بهره برده می‌شود، حتماَ تا به حال یک چهره محبوب را دیده‌اید که خمیردندان یا شامپوی خاصی را معرفی می‌کند. معمولاً این  نوع تبلیغات مانند توصیه‌های دوستان و آشنایان متقاعد کننده است.

اثر جمع

 

شباهت بیشتر:

یک اصل مهم در علم NLP وجود دارد که می‌گوید: «دوستت دارم چون شبیه خودم هستی!». طبق این اصل اگر می‌خواهید بانفوذ باشید و فردی را متقاعد کنید، بهتر است شبیه خودش شوید! به عنوان مثال اگر کانال ترجیحی فردی، شنیداری است، آرام و شمرده صحبت می‌کند و ما هم بهتر است سرعت گفتار خودمان را با او تنظیم کنیم، از کلماتی استفاده کنیم که در دایره لغات اوست، زبان بدن خود را با او هماهنگ کنیم و… .

شباهت در هر چیزی می‌تواند توجه مخاطب را جلب می‌کند و به او انگیزه و امید بیشتری می‌دهد: «اگر فلانی تونسته پس منم میتونم!». فاکتور شباهت در اثر جمع غوغا می‌کند و خیلی از افراد حتی اگر دلشان نخواهد مجبور می‌شود مانند افراد شبیه خود عمل کنند. به عنوان مثال مهاجرت به خارج از کشور، یک اتفاق رایج در دانشگاه شریف است و هر دانشجویی که به این دانشگاه می‌رود گویا چمدان مهاجرتش را هم بسته است.

 

یک کاربرد هوشمندانه از تکنیک اثر جمع در سخنرانی

یک جمله زیبا وجود دارد که می‌گوید: «در غربت هیچ لذتی به اندازه دیدن یک آشنا، امیدوار کننده و دلگرم کننده نیست.». این جمله به همین اندازه در سخنرانی صحت دارد. یک تکنیک عالی برای مدیریت استرس در سخنرانی این است که از یک یا چند نفر از دوست یا آشنایان خود بخواهید که در سخنرانی شما شرکت کنند و جزئی از مخاطبین شما باشند. فکر می‌کنید این ترفند چه فایده‌ای دارد؟

دیدن چهره خندان دوست یا آشنا بین مخاطبین به شما آرامش می‌دهد و کمک می‌کند راحت‌تر به ترس از سخنرانی غلبه کنید. اما راز این ترفند در یک نکته مهم است، اگر از قبل با همان دوست یا آشنای خود هماهنگ کرده باشید که در جمع از شما سوالی بپرسد و شما به او جواب دهید یا برای شما دست بزند یا با طنز گفتن شما بخندد، ناخود آگاه مخاطبین تحت تأثیر جمع قرار می‌گیرند و همراه با او دست می‌زنند، می‌خندند و با شما همراهی می‌کنند. از این طریق شما می‌توانید با استفاده از تکنیک قدرتمند اثر جمع بهره ببرید و اعتبار خود را بالاتر ببرید.

زبان بدن

چرا زبان بدن از زبان کلام قدرتمندتر است؟

به نظرتان چرا هنگام دروغ گفتن بینی مان شروع به خارش می‌کند؟ چرا وقتی کلافه هستیم، به موهای سر خود چنگِ نوازش می‌کشیم؟ آیا حواسمان هست که در هر شرایطی که هستیم، یک نوع زبان بدن خاص از خودمان به نمایش می گذاریم؟

زبان بدن ابزاری است که به کمک آن احساسات خود را نشان می‌دهیم. این عنصر ارتباطی به حدی قدرتمند می‌باشد که بدون آن فرقی با ربات‌های بی‌احساس نخواهیم داشت!

افراد تیزحس به خوبی زبان بدن دیگران را می‌خوانند و افکار و احساسات آن‌ها را درک می‌کنند.

خواندن زبان بدنِ دیگران مهارتی است که به شما قدرت فوق‌العاده می‌دهد طوری که گویا چشم بصیرت دارید و از دل دیگران خبردار هستید!

در این مقاله با ما همراه باشید تا با این زبانِ بی زبان (ولی قدرتمند) آشنا شوید.

زبان بدن در روابط

 

یک قانون طبیعی به نام زبان بدن

«زبان بدن» همانطور که از اسم آن مشخص است یعنی زبانی که بدنِ ما با آن صحبت می‌کند اما نه آن زبانی که در دهانمان است؛ چرا که آن زبان فقط قسمتی از پیام ما را منتقل می کند.

اگر بخواهم خودمانی تر بگویم، کل بدن ما زبان دارد! دست‌ها، پاها، چشم‌ها، ابرو، سر و… هر کدام زبان دارند و پیام خود را نشان می‌دهند.

مثلاً این پا و آن پا کردن یعنی عجله داریم یا مضطربیم! باز بودن کف دست ها نشانه صداقت است؛ کج کردن سر نشان از ضعیف یا صمیمی بودن دارد؛ یا مثلاً مردمک چشم نشان می‌دهد که کسی به ما علاقه دارد یا نه!

در مترو همیشه از ارتباط چشمی با فال فروشان اجتناب می‌کنم. فقط کافیست از دور چشمشان به چشمتان بیفتد، دیگر رهایتان نمی‌کنند تا زمانی که فال بخرید.

اوایل از اینکه بگویم «نه فال نمیخوام…» عذاب وجدان می‌گرفتم اما الان شگردش دستم آمده است؛ با چهره‌ای پوکِر فیس روی خود را برمی‌گردانم و بی‌تفاوت به اصرارهای فروشنده، اطراف خود را نگاه می‌کنم سپس بلافاصله خودش می‌رود.

 

فایده body language

 

این عنصر ارتباطی، قدرتمندتر از زبان عادی است و گاهی بدون صحبت کردن می‌توان منظور خود را بهتر انتقال داد.

درواقع زبان بدن یا تن گفتار (به انگلیسی: body language) به مجموعه رفتارهای غیر کلامی و فیزیکی گفته می‌شود که با استفاده از آن می‌توانیم پیام خود را به دیگران انتقال دهیم بدون آنکه صحبت کنیم!

مثلاً به جای گفتن «نه» می‌توانیم سر خود را بالا ببریم یا برای نشان دادن عدد از انگشتان دست استفاده کنیم.

علائم body language گسترده‌تر از این حرفاست و برای تسلط بر آن باید هر بخش از بدن را جداگانه بررسی کرد.

 

تأثیر حیرت انگیز زبان بدن در روابط

پرفسور آلبرت محرابیان، استاد دانشگاه UCLA، که در زمینه روانشناسی کلامی و غیر کلامی تحقیق و تدریس می‌کند؛ در تحقیقات خود به یک راز بزرگ دست یافت.

پرفسور نشان داد که اثرگذاری در روابط شامل سه بخش می‌شود:

  • کلام
  • لحن
  • زبان بدن

اما نکته شگفت‌آور این است که میزان اثرگذاری هر کدام از این بخش‌ها متفاوت می‌باشد.

طبق این تحقیق، کلام فقط ۷% تاثیر دارد در حالی که لحن ۳۸% و زبان بدن ۵۵% مؤثر است.

یعنی کلام کمترین میزان اثرگذاری و body language بیشترین تاثیر را دارد. به عبارت دیگر آنچه می‌گویید مهم نیست بلکه چگونه می‌گویید مهم‌تر است!

به همین دلیل است که تلوزیون نسبت به رادیو طرفدار بیشتری دارد!

دیروز به یک مغازه لباس‌فروشی رفتم که سه فروشنده جوان داشت. یکی از فروشنده‌ها فعال و خنده‌رو بود ولی دو فروشنده دیگر با بی‌میلی روی صندلی نشسته بودند و لباس‌ها را بدون اشتیاق روی میز رها می‌کردند به جای اینکه با شوق جنس و مدل کار را به مشتری معرفی کنند.

حتی یکی از آن‌ها خیلی بی‌حوصله و عصبانی فریاد زد: «بیا اینجاااا… نمونه کارت اینه»!

فقط یک ربع آنجا بودم ولی در همین مدت زمان کوتاه دیدم که اکثر مشتری‌ها به سمت فروشنده اول می‌رفتند و درخواست خود را به او می‌گفتند.

تاثیر زبان بدن

 

ما با حرکات و اشارات خود می‌توانیم دیگران را جذب کنیم و یا از خود برانیم.

کلامی که با زبان بدن همراه باشد به آهنربایی تبدیل می‌شود که دیگران را جذب می‌کند در حالی که بدون آن، آهنی معمولی است که قدرت جذب ندارد.

حتی گوینده‌ها و خواننده‌ها هم در اتاق استودیو هنگام خواندن متن، حرکات و حالات بدن خود را هماهنگ می‌کنند که حس بیشتری به صدا و لحن خود بدهند.

با زبان بدنِ درست، کمتر حرف می‌زنیم و بیشتر اثر می‌گذاریم!

یادگیری زبان بدن چه کمکی به ما می‌کند؟

همانطور که در قسمت قبل خواندید ۵۵% سهم اثرگذاری ما مربوط به body language است که سهم قابل توجهی می‌باشد و دانستن یا ندانستن آن دو روی کاملاً متفاوت از زندگی را می‌سازد!

مانند کسی که قبلاً با غلط املایی می‌نوشته است اما الان درست، خوانا و بدون اشتباه می‌نویسد. به نظر شما کدام حالت بهتر است؟

قبل از مطالعه، شاید رفتارهایی داشته باشیم که باعث سوء تفاهم شود اما بعد از آن می‌دانیم که هر حرکت چه معنایی دارد و به راحتی رفتار و حرکات خود را مدیریت می‌کنیم.

مثلاً خودم سابقاً عادت داشتم دست به سینه می‌نشستم. یا اکثر افراد به خودم می‌گفتند «چرا اینقدر چهره‌ات گرفته است؟» دایره روابطم کم بود و زیاد نمی‌توانستم دوست پیدا کنم.

اما الان که با زبان بدن و ارتباط مؤثر آشنا هستم، می‌دانم که زیاد وارد حریم شخصی افراد نشوم، لبخند جزء لاینفک چهره‌ام شود، زاویه سر خود را چطور تنظیم کنم که با اعتماد به نفس‌تر به چشم بیایم و در ارتباط با هر شخصی چه زبان بدنی مناسب‌تر است.

از طرفی می‌توانیم با خواندن حرکات و اشارت بدن دیگران، احساسات آن‌ها را درک کنیم و تشخیص دهیم که درباره ما چطور فکر می‌کنند؟ نسبت به ما علاقه دارند یا تنفر؟ راست می‌گویند یا دروغ؟

آشنایی با زبان بدن به ما کمک می‌کند روابط خود را مدیریت کنیم مثلاً هنگام ورود به یک جلسه کاری مهم، قدرتمند حضور یابیم؛ در برخورد با افراد غریبه چطور سر صحبت را باز کنیم؛ دروغ در مذاکره را تشخیص دهیم و… . تیز حس بودن و حدس زدن افکار دیگران یکی از الزامات مهم در متقاعدسازی است.

بعد از آشنایی با body language نگاهتان به آدم‌ها طور دیگر می‌شود. گویا چشم بصیرت دارید! از طرز نگاه، راه رفتن، نشستن و… می‌توانید افکار آن‌ها را حدس بزنید. دنیا برایتان خیلی شگفت انگیز می‌شود!

زبان بدن چطور احساسات و افکار ما را لو می‌دهد؟

آلن پیز در جایی از کتابش نوشته است:

تکان سر از یک سو به سوی دیگر نشانه «نه» است و منشأ آن به شیر خوردن کودک از سینه مادر برمی‌گردد.

 

زبان بدن ما انعکاسی از احساسات و افکار ماست؛ اگر عصبانی باشیم اخم‌هایمان در هم گره می‌خورد، اگر خوشحال باشیم لبخند می‌زنیم.

کلام ما، اطلاعاتی که در ذهن داریم را انتقال می‌دهد ولی بدن، نگرش ما را نشان می‌دهد.

ابتدا باید به زبان بدن خود را بشناسیم و به آن مسلط شویم سپس برای زبان بدن دیگران را بررسی کنیم.

حین گوش دادن به صحبت‌های مخاطب به حرکات دست، چشم، سر، دهان و… دقت کنیم تا وضعیت عاطفی او را درک کنیم.

 

عاقبت بی توجهی به زبان بدن

حدوداً یک ماه پیش به یک مغازه خدمات رایانه ای رفتم که روی لبتابم ویندوز نصب کنم. چند بار به مسئول آنجا گفتم که سیستم من با ویندوز ۸ سازگارتر است لطفاً ویندوز ۱۰ نصب نکنید.

اما هر بار مخالفت می‌کرد که: «دیگه الان برنامه روی ۸ نصب نمیشه… قدیمیه… ارزش نداره… ».

جالب اینجا بود که موقع صحبت کردن دست خود را جلوی دهانش می‌گرفت یا سرش را می‌چرخاند و یا نگاهش را به جای دیگر می‌برد.

احساس کردم حقیقتی را پنهان می‌کند اما به حساب باتجربه بودنش گذاشتم و همان ویندوز ۱۰ را نصب کردم.

مدتی بعد سرعت لبتابم کُند شده بود به حدی که مجبور شدم دوباره به مغازه او بروم و برایم ویندوز۸ نصب کند.

باز هم مخالفت کرد که ۱۰ بهتر است اما زیر بار نرفتم. بالاخره گفت که سی دی ویندوز ۸ ندارد و خودم باید برایش ببرم.

از زیر زبانش بیرون کشیدم و فهمیدم دفعه قبل هم سی دی ۸ نداشته است و به همین دلیل نصب نکرده بود نه به خاطر قدیمی بودن آن.

اگر از همان ابتدا به دانشی که از زبان بدن داشتم اطمینان می‌کردم، زیر بار نمی‌رفتم و ویندوز ۸ نصب می‌کردم در نتیجه دو بار هزینه نمی‌پرداختم!

 

خواندن افکار دیگران

 

این یک مسأله کوچک بود اما در موقعیت‌های بزرگتر مانند جلسات، معامله چند میلیاردی، خواستگاری، فروش، مذاکره، سخنرانی و… آگاهی به زبان بدن به شدّت کمک کننده است.

تا کنون چنین تجربه مشابهی داشته‌اید؟

روش صحیح خواندن زبان بدن

خواندن زبان بدن و تشخیص افکار دیگران کاری هیجان انگیز می‌‌باشد اما نکات مهمی وجود دارد که اگر در نظر نگیریم ممکن است به اشتباه بیفتیم و سوء تفاهم پیش بیاید.

 

۱) مجموعه حرکات را با هم در نظر بگیرید

خواندن زبان بدن مانند خواندن یک متن است نه یک کلمه! همانطور که برای درک یک جمله باید تمامی کلمات آن را خواند، برای فهم احساسات دیگران باید تمام حرکات بدن را در نظر گرفت: حرکت سر، دست، چشم، پاها و… .

در واقع هر حرکت یک کلمه است و درک درست body language مستلزم در نظر گرفتن تمامی حرکات است تا مانند یک جمله کامل بتوان مفهوم درستی از آن به دست آورد.

به عنوان مثال اگر کسی سرش را خاراند، همیشه معنی‌اش این نیست که به ما اطمینان ندارد، شاید خارش سرش از شوره سر باشد.

یا همیشه خارش بینی نشانه دروغ‌گویی نیست و تعبیر دیگرش می‌تواند آلرژی باشد!

بنابراین فقط به یک جزء بدن نگاه نکنید و سایر حرکات را هم در نظر بگیرید تا نگرش و افکار شخص را درست تشخیص دهید.

 

۲دنبال هم خوانی بگردید

هم‌خوانی یعنی کلام فرد با زبان بدنش تطابق داشته باشد.

به فرض مثال اگر کسی حین صحبت کردن گردنش را کج کند و کف دستش را نشان دهد یعنی حقیقت را می‌گوید چون زبان بدنش با کلامش هماهنگ است.

اما اگر بینی یا صورتش را بخاراند و نگاهش را بدزدد، به احتمال زیاد دروغ می‌گوید چون زبان بدنش با کلامش هم‌خوانی ندارد!

به قول شاعر رنگ رخساره خبر می‌دهد از سِرِّ درون!

اگر زبان بدن همانی را نشان دهد که مخاطب می‌گوید یعنی راست می‌گوید؛ اما اگر زبان بدن یک چیز بگوید و کلامش چیز دیگر، یعنی یک جای کار می‌لنگد!

بنابراین همیشه آن طور که می‌گویند، نیست و باید دقت کرد که آیا زبان بدن با کلام هماهنگی دارد یا نه.

 

۳-حرکات شخص را در چارچوبی که رخ می‌دهد در نظر بگیرید:

اگر این نکته را در نظر نگیرید در تله سوء تفاهم خواهید افتاد؛ چون زبان بدن هم همیشه حقیقت قلبی افراد را نشان نمی‌دهد!

مثلاً دست به سینه بودن معنای واکنش دفاعی دارد اما نه همیشه! به نظرتان چنین چیزی چطور ممکن است؟

در یک روز سرد برفی، طبیعی است که برای گرم کردن خود دست به سینه می‌شویم و این حالت نشانه تدافعی ندارد.

اما اگر پشت میز در یک جلسه کاری، فرد مقابل دست به سینه بود به احتمال زیاد با ما مخالف است!

 

چطور در خواندن زبان بدن حرفه‌ای شویم؟

همانطور که برای خواندن یک متن، ابتدا باید هر کلمه آن را درک کرد؛ برای خواندن زبان بدن هم باید تمامی حرکات سر، دست، پا و… را به خوبی شناخت که در مقالات آتی به هریک جداگانه خواهیم پرداخت.

سپس با دیدن فیلم و سریال می‌توانید زبان بدن بازیگران را تحلیل کرد که در هر موقعیتی از چه حرکاتی استفاده می‌کنند. البته بهتر است این تمرین را بدون صدا انجام دهید!

یک راه دیگر هم تمرین در مقابل آینه است. این یکی از اصلی‌ترین تمرین‌هایی است که در دوره فن بیان و سخنرانی شرکت کننده‌ها انجام می‌دهند.

با این روش هم به زبان بدن خود مسلط می‌شوید و هم در خواندن زبان بدن دیگران.

اگر از خود فیلم بگیرید و تمرین کنید خیلی بهتر است چون در آن صورت بارها و بارها می‌توانید زبان بدن خود را ببینید و زبان بدن خود را اصلاح کنید.

 

تسلط بر زبان بدن

 

همه ما زبان بدن را از کودکی می‌شناسیم بدون آن که آموزش دیده باشیم، البته به صورت ناخودآگاه.

درک آگاهانه و استفاده هوشمندانه از زبان بدن، روابطتان را دگرگون می‌کند. با زبان بدن می‌توانید جایگاه خود را قدرتمندتر از گذشته بسازید از طرفی تاثیرگذارتر باشید.

امیدوارم این مقاله برایتان جذاب و مفید بوده باشد. در انتها خوشحال می‌شویم نظرات خود را برای ما ارسال کنید.

 

مهارت نه گفتن

چطور به راحتی نه بگوییم و کسی هم ناراحت نشود؟

می‌دانید مهارت «نه گفتن» از چه عواقبی جلوگیری می‌کند؟ لطفاً یک تبر، سر در خانه خود بگذارید تا هر کس که آمد آن را بردارد و هر چقدر که می‌خواهد به در و دیوار منزلتان بزند، خش بیندازد و خراب کند! به نظرتان منطقی است؟ حاضرید این اجازه را بدهید؟

قطعاً منطقی نیست در حالی که هر روز یا حتی هر ساعت، این ضربات را متحمل می‌شویم و فقط به خاطر اینکه عزت نفس و اعتماد به نفس نداریم، نمی‌توانیم نه بگوییم، آرامش و برنامه‌ریزی خود و اطرافیانمان را به هم می‌زنیم.

نه گفتن، ارثی و ژنتیکی نیست، بلکه یک مهارت است و فقط باید روشش را یاد بگیرید تا هر جا که صلاح دانستید به کار ببرید. اگر این مهارت را در خود تقویت کنید، یکبار برای همیشه از شر خودخوری و استرس خلاص می‌شوید، اجباری به هر کسی چیزی قرض نمی‌دهید، به دردسر و زحمت الکی نمی‌افتید، پول و سرمایه خود را از دست نمی‌دهید و… .

 

اهمیت نه گفتن

 

نه گفتن خودش نان شب است!

به خاطر نه نگفتن، تا به حال چه فرصت‌های مهمی در زندگی خود از دست داده‌اید؟ چند بار به دردسر و زحمت افتاده‌اید؟ شاید حتی یادآوری این موارد آزارتان دهد. خجالت کشیدن از نه گفتن یک تجربه مشترک است که بعید می‌دانم برای کسی خوشایند باشد:

  • ریشه اکثر اعتیادها در نداشتن مهارت نه گفتن است چون فرد نتوانسته به درخواست دوستش برای بار اول نه بگوید!
  • طلاق‌هایی که ناشی از عدم علاقه بوده، فرد نتوانسته روی حرف بزرگتر خود حرف بزند و تن به ازدواج اجباری داده است!
  • خسارت‌های مالی یا اخلاقی که در نتیجه قرض دادن ماشین، موبایل و… برای صاحبش آب خورده است!
  • دلخوری‌ مهمان از بی‌توجهی میزبانی که به جای پذیرایی، مشغول مکالمه تلفنی بوده و به خاطر رودربایستی نتوانسته مکالمه را زودتر تمام کند!
  • خودتان چه موقعیت‌های دیگری به نظرتان می‌آید که تجربه کرده‌اید؟

 

نه گفتن فقط مهارت نیست هنر است. از کودکی به ما یاد داده‌اند که به بزرگتر، مهمان، غریبه، دوست و… احترام بگذاریم، طوری صحبت نکنیم که ناراحت شوند و به آن‌ها بربخورد. همین رودربایستی کردن ها باعث دردسر و گرفتاری می‌شوند.

ممکن است فردی از ما درخواستی کند ولی برآورده کردن آن در توان ما نباشد یا در آینده دردسرساز گردد یا اصلاً دلمان نخواهد که درخواستش را قبول کنیم. اما چون خجالت می‌کشیم یا از رد کردن آن می‌ترسیم، به اجبار می‌پذیریم و بابت مشکلاتی هم که در آینده دامن گیرمان می‌شود چاره‌ای جز سوختن و ساختن نخواهیم داشت.

 احساس خجالت و ترس از نه گفتن، زودگذر می‌باشد اما عواقبی که نگفتن آن در پی دارد ممکن است به اندازه یک عمر، گران تمام شود. دقیقاً مانند خوردن دارویی که مزه تلخ دارد ولی بعد از آن درد و بیماری رفع می‌شود و با لذت به زندگی ادامه می‌دهیم.

 

چه عاملی جلوی نه گفتن ما را می‌گیرد؟

گاهی اوقات با اینکه خودمان می‌دانیم نه بگوییم بهتر است اما عواملی وجود دارد که جلوی ما را می‌گیرد. درواقع تصورات ذهنی خودمان مانع از این کار می‌شود. این تصورات کاملاً اشتباه و غلط هستند که در ادامه مهم‌ترین آن‌ها را ذکر کرده‌ایم؛ اگر شما مورد دیگری به نظرتان می‌رسد خوشحال می‌شویم درقسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

 

۱) دوست داریم به همه کمک کنیم

 کمک کردن به هم نوع یک امر قلبی است و کسانی که مهربانند بیشتر به فکر دیگران هستند تا خودشان. حاضرند از وقت و هزینه خودشان بزنند اما رنج و سختی دیگران را نبینند.

قبول کنیم که یک نفر به تنهایی نمی‌تواند همه کار برای همه انجام دهد و ما یک آچار فرانسه نیستیم، از طرفی نمی‌توان همه را راضی نگه داشت. کمک کردن کار خوبی است اما یادمان باشد که مهم‌ترین شخص در زندگی هر فرد، خودش است؛ باید به فکر خودمان هم باشیم تا بتوانیم به دیگران هم بیشتر کمک کنیم.

یک جاهایی نه گفتن هم یک نوع کمک می‌باشد چرا که شاید فرد دیگری بهتر از ما بتواند کار دیگران را راه بیندازد.

 

مهربانی و نه گفتن

 

۲) همرنگ جماعت باشیم

این مورد یکی از مخرب‌ترین و شایع‌ترین عواملی است که در اکثر مواقع گریبان گیر می‌شود. گاهی اوقات حضورمان در یک جمع باعث می‌شود از اظهار نظر مخالف و نه گفتن اجتناب کنیم و همرنگ جماعت باشیم. شاید با خود فکر می کنیم اینطوری دیگران ما را غریبه نمی پندارند و یا به خاطر مخالفتمان انگشت نما نمی شویم!

 

داستان پادشاه لخت:

شاید این داستان را شنیده باشید: دو خیاط کلاهبردار، سر پادشاهی شیره می‌مالند و به او وعده می‌دهند که لباسی نامرئی برایش بدوزند و اگر  آن را بپوشد فقط حلال‌زاده‌ها می‌توانند ببینند و حرام‌زاده‌ها آن لباس را تن پادشاه نخواهند دید! در حالی این ایده دروغی بیش نبود و هیچ لباسی هم دوخته نشد.

روز موعود فرا می‌رسد و دو خیاط کلاهبردار پادشاه را لخت کرده و تظاهر می‌کنند که لباس نامرئی را به تن او پوشانده‌اند و بعد از گرفتن سکه‌های طلا به عنوان دستمزد، فرار می‌کنند. پادشاه هم برای رونمایی از لباس فاخرش در خیابان‌های شهر قدم می‌زند. مردم شهر از دیدن پادشاه لخت، انگشت به دهان مانده بودند در حالی که جرأت نداشتند بخندند یا لخت بودن او را به زبان بیاورند.

در این میان یک کودک  ۳ ساله که در آغوش مادرش بود شروع به خندیدن می‌کند و با صدای بلند فریاد می‌زند: «چرا پادشاه لخت است؟!». مردم با حیرت به کودک نگاه می‌کردند. تلاش‌های مادر برای ساکت کردن بچه فایده نداشت. با این کار کودک، مردم جرأت پیدا کردند و نفر به نفر لب گشودند و لخت بودن پادشاه را بلند فریاد ‌زدند. همان جا بود که پادشاه متوجه شد چه کلاه بزرگی بر سرش رفته است!

 

جرات نه گفتن

 

همیشه مطابق نظر جمع عمل کردن، درست نیست و شاید نظر متفاوت شما درست باشد. گذشته از آن هر کسی نظر و عقاید خودش را دارد و برای دیگران محترم است.

 

۳) از دعوا و نزاع می‌ترسیم

گاهی از نه گفتن اجتناب می‌کنیم چون می‌ترسیم دعوا و درگیری به وجود آید. این مورد یکی از دلایلی بود که باعث شد یکی از دوستان من، از ترس اینکه مبادا پدرش، مادرش را مقصر بداند و با او دعوا کند، تن به ازدواج اجباری داد. این گونه بود که الان خودش و دو فرزندش در جهنم واقعی به سر می‌برند و هر روز بر سر موضوع کوچکی با همسرش دعوا دارند.

بعضی اوقات دعوایی که پیش می‌آید زودگذر است در حالی که یک تصمیم‌گیری اشتباه می‌تواند یک عمر پشیمانی به بار آورد. اگر در شرایطی هستید که فکر می‌کنید بهتر است نه نگویید، نگویید. اما اگر پیش بینی می‌کنید که نه گفتن، در آینده از عواقب بدتر جلوگیری می‌کند، سختی‌های کنونی آن را بپذیرید.

 

سکوت و نه گفتن

 

۴) رابطه‌ام خراب می‌شود

تا کنون پیش آمده است که از یک برنامه تلویزیونی خوشتان نیاید و کانال را عوض کنید؟ آیا این کار شما یعنی اینکه کلاً از تلویزیون خوشتان نمی‌آید و از فردا جایش در سطل زباله است؟

یکی از تصورات اشتباه درباره نه گفتن این است که فکر می‌کنیم اگر نه بگوییم، کار بدی کرده‌ایم و دیگر رابطه باید تمام شود! در صورتی که نه گفتن یعنی «درخواستت را نمی‌توانم بپذیرم نه اینکه خودت را رد می کنم». حتی ممکن است این کار در طولانی مدت فواید بیشتری داشته باشد و بعدها که طرف مقابل متوجه نیت خیرخواهانه شما می‌شود، روابطتان مستحکم‌تر گردد. به عزت نفس خود خیلی اهمیت بدهید چرا که اجتناب از نه گفتن های به موقع عزت نفس ما را سست می کند.

 

جلوگیری از اتفافات بد

 

چگونه نه بگوییم؟

برای رد کردن درخواست دیگران، گفتن «نه» به تنهایی مؤثر نیست. بهتر است طوری منظور خود را بیان کنیم تا درد نه شنیدن برای طرف مقابل کمتر شود و لطمه‌ای به رابطه وارد نگردد.

خیلی خوب یادم می‌آید که در سریال جواهری در قصر(همان سریال کره ای که بازیگر نقش اول آن، یانگوم بود)، ملکه بیمار بود و علاقه‌ای به خوردن سیر نداشت در صورتی که بیماریش فقط با سیر درمان می‌شد. یانگوم از ترفند جالبی استفاده کرد و نوعی کپسول‌های دارویی ساخت که ماده اصلی آن سیر بود. نکته جالبش این بود که طوری این کپسول‌ها را درست کرد که ملکه متوجه مزه سیر نشود و به راحتی آن را بخورد. بعد از مدتی ملکه با خوردن کپسول‌ها بهبود یافت و در آخر متوجه شد که چقدر سیر خورده و خودش خبر نداشته است!

در ادامه ۴ مرحله برای ساخت کپسول نه گفتن آمده است که می‌توانید با این روش به راحتی نه بگویید و روابط خود را به قوت قبل، حفظ کنید.

 

۱- تصمیم قطعی برای نه گفتن

قبل از نه گفتن، تصمیم قطعی خود را بگیرید. درخواست کننده با هزار امید و آرزو به ما مراجعه می‌کند و سرکار گذاشتن دیگران کار پسندیده‌ای نیست. شاید این مورد برایتان پیش آمده باشد که از فردی درخواستی کنید و بگوید که بعداً اطلاع می‌دهد اما تلفن خود را تا یک هفته خاموش می‌کند و جواب نمی‌دهد! به نظرتان این کار، در حوزه ارتباط مؤثر تعریفی دارد؟

در رابطه با تقویت قدرت تصمیم گیری بیشتر مطالعه کنید: چطور راحت تصمیم بگیریم؟

 

قاطع بودن در جواب منفی

 

۲-همراهی اولیه و تقدیر

زیبایی این روش به همین مرحله است. بعد از اینکه تصمیم گرفتید نه بگویید، درجا جواب رد ندهید بهتر است یک مقدار همراهی کنید. مثلاً اگر کسی برای راه اندازی نمایشگاه خودرو، به پول احتیاج دارد و از شما درخواست پول می‌کند، می‌توانید این طور همراهی خود را نشان دهید: «چقدر عالی… الان واردات خودرو سود خیلی خوبی داره… کار خوبی می‌کنی… ». حسن‌جویی در این مرحله بسیار کارساز است!

 

محترمانه نه بگوییم

 

۳- گفتن نه و دلیل

بعد از همراهی، جواب نه را بدهید و دلیل خود را هم بگویید. احتیاجی نیست جزئیات را به طور کامل توضیح دهید فقط کلی اشاره کنید تا مخاطب متوجه شرایط شما بشود. دلیل آوردن یک نکته حرفه‌ای است که در ارتباط مؤثر تاکید زیادی بر آن شده است.

اگر می خواهید بدانید چرا باید دلیل بیاوریم حتماً این مقاله را بخوانید: معجزه دلیل

 

چرا باید نه بگوییم

 

۴-ارائه راهکار

ضربه آخر را بزنید تا جایی برای گِله و شکایت باقی نماند. اگر راهکار مناسبی دارید یا شخص دیگری می‌شناسید که می‌تواند کار او را راه بیندازد، به فرد مقابل پیشنهاد بدهید.

 

چطور نه بگوییم که فرد ناراحت نشود

 

 

مثال برای نه گفتن

دو سناریو زیر را به عنوان مثال آورده‌ایم که کمک می‌کند مراحل ذکر شده بهتر در خاطرتان بماند:

 

۱)

  • سلام زهرا جون؛ خوبی؟ امروز میتونی بیای با بچه ها بریم سینما؟
  • سلام مریم جون؛ ممنون اتفاقاً خیلی دلم میخواد بیام و بچه ها رو ببینم؛ اما فردا امتحان دارم نمیتونم. بجاش جشن تولد صبا که پنجشنبه است میام میبینمتون…

۲)

  • علی میتونی یک مقدار بهم پول قرض بدی؟… خیلی احتیاج دارم… قربون دستت.
  • محمد جان شرایطتت رو درک میکنم… متاسفانه الان خیلی پول تو حسابم نیست فقط به خرج زندگی میرسم… . به بهرام بگو شاید کارتو راه بندازه

 

به چه چیزهایی باید نه گفت

چند مورد مهم هستند که اصلاً احتیاجی به توضیح ندارند و بی درنگ باید در مقابل آن‌ها نه گفت:

  • همراهی و همکاری با افرادی که طرز فکر پوسیده و غیرسازنده ای دارند
  • کسانی که فقط وقت و انرژی مان را هدر می دهند
  • لذت‌های زودگذر
  • مواقعی که خیلی احساسی هستیم 
  • مواردی که حقمان ضایع می شود
  • تعارف هایی که می دانیم عاقبت ندارند(مثل سیگار و…) 
  • خط قرمزهایی که در زندگی برای خودمان تعیین کرده ایم
  • افرادی که قصد سو است

 

به این موارد کوچک‌ترین اهمیتی ندهید و کاری که به صلاحتان هست را انجام دهید. مسیر موفقیت فراز و نشیب‌های زیادی دارد و دزدان رویا هم همه جا در کمین منصرف کردن شما هستند. وقتی به موفقیت برسید خواهید دید که چقدر مورد توجه و تایید همان کسانی خواهید بود که یک زمانی می‌گفتند کارتان اشتباه است! به ناامیدی، افکار منفی، ترس، خجالت و… هم با قدرت نه بگویید و با لذت و آرامش در مسیر موفقیت گام بردارید.

 

تبریک می‌گویم که این مقاله را تا آخر مطالعه کردید. امیدوارم برایتان مفید واقع شود در انتها از نظرات و کامنت‌هایتان خوشحال می‌شویم.

 

احوالپرسی

۷ نکته برای سلام و احوالپرسی حرفه ای

سلام خدمت شما خواننده عزیز، حتماً فردی اهل رشد و مبادی آداب هستید که این موضوع (نحوه سلام و احوالپرسی) برایتان جالب بوده است که تصمیم به مطالعه آن گرفته‌اید؛ برخلاف خیلی‌ها که فکر می‌کنند معاشرت آداب ندارد یا ذاتی است!

 

اما افراد موفق و محبوب یا به اصلاح کاریزماتیک، به خوبی می‌دانند که آداب معاشرت چه قدرت شگفت انگیزی در ارتباطات دارد مخصوصاً سلام و احوالپرسی که شروع ارتباط است.

 

در این مقاله قصد دارم در قالب ۷ نکته یخ شکن، نحوه سلام و احوالپرسی حرفه‌ای و جذاب را با شما به اشتراک بگذاریم. بخوانید، لذت ببرید سپس استفاده کنید تا جذاب و محبوب شوید!

 

 

نحوه سلام و احوالپرسی چطور باعث درخشش ما می‌شود؟

حتماً این ضرب المثل را شنیده اید: «سالی که نکوست از بهارش پیداست!»  نه فقط سال بلکه ارتباطی هم که نکو باشد از آغاز آن یعنی سلام و احوالپرسی پیداست!

 

تا کنون سوار تِرَن هوایی شدید؟

به احتمال زیاد در شهر بازی دیده باشید؛

سوار ترن هوایی که می‌شوید از آن بالا (که نفس‌هایتان در سینه حبس شده است) به سمت پایین سقوط آزاد می‌کنید (جیغ و فریاد) سپس دوباره بالا می‌روید و همین ماجرا تکرار می‌شود!

نکته مهم این است: اگر ترن قدرت کافی نداشته باشد نمی‌تواند برای بار دوم بالا رود!

 

نقش سلام و احوالپرسی در شروع رابطه همین طور است؛

اگر سلام و احوالپرسی خسته کننده و منفی باشد رابطه هم همان جا افول می‌کند و فرد مقابل حس بدی می‌گیرد و می‌خواهد هر چه زودتر صحبت ما با او تمام شود!

اما اگر از همان ابتدا پرانرژی و جذاب سلام احوالپرسی کنیم، مخاطب ترغیب می‌شود که بیشتر با ما صحبت کند.

 

حتی از نظر علمی هم ثابت شده است که ۸۰ درصد تأثیر اولیه در همان ۳ تا ۳۰ ثانیه اول اتفاق می‌افتد.

طبق این تحقیق دو سؤال اساسی در ذهن مخاطب جرقه می‌زند:

  • آیا می‌توانم به این شخص اعتماد کنم؟
  • آیا می‌توانم به توانایی‌های این فرد احترام بگذارم؟

حتی در سلام و احوالپرسی‌ با دوست ۱۰ ساله هم این قضیه برقرار است دیگر چه برسد به فرد غریبه که اولین بار است یکدیگر را می‌بینیم.

بسیار خب! حالا چکار کنیم که در این ۳ تا ۳۰ ثانیه، سلام احوالپرسی شیک، عالی، جذاب و در یک کلام یخ شکن داشته باشیم (یعنی یخ مخاطب را بشکنیم و اعتماد و علاقه او را به خود جلب کنیم)؟!

 

 

۷ گام تا سلام و احوالپرسی یخ شکن و تأثیر گذار

 

۱- رباتیک‌وار نباشم!

معتقدم ۲ دقیقه اول (یا حتی ۵ دقیقه) در هر تماسی بیهوده است و فقط شارژ مصرف می‌کند! لابد می‌پرسید چرا؟

یک بار امتحان کنید به یکی از دوستان یا آشنایانتان زنگ بزنید و سلام و احوالپرسی کنید، خواهید شنید یا خواهید گفت که:

خوبم قربونت… تو خوبی… چه خبر… دیگه چه خبر… خانواده خوبن… فلانی چیکار میکنه… خودت چیکار می‌کنی… !

در اکثر سلام و احوالپرسی‌ها همینطور مثل ضبط صوت شروع می‌کنیم به گفتن یک سری جملات تکراری و پشت سر هم!

 

 به نظرم اگر به جای آهنگ پیشواز صدای ضبط شده خودمان با همین جملات پخش شود به صرفه‌تر است!

 این جملات کلیشه‌ای و تکراری دیگر جذابیت ندارند و دیگر گوشی بدهکار شندینشان نیست.

 

 اگر می‌خواهید سلام و احوالپرسی شما جذاب باشد و از همان ابتدا به دل مخاطب بنشینید بهتر است از جملات جدید و مخصوص خودتان استفاده کنید.

در مقاله سه راهکار برای ساخت عبارت‌های جادویی به طور کامل درباره ساختن عبارات جدید صحبت کرده‌ایم؛ با یادگرفتن راه حل هایی که در این مقاله ذکر شده می‌توانید جملاتی جذابی بسازید که کسی تا کنون نشنیده است و دیگران را شیفته خود کنید.

 

۲- مثبت باشیم

یکی دیگر از اشتباهات رایج در سلام و احوالپرسی، منفی صحبت کردن است. معمولاً باب شده است که در جواب احوالپرسی دیگران این طور جواب می‌دهیم:

  • هی … بد نیستم… ؛
  • ای بابا همش گرفتاری قسط و وام… ؛
  • خدا میدونه چقدر خستم… ؛
  • امتحان و درس کلافم کرده… ؛
  • همش سرکارم اصن نمیدونم زندگیم چجور میگذره… ؛

این دیگر احوال پرسی نیست، حال گرفتن است!

یک سؤال دارم… کسی هست که اصلاً گرفتاری نداشته و بدون دغدغه باشد؟

 به جرأت می‌توان گفت هیچ کس!

با گفتن این جملات منفی هم هیچ دردی دوا نمی‌شود جز اینکه حال خودمان و مخاطب بد شود. شاید بگویید: «دیگه عادت کردیم … کی به این چیزا توجه میکنه… !»

ولی مطمئن باشید توجه می‌کنند! فقط یک بار امتحان کنید، به صورت مثبت احوالپرسی کنید سپس خودتان خواهید دید مخاطبان چقدر خوشحال به صحبت با شما ادامه می‌دهد.

جملات مثبت مانند:

  • خداروشکر خوبم؛
  • خیلی خوبم، ممنون؛
  • حالم خوبه خوبه؛
  • زنگ زدی حالم بهتر شد؛
  • مگه میشه صدای شما رو که شنید و بد بود؟!

 

مثبت بودن یکی از رازهای جذابیت است، مثبت سلام و احوالپرسی کنید تا جذاب و بانفوذ باشید.

یک ویدیو ۲ دقیقه‌ای هست که در آن یک تکنیک عالی برای تقویت انرژی کلام توضیح داده شده است. پیشنهاد می‌کنم حتماً آن را ببینید.

برای دیدن این ویدیوی روی عبارت لینک کلیک کنید.

 

۳- نوبت بدهیم!

نکته دیگر در احوالپرسی این است که به یکدیگر نوبت صحبت کردن دهیم نه اینکه رگباری پشت سر هم سؤال بپرسیم که مخاطب حتی فرصت جواب دادن به یکی از آن‌ها را نداشته باشد!

 

یکی از افراد فامیل ما خانمی است که پرانرژی صحبت می‌کند اما هر وقت که با ایشان تماس می‌گیرم فقط ۳ دقیقه صبر می‌کنم تا احوالپرسی رگباری ایشان تمام شود سپس شروع به صحبت می‌کنم البته دیگر احوال نمی‌پرسم چون می‌ترسم بازهم ۳ دقیقه معطل شوم!

 

نکته جالب‌تر این است که معمولاً افراد در سلام و احوالپرسی گوش نمی‌دهند فرد مقابل چه جوابی می‌دهد؛ مثلاً اگر بگوییم: «مرسی. مریضم!» و احتمال اینکه بشنویم: “خداروشکر…!” کم نیست.

 

هدف از احوالپرسی فقط پرسیدن نیست بلکه احوال پرسیدن است! پس سؤالاتِ درست و اختصاصی بپرسیم و فرصت دهیم تا مخاطب جواب دهد و به صحبت‌هایش خوب گوش دهیم.

مطلب مرتبط: گوش دادن فعالانه | پروژه نفوذ به قلب آدم‌ها

 

این گونه مخاطب دلش باز می‌شود که حداقل یک نفر حالش را پرسیده است از طرفی اگر درخواستی از فرد داشته باشیم احتمال اینکه قبول کند بیشتر می‌شود.

 

۴- خلاق باشیم

خلاقیت جلب توجه می‌آورد؛ خیلی عالی می‌شود اگر در سلام و احوالپرسی ها هم خلاقیت به خرج دهیم.

هر روز یک جمله جدید که می‌شنویم را جایی یادداشت کنیم و به تدریج به احوالپرسی‌های خود اضافه کنیم.

مثلاً به جای اینکه همیشه بگوییم: خوبی؟ چیکار می‌کنی؟

می‌توانیم بگوییم: کار وامت جور شد؟… مسافرت خوش گذشت؟

 

این سؤالات اختصاصی و مختص خود مخاطب هستند.

این گونه او متوجه می‌شود ما جویای کار و حالش هستیم نه اینکه صرفاً مثل ربات فقط یک سری سؤالات الکی بپرسیم و جوابشان هم برایمان مهم نباشد!

 

۵- پرانرژی باشیم

انرژی تنها چیزی است که از بین نمی‌رود. این جهان و هر آنچه در آن است از انرژی به وجود آمده است؛ در یک کلام انرژی منشأ حیات است.

طبیعی است که جذب افراد پرانرژی می‌شویم همانطور که در سرما دور آتش جمع می‌شویم تا از گرمای آن به ما انرژی برسد.

 

هنگام سلام و احوالپرسی، پرانرژی و شاداب باشید در این صورت فقط یک جمله “حال شما چطور است؟” کافی است تا توجه مخاطب به شما جلب شود.

 بعد از آن این شمایید که احوالپرسی می‌شوید! چون انرژی مثبت دادید پس انرژی مثبت هم دریافت می‌کنید و دیگران با شما صمیمی‌تر می‌شوند حتی حاضر می‌شوند به شما کمک کنند.

 

سه فاکتور مهم برای پرانرژی بودن لازم است: لبخند، ارتباط چشمی محبت آمیز و صدای رسا و واضح.

 

تکنیک‌هایی که برای پرانرژی و جذاب بودن در مقاله ۷ نکته طلایی برای جذاب صحبت کردن، ذکر شده است به شدت در سلام و احوالپرسی مؤثر هستند.

این مقاله از پربازدید کننده‌ترین مقالات ماست.

 

۶- مناسب بودن موقعیت

بهتر است بعد از یک احوالپرسی مختصر از مخاطب بپرسیم که موقعیت صحبت کردن دارد یا نه؛ مثلاً بگوییم:  سلام… خوبی؟ الان میتونی صحبت کنی؟

 

اگر گفت: “آره میتونم” سپس می‌توانیم بگوییم: «مرسی… خب… چه خبر؟… پروژت تموم شد؟»

احوالپرسی در موقعیت نامناسب دیگر احوالپرسی نیست، ضد حال است حتی اگر فرد مقابل خواهر یا برادرمان باشد!

 

قبل از احوالپرسی عمیق، از مخاطب اجازه بگیرید این گونه هم متوجه ادب شما می‌شود هم احترام شما بالاتر می‌رود.

 

۷- غریبه‌ها را معذب نکنیم!

یکی از قوانین نانوشته، حفظ قلمرو شخصی هنگام رو به رو شدن با افراد جدید است.

 

مترو یا اتوبوس را تصور کنید؛

 تعداد زیادی آدم‌های غریبه که کنار یکدیگر می‌نشینیم اما معمولاً با هم صحبت نمی‌کنیم تا جایی هم که امکان داشته باشد از هم فاصله می‌گیریم (به لطف کرونا این فاصله بیشتر هم شده است)!

 

ارتباط گرفتن با آدم‌های جدید مانند باز کردن در بطری برای اولین بار، سخت است! بعضی افراد راحت‌تر ارتباط می‌گیرند برخی دیگر نه، مخصوصاً افراد درونگرا.

اعتماد به نفس بالا کمک می‌کند که راحت‌تر و موثرتر ارتباط بگیریم و احوالپرسی کنیم.

فقط کافیست خودمان باشیم! نقش فوق مؤدبانه یا رسمی بازی نکنیم چون دیگران متوجه می‌شوند و به ما اعتماد نمی‌کنند.

اگر دوست دارید اعتماد به نفس خود را تقویت کنید، این مقاله بشدت توصیه می شود

 

البته در احوالپرسی با افراد غریبه بهتر است کوتاه صحبت کنیم که معذب نشوند و همان اولِ کاری از ما حس بد نگیرند و نگویند: «اه چه آدم پر حرف و سریش بود… !»

 

 

جمع‌بندی

آن مثال ترن هوایی را به خاطر دارید؟

هر وقت می‌خواهید سلام احوالپرسی کنید آن را به یاد آورید. اگر می‌خواهید در ادامه صحبت، قوی و جذاب پیش روید از همان ابتدای احوالپرسی یخ مخاطب را بشکنید.

احوالپرسی هر چه با اعتماد به نفس بیشتر و جذاب‌تر باشد ادامه صحبت هم جذاب می‌شود.

احوالپرسی یخ شکن، ۷ نکته مهم دارد که مطمئنم همه را در بالا خواندید! این نکات طلایی را چاشنی احوالپرسی کنید تا دیگران میخکوب و مجذوب شما شوند.