زبان بدن

چرا زبان بدن از زبان کلام قدرتمندتر است؟

به نظرتان چرا هنگام دروغ گفتن بینی مان شروع به خارش می‌کند؟ چرا وقتی کلافه هستیم، به موهای سر خود چنگِ نوازش می‌کشیم؟ آیا حواسمان هست که در هر شرایطی که هستیم، یک نوع زبان بدن خاص از خودمان به نمایش می گذاریم؟

زبان بدن ابزاری است که به کمک آن احساسات خود را نشان می‌دهیم. این عنصر ارتباطی به حدی قدرتمند می‌باشد که بدون آن فرقی با ربات‌های بی‌احساس نخواهیم داشت!

افراد تیزحس به خوبی زبان بدن دیگران را می‌خوانند و افکار و احساسات آن‌ها را درک می‌کنند.

خواندن زبان بدنِ دیگران مهارتی است که به شما قدرت فوق‌العاده می‌دهد طوری که گویا چشم بصیرت دارید و از دل دیگران خبردار هستید!

در این مقاله با ما همراه باشید تا با این زبانِ بی زبان (ولی قدرتمند) آشنا شوید.

زبان بدن در روابط

 

یک قانون طبیعی به نام زبان بدن

«زبان بدن» همانطور که از اسم آن مشخص است یعنی زبانی که بدنِ ما با آن صحبت می‌کند اما نه آن زبانی که در دهانمان است؛ چرا که آن زبان فقط قسمتی از پیام ما را منتقل می کند.

اگر بخواهم خودمانی تر بگویم، کل بدن ما زبان دارد! دست‌ها، پاها، چشم‌ها، ابرو، سر و… هر کدام زبان دارند و پیام خود را نشان می‌دهند.

مثلاً این پا و آن پا کردن یعنی عجله داریم یا مضطربیم! باز بودن کف دست ها نشانه صداقت است؛ کج کردن سر نشان از ضعیف یا صمیمی بودن دارد؛ یا مثلاً مردمک چشم نشان می‌دهد که کسی به ما علاقه دارد یا نه!

در مترو همیشه از ارتباط چشمی با فال فروشان اجتناب می‌کنم. فقط کافیست از دور چشمشان به چشمتان بیفتد، دیگر رهایتان نمی‌کنند تا زمانی که فال بخرید.

اوایل از اینکه بگویم «نه فال نمیخوام…» عذاب وجدان می‌گرفتم اما الان شگردش دستم آمده است؛ با چهره‌ای پوکِر فیس روی خود را برمی‌گردانم و بی‌تفاوت به اصرارهای فروشنده، اطراف خود را نگاه می‌کنم سپس بلافاصله خودش می‌رود.

 

فایده body language

 

این عنصر ارتباطی، قدرتمندتر از زبان عادی است و گاهی بدون صحبت کردن می‌توان منظور خود را بهتر انتقال داد.

درواقع زبان بدن یا تن گفتار (به انگلیسی: body language) به مجموعه رفتارهای غیر کلامی و فیزیکی گفته می‌شود که با استفاده از آن می‌توانیم پیام خود را به دیگران انتقال دهیم بدون آنکه صحبت کنیم!

مثلاً به جای گفتن «نه» می‌توانیم سر خود را بالا ببریم یا برای نشان دادن عدد از انگشتان دست استفاده کنیم.

علائم body language گسترده‌تر از این حرفاست و برای تسلط بر آن باید هر بخش از بدن را جداگانه بررسی کرد.

 

تأثیر حیرت انگیز زبان بدن در روابط

پرفسور آلبرت محرابیان، استاد دانشگاه UCLA، که در زمینه روانشناسی کلامی و غیر کلامی تحقیق و تدریس می‌کند؛ در تحقیقات خود به یک راز بزرگ دست یافت.

پرفسور نشان داد که اثرگذاری در روابط شامل سه بخش می‌شود:

  • کلام
  • لحن
  • زبان بدن

اما نکته شگفت‌آور این است که میزان اثرگذاری هر کدام از این بخش‌ها متفاوت می‌باشد.

طبق این تحقیق، کلام فقط ۷% تاثیر دارد در حالی که لحن ۳۸% و زبان بدن ۵۵% مؤثر است.

یعنی کلام کمترین میزان اثرگذاری و body language بیشترین تاثیر را دارد. به عبارت دیگر آنچه می‌گویید مهم نیست بلکه چگونه می‌گویید مهم‌تر است!

به همین دلیل است که تلوزیون نسبت به رادیو طرفدار بیشتری دارد!

دیروز به یک مغازه لباس‌فروشی رفتم که سه فروشنده جوان داشت. یکی از فروشنده‌ها فعال و خنده‌رو بود ولی دو فروشنده دیگر با بی‌میلی روی صندلی نشسته بودند و لباس‌ها را بدون اشتیاق روی میز رها می‌کردند به جای اینکه با شوق جنس و مدل کار را به مشتری معرفی کنند.

حتی یکی از آن‌ها خیلی بی‌حوصله و عصبانی فریاد زد: «بیا اینجاااا… نمونه کارت اینه»!

فقط یک ربع آنجا بودم ولی در همین مدت زمان کوتاه دیدم که اکثر مشتری‌ها به سمت فروشنده اول می‌رفتند و درخواست خود را به او می‌گفتند.

تاثیر زبان بدن

 

ما با حرکات و اشارات خود می‌توانیم دیگران را جذب کنیم و یا از خود برانیم.

کلامی که با زبان بدن همراه باشد به آهنربایی تبدیل می‌شود که دیگران را جذب می‌کند در حالی که بدون آن، آهنی معمولی است که قدرت جذب ندارد.

حتی گوینده‌ها و خواننده‌ها هم در اتاق استودیو هنگام خواندن متن، حرکات و حالات بدن خود را هماهنگ می‌کنند که حس بیشتری به صدا و لحن خود بدهند.

با زبان بدنِ درست، کمتر حرف می‌زنیم و بیشتر اثر می‌گذاریم!

یادگیری زبان بدن چه کمکی به ما می‌کند؟

همانطور که در قسمت قبل خواندید ۵۵% سهم اثرگذاری ما مربوط به body language است که سهم قابل توجهی می‌باشد و دانستن یا ندانستن آن دو روی کاملاً متفاوت از زندگی را می‌سازد!

مانند کسی که قبلاً با غلط املایی می‌نوشته است اما الان درست، خوانا و بدون اشتباه می‌نویسد. به نظر شما کدام حالت بهتر است؟

قبل از مطالعه، شاید رفتارهایی داشته باشیم که باعث سوء تفاهم شود اما بعد از آن می‌دانیم که هر حرکت چه معنایی دارد و به راحتی رفتار و حرکات خود را مدیریت می‌کنیم.

مثلاً خودم سابقاً عادت داشتم دست به سینه می‌نشستم. یا اکثر افراد به خودم می‌گفتند «چرا اینقدر چهره‌ات گرفته است؟» دایره روابطم کم بود و زیاد نمی‌توانستم دوست پیدا کنم.

اما الان که با زبان بدن و ارتباط مؤثر آشنا هستم، می‌دانم که زیاد وارد حریم شخصی افراد نشوم، لبخند جزء لاینفک چهره‌ام شود، زاویه سر خود را چطور تنظیم کنم که با اعتماد به نفس‌تر به چشم بیایم و در ارتباط با هر شخصی چه زبان بدنی مناسب‌تر است.

از طرفی می‌توانیم با خواندن حرکات و اشارت بدن دیگران، احساسات آن‌ها را درک کنیم و تشخیص دهیم که درباره ما چطور فکر می‌کنند؟ نسبت به ما علاقه دارند یا تنفر؟ راست می‌گویند یا دروغ؟

آشنایی با زبان بدن به ما کمک می‌کند روابط خود را مدیریت کنیم مثلاً هنگام ورود به یک جلسه کاری مهم، قدرتمند حضور یابیم؛ در برخورد با افراد غریبه چطور سر صحبت را باز کنیم؛ دروغ در مذاکره را تشخیص دهیم و… . تیز حس بودن و حدس زدن افکار دیگران یکی از الزامات مهم در متقاعدسازی است.

بعد از آشنایی با body language نگاهتان به آدم‌ها طور دیگر می‌شود. گویا چشم بصیرت دارید! از طرز نگاه، راه رفتن، نشستن و… می‌توانید افکار آن‌ها را حدس بزنید. دنیا برایتان خیلی شگفت انگیز می‌شود!

زبان بدن چطور احساسات و افکار ما را لو می‌دهد؟

آلن پیز در جایی از کتابش نوشته است:

تکان سر از یک سو به سوی دیگر نشانه «نه» است و منشأ آن به شیر خوردن کودک از سینه مادر برمی‌گردد.

 

زبان بدن ما انعکاسی از احساسات و افکار ماست؛ اگر عصبانی باشیم اخم‌هایمان در هم گره می‌خورد، اگر خوشحال باشیم لبخند می‌زنیم.

کلام ما، اطلاعاتی که در ذهن داریم را انتقال می‌دهد ولی بدن، نگرش ما را نشان می‌دهد.

ابتدا باید به زبان بدن خود را بشناسیم و به آن مسلط شویم سپس برای زبان بدن دیگران را بررسی کنیم.

حین گوش دادن به صحبت‌های مخاطب به حرکات دست، چشم، سر، دهان و… دقت کنیم تا وضعیت عاطفی او را درک کنیم.

 

عاقبت بی توجهی به زبان بدن

حدوداً یک ماه پیش به یک مغازه خدمات رایانه ای رفتم که روی لبتابم ویندوز نصب کنم. چند بار به مسئول آنجا گفتم که سیستم من با ویندوز ۸ سازگارتر است لطفاً ویندوز ۱۰ نصب نکنید.

اما هر بار مخالفت می‌کرد که: «دیگه الان برنامه روی ۸ نصب نمیشه… قدیمیه… ارزش نداره… ».

جالب اینجا بود که موقع صحبت کردن دست خود را جلوی دهانش می‌گرفت یا سرش را می‌چرخاند و یا نگاهش را به جای دیگر می‌برد.

احساس کردم حقیقتی را پنهان می‌کند اما به حساب باتجربه بودنش گذاشتم و همان ویندوز ۱۰ را نصب کردم.

مدتی بعد سرعت لبتابم کُند شده بود به حدی که مجبور شدم دوباره به مغازه او بروم و برایم ویندوز۸ نصب کند.

باز هم مخالفت کرد که ۱۰ بهتر است اما زیر بار نرفتم. بالاخره گفت که سی دی ویندوز ۸ ندارد و خودم باید برایش ببرم.

از زیر زبانش بیرون کشیدم و فهمیدم دفعه قبل هم سی دی ۸ نداشته است و به همین دلیل نصب نکرده بود نه به خاطر قدیمی بودن آن.

اگر از همان ابتدا به دانشی که از زبان بدن داشتم اطمینان می‌کردم، زیر بار نمی‌رفتم و ویندوز ۸ نصب می‌کردم در نتیجه دو بار هزینه نمی‌پرداختم!

 

خواندن افکار دیگران

 

این یک مسأله کوچک بود اما در موقعیت‌های بزرگتر مانند جلسات، معامله چند میلیاردی، خواستگاری، فروش، مذاکره، سخنرانی و… آگاهی به زبان بدن به شدّت کمک کننده است.

تا کنون چنین تجربه مشابهی داشته‌اید؟

روش صحیح خواندن زبان بدن

خواندن زبان بدن و تشخیص افکار دیگران کاری هیجان انگیز می‌‌باشد اما نکات مهمی وجود دارد که اگر در نظر نگیریم ممکن است به اشتباه بیفتیم و سوء تفاهم پیش بیاید.

 

۱) مجموعه حرکات را با هم در نظر بگیرید

خواندن زبان بدن مانند خواندن یک متن است نه یک کلمه! همانطور که برای درک یک جمله باید تمامی کلمات آن را خواند، برای فهم احساسات دیگران باید تمام حرکات بدن را در نظر گرفت: حرکت سر، دست، چشم، پاها و… .

در واقع هر حرکت یک کلمه است و درک درست body language مستلزم در نظر گرفتن تمامی حرکات است تا مانند یک جمله کامل بتوان مفهوم درستی از آن به دست آورد.

به عنوان مثال اگر کسی سرش را خاراند، همیشه معنی‌اش این نیست که به ما اطمینان ندارد، شاید خارش سرش از شوره سر باشد.

یا همیشه خارش بینی نشانه دروغ‌گویی نیست و تعبیر دیگرش می‌تواند آلرژی باشد!

بنابراین فقط به یک جزء بدن نگاه نکنید و سایر حرکات را هم در نظر بگیرید تا نگرش و افکار شخص را درست تشخیص دهید.

 

۲دنبال هم خوانی بگردید

هم‌خوانی یعنی کلام فرد با زبان بدنش تطابق داشته باشد.

به فرض مثال اگر کسی حین صحبت کردن گردنش را کج کند و کف دستش را نشان دهد یعنی حقیقت را می‌گوید چون زبان بدنش با کلامش هماهنگ است.

اما اگر بینی یا صورتش را بخاراند و نگاهش را بدزدد، به احتمال زیاد دروغ می‌گوید چون زبان بدنش با کلامش هم‌خوانی ندارد!

به قول شاعر رنگ رخساره خبر می‌دهد از سِرِّ درون!

اگر زبان بدن همانی را نشان دهد که مخاطب می‌گوید یعنی راست می‌گوید؛ اما اگر زبان بدن یک چیز بگوید و کلامش چیز دیگر، یعنی یک جای کار می‌لنگد!

بنابراین همیشه آن طور که می‌گویند، نیست و باید دقت کرد که آیا زبان بدن با کلام هماهنگی دارد یا نه.

 

۳-حرکات شخص را در چارچوبی که رخ می‌دهد در نظر بگیرید:

اگر این نکته را در نظر نگیرید در تله سوء تفاهم خواهید افتاد؛ چون زبان بدن هم همیشه حقیقت قلبی افراد را نشان نمی‌دهد!

مثلاً دست به سینه بودن معنای واکنش دفاعی دارد اما نه همیشه! به نظرتان چنین چیزی چطور ممکن است؟

در یک روز سرد برفی، طبیعی است که برای گرم کردن خود دست به سینه می‌شویم و این حالت نشانه تدافعی ندارد.

اما اگر پشت میز در یک جلسه کاری، فرد مقابل دست به سینه بود به احتمال زیاد با ما مخالف است!

 

چطور در خواندن زبان بدن حرفه‌ای شویم؟

همانطور که برای خواندن یک متن، ابتدا باید هر کلمه آن را درک کرد؛ برای خواندن زبان بدن هم باید تمامی حرکات سر، دست، پا و… را به خوبی شناخت که در مقالات آتی به هریک جداگانه خواهیم پرداخت.

سپس با دیدن فیلم و سریال می‌توانید زبان بدن بازیگران را تحلیل کرد که در هر موقعیتی از چه حرکاتی استفاده می‌کنند. البته بهتر است این تمرین را بدون صدا انجام دهید!

یک راه دیگر هم تمرین در مقابل آینه است. این یکی از اصلی‌ترین تمرین‌هایی است که در دوره فن بیان و سخنرانی شرکت کننده‌ها انجام می‌دهند.

با این روش هم به زبان بدن خود مسلط می‌شوید و هم در خواندن زبان بدن دیگران.

اگر از خود فیلم بگیرید و تمرین کنید خیلی بهتر است چون در آن صورت بارها و بارها می‌توانید زبان بدن خود را ببینید و زبان بدن خود را اصلاح کنید.

 

تسلط بر زبان بدن

 

همه ما زبان بدن را از کودکی می‌شناسیم بدون آن که آموزش دیده باشیم، البته به صورت ناخودآگاه.

درک آگاهانه و استفاده هوشمندانه از زبان بدن، روابطتان را دگرگون می‌کند. با زبان بدن می‌توانید جایگاه خود را قدرتمندتر از گذشته بسازید از طرفی تاثیرگذارتر باشید.

امیدوارم این مقاله برایتان جذاب و مفید بوده باشد. در انتها خوشحال می‌شویم نظرات خود را برای ما ارسال کنید.

 

مهارت نه گفتن

چطور به راحتی نه بگوییم و کسی هم ناراحت نشود؟

می‌دانید مهارت «نه گفتن» از چه عواقبی جلوگیری می‌کند؟ لطفاً یک تبر، سر در خانه خود بگذارید تا هر کس که آمد آن را بردارد و هر چقدر که می‌خواهد به در و دیوار منزلتان بزند، خش بیندازد و خراب کند! به نظرتان منطقی است؟ حاضرید این اجازه را بدهید؟

قطعاً منطقی نیست در حالی که هر روز یا حتی هر ساعت، این ضربات را متحمل می‌شویم و فقط به خاطر اینکه عزت نفس و اعتماد به نفس نداریم، نمی‌توانیم نه بگوییم، آرامش و برنامه‌ریزی خود و اطرافیانمان را به هم می‌زنیم.

نه گفتن، ارثی و ژنتیکی نیست، بلکه یک مهارت است و فقط باید روشش را یاد بگیرید تا هر جا که صلاح دانستید به کار ببرید. اگر این مهارت را در خود تقویت کنید، یکبار برای همیشه از شر خودخوری و استرس خلاص می‌شوید، اجباری به هر کسی چیزی قرض نمی‌دهید، به دردسر و زحمت الکی نمی‌افتید، پول و سرمایه خود را از دست نمی‌دهید و… .

 

اهمیت نه گفتن

 

نه گفتن خودش نان شب است!

به خاطر نه نگفتن، تا به حال چه فرصت‌های مهمی در زندگی خود از دست داده‌اید؟ چند بار به دردسر و زحمت افتاده‌اید؟ شاید حتی یادآوری این موارد آزارتان دهد. خجالت کشیدن از نه گفتن یک تجربه مشترک است که بعید می‌دانم برای کسی خوشایند باشد:

  • ریشه اکثر اعتیادها در نداشتن مهارت نه گفتن است چون فرد نتوانسته به درخواست دوستش برای بار اول نه بگوید!
  • طلاق‌هایی که ناشی از عدم علاقه بوده، فرد نتوانسته روی حرف بزرگتر خود حرف بزند و تن به ازدواج اجباری داده است!
  • خسارت‌های مالی یا اخلاقی که در نتیجه قرض دادن ماشین، موبایل و… برای صاحبش آب خورده است!
  • دلخوری‌ مهمان از بی‌توجهی میزبانی که به جای پذیرایی، مشغول مکالمه تلفنی بوده و به خاطر رودربایستی نتوانسته مکالمه را زودتر تمام کند!
  • خودتان چه موقعیت‌های دیگری به نظرتان می‌آید که تجربه کرده‌اید؟

 

نه گفتن فقط مهارت نیست هنر است. از کودکی به ما یاد داده‌اند که به بزرگتر، مهمان، غریبه، دوست و… احترام بگذاریم، طوری صحبت نکنیم که ناراحت شوند و به آن‌ها بربخورد. همین رودربایستی کردن ها باعث دردسر و گرفتاری می‌شوند.

ممکن است فردی از ما درخواستی کند ولی برآورده کردن آن در توان ما نباشد یا در آینده دردسرساز گردد یا اصلاً دلمان نخواهد که درخواستش را قبول کنیم. اما چون خجالت می‌کشیم یا از رد کردن آن می‌ترسیم، به اجبار می‌پذیریم و بابت مشکلاتی هم که در آینده دامن گیرمان می‌شود چاره‌ای جز سوختن و ساختن نخواهیم داشت.

 احساس خجالت و ترس از نه گفتن، زودگذر می‌باشد اما عواقبی که نگفتن آن در پی دارد ممکن است به اندازه یک عمر، گران تمام شود. دقیقاً مانند خوردن دارویی که مزه تلخ دارد ولی بعد از آن درد و بیماری رفع می‌شود و با لذت به زندگی ادامه می‌دهیم.

 

چه عاملی جلوی نه گفتن ما را می‌گیرد؟

گاهی اوقات با اینکه خودمان می‌دانیم نه بگوییم بهتر است اما عواملی وجود دارد که جلوی ما را می‌گیرد. درواقع تصورات ذهنی خودمان مانع از این کار می‌شود. این تصورات کاملاً اشتباه و غلط هستند که در ادامه مهم‌ترین آن‌ها را ذکر کرده‌ایم؛ اگر شما مورد دیگری به نظرتان می‌رسد خوشحال می‌شویم درقسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

 

۱) دوست داریم به همه کمک کنیم

 کمک کردن به هم نوع یک امر قلبی است و کسانی که مهربانند بیشتر به فکر دیگران هستند تا خودشان. حاضرند از وقت و هزینه خودشان بزنند اما رنج و سختی دیگران را نبینند.

قبول کنیم که یک نفر به تنهایی نمی‌تواند همه کار برای همه انجام دهد و ما یک آچار فرانسه نیستیم، از طرفی نمی‌توان همه را راضی نگه داشت. کمک کردن کار خوبی است اما یادمان باشد که مهم‌ترین شخص در زندگی هر فرد، خودش است؛ باید به فکر خودمان هم باشیم تا بتوانیم به دیگران هم بیشتر کمک کنیم.

یک جاهایی نه گفتن هم یک نوع کمک می‌باشد چرا که شاید فرد دیگری بهتر از ما بتواند کار دیگران را راه بیندازد.

 

مهربانی و نه گفتن

 

۲) همرنگ جماعت باشیم

این مورد یکی از مخرب‌ترین و شایع‌ترین عواملی است که در اکثر مواقع گریبان گیر می‌شود. گاهی اوقات حضورمان در یک جمع باعث می‌شود از اظهار نظر مخالف و نه گفتن اجتناب کنیم و همرنگ جماعت باشیم. شاید با خود فکر می کنیم اینطوری دیگران ما را غریبه نمی پندارند و یا به خاطر مخالفتمان انگشت نما نمی شویم!

 

داستان پادشاه لخت:

شاید این داستان را شنیده باشید: دو خیاط کلاهبردار، سر پادشاهی شیره می‌مالند و به او وعده می‌دهند که لباسی نامرئی برایش بدوزند و اگر  آن را بپوشد فقط حلال‌زاده‌ها می‌توانند ببینند و حرام‌زاده‌ها آن لباس را تن پادشاه نخواهند دید! در حالی این ایده دروغی بیش نبود و هیچ لباسی هم دوخته نشد.

روز موعود فرا می‌رسد و دو خیاط کلاهبردار پادشاه را لخت کرده و تظاهر می‌کنند که لباس نامرئی را به تن او پوشانده‌اند و بعد از گرفتن سکه‌های طلا به عنوان دستمزد، فرار می‌کنند. پادشاه هم برای رونمایی از لباس فاخرش در خیابان‌های شهر قدم می‌زند. مردم شهر از دیدن پادشاه لخت، انگشت به دهان مانده بودند در حالی که جرأت نداشتند بخندند یا لخت بودن او را به زبان بیاورند.

در این میان یک کودک  ۳ ساله که در آغوش مادرش بود شروع به خندیدن می‌کند و با صدای بلند فریاد می‌زند: «چرا پادشاه لخت است؟!». مردم با حیرت به کودک نگاه می‌کردند. تلاش‌های مادر برای ساکت کردن بچه فایده نداشت. با این کار کودک، مردم جرأت پیدا کردند و نفر به نفر لب گشودند و لخت بودن پادشاه را بلند فریاد ‌زدند. همان جا بود که پادشاه متوجه شد چه کلاه بزرگی بر سرش رفته است!

 

جرات نه گفتن

 

همیشه مطابق نظر جمع عمل کردن، درست نیست و شاید نظر متفاوت شما درست باشد. گذشته از آن هر کسی نظر و عقاید خودش را دارد و برای دیگران محترم است.

 

۳) از دعوا و نزاع می‌ترسیم

گاهی از نه گفتن اجتناب می‌کنیم چون می‌ترسیم دعوا و درگیری به وجود آید. این مورد یکی از دلایلی بود که باعث شد یکی از دوستان من، از ترس اینکه مبادا پدرش، مادرش را مقصر بداند و با او دعوا کند، تن به ازدواج اجباری داد. این گونه بود که الان خودش و دو فرزندش در جهنم واقعی به سر می‌برند و هر روز بر سر موضوع کوچکی با همسرش دعوا دارند.

بعضی اوقات دعوایی که پیش می‌آید زودگذر است در حالی که یک تصمیم‌گیری اشتباه می‌تواند یک عمر پشیمانی به بار آورد. اگر در شرایطی هستید که فکر می‌کنید بهتر است نه نگویید، نگویید. اما اگر پیش بینی می‌کنید که نه گفتن، در آینده از عواقب بدتر جلوگیری می‌کند، سختی‌های کنونی آن را بپذیرید.

 

سکوت و نه گفتن

 

۴) رابطه‌ام خراب می‌شود

تا کنون پیش آمده است که از یک برنامه تلویزیونی خوشتان نیاید و کانال را عوض کنید؟ آیا این کار شما یعنی اینکه کلاً از تلویزیون خوشتان نمی‌آید و از فردا جایش در سطل زباله است؟

یکی از تصورات اشتباه درباره نه گفتن این است که فکر می‌کنیم اگر نه بگوییم، کار بدی کرده‌ایم و دیگر رابطه باید تمام شود! در صورتی که نه گفتن یعنی «درخواستت را نمی‌توانم بپذیرم نه اینکه خودت را رد می کنم». حتی ممکن است این کار در طولانی مدت فواید بیشتری داشته باشد و بعدها که طرف مقابل متوجه نیت خیرخواهانه شما می‌شود، روابطتان مستحکم‌تر گردد. به عزت نفس خود خیلی اهمیت بدهید چرا که اجتناب از نه گفتن های به موقع عزت نفس ما را سست می کند.

 

جلوگیری از اتفافات بد

 

چگونه نه بگوییم؟

برای رد کردن درخواست دیگران، گفتن «نه» به تنهایی مؤثر نیست. بهتر است طوری منظور خود را بیان کنیم تا درد نه شنیدن برای طرف مقابل کمتر شود و لطمه‌ای به رابطه وارد نگردد.

خیلی خوب یادم می‌آید که در سریال جواهری در قصر(همان سریال کره ای که بازیگر نقش اول آن، یانگوم بود)، ملکه بیمار بود و علاقه‌ای به خوردن سیر نداشت در صورتی که بیماریش فقط با سیر درمان می‌شد. یانگوم از ترفند جالبی استفاده کرد و نوعی کپسول‌های دارویی ساخت که ماده اصلی آن سیر بود. نکته جالبش این بود که طوری این کپسول‌ها را درست کرد که ملکه متوجه مزه سیر نشود و به راحتی آن را بخورد. بعد از مدتی ملکه با خوردن کپسول‌ها بهبود یافت و در آخر متوجه شد که چقدر سیر خورده و خودش خبر نداشته است!

در ادامه ۴ مرحله برای ساخت کپسول نه گفتن آمده است که می‌توانید با این روش به راحتی نه بگویید و روابط خود را به قوت قبل، حفظ کنید.

 

۱- تصمیم قطعی برای نه گفتن

قبل از نه گفتن، تصمیم قطعی خود را بگیرید. درخواست کننده با هزار امید و آرزو به ما مراجعه می‌کند و سرکار گذاشتن دیگران کار پسندیده‌ای نیست. شاید این مورد برایتان پیش آمده باشد که از فردی درخواستی کنید و بگوید که بعداً اطلاع می‌دهد اما تلفن خود را تا یک هفته خاموش می‌کند و جواب نمی‌دهد! به نظرتان این کار، در حوزه ارتباط مؤثر تعریفی دارد؟

در رابطه با تقویت قدرت تصمیم گیری بیشتر مطالعه کنید: چطور راحت تصمیم بگیریم؟

 

قاطع بودن در جواب منفی

 

۲-همراهی اولیه و تقدیر

زیبایی این روش به همین مرحله است. بعد از اینکه تصمیم گرفتید نه بگویید، درجا جواب رد ندهید بهتر است یک مقدار همراهی کنید. مثلاً اگر کسی برای راه اندازی نمایشگاه خودرو، به پول احتیاج دارد و از شما درخواست پول می‌کند، می‌توانید این طور همراهی خود را نشان دهید: «چقدر عالی… الان واردات خودرو سود خیلی خوبی داره… کار خوبی می‌کنی… ». حسن‌جویی در این مرحله بسیار کارساز است!

 

محترمانه نه بگوییم

 

۳- گفتن نه و دلیل

بعد از همراهی، جواب نه را بدهید و دلیل خود را هم بگویید. احتیاجی نیست جزئیات را به طور کامل توضیح دهید فقط کلی اشاره کنید تا مخاطب متوجه شرایط شما بشود. دلیل آوردن یک نکته حرفه‌ای است که در ارتباط مؤثر تاکید زیادی بر آن شده است.

اگر می خواهید بدانید چرا باید دلیل بیاوریم حتماً این مقاله را بخوانید: معجزه دلیل

 

چرا باید نه بگوییم

 

۴-ارائه راهکار

ضربه آخر را بزنید تا جایی برای گِله و شکایت باقی نماند. اگر راهکار مناسبی دارید یا شخص دیگری می‌شناسید که می‌تواند کار او را راه بیندازد، به فرد مقابل پیشنهاد بدهید.

 

چطور نه بگوییم که فرد ناراحت نشود

 

 

مثال برای نه گفتن

دو سناریو زیر را به عنوان مثال آورده‌ایم که کمک می‌کند مراحل ذکر شده بهتر در خاطرتان بماند:

 

۱)

  • سلام زهرا جون؛ خوبی؟ امروز میتونی بیای با بچه ها بریم سینما؟
  • سلام مریم جون؛ ممنون اتفاقاً خیلی دلم میخواد بیام و بچه ها رو ببینم؛ اما فردا امتحان دارم نمیتونم. بجاش جشن تولد صبا که پنجشنبه است میام میبینمتون…

۲)

  • علی میتونی یک مقدار بهم پول قرض بدی؟… خیلی احتیاج دارم… قربون دستت.
  • محمد جان شرایطتت رو درک میکنم… متاسفانه الان خیلی پول تو حسابم نیست فقط به خرج زندگی میرسم… . به بهرام بگو شاید کارتو راه بندازه

 

به چه چیزهایی باید نه گفت

چند مورد مهم هستند که اصلاً احتیاجی به توضیح ندارند و بی درنگ باید در مقابل آن‌ها نه گفت:

  • همراهی و همکاری با افرادی که طرز فکر پوسیده و غیرسازنده ای دارند
  • کسانی که فقط وقت و انرژی مان را هدر می دهند
  • لذت‌های زودگذر
  • مواقعی که خیلی احساسی هستیم 
  • مواردی که حقمان ضایع می شود
  • تعارف هایی که می دانیم عاقبت ندارند(مثل سیگار و…) 
  • خط قرمزهایی که در زندگی برای خودمان تعیین کرده ایم
  • افرادی که قصد سو است

 

به این موارد کوچک‌ترین اهمیتی ندهید و کاری که به صلاحتان هست را انجام دهید. مسیر موفقیت فراز و نشیب‌های زیادی دارد و دزدان رویا هم همه جا در کمین منصرف کردن شما هستند. وقتی به موفقیت برسید خواهید دید که چقدر مورد توجه و تایید همان کسانی خواهید بود که یک زمانی می‌گفتند کارتان اشتباه است! به ناامیدی، افکار منفی، ترس، خجالت و… هم با قدرت نه بگویید و با لذت و آرامش در مسیر موفقیت گام بردارید.

 

تبریک می‌گویم که این مقاله را تا آخر مطالعه کردید. امیدوارم برایتان مفید واقع شود در انتها از نظرات و کامنت‌هایتان خوشحال می‌شویم.

 

احوالپرسی

۷ نکته برای سلام و احوالپرسی حرفه ای

سلام خدمت شما خواننده عزیز، حتماً فردی اهل رشد و مبادی آداب هستید که این موضوع (نحوه سلام و احوالپرسی) برایتان جالب بوده است که تصمیم به مطالعه آن گرفته‌اید؛ برخلاف خیلی‌ها که فکر می‌کنند معاشرت آداب ندارد یا ذاتی است!

 

اما افراد موفق و محبوب یا به اصلاح کاریزماتیک، به خوبی می‌دانند که آداب معاشرت چه قدرت شگفت انگیزی در ارتباطات دارد مخصوصاً سلام و احوالپرسی که شروع ارتباط است.

 

در این مقاله قصد دارم در قالب ۷ نکته یخ شکن، نحوه سلام و احوالپرسی حرفه‌ای و جذاب را با شما به اشتراک بگذاریم. بخوانید، لذت ببرید سپس استفاده کنید تا جذاب و محبوب شوید!

 

 

نحوه سلام و احوالپرسی چطور باعث درخشش ما می‌شود؟

حتماً این ضرب المثل را شنیده اید: «سالی که نکوست از بهارش پیداست!»  نه فقط سال بلکه ارتباطی هم که نکو باشد از آغاز آن یعنی سلام و احوالپرسی پیداست!

 

تا کنون سوار تِرَن هوایی شدید؟

به احتمال زیاد در شهر بازی دیده باشید؛

سوار ترن هوایی که می‌شوید از آن بالا (که نفس‌هایتان در سینه حبس شده است) به سمت پایین سقوط آزاد می‌کنید (جیغ و فریاد) سپس دوباره بالا می‌روید و همین ماجرا تکرار می‌شود!

نکته مهم این است: اگر ترن قدرت کافی نداشته باشد نمی‌تواند برای بار دوم بالا رود!

 

نقش سلام و احوالپرسی در شروع رابطه همین طور است؛

اگر سلام و احوالپرسی خسته کننده و منفی باشد رابطه هم همان جا افول می‌کند و فرد مقابل حس بدی می‌گیرد و می‌خواهد هر چه زودتر صحبت ما با او تمام شود!

اما اگر از همان ابتدا پرانرژی و جذاب سلام احوالپرسی کنیم، مخاطب ترغیب می‌شود که بیشتر با ما صحبت کند.

 

حتی از نظر علمی هم ثابت شده است که ۸۰ درصد تأثیر اولیه در همان ۳ تا ۳۰ ثانیه اول اتفاق می‌افتد.

طبق این تحقیق دو سؤال اساسی در ذهن مخاطب جرقه می‌زند:

  • آیا می‌توانم به این شخص اعتماد کنم؟
  • آیا می‌توانم به توانایی‌های این فرد احترام بگذارم؟

حتی در سلام و احوالپرسی‌ با دوست ۱۰ ساله هم این قضیه برقرار است دیگر چه برسد به فرد غریبه که اولین بار است یکدیگر را می‌بینیم.

بسیار خب! حالا چکار کنیم که در این ۳ تا ۳۰ ثانیه، سلام احوالپرسی شیک، عالی، جذاب و در یک کلام یخ شکن داشته باشیم (یعنی یخ مخاطب را بشکنیم و اعتماد و علاقه او را به خود جلب کنیم)؟!

 

 

۷ گام تا سلام و احوالپرسی یخ شکن و تأثیر گذار

 

۱- رباتیک‌وار نباشم!

معتقدم ۲ دقیقه اول (یا حتی ۵ دقیقه) در هر تماسی بیهوده است و فقط شارژ مصرف می‌کند! لابد می‌پرسید چرا؟

یک بار امتحان کنید به یکی از دوستان یا آشنایانتان زنگ بزنید و سلام و احوالپرسی کنید، خواهید شنید یا خواهید گفت که:

خوبم قربونت… تو خوبی… چه خبر… دیگه چه خبر… خانواده خوبن… فلانی چیکار میکنه… خودت چیکار می‌کنی… !

در اکثر سلام و احوالپرسی‌ها همینطور مثل ضبط صوت شروع می‌کنیم به گفتن یک سری جملات تکراری و پشت سر هم!

 

 به نظرم اگر به جای آهنگ پیشواز صدای ضبط شده خودمان با همین جملات پخش شود به صرفه‌تر است!

 این جملات کلیشه‌ای و تکراری دیگر جذابیت ندارند و دیگر گوشی بدهکار شندینشان نیست.

 

 اگر می‌خواهید سلام و احوالپرسی شما جذاب باشد و از همان ابتدا به دل مخاطب بنشینید بهتر است از جملات جدید و مخصوص خودتان استفاده کنید.

در مقاله سه راهکار برای ساخت عبارت‌های جادویی به طور کامل درباره ساختن عبارات جدید صحبت کرده‌ایم؛ با یادگرفتن راه حل هایی که در این مقاله ذکر شده می‌توانید جملاتی جذابی بسازید که کسی تا کنون نشنیده است و دیگران را شیفته خود کنید.

 

۲- مثبت باشیم

یکی دیگر از اشتباهات رایج در سلام و احوالپرسی، منفی صحبت کردن است. معمولاً باب شده است که در جواب احوالپرسی دیگران این طور جواب می‌دهیم:

  • هی … بد نیستم… ؛
  • ای بابا همش گرفتاری قسط و وام… ؛
  • خدا میدونه چقدر خستم… ؛
  • امتحان و درس کلافم کرده… ؛
  • همش سرکارم اصن نمیدونم زندگیم چجور میگذره… ؛

این دیگر احوال پرسی نیست، حال گرفتن است!

یک سؤال دارم… کسی هست که اصلاً گرفتاری نداشته و بدون دغدغه باشد؟

 به جرأت می‌توان گفت هیچ کس!

با گفتن این جملات منفی هم هیچ دردی دوا نمی‌شود جز اینکه حال خودمان و مخاطب بد شود. شاید بگویید: «دیگه عادت کردیم … کی به این چیزا توجه میکنه… !»

ولی مطمئن باشید توجه می‌کنند! فقط یک بار امتحان کنید، به صورت مثبت احوالپرسی کنید سپس خودتان خواهید دید مخاطبان چقدر خوشحال به صحبت با شما ادامه می‌دهد.

جملات مثبت مانند:

  • خداروشکر خوبم؛
  • خیلی خوبم، ممنون؛
  • حالم خوبه خوبه؛
  • زنگ زدی حالم بهتر شد؛
  • مگه میشه صدای شما رو که شنید و بد بود؟!

 

مثبت بودن یکی از رازهای جذابیت است، مثبت سلام و احوالپرسی کنید تا جذاب و بانفوذ باشید.

یک ویدیو ۲ دقیقه‌ای هست که در آن یک تکنیک عالی برای تقویت انرژی کلام توضیح داده شده است. پیشنهاد می‌کنم حتماً آن را ببینید.

برای دیدن این ویدیوی روی عبارت لینک کلیک کنید.

 

۳- نوبت بدهیم!

نکته دیگر در احوالپرسی این است که به یکدیگر نوبت صحبت کردن دهیم نه اینکه رگباری پشت سر هم سؤال بپرسیم که مخاطب حتی فرصت جواب دادن به یکی از آن‌ها را نداشته باشد!

 

یکی از افراد فامیل ما خانمی است که پرانرژی صحبت می‌کند اما هر وقت که با ایشان تماس می‌گیرم فقط ۳ دقیقه صبر می‌کنم تا احوالپرسی رگباری ایشان تمام شود سپس شروع به صحبت می‌کنم البته دیگر احوال نمی‌پرسم چون می‌ترسم بازهم ۳ دقیقه معطل شوم!

 

نکته جالب‌تر این است که معمولاً افراد در سلام و احوالپرسی گوش نمی‌دهند فرد مقابل چه جوابی می‌دهد؛ مثلاً اگر بگوییم: «مرسی. مریضم!» و احتمال اینکه بشنویم: “خداروشکر…!” کم نیست.

 

هدف از احوالپرسی فقط پرسیدن نیست بلکه احوال پرسیدن است! پس سؤالاتِ درست و اختصاصی بپرسیم و فرصت دهیم تا مخاطب جواب دهد و به صحبت‌هایش خوب گوش دهیم.

مطلب مرتبط: گوش دادن فعالانه | پروژه نفوذ به قلب آدم‌ها

 

این گونه مخاطب دلش باز می‌شود که حداقل یک نفر حالش را پرسیده است از طرفی اگر درخواستی از فرد داشته باشیم احتمال اینکه قبول کند بیشتر می‌شود.

 

۴- خلاق باشیم

خلاقیت جلب توجه می‌آورد؛ خیلی عالی می‌شود اگر در سلام و احوالپرسی ها هم خلاقیت به خرج دهیم.

هر روز یک جمله جدید که می‌شنویم را جایی یادداشت کنیم و به تدریج به احوالپرسی‌های خود اضافه کنیم.

مثلاً به جای اینکه همیشه بگوییم: خوبی؟ چیکار می‌کنی؟

می‌توانیم بگوییم: کار وامت جور شد؟… مسافرت خوش گذشت؟

 

این سؤالات اختصاصی و مختص خود مخاطب هستند.

این گونه او متوجه می‌شود ما جویای کار و حالش هستیم نه اینکه صرفاً مثل ربات فقط یک سری سؤالات الکی بپرسیم و جوابشان هم برایمان مهم نباشد!

 

۵- پرانرژی باشیم

انرژی تنها چیزی است که از بین نمی‌رود. این جهان و هر آنچه در آن است از انرژی به وجود آمده است؛ در یک کلام انرژی منشأ حیات است.

طبیعی است که جذب افراد پرانرژی می‌شویم همانطور که در سرما دور آتش جمع می‌شویم تا از گرمای آن به ما انرژی برسد.

 

هنگام سلام و احوالپرسی، پرانرژی و شاداب باشید در این صورت فقط یک جمله “حال شما چطور است؟” کافی است تا توجه مخاطب به شما جلب شود.

 بعد از آن این شمایید که احوالپرسی می‌شوید! چون انرژی مثبت دادید پس انرژی مثبت هم دریافت می‌کنید و دیگران با شما صمیمی‌تر می‌شوند حتی حاضر می‌شوند به شما کمک کنند.

 

سه فاکتور مهم برای پرانرژی بودن لازم است: لبخند، ارتباط چشمی محبت آمیز و صدای رسا و واضح.

 

تکنیک‌هایی که برای پرانرژی و جذاب بودن در مقاله ۷ نکته طلایی برای جذاب صحبت کردن، ذکر شده است به شدت در سلام و احوالپرسی مؤثر هستند.

این مقاله از پربازدید کننده‌ترین مقالات ماست.

 

۶- مناسب بودن موقعیت

بهتر است بعد از یک احوالپرسی مختصر از مخاطب بپرسیم که موقعیت صحبت کردن دارد یا نه؛ مثلاً بگوییم:  سلام… خوبی؟ الان میتونی صحبت کنی؟

 

اگر گفت: “آره میتونم” سپس می‌توانیم بگوییم: «مرسی… خب… چه خبر؟… پروژت تموم شد؟»

احوالپرسی در موقعیت نامناسب دیگر احوالپرسی نیست، ضد حال است حتی اگر فرد مقابل خواهر یا برادرمان باشد!

 

قبل از احوالپرسی عمیق، از مخاطب اجازه بگیرید این گونه هم متوجه ادب شما می‌شود هم احترام شما بالاتر می‌رود.

 

۷- غریبه‌ها را معذب نکنیم!

یکی از قوانین نانوشته، حفظ قلمرو شخصی هنگام رو به رو شدن با افراد جدید است.

 

مترو یا اتوبوس را تصور کنید؛

 تعداد زیادی آدم‌های غریبه که کنار یکدیگر می‌نشینیم اما معمولاً با هم صحبت نمی‌کنیم تا جایی هم که امکان داشته باشد از هم فاصله می‌گیریم (به لطف کرونا این فاصله بیشتر هم شده است)!

 

ارتباط گرفتن با آدم‌های جدید مانند باز کردن در بطری برای اولین بار، سخت است! بعضی افراد راحت‌تر ارتباط می‌گیرند برخی دیگر نه، مخصوصاً افراد درونگرا.

اعتماد به نفس بالا کمک می‌کند که راحت‌تر و موثرتر ارتباط بگیریم و احوالپرسی کنیم.

فقط کافیست خودمان باشیم! نقش فوق مؤدبانه یا رسمی بازی نکنیم چون دیگران متوجه می‌شوند و به ما اعتماد نمی‌کنند.

اگر دوست دارید اعتماد به نفس خود را تقویت کنید، این مقاله بشدت توصیه می شود

 

البته در احوالپرسی با افراد غریبه بهتر است کوتاه صحبت کنیم که معذب نشوند و همان اولِ کاری از ما حس بد نگیرند و نگویند: «اه چه آدم پر حرف و سریش بود… !»

 

 

جمع‌بندی

آن مثال ترن هوایی را به خاطر دارید؟

هر وقت می‌خواهید سلام احوالپرسی کنید آن را به یاد آورید. اگر می‌خواهید در ادامه صحبت، قوی و جذاب پیش روید از همان ابتدای احوالپرسی یخ مخاطب را بشکنید.

احوالپرسی هر چه با اعتماد به نفس بیشتر و جذاب‌تر باشد ادامه صحبت هم جذاب می‌شود.

احوالپرسی یخ شکن، ۷ نکته مهم دارد که مطمئنم همه را در بالا خواندید! این نکات طلایی را چاشنی احوالپرسی کنید تا دیگران میخکوب و مجذوب شما شوند.

 

حل تعارض

حل تعارض | یک روش رویایی برای رفع تعارضات در محیط کار و خانواده

حل تعارض جزء آن دسته از مهارت‌های از نان شب واجب‌تر می‌باشد که هر فردی بدون داشتن این مهارت، مجبور است سکوت کند و حقش پایمال شود یا با جنگ و دعوا وضعیت خود را بدتر کند.

 

امکان ندارد کسی تاکنون با تعارض مواجه نشده باشد. تعارض را از کودکی تجربه کرده‌ایم؛ زمانی که از یک اسباب بازی خوشمان آمده ولی با مخالفت پدر و مادر مواجه شدیم؛ زمانی که با هم کلاسی خود سر نشتن بر روی نیمکت جلو به اختلاف خورده ایم؛ زمانی که صبح ها دوست نداشتیم به مدرسه برویم  اما چاره ای نداشتیم و بی نهایت موقعیت ریز و درشت دیگر. 

حتی الان هم که بزرگ شده‌ایم پیش می‌آید که با دوستان، همسر، همکار، مدیر و… به تعارض می‌رسیم مثلاً مدیر از ما انتظار دارد ساعت ۸ صبح در محل کار حضور داشته باشیم در حالی که چون مسیر ما دور است برایمان مقدور نیست.

 

حل تعارض مهارتی است که به ما کمک می‌کند این مسائل را به راحتی حل کرده و شرایط مطلوب را هم برای خود و هم برای طرف مقابل رقم بزنیم، به قول معروف: گره‌ای که با دست باز می‌شود چرا با دندان؟

 

حل تعارض در زندگی و کار

 

تعارض چیست؟

تعارض زمانی اتفاق می‌افتد که خواسته‌های دو طرف با یکدیگر هماهنگی نداشته باشد؛ به عبارت دیگر ما خواسته و نیازی داریم اما طرف دیگر مقابل  خواسته و نیازی دارد که با ما همسو نیست! مثلا:

  • علی تصمیم دارد به محلی تغییر مکان دهد که درآمد بهتری خواهد داشت در حالی که رویا -همسرش- مخالف است چون موقعیت شغلی‌اش را از دست می‌دهد؛
  • پسر بچه دائم سرش داخل گوشی و رایانه است و از آن طرف مادرش حرص می‌خورد چون پسرش درس نمی‌خواند؛
  • کارمندی خیلی دقیق است و می‌خواهد کیفیت کارش خوب باشد در حالی که مدیرش نتیجه برایش مهم‌تر است و می‌خواهد زود نتیجه بگیرد؛
  • و…

شما چه تعارض‌هایی را تجربه کرده‌اید؟ تا کنون با کسی اختلاف نظر داشته اید؟

 

تعارض مثل باران، شب و روز،  فصل‌ها و… یک امر طبیعی است که در دنیای ما آدم‌ها اتفاق ‌می‌افتد چون هرکسی خواسته و نیاز خودش را دارد. اصلاً زندگی بدون تعارض، غیرعادی است.

می‌دانید چه کسانی تعارض ندارند؟ مردگان خفته در قبرستان! چون دیگر نیاز و خواسته‌ای در این دنیا ندارند!

ولی ما زنده‌ها تا وقتی که نفس می‌کشیم با این چالش روبه رو هستیم.

بنابراین تعارض اجتناب ناپذیر است اما حل شدنی. اگر همین یک نکته را بپذیریم که زندگی سرتاسر حل تعارض است و این تعارض ها هیچ گاه تمامی ندارند به شدت به خودمان کمک کرده ایم تا زندگی لذت بخش تر و آرامتری را تجربه کنیم. 

پس گام اول پذیرش این نکته است که:  «تعارض ها تمامی نخواهند داشت.»

 

حل تعارض چیست؟

 

چکار کنیم که تعارض حل شود؟ روشی که نه سیخ بسوزد نه کباب و هر دو طرف به رضایت برسند.

 در ادامه به این می‌پردازیم که چطور تعارضات خود را حل کنیم تا آرامش و موفقیت بیشتری برای خود و اطرافیان فراهم آوریم.

 

حل تعارض

دارن هاردی نویسنده نسخه‌های پر فروش نیویورک تایمز در جایی از کتاب محبوب اثر مرکب اشاره می‌کند:

 

در یک رابطه، صد در صدِ مسئولیت رابطه با خودمان است.

 

لطفاً با انگشت اشاره خود، به رو به رو اشاره کنید؛ چه می‌بینید؟

 سه انگشت به سمت خودتان است و یک انگشت به جلو!

 

ما عادت داریم انگشت اتهام را به سمت دیگران بگیریم و تمامی تقصیرات را به گردن دیگران بیاندازیم. در حالی که اگر از قبل به این موارد فکر می‌کردیم الان در این شرایط قرار نمی‌گرفتیم.

مثلاً اگر دیر به محل کار می‌رسم تماماً به ترافیک و کُندی راننده تاکسی مربوط نمی‌شود، خودم از قبل باید یک ربع زودتر راه بیفتم که تحت هر شرایطی دیر نکنم!

 

در اتفاقاتی که می‌افتد، بیشتر از هر کسی خودمان سهیم هستیم و با تصمیم‌گیری درست، می‌توانیم شرایط را مدیریت کنیم. به قول معروف: «از ماست که بر ماست»!

مطلب مرتبط: چطور راحت و درست تصمیم بگیریم؟

 

حل تعارض در اتاق عمل!

برای حل تعارض بهتر است به اتاق عمل برویم!

البته اینجا منظور از اتاق عمل، این است که شرایط را طوری فراهم کنیم که فقط دو طرف حضور داشته باشند نه افراد دیگر.

مثلاً اگر پدر و پسر اختلاف دارند بهتر است که مادر و خواهر در جلسه حل تعارض دخالت نکنند تا آنها سنگ‌هایشان را از یکدیگر وا کنند.

دقیقاً مانند اتاق عمل که فقط پزشک و بیمار حضور دارد.

 

شرایط مناسب برای جلسه حل تعارض

 

بزرگترین اشتباه در حل تعارض

معمولاً تصور اشتباه از حل تعارض این است: برم حالیش کنم که حرف من درسته… اونه که داره اشتباه می‌کنه!

این تصور شبیه میدان جنگ است نه حل تعارض. چه بسا با این روش تعارضات شدیدتر هم می‌شود مانند بنزین ریختن روی آتش!

 

همانطور که گفتیم حل تعارض مانند اتاق عمل است؛ هدف از آن جراحی طرف مقابل و تغییر شخصیت او نیست بلکه هدف جراحی و اصلاح رابطه می‌باشد.

 

فقط ۱۰ درصد تعارض مربوط به اختلاف نظر است و ۹۰ درصد آن به نحوه صحبت  کردن ما برمی‌گردد.

 

خانم دوست دارد با همسرش برای شام به رستوران بروند و در پارک قدم بزنند، آقا خسته و کلافه از سرکار بر‌می‌گردد و می‌خواهد استراحت کند.

آقا: خانم برای شام چی داریم؟

خانم: شام درست نکردم. بریم رستوران!

آقا: چی؟ شام نداریم … رستوران؟… فکرشو از سرت بیرو کن من خستم اصلاً حوصله ندارم!

خانم: تو هم همش خسته ای و هیچ وقت برای خانواده وقت نمیگذاری… این هم شد زندگی… حالا که اینطور شد دیگه منم از فردا اصلاً آشپزی نمی کنم!

 

آقا با خشم و فریاد کُتش را پرت می‌کند و خانم با غر زدن قهر می‌کند!

 

تعارض مانند گلوله برف ابتدا کوچک است ولی با رفتار و لحن نادرست به بهمن بزرگی تبدیل می‌شود که تنها راه فرار از آن، خروج از رابطه است.

 قبل از جلسه حل تعارض با خودمان تصمیم بگیریم که: «دارم میرم رابطه رو درستش کنم… ببینم نیاز و خواسته طرف مقابلم چیه… من چی میخوام … با هم به توافق برسیم»

خشم، عصبانیت و لجبازی در صحبت کردن مانند سم است و رابطه را خدشه دار می‌کند، حرمت طرفین از بین می‌رود و آن رابطه دیگر همچون رابطه قبل نمی‌شود.

مطلب مرتبط: کنترل خشم

 

حل تعارض زوجین

 

در حل تعارض این ۵ کار را نکنید:

  • مقایسه: فلانی رو ببین چجوری با خانمش محترمانه برخورد میکنه… یاد بگیر!
  • سرزنش: چرا اینکارو کردی که الان به این بدبختی بیفتیم؟!
  • انتقاد نادرست: تو هیچ وقت کمکم نمی کنی و از زیر کار قِسِر در میری!
  • توهین: خیلی بی‌جنبه و بیشعوری!
  • تحقیر: تو عُرضه نداری!

 

مطمئن باشید با این کارها دیگر لازم نیست برای حل تعارض زحمت بکشید و منتظر آن بهمن بزرگ باشید!

اگر رفتار فرد شما را ناراحت کرده و می‌خواهید انتقاد خود را ابراز کنید این روش‌ها کار را خراب می‌کنند.

 پیشنهاد می‌کنم مقاله چطور انتقاد کنیم تا دیگران ناراحت نشوند را بخوانید. در این مقاله با روش اصولی و صحیح انتقاد کردن آشنا می‌شوید که به شدّت در حل تعارض کمکتان می‌کند.

 

روش رویایی برای حل تعارض

یک تکنیک عالی برای حل تعارض وجود دارد:

 

تکنیک واس

 

این تکنیک از حروف اولِ سه کلمه تشکیل شده است:

واقعیت ← احساس ← سؤال

 

این فرمول را مرحله به مرحله بررسی می‌کنیم:

 

مرحله اول: واقعیت

ابتدا واقعیت را بیان می‌کنیم؛ واقعیت یعنی آنچه را که اتفاق افتاده است و هر دو طرف قبول داریم. مثلاً:

آقا به خانم بگوید: «عزیزم می دونم از صبح توی خونه تنهایی و منتظری تا من از سرکار برسم. امروز خیلی کارم زیاد بود… سرم شلوغ بود… خستم!»

یا خانم به آقا بگوید: «می‌دونم کارت زیاده خسته میشی… از طرفی خیلی وقته بیرون نرفتیم… نه مهمونی… نه رستورانی… زندگی به تفریح هم احتیاج داره!»

 

اما افراد معمولاً چیزی غیر از واقعیت را بیان می‌کنند و چیزی غیر از واقعیت هم دریافت می‌کنند.

مثلاً آقا احساس خانم را نادیده می‌گیرد و می‌گوید: «تو هم که همش غر میزنی… درک نمیکنی خسته ام؟»

خانم بدون توجه به زحمات همسر، بگوید: «هیچ وقت برای خانواده وقت نمیگذاری… همش کار کار…»

ادامه این دیالوگ را دیگر خودتان می‌دانید!

 

بیان درست واقعیت، کمک می‌کند دو طرف دید بهتری به مسأله داشته باشند و بهتر برای حل تعارض تصمیم بگیرند.

تا جایی که می‌توانید از اغراق و کلماتِ هرگز، همیشه، هیچ وقت و… بپرهیزید و به واقعیت‌ها اشاره کنید تا فرد مقابل گارد نگیرد.

 

نحوه حل تعارض

 

 

تمرین: اگر جای مادر آن پسر باشید که بازی کامپیوتر می‌کند و درس نمی‌خواند، چطور واقعیت را بیان می‌کنید؟

 

 

مرحله دوم: احساس

این مرحله مهم است. آن را در حل تعارض جدی بگیرید!

چون احساس ما نسبت به واقعیت است که منجر به تعارض می‌شود بنابراین لازم است حتماً به آن اشاره کنیم تا طرف مقابل متوجه احساس و منظور ما بشود.

مثلاً مادر به پسرش بگوید: «این درس نخوندنا و زیاد بازی کردنات منو نگران آینده ات میکنه!»

یا خانم به آقا بگوید: «دلم پوسید… دوست دارم یه کم بریم بیرون هوایی تازه کنیم!»

 

تمرین: به نظر شما آن آقا احساسش را چطور بیان کند بهتر است؟

 

چقدر عالی می‌شد اگر در مدرسه و دانشگاه یاد می‌گرفتیم که چطور احساسات خود را ابراز کنیم و از بیان کردن آن ترس نداشته باشیم در این صورت بخش بزرگی از مشکلاتمان حل می‌شد!

 

ابراز احساسات نشانه ضعف نیست، احساس خود را سرکوب نکنید! اگر می‌خواهید حل تعارض اتفاق بیفتد احساسات خود را خیلی راحت بیان کنید.

 

مرحله سوم: سؤال

سؤال پرسیدن مانند تیغ جراحی یک ابزار قدرتمند است که به کمک آن قسمت مورد نظر رابطه را می‌شکافیم تا ببینیم مشکل از کجا آب می‌خورد و اختلاف نظر ما با فرد مقابل دقیقاً بر سر چه موضوعی است.

 در این مرحله با سؤال پرسیدن از فرد مقابل می‌خواهیم که در حل تعارض مشارکت کند.

 

اثرگذاریِ حل تعارض در این مرحله خلاصه می‌شود بنابراین با سؤالات درست، نظر شخص را بپرسید. سؤالاتی مانند:

  • به نظرت چیکار کنیم؟
  • تو جای من باشی چیکار میکنی؟
  • راهکاری داری که هر دومون به خواستمون برسیم؟
  • بگو راه حلت چیه؟
  • و…

 

کار شما تازه از اینجا شروع می‌شود، باید با دقت به صحبت‌های طرف مقابل گوش دهید و نظر، خواسته و دغدغه او را بشنوید.  

حین گوش دادن او را تشویق کنید که بیشتر توضیح دهد و هر چه دل تنگش می‌خواهد بگوید تا گاردش شکسته شود و صحبت‌های شما را بهتر بپذیرد.

مطلب مرتبط: گوش دادن فعال | پروژه نفوذ به قلب آدم‌ها

 

البته به توافق رسیدن در حل تعارض، به هنر متقاعدسازی شما بستگی دارد. هر چه بهتر نظر خود را بیان کنید تعارض راحت‌تر حل می‌شود و به خواسته خود نزدیک‌تر می‌شوید.

 

 

۳ نکته مهم در حل تعارض

اگر این نکات را رعایت نکنیم احتمال شکست در حل تعارض، بالا می‌رود:

 

نکته اول: به جای تمرکز روی گذشته، به حال و آینده توجه کنیم

 ممکن است در گذشته با طرف مقابل اختلافات زیادی داشتیم ولی یادمان باشد که گذشته، گذشته است؛ برای حل تعارض باید زمان حال را دریابیم تا با آرامش و خوشی آینده بهتری بسازیم.

 

نکته دوم: اگر می‌خواهیم تاثیرگذار باشیم باید خودمان هم تاثیرپذیر باشیم

تعارض مانند ترازو است زمانی می‌توان گفت تعارض حل شده است که هر دو طرف به یک اندازه بها دهند نه اینکه طرف مقابل را مجبور کنیم همه شرایط را قبول کند و خودمان بدون هیچ زحمتی به روند قبلی ادامه دهیم!

بهتر است قبل از جلسه حل تعارض از خودمان بپرسیم: «من حاضرم برای بهبود این رابطه چه کار کنم و چه بهایی بدم؟»

 

راه حل های حل تعارض

 

نکته سوم: حل تعارض حضوری باشد بهتر است

البته اگر جلسه حضوری برایمان مقدور نبود می‌توانیم تلفنی صحبت کنیم و در بدترین حالت اگر هم تلفنی نشد، پیام صوتی بدهیم نه متنی! هرچند که به شدت توصیه میکنم برای حل تعارض هایتان حتماً به صورت حضوری صحبت کنید چرا که اثرگذاری خیلی بیشتری دارد.

 

و اما سخن آخر…

تعارض یک امر اجتناب ناپذیر است، نباید توقع داشته باشیم همه طبق میل و خواسته ما عمل کنند و همیشه شرایط به نفع ما باشد چون هر کسی خواسته و نیاز خودش را دارد و طبیعی است که گاهی به تعارض و اختلاف نظر می‌رسیم.

 

فقط مرگ است که درمان ندارد…ولی تعارض راه حل دارد و حل تعارض خیلی راحت‌تر از خود تعارض است! اگر حل تعارض را یاد بگیریم، بدون جنگ و دعوا یا بی‌احترامی می‌توانیم مسائل خود را با دیگران برطرف کنیم.

 

تکنیک خارق العاده واس (واقعیت+احساس+سؤال)، را در حل تعارض به کار بگیرید و آرامش و موفقیت را به زندگی خود هدیه دهید.

 

خوشحال می شویم نظرات و تجربیات خودتان را در این زمینه با ما درمیان بگذارید. 

 

جواب تعریف و تمجید

در جواب تعریف و تمجید دیگران چه بگوییم؟

در جواب تعریف و تمجید دیگران چه بگوییم؟ تا حالا چند بار برایتان پیش آمده است که کسی از شما تعریف کند و ندانید در آن لحظه چه پاسخی بدهید؟

در مقاله چطور از دیگران تعریف کنیم تا در دل آنها نفوذ کنیم درباره حُسن جویی و نحوه تعریف و تمجید از دیگران به طور کامل صحبت کردیم، در مقاله فعلی قرار است به این موضوع بپردازیم که در جواب تعریف و تمجید دیگران چه بگوییم و چطور بابت تعریفی که از ما شده است تشکر کنیم.

 

جواب تعریف و تمجید

 

در جواب تعریف و تمجید دیگران چه بگوییم؟

چند وقت پیش در حین گوش دادن به یک فایل صوتی که گفتگوی میان دو فرد بود شنیدم که در انتهای گفتگو، فرد اول گفت: «خیلی خوشحالم با کسی صحبت می‌کنم که خودش خدای تجربه است!»

فرد دوم بلافاصله با هیجان پاسخ داد: «نه… خدا چیه!… من مورچه تجربه ام!»

 

جنس گفتگوی بالا یک مثال رایج است که اکثر ما، بارها شنیده‌ایم یا حتی خودمان هم این چنین عمل کرده ایم!

از کسی تعریف کرده ایم ولی در جواب (از روی فروتنی یا خجالت) نپذیرفته است، یا اینکه ما در جواب تعریف و تمجید دیگران واکنش مناسبی نداده ایم و اصطلاحاً خودزنی کرده ایم. مثلاً ممکن است گفته باشیم:

  • نه اختیار دارید اینجورام که میگید نیست…؛
  • من اگه اینجوری بود الان اینجا نبودم…؛
  • نه بابا اینقدر بهتر از من هست…؛
  • و…

این طرز جواب دادن هم باعث می‌شود خودمان کوچک شویم، هم اعتماد نفسمان را له کنیم و هم ذوق گوینده را کور کنیم در حدی که حتی پشیمان شود چرا تعریف کرده است.

بعضاً مشاهده می‌کنیم که از کسی تعریف می‌شود ولی او در جواب چیزی نمی‌گوید؛ این حالت هم همیشه مناسب نیست و ما را مغرور جلوه می‌دهد.

حالا ممکن است از خود بپرسید که: «پس رفتار درست در این شرایط چیست و  چه باید کرد؟»

با ادامه مقاله همراه شوید تا ببینیم در این شرایط چه اقداماتی می شود انجام داد.

 

در جواب تعریف و تمجید دیگران چه واکنش مناسبی بروز دهیم؟

تصور کنید برای کسی کادوی زیبایی گرفته‌اید و به او هدیه می‌دهید؛

 دوست دارید در جواب این محبت، چگونه با شما رفتار شود؟

اگر از سلیقه شما ایراد بگیرند ناراحت نمی‌شوید؟ یا اگر هیچ جوابی ندهند و بی‌محلی کنند چطور؟

مُسَلَم است که ناراحت می‌شوید!

 

تعریف و تمجید مانند هدیه‌ای زیباست که دیگران با گفتن آن، انگیزه و اشتیاق ما را بیشتر می‌کنند و حس خوب را به ما انتقال می‌دهند.

 بنابراین مهم است که در جواب تعریف و تمجید دیگران چه بگوییم و چه رفتار مناسبی از خود نشان دهیم که نه مغرورانه باشد نه خودزنی!

 

 

جواب تعریف و تمجید دیگران

 

در جواب تعریف و تمجید دیگران چه نکاتی را رعایت کنیم؟

ممکن است این سوال برایتان پیش بیاید که اگر تعریف و تمجید دیگران واقعی نبود چه کنیم؟ یا اگر ویژگی ما در آن حدی که تعریف کردند نبود، در آن صورت در جواب تعریف چه باید گفت؟ اگر نخواهیم صمیمی شویم چکار کنیم؟

در ادامه به این نکات با جزئیات بیشتر می‌پردازیم:

 

بی‌تفاوت نباشیم

بسیار مهم است که در جواب تعریف و تمجید دیگران بی‌تفاوت نباشیم و واکنش مناسب نشان دهیم در غیر این صورت مغرور به نظر می‌رسیم و دیگران حس خوب از ما نمی‌گیرند.

 مانند اینکه فرد کادویش را بگیرد اما هیچ تشکری نکند(اصطلاحاً بی محلی کند!). شاید اینطور برداشت شود که: نظر تو برای من مهم نیست… من لیاقتم بیشتر از این حرفاست… .

در این حالت ذوق مخاطب سرکوب می‌شود و شاید دیگر مایل نباشد از ما تعریف کند.

 

لبخند بزنیم

حداقل کاری که در جواب تعریف و تمجید دیگران می‌توان انجام داد لبخند زدن است. حتی بدون جواب دادن، فقط یک لبخند هم کافی است که تشکر خود را نشان دهیم و احساسات مخاطب را نادیده نگیریم.

با لبخند زدن دیگران بیشتر به ما اعتماد می‌کنند و خوبی‌های ما را بیشتر می‌بینند بنابراین طبیعی است که پشت سر افراد خوشرو، بیشتر تعریف می‌کنند.

 

جواب تعریف و تمجید

 

خودمان را کوچک نکنیم

افرادی که اعتماد به نفس بالا دارند در جواب تعریف و تمجید دیگران خوشحالی و تشکر خود را نشان می‌دهند و خود را کوچک و نالایق تصور نمی‌کنند.

برعکس، افرادی که عزت نفس و اعتماد به نفس پایین دارند معمولاً تعریف و تمجید دیگران را نمی‌پذیرند و خود را کوچک می‌کنند: نه بابا اینطوریام نیست… من خیلی هم خوشگل نیستم… از من بهترم هست…

با این کار ضربه بزرگی به اعتماد به نفس خود می‌زنیم و دیگران هم از تعریف و تمجید خود پشیمان می‌شوند.

اگر کسی از ما تعریف می‌کند حتماً ویژگی مثبتی در ما دیده است و از دیدگاه او قابل تحسین است طوری که شاید خودمان به آن ویژگی توجه نکرده باشیم.

توجه به تعریف و تمجید دیگران، دیدگاه خودمان را نسبت به خودمان بهتر می‌کند؛ به عبارت دیگر اعتماد به نفس ما را تقویت می‌کند بنابراین بهتر است در جواب تعریف و تمجید دیگران به جای کوچک کردن خودمان، بابت این لطف تشکر کنیم.

 

جواب تعریف و تمجید

 

اگر نمی‌خواهیم صمیمی شویم کوتاه جواب بدیم

گاهی اوقات احساس می‌کنیم دیگران از تعریف و تمجیدهای خود نیت یا منظور خاصی دارند و بعد از آن درخواستی از ما خواهند داشت(اصطلاحاً دارند چاپلوسی یا خودشیرینی می‌کنند)؛

در این حالت باز هم برای حفظ احترام خود و طرف مقابل بهتر است در جواب تعریف و تمجید، مؤدبانه رفتار کنیم و اگر نمی‌خواهیم صمیمی شویم فقط کوتاه جواب دهیم و تشکر کنیم: “ممنون” ؛ “مرسی از محبتتون” ؛ “لطف دارید شما” ؛ “قربان شما” و … .

 

جدل نکنیم

خوب یادم هست که برای خرید به یک مغازه لباس‌فروشی رفته بودم. حین دیدن لباس‌ها، صدای فروشنده را می‌شنیدم که با مشتری در حال صحبت بود.

 از این ناراحت بود که خیلی لاغر است و هر لباس قشنگی که خوشش می‌آید، نمی‌تواند بپوشد چون به اندامش خیلی گشاد می‌شود.

من که نزدیک آن‌ها بودم گفتم: “ولی این لاغری یه خوبی هم داره. اینکه وزنت سبکه و هرچی بخوای می تونی بخوری!”

بلافاصله با صدای بلند و با عصبانیت جواب داد: “اینکه لباس تو تنت قشنگ واینمیسته خوبه؟!”

این را گفت و پشت میز برگشت.

با تعجب و بدون صحبت مغازه را ترک کردم!

 

این را در نظر داشته باشیم که شاید دیگران از این تعریف و تمجید منظور خاصی نداشته باشند و فقط قصد دارند حال شما را بهتر کنند. اینکه ما نظری مخالف نظر دیگران داریم بنا نمی شود که در هنگام دست گذاشتن دیگران روی آن موضوع، ناراحت شویم و با آنها جدل کنیم.

در جواب تعریف و تمجید دیگران حتی اگر خوشمان نمی‌آید بهتر است خیلی کوتاه جواب دهیم و تشکر کنیم طوری که به طرف مقابل برنخورد و احساساتش سرکوب نشود.

 

جواب تعریف و تمجید

 

مدل های پاسخگویی در جواب تعریف و تمجید دیگران

در جواب تعریف و تمجید دیگران، دو مدل وجود دارد که می توانید یکی یا هر دوی آنها را اتخاذ کنیم:

 

پاسخ‌های کوتاه و رایج

در این مدل در جواب تعریف و تمجید دیگران معمولاً از جملات زیر استفاده می‌کنیم:

  • خیلی ممنون
  • لطف دارید
  • شما خودتون خوبید و خوبیهای بقیه رو هم میبینید
  • سپاسگذارم
  • ممنون از تعریفتون
  • شما خودتون مایه افتخار فامیل (یا شرکت یا خانواده) هستید
  • خوبی از خودتونه
  • و…

این جملات پاسخ‌های کوتاه مناسبی در جواب تعریف و تمجید دیگران هستند.

این مدل یک مقدار حالت کلیشه‌ای دارد. روش بهتری هم وجود دارد. برای زمانی که نمی‌خواهیم کوتاه جواب دهیم و قصد داریم تشکر خوبی ارائه کنیم، می‌توانیم از روش بعدی استفاده کنیم.

 

حسن جویی حرفه‌ای

وقتی دیگران از ما تعریف می‌کنند به ما حس خوب می‌دهند و ما هم در جواب تعریف و تمجید دیگران بهتر است طوری تشکر کنیم که حس خوب بدهیم.

 

بهترین روش در جواب تعریف و تمجید دیگران این است که ما هم از آن‌ها تعریف کنیم که در مقاله چطور از دیگران تعریف کنیم تا در دل آنها نفوذ کنیم به طور کامل درباره حسن جویی حرفه‌ای صحبت کرده‌ایم. پیشنهاد می‌کنم این مقاله را حتماً مطالعه کنید.

 

جمع‌بندی

در این مقاله یاد گرفتیم که در جواب تعریف و تمجید دیگران چه بگوییم و چطور واکنش مناسب نشان دهیم که نه خودمان را کوچک کرده باشیم و نه مغرورانه به نظر برسیم و در عین حال مورد تایید و احترام باقی بمانیم.

 

در انتهای مقاله خوشحال می‌شویم نظرات و پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید.

 

گوش دادن فعال و موثر

گوش دادن فعال | پروژه نفوذ به قلب آدمها

گوش دادن فعال و موثر، جزء اجتناب ناپذیر در برقراری ارتباط مؤثر است. به جرأت می‌توانم بگویم که اگر مهارت خوب گوش دادن را نادیده بگیرید یعنی قدرتمندترین عنصر تأثیرگذاری خود را نادیده گرفته‌اید.

اگر در ارتباط با دیگران گوش دادن فعال را بلد نباشیم، مانند فردی هستیم که با چاقوی کوچکی، سعی دارد درخت تنومندی را از بِبُرَد؛ در حالی که گوش دادن فعال مانند یک ارّه تیز و قدرتمند است که بریدن آن درخت تنومند را به شدت آسانتر می کند. 

مهارت گوش دادن فعال، درهای موفقیت بسیاری را به روی ما می‌گشاید و کمک می‌کند ره صد ساله را در مدت زمان کوتاهی طی کنیم.

برای آشنایی بیشتر با مهارت گوش دادن فعال و موثر، در این مقاله با ما همراه باشید.

 

گوش دادن فعال و موثر، راز تاثیرگذاری است

 

گوش دادن فعال و مؤثر چیست؟

گوش دادن فعال و مؤثر یعنی با تمرکز کامل صحبت‌های مخاطب را بشنویم، حواسمان به لحن، زبان بدن و کلماتی که می‌گوید باشد.

به عبارت دیگر حال درونی مخاطب، خواسته، نیاز، دغدغه و اهداف مخاطب را بفهمیم، وسط صحبتش نپریم، او را به ادامه دادن صحبت تشویق کنیم طوری که با ما راحت باشد و به ما اعتماد کند.

 

چند نفر اطراف خود می‌شناسید که واقعاً این‌ گونه هستند؟

 

تفاوت گوش دادن فعال با شنیدن

محل زندگی خود را به خاطر بیاورید؛

دقیقاً چند تا سوپر مارکت نزدیک منزل شماست؟

چند تا درخت در خیابان سر کوچه شما وجود دارد؟

احتمالاً با خود فکر کنید که: “این چه سؤالیه؟ مگه مهمه؟ اصلاً کی توجه میکنه!”

نکته مهم همین جاست، توجه کردن!

تفاوت شنیدن با گوش دادن فعال و موثر نیز به همین صورت است؛

 شنیدن مانند دیدن درختان سر خیابان است که توجهی به آن نداریم و به خاطر نمی‌سپاریم. اصطلاحاً یک گوش در و گوش دیگر دروازه است!

اما گوش دادن یعنی هم دیدن هم توجه کردن همراه با درک و فهم. هنگام گوش دادن، صداها و کلمات وارد مغز ما شده و به آن‌ها فکر می‌کند.  

 

یاد کلاس‌های دانشگاه می‌افتم که برای دروس مورد علاقه‌ام با اشتیاق به صحبت‌های استاد گوش می‌دادم و درس را کامل می‌فهمیدم. اما برای دروس دیگر اشتیاقی برای گوش دادن نداشتم و صرفاً سر کلاس حضور داشتم!

 

تفاوت گوش دادن فعال و موثر با شنیدن

 

بنابراین برای گوش دادن موثر، لازم است توجه و تمرکز بالا داشته باشیم.

 

 

اهمیت گوش دادن فعال

تا حالا برای شما پیش آمده است که:

  • بسیار ناراحت یا عصبانی باشید و فقط دنبال یک نفر بگردید که مثل بقیه شما را سرزنش نکند و به صحبت‌های شما گوش دهد؟
  • با کسی صحبت کنید ولی دائم وسط حرف شما بپرد و نتوانید حرف خود را تمام کنید و حتی از این بابت عصبانی هم بشوید؟
  • با تمام ذوق و شوق داستانی را برای کسی تعریف کنید ولی متوجه شوید که حواسش نیست بلکه بی‌تفاوت است و ذوق شما سرکوب شود؟
  • راجع به دغدغه‌ای که دارید با کسی حرف بزنید اما او کلاً موضوع را تغییر دهد و راجع به موضوع دلخواهش صحبت کند طوری که احساس کنید به صحبت‌های شما اهمیتی نداده است؟

 

از این موارد آزار دهنده برای همه ما پیش آمده است حتی ممکن است خودمان هم این طور باشیم!

فکر کنم فقط ربات‌ها و اشیاء به شنیده شدن نیاز ندارند برخلاف ما انسان‌ها که نیاز داریم شنیده شویم، کسی باشد که به حرف‌های ما گوش دهد، دغدغه، خواسته و مسائل ما را درک کند؛ بدون قضاوت، بدون پیشداوری و بدون سرزنش.

 

گوش دادن فعال چقدر در روابطمان نقش دارد؟

متأسفانه مهارت خوب گوش دادن، موضوعی گمشده است که نبود آن یکی از ریشه‌های اصلی در مشکلات خانوادگی، کاری و دوستی به حساب می آید.

پدر و مادرهای عزیز که می‌گویند: “بچه ما راحت به غریبه اعتماد کرده یا لجبازی میکنه…” تا حالا شده است پای حرف‌های فرزندشان بنشینند، خوب گوش دهند و خواسته و دغدغه فرزندشان را بشنوند؟

مدیران توانمند و گرامی که شکایت دارند: “کارمندم به حرفم توجه نداره و خوب کار نمیکنه و…”، تا حالا شده است علتش را از کارمندانشان بپرسند و به صحبت‌های آن‌ها خوب گوش دهند؟

فرد متأهلی که ناراحت است: “چرا زندگی مشترکم رنگ و بوی عشق روزاهای اول رو نداره؛ همسرم بهم بی‌توجهه… همش تو خودشه…”، چقدر برای شنیدن حرف‌های همسرش وقت می‌گذارد؟

یا یک مورد دیگر در روابط دوستی که معمولا می‌گوییم: “این دوست ما هم حالی از ما نمیپرسه انگار نه انگار که رفیق قدیمی هستیم”؛ توقع داریم دوستمان با ما تماس بگیرد و حالی از ما بپرسد و خودمان اگر کاری داشته باشیم تماس می‌گیریم!

 

واقعا برای گوش دادن به صحبت‌های یکدیگر چقدر وقت می‌گذاریم؟

 اصلا در برنامه ریزی خود جایی برای این موضوع مهم در نظر گرفته‌ایم؟

 

نیاز دیگران به گوش دادن فعال و موثر ما

 

با این روند سریع و نفس‌گیر تکنولوژی، دیگر خنده‌دار نیست که اینترنت جایگزین خواب و خوراک شده است و لپ‌تاپ‌ و گوشی‌ها بیشتر از آدم‌ها با یکدیگر ارتباط دارند!

آنچنان غرق در گوشی و لپ‌تاپ می‌شویم که فراموش می‌کنیم اطرافیان و عزیزانمان به شنیده شدن و توجه ما نیاز دارند.

فکر می‌کنیم همین که کنار هم هستیم کافیست و حتی یادمان می‌رود خودمان هم به شنیده شدن نیاز داریم!

 

 

فواید گوش دادن فعال

به شخصه بارها تجربه کرده‌ام آنقدر که گوش دادن اثرگذار است، حرف زدن نیست!

خوب گوش دادن قدرتمندترین پُتک برای شکستن گارد ذهنی مخاطب است.

 

اجازه دهید مخاطب حرف بزند علایق، نظرات، اشتیاق، نیاز و درد درونی خود را ابراز کند بعد از آن یک فرد آرام و آماده برای اعتماد کردن به شما را مقابل خود می‌بینید.

 گوش دادن مانند کلام، عصای معجزه‌گر است چه در کسب و کار، چه در روابط دوستی و خانوادگی و… .

 

فواید گوش دادن فعال در کسب و کار:

ریچارد برانسون (Richard Branson) موسس گروه شرکت‌های هواپیمایی ویرجین آتلانیتک (Virgin Atlantic) که ۴۰۰ عنوان شرکت را به نام خود کرده است، کلیدی‌ترین عامل موفقیت و اعتبار ویرجین را مهارت خوب گوش دادن می‌داند!

 

مدیران و کارآفرینان موفق جهت بهبود ارتباط با مشتری، برای پرسنل خود کلاس‌های آموزش ارتباط موثر به خصوص مهارت خوب گوش دادن برگزار می‌کنند.

 

خیلی خوب یادم هست که برای خرید طلا به یک طلا فروشی رفتم. صاحب مغازه یک آقای مسن با موهای جو گندمی بود.

اولین بار بود که شخصاً برای خرید طلا اقدام می‌کردم و اطلاع چندانی از قیمت طلا نداشتم از طرفی نمی‌دانستم چه بخرم: النگو، گوشواره، انگشتر… .

 

سه بار از مغازه‌دار درخواست کردم که مدل‌های مختلف را بیاورد تا من ببینم و برایم توضیح بدهد که بهتر تصمیم بگیرم؛

اما هر سه بار گفت: برو خودت از پشت ویترین ببین هرکدومو خواستی بگو من بیارم!

آخر گفتم: نه دیگه نمی خوام فقط می خوام بدونم الان خرید طلا برام سود داره یا نه؟ نگرانم بعدش ضرر کنم!

در جواب خیلی طلبکارانه گفت: خب نخر!

خیلی به من برخورد و با گفتن خداحافظی سریع مغازه را ترک کردم!

 

بعد از این ماجرا بود که فهمیدم چرا آن مغازه خلوت است ولی طلا فروشی کنار آن شلوغ و پر از مشتری!

شاید اگر مغازه‌دار با حوصله جواب من را می‌داد از او خرید می‌کردم.

 

جلب اعتماد با گوش دادن فعال و موثر

 

درک نیاز مشتری و کمک به او برای پیدا کردن بهترین راه‌حل، تنها از طریق گوش دادن فعال حاصل می‌شود، این کار صبر و حوصله می‌خواهد اما پاداش آن اعتماد مشتری به شماست.

اگر خودم (ثریا شکری) روزی کارآفرین شوم حتماً تست گوش دادن فعال را در مراحل استخدامی لحاظ می‌کنم.

 

فواید گوش دادن فعال در گسترش و بهبود روابط:

جمله معروفی از دیل کارنگی وجود دارد که می‌گوید:

با گوش دادن خوب در طول ۲ هفته می‌توانید روابط دوستانه بیشتری ایجاد کنید تا نسبت به دوسال تلاش برای علاقه مند کردن دیگران به خودتان.

 

نیاز به آب و غذا یک طرف، نیاز به شنیده و درک شدن طرف دیگر!

همه ما نیاز داریم که کسی به حرف‌های ما با حوصله گوش دهد، نیاز و خواسته ما را درک کند، فردی که قابل اعتماد باشد و نگران قضاوت و سرزنش از جانب او نباشیم!

همین نیاز دیگران، بهترین فرصت در اختیار شماست که می‌خواهید اثرگذار و قابل اعتماد باشید!

باید اعتراف کنم بیشتر دوستان و موقعیت‌های کاری که به دست آورده‌ام به لطف همین مهارت جادویی خوب گوش دادن است!

 

سال آخر دانشگاه برای کاری به مسؤول آموزش دانشکده، خانم اصفهانی، مراجعه کردم. خانم اصفهانی بسیار دلسوز و کار راه انداز بودند، دوست داشتم برای آخرین بار صحبت مفصلی با ایشان داشته داشتم.

از سابقه و تجربه کاری که طی این سال‌ها داشتند پرسیدم.

مانند سدی که از مقابل یک سیل خروشان برداشته شد!

داستان خود از دوران جوانی که استخدام شد تا زمان حال را تعریف کرد، اشک از چشمانش جاری شد و با دلی پرغصه از بیماری پدرش و رنج‌هایی که برای نگهداری ایشان کشیده بود صحبت کرد.

یک ساعت جلوی پیشخوان ایستاده بودم به اوگوش می‌کردم و پا به پایش اشک می‌ریختم و او را دلداری می‌دادم.

بعد از چهار سال فهمیدم فردِ با وجدانی که کار همه را راه می‌اندازد چقدر خسته و تنهاست و بیش از اطرافیانش به همدردی نیاز دارد.

 

گوش دادن یک هدیه عالی و بی‌هزینه است که با کمک آن می‌توانیم اعتماد دیگران را بیشتر به خود جلب کنیم و با افراد صمیمی‌تر شویم.

 

چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است!

حواسمان به خانواده بیشتر باشد! پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر و فرزندان بیشتر از هرکس دیگری به شنیده شدن و توجه ما نیاز دارند.

 گوش دادن فعال و موثر در روابط خانوادگی اهمیت بیشتری دارد تا روابط کاری و دوستی.

 

اهمیت گوش دادن فعال و موثر در روابط خانوادگی

 

همانطور که با اعضای خانواده برای غذا خوردن دور هم جمع می‌شوید، حتماً زمانی هم برای گوش دادن به حرف‌های یکدیگر اختصاص دهید. مطمئن باشید بیشتر از غذا خوردن از زندگی با هم لذت خواهید برد و هزاران برابر بیشتر احساس آرامش خواهید داشت.

 

 

فواید گوش دادن فعال در رشد فردی:

مغز هنگام گوش دادن در مقایسه با صحبت کردن، بیشتر انرژی مصرف می‌کند به همین دلیل این کار به حوصله زیاد نیاز دارد.

از کودکی در مدرسه به ما یاد دادند که گوش دادن یعنی به اجبار و ساکت سر کلاس بنشینیم و حرف نزنیم! به همین دلیل خیلی تجربه جذابی از گوش دادن نداریم و صبر و حوصله برای آن به خرج نمی‌دهیم.

 

اما افرادی که خوب گوش می‌دهند معمولاٌ صبور و با حوصله هستند. این افراد تمرکز بالایی دارند و به خوبی با شخصیت‌های مختلف ارتباط برقرار می‌کنند.

با خوب گوش دادن مغز یاد می‌گیرد که تمرکز کند و صبور و با حوصله باشد.

 

هر کسی به اندازه خودش حرف‌ برای گفتن دارد و مواردی را تجربه کرده است که ما تجربه نکرده‌ایم. خوب گوش دادن به صحبت‌های دیگران اطلاعات عمومی ما را افزایش می‌دهد و در مواقع لزوم به کارمان می‌آید.

 در واقع تجربه دیگران به تجربه خودمان هم اضافه می‌شود.

 

از طرفی خوب گوش دادن در تقویت فن بیان تاثیر زیادی دارد. شنونده خوب بودن گامی برای گوینده خوب بودن است. هر چه بهتر گوش بدهیم بهتر و جذاب‌تر می‌توانیم صحبت کنیم.

مطلب مرتبط: ۷ نکته طلایی برای جذاب صحبت کردن

 

تکنیک‌های گوش دادن فعال و موثر:

در ادامه یاد می‌گیریم چطور فعالانه گوش دهیم و مهره مار در روابط را به دست آوریم فقط با گوش دادن موثر!

 

قطع کلام ممنوع:

رابرت ال. مونتگومری خیلی عالی به این نکته اشاره می‌کند:

پریدن میان صحبت دیگران همان قدر زننده است که لگد کردن پایشان.

 

قطع کلام دیگران یعنی:

  • من از شما مهم‌تر هستم!
  • حرف من اهمیت بیشتری داره!
  • من باهوش‌ترم!
  • حرف های شما برای من ارزش نداره!

این کار از ادب به دور است و ما را فردی خود‌خواه جلوه می‌دهد مانند حالتی که فرد دارد کیک خودش را می‌خورد و ما ناگهانی از دستش بگیریم و خودمان بخوریم!

کسی دوست ندارد با چنین فردی هم صحبت شود و اعصاب خودش را به هم بریزد.

 

اگر اجازه دهید مخاطب صحبتش را تمام کند و به اصطلاح تخلیه شود، بهترین فرصت برای ابراز نظر و تأثیرگذاری فراهم می‌شود چون در این شرایط گارد ذهنی مخاطب شکسته شده است و با خیال راحت به شما گوش می‌دهد.

 

اصول گوش دادن فعال و موثر

 

هر چه بهتر گوش دهیم، خودمان بهتر شنیده می‌شویم.

نکته مهم: اگر هم مجبور شدیم کلام مخاطب را قطع کنیم بهتر است ابتدا اجازه بگیریم.

 

حواس گوینده را پرت نکنید:

دوست دارید هنگام تماشای فیلم مورد علاقتان، دائم از جلوی تلویزیون رد شوند و حواس شما پرت شود؟

فکر نمی‌کنم جوابتان مثبت باشد!

 

خط خطی کردن کاغذ، بازی با خودکار، دائم دید زدن اطراف، موبایل چک کردن و… حواس گوینده را پرت می‌کند و تمرکز او را به هم می‌ریزد. گوینده احساس می‌کند که کلامش برای ما مهم نیست و اشتیاقش را برای ادامه دادن از دست می‌دهد.

هنگام گوش دادن بهتر است توجه خود را کاملاً به مخاطب معطوف کنیم و از موارد مذکور اجتناب کنیم.

 

به زبان بدن خود توجه کنید:

هنگام گوش دادن، زبان بدن خود را بهتر است طوری تنظیم کنیم که اشتیاق ما را به گوش دادن نشان دهد اصطلاحاً سر تا پا گوش باشیم.

 

ارتباط چشمی:

تماس چشمی نه زُل زدن است نه خیره شدن؛ چرا که این حالت ما را فردی گستاخ جلوه می‌دهد و مخاطب با خودش می‌گوید: «الان با چشماش منو میخوره!»

بایستی بعد از ۱۰ ثانیه تماس چشمی، ۲ ثانیه به اطراف نگاه کنیم تا سنگینی نگاه را از مخاطب برداریم.

 

علاوه بر آن بهتر است فقط به خود چشم ها نگاه نکنیم و تماس چشمی را به اطراف چشم نیز گسترش دهیم. مثلاً گاهی به چانه، گاهی به لب ها، گاهی به پیشانی و گاهی هم به خود چشم ها نگاه کنیم.  

 

حالت سر:

خیلی خوب است هرازگاهی به نشانه تایید سر را تکان دهیم. البته باید مراقب باشیم در این کار زیاده روی نکنیم در غیر این صورت معنایش این است که: “بسه حرفت را تمامش کن!”

 

هنگام گوش دادن بهتر است کمی سر را کج کنیم طوری که گوشمان تقریبا به سمت مخاطب باشد. این حالت نشانه آن است که: “گوشم با شماست”.

 

اصول گوش دادن فعال و موثر

 

تمایل به جلو:

چند وقت پیش در یک اتوبوس کنار خانمی نشسته بودم، دائم برمی‌گشت و پشت سرش را نگاه می‌کرد. کنجکاو شدم و پشت سرمان را نگاه کردم، متوجه شدم پسر کوچکش در قسمت مردانه تنها نشسته است و این خانم نگران بود که زودتر پیاده نشود.

بدن به هرسمتی که علاقه یا توجه داشته باشد متمایل می‌شود.

 

هنگام گوش دادن فعال، بهتراست رو به روی مخاطب بایستیم و کمی به سمت جلو خم شویم طوری که نشان دهیم : “الان در خدمت تو هستم و تمام توجهم به تو است و آماده ام برای شنیدن…” .

این طرز نشستن را به طور واضح می‌توانید در گفتگوی برنامه دورهمی که آقای مدیری با آقای فردوسی پور داشتند، ببینید.

 

حالت چهره:

یکی از دوستانم که فروشنده حرفه‌ای بود، جمله جالبی می‌گفت:

اگر می‌خواهی اثرگذار باشی، اثر پذیر باش. مثلاً اگر مخاطب چیزی می‌گوید و می‌خندد تو هم بخند.

 

حالت چهره نشان می‌دهد که آیا واقعاً گوش می‌دهیم یا فقط وانمود می‌کنیم!

مواقعی که مخاطب با ذوق و شوق، یکی از داستان‌های موفقیتش را تعریف می‌کند با لبخند و تحسین نگاهش کنیم یا هنگامی که به خاطره ی غمگینی اشاره می‌کند، ما هم در چهره خود را غم آلود کنیم.

 

هر واکنشی که در حالات چهره بروز می‌دهیم نشانه همدلی ماست و مخاطب بیشتر به ما اعتماد می‌کند.

در حالت عادی و کلی بهتر است لبخند به چهره داشته باشیم این گونه هم جذاب‌تر می‌شویم هم مخاطب از اینکه صحبتش را با ما در میان می‌گذارد بیشتر احساس راحتی می‌کند.

 

به صورت کلامی تشویق کنید:

احتمالاً تا کنون برایتان پیش آمده است که با کسی تلفنی صحبت کنید و بعد از سکوت زیاد آن طرف خط، فکر کنید که تماس قطع شده است!

 

هنگام گوش دادن فقط تماس چشمی کافی نیست چون مخاطب فکر می‌کند که فقط نگاهش می‌کنیم ولی فکرمان جای دیگر می‌باشد یا از صحبت‌هایش چیزی متوجه نشده‌ایم.

 بنابراین لازم است که به صورت کلامی، تشویق و همراهی خود را ابراز کنیم.

در ادامه با چند تکنیک مهم آشنا می‌شویم که بخش اصلی گوش دادن فعال و موثر را شامل می‌شوند:

 

اصوات تاییدی:

“آهان” ، ” که اینطور…”،  “بله”،  “آره”، “درسته” “متوجهم”، “میفهمم” و…

همزمان با گوش دادن که سر خود را تکان می‌دهید و به مخاطب نگاه می‌کنید صحبت های او را تایید کنید که متوجه همراهی شما شود البته در این کار زیاده روی نکنید.

 

مراقب باشید که تایید منفی نکنید!

 مثلاً اگر مخاطب می‌گوید “منو بگو چه آدم احمقی بودم که رفتم اونجا و…”، گفتن تایید “آره درسته!” یعنی اینکه “آره احمقی”

در این شرایط به مخاطب بر‌می‌خورد و ناراحت می‌شود هر چند آن لحظه به روی خود نیاورد!

 

بازتاب:

یکی دیگر از تشویق‌های کلامی در گوش دادن فعال، تکرار کلمات و صحبت‌های خود مخاطب است.

مثلاً اگر مخاطب می‌گوید: “رفتم سر کوچه یه موش دیدم اندازه یه سگ!”

 شما هم آن لحظه می‌توانید بگویید “اندازه یه سگ؟!”

این کار ساده خود مخاطب را هم به حیرت می‌آورد و او را به ادامه دادن تشویق می‌کند.

 

سوال پرسیدن:

هر جا که متوجه صحبت‌های مخاطب نشدید یا رشته کلامش از ذهنتان خارج شد، بهتر است با سوال پرسیدن از او بخواهید که دوباره توضیح دهد در غیر این صورت گوش دادن فایده‌ای ندارد و ممکن است ادامه مطالبش را متوجه نشوید و خودتان را زجر ‌دهید.

 

اصول گوش دادن فعال و موثر

 

خلاصه سازی:

 مواقعی که صحبت‌های مخاطب طولانی ‌می‌شود برای اینکه جریان گفتگو حفظ شود، یک جمع‌بندی از صحبت‌های مخاطب ارائه دهید که اگر ابهامی هست یا نکته‌ای جا مانده است برطرف شود.

 

فوت کوزه‌گری:

پیشنهاد می‌کنم جزئیات صحبت‌های مخاطب را به خاطر بسپارید و زمان جمع‌بندی به آن اشاره کنید.

 با این کار مخاطب به شدت تحت تاثیر قرارمی‌گیرد و متوجه می‌شود که ما چقدر خوب به صحبت‌هایش گوش می‌دهیم و دقت می‌کنیم.

 

 

ارائه منظم بازخورد و انعکاس احساسات:

هنگام گوش دادن تیز حس باشید، به لحن و زبان بدن گوینده دقت کنید جاهایی که مخاطب از خود تعریف می‌کند یا اتفاق ناخوشایندی را شرح می‌دهد، سریعاً احساسات و باز خورد خود را بروز دهید؛ مثلاً: خوشحالم که موفق شدی… یا چقدر بد! میفهمم چقدر ناراحت شده ای… .

 

این گونه مخاطب شما را همدل خود می‌بیند و جزئیات بیشتری را به شما می‌گوید.

 

پیگیری کردن:

با گفتن جملاتی مانند: خب بعدش چی شد؟…  اونا چی گفتن؟… تو چیکار کردی؟… اشتیاق خود را نشان دهید و به مخاطب کمک کنید که ادامه دهد.

 

بزرگ‌ترین خطا هنگام گوش دادن

اشتباهی که اکثر ما مرتکب می‌شویم این است که همزمان با گوش دادن به پاسخی که می‌خواهیم بدهیم فکر می‌کنیم: ای وای الان نوبت من میشه… چی بگم…  نمیدونم چی بگم… .

 

دو راهکار برای مقابله با این مورد وجود دارد:

 

کمک گرفتن از مکث:

هیچ اشکالی ندارد که قبل از پاسخ دادن کمی مکث کنیم، فکر کنیم و سپس پاسخ دهیم. با این کار اصلاً در نظر دیگران ضعیف جلوه نمی‌دهیم.

 اتفاقاً برعکس این است چون فکر می‌کنند که ما برای صحبت آن‌ها ارزش قائل شدیم و روی آن فکر کردیم.

 

پیدا کردن نقاط مشترک:

هنگام گوش دادن فعال نقاط مشترک خود با مخاطب را پیدا کنید و هر موقع که نوبت شما شد تجربه یا داستانی مشابه با آن نقطه مشترک را بیان کنید.

این ساده‌ترین راه برای حفظ جریان گفتگو می‌باشد.

 

 

جمع‌بندی

گوش دادن فعال و موثر، قدرتمندترین بخش ارتباط موثر است و خیلی بیشتر از حرف زدن اثر می‌گذارد.

تنها هزینه گوش دادن، صبر و حوصله است اما اعتماد و جذابیت فقط بخشی از پاداش‌های آن است.

حتماً گوش دادن فعال را در برنامه زندگی خود قرار دهید، با حوصله پای صحبت‌های خانواده، دوست، همکار، مشتری بنشینید، خواسته و نیاز آن‌ها را درک کنید.

 

از اینکه این مقاله را تا اینجا خواندید ممنونم و به شما تبریک می‌گویم که برای رشد و بهتر شدن خود زمان می‌گذارید و مطالعه می‌کنید. کاری که به گفته برایان تریسی فقط ۱۰ درصد مردم دنیا انجام می‌دهند همان افراد موفق!

مشتاقانه منتظر نظرات شما عزیزان در انتهای این مقاله هستیم.

 

برداشت اولیه

برداشت اولیه | سرنوشت سازترین اصل متقاعد سازی

برداشت اولیه یکی از مهم‌ترین اصول متقاعدسازی است و نادیده گرفتن آن به این معنی می‌باشد که سرنوشت متقاعدسازی را به دست باد سپرده‌ایم.

در این مقاله با جزئیات کامل به عوامل موثر در برداشت اولیه پرداخته‌ایم و در انتها روش‌های ساده برای کنترل این موارد ارائه کرده‌ایم.

پیشنهاد می‌کنم ابتدا مقاله هنر متقاعد سازی را مطالعه کنید که مطالب این مقاله برایتان کاربردی‌تر شود.

 

برداشت اولیه در متقاعد سازی سرنوشت آن را تعیین می‌کند

برداشت اولیه در متقاعد سازی سرنوشت آن را تعیین می‌کند

 

تا کنون برای شما پیش آمده است که:

  • از کنار یک مغازه رد شده باشید؛ جذب ویترین و اجناس پشت آن شوید و بدون آنکه قصد خرید داشته باشید با دست پر آن جا را ترک کنید؟
  • یک سایت اینترتی را باز کنید و به خاطر نداشتن ظاهر جذاب یا مطالب مفید، سریعا آن را ببندید بدون آنکه عکس یا پاراگرافی از آن را دیده یا خوانده باشید؟
  • با دیدن فروشنده، در همان لحظه جذب او شوید و یکی از اجناس او را بخرید بدون آنکه نیازی به آن کالا داشته باشید؟
  • و…

 

تمامی این موارد تأثیر برداشت اولیه در متقاعدسازی را نشان می‌دهد.

افراد با دیدن کسی، کالایی، فروشگاهی، سایتی یا … در همان دقایق اول تصمیم می‌گیرند که از ما خوششان بیاید یا نیاید، درخواست ما را رد کنند یا بپذیرند، کالای ما را بخرند یا نخرند، وارد فروشگاه ما بشوند یا نشوند، در سایت ما بمانند یا نمانند!

 

همه ما در طول شبانه روز، تحت تاثیر این اصل مهم در متقاعد سازی هستیم بدون آنکه خودمان متوجه باشیم.

 این اصل متقاعد سازی در زندگی ما جریان دارد؛ از کوچک‌ترین موارد مانند: پول خرد کردن، لباس خریدن، آدرس پرسیدن و… گرفته تا موارد مهم‌تر مانند: مصاحبه کاری، ازدواج، تربیت فرزندان، درخواست پول از کسی و… .

 

برداشت اولیه چگونه به متقاعد سازی ما جهت می‌دهد؟

یک تیر دارت را فرض کنید؛ اگر این تیر از ابتدا درست جهت‌دهی نشود بعد از پرتاب، به هر سمتی می‌رود و به هدف مورد نظر نمی‌رسد!

برداشت اولیه به متقاعدسازی جهت می‌دهد و شکست یا پیروزی ما از همین مرحله شروع می‌شود.

 

خواه ناخواه ما بین ۳ تا ۳۰ ثانیه مورد قضاوت دیگران قرار می‌گیریم!

در این مدت زمان کوتاه، دیگران پرونده ذهنی خود را درباره ما می‌بندند:

“این آدم اعتماد به نفس بالایی داره دلم می‌خواد باهاش دوست بشم”؛

“چقدر کار بلده. اگه باهاش کار کنم کلی پیشرفت می‌کنم”؛

“قابل اعتماد به نظر میرسه. میتونم کارمو بهش بسپارم”؛

“این آدمِ پرانرژی و باحال یه دوست خوب برام میشه و کلی حالمو خوب میکنه”؛

” پسر مسؤلیت پذیر و باعُرضه ایه. دخترم باهاش خوشبخت میشه”؛

“خیلی توانمند و حرفه‌ای هستش. استخدامش میکنم” .

 

شاید منصفانه نباشد اما تمام این قضاوت‌ها و برداشت اولیه دیگران از ما در همین مدت زمان کوتاه اتفاق می‌افتد! بین ۳ تا ۳۰ ثانیه!

بهتر است قبل از متقاعدسازی، خود را برای این مرحله حیاتی و سرنوشت ساز آماده کنیم.

 

برداشت اولیه در متقاعد سازی و قانون 3 تا 30 ثانیه

برداشت اولیه در متقاعد سازی و قانون ۳ تا ۳۰ ثانیه

 

تحقیق کردن درباره فرد مورد نظری که قرار است با او روبرو شویم، علایق، خواسته، نیاز، دغدغه‌های او به ما کمک می‌کند از همان اول خوب ظاهر شویم.

شناخت قبلی از مخاطب آمادگی ما را بیشتر می‌کند چون در آن صورت می‌دانیم نحوه سلام و احوال‌پرسی، معرفی خود و پوشش خود را چگونه تنظیم کنیم که برداشت بهتری نسبت به ما داشته باشند و از ما خوششان بیاید!

حال در این ۳ تا ۳۰ ثانیه به چه مواردی توجه کنیم که خوب جلوه کنیم و دیگران حساب بهتری روی ما باز کنند و متقاعد کننده‌تر باشیم؟

 

در برداشت اولیه چه مواردی مورد قضاوت دیگران قرار می‌گیرد؟

هر آنچه که از ما می‌بینند، می‌شنوند و احساس می‌کنند، در برداشت اولیه مؤثر است.

در واقع تمامی حواس پنجگانه -دیدن، چشیدن، شنیدن، لمس کردن و بوییدن- هر کدام یک پیام مخفی را به مخاطب منتقل می‌کنند که مشخص می کند درباره ما چطور فکر کنند.

 

در ادامه به بررسی تک تک این موارد می‌پردازیم:

تاثیر صدا در برداشت اولیه:

اگر می‌خواهید از همان اول به شما “نه” بگویند، با صدای ضعیف و بی‌انرژی صحبت کنید! مطمئن باشید با این صدای بی‌انرژی و ضعیف دیگر به ادامه صحبت‌های شما گوش نمی‌دهند!

 

این مورد را اکثرا تجربه کرده‌ایم:

 وقتی وارد مغازه شلوغی می‌شویم هر چقدر با صدای آرام و ضعیف بگوییم:

 “آقا این لباس چنده …”

“ببخشید میشه بگید این چنده …”

 “آقا (یا خانم)… با شما هستم …”!

و با تمام عصبانیت می‌بینیم که مشتری‌های دیگر را راه می‌اندازند ولی ما همچنان در صف هستیم!

در این شرایط کافیست با صدای بلندتر و رسا حرف خود را بگوییم، بلافاصله توجه مغازه‌دار جلب می‌شود و به درخواست ما رسیدگی می‌کند.

 

در متقاعدسازی بهتر است صدای خود را متناسب با شرایط تنظیم کنیم؛ با تیزحسی تشخیص دهیم که اگر جایی لازم است با صدای آرام یا بلندتر صحبت کنیم و سرعت کلام خود را کند یا سریع‌تر کنیم.

درواقع لحن ما در برداشت اولیه بسیار تاثیر دارد.

 

لحن در متقاعد سازی و برداشت اولیه بسیار مؤثر است

لحن در متقاعد سازی و برداشت اولیه بسیار مؤثر است

 

صدای محیط:

علاوه بر صدای خودمان، صدای محیطی که در آن  مخاطب حضور دارد به برداشت اولیه او شکل می‌دهد.

مثلا شنیدن صدای واق واق سگ در شأن یک جلسه رسمی، که هیئت مدیره در آن حضور دارد، نیست.

یا پخش موسیقی در پاساژها و مغازه‌ها بسیار هیجان انگیز است و فرآیند خرید را برای مشتری لذت‌ بخش‌تر می‌کند.

یا حتی صدای زنگ‌ موبایل که در بعضی موارد حتی باعث آبروریزی شده است!

 

بنابراین بهتر است از قبل به این موارد توجه کنیم که با مشکل مواجه نشویم و فرآیند متقاعد سازی را برای خود هموارتر کنیم.

 

این هم مهم است:

فن بیان و کلام زیبا در همان دقایق اول به شدت تاثیرگذار است. ما با فن بیان خود و نوع کلماتی که به کار می‌بریم، به دیگران نشان می‌دهیم چقدر محترم، جذاب و قابل اعتماد هستیم.

خواندن مقاله فن بیان، اطلاعات کامل‌تری در این باره می‌دهد.

 

 چگونه دیده می‌شویم؟

تصور کنید یک فرد که لباس‌های کثیف و کهنه به تن دارد و موهایش هم ژولیده است نزد شما می‌آید و قصد دارد درباره پولدار شدن به شما راهکار بدهد!

آیا حاضرید پای صحبت‌های این شخص بنشینید؟

به احتمالِ خیلی زیاد، جوابتان منفی است!

اما اگر یک شخص خوش تیپ با کت و شلوار اتو کشیده، موهای مرتب، هیکلی خوش فُرم، کفش‌های چرم واکس زده چنین پیشنهادی را بدهد به احتمال زیاد قبول خواهید کرد که حداقل صحبت‌هایش را بشنوید.

 

در متقاعد سازی بسیار مهم است که از خود بپرسیم: چطور دیده می‌شویم؟ پوشش ما چقدر با محیط همخوانی و تناسب دارد؟ مدل لباس و آرایش ما مورد پذیرش این موضوع است؟

 

به فرض مثال اگر برای جمعی از مدیران سخنرانی داریم پوشش مان باید رسمی باشد؛

اگر مخاطبان ما افراد ورزشکار هستند، شاید بد نباشد ما هم لباس ورزشی مناسب به تن کنیم.

اگر قرار است برای جعی از نوجوانان و جوانان صحبت کنیم، مطمئناً پوشش اسپرت می تواند ما را به آنها نزدیک تر کند.

در مقاله آراستگی و پوشش، نکات لازم برای داشتن یک پوشش عالی مطرح شده است. خواندن این مقاله در این زمینه می‌تواند کمی ما را به سمت پوشش مناسب هدایت کند.

تاثیر پوشش و ظاهر در برداشت اولیه در متقاعد سازی

تاثیر پوشش و ظاهر در برداشت اولیه در متقاعد سازی

 

محل کار یا خانه ما را چگونه می‌بینند؟

به خوبی یادم هست که برای مصاحبه کاری به یک شرکت رفتم.

فضای شرکت کوچک بود، فقط در حد یک اتاق نسبتا بزرگ نه بیشتر!

کارکنان در حال رفت و آمد بودند و فعال به نظر می‌رسیدند.

محیط شرکت شلوغ، پر از کارتن‌های بزرگ و فضا نسبتا تاریک بود!

گذشته از تمام این موارد، تجربه خوبی از مصاحبه با مسؤول آنجا نداشتم؛

طوری سؤال می‌پرسید که قصد حمله و تحقیر داشت و تمامی پاسخ‌های من را زیر سؤال می‌برد!

بعد از تمام شدن مصاحبه و خداحافظی، رفتم که رفتم!

دو ساعت بعد تماس گرفتند و خواستار همکاری شدند ولی من چون حس خوبی از اولین برخورد با آنجا نداشتم نپذیرفتم!

هنوز هم یادآوری آن روز مرا ناراحت می‌کند؛ هم آن فضای کوچکِ شلوغ و دلگیر هم طرز برخورد مصاحبه کننده!

 

فضای شرکت، خانه، فروشگاه و… در جلب توجه دیگران بسیار مؤثر است و اگر برای این مورد وقت نگذاریم کوتاهی بزرگی کرده‌ایم!

 

مرتب بودن اعتبار ما را بالاتر و برداشت اولیه ما را در متقاعد سازیبهتر می‌کند

مرتب بودن اعتبار ما را بالاتر و برداشت اولیه ما را در متقاعد سازیبهتر می‌کند

 

چیدمان مرتب و دکوراسیون شیک و زیبا نشان از اعتبار ما دارد و در جلب اعتماد دیگران نقش مهمی ایفا می‌کند.

قبل از مهمانی، جلسه کاری به نظافت و مرتب بودن فضا توجه کافی داشته باشیم و با یک خوش آمدگویی صمیمی، بهترین برداشت اولیه را در ذهن دیگران حک کنیم.

 

دیگران چه بویی از ما احساس می‌کنند؟

تحقیقات نشان داده است که بوی وانیل در فروشگاه، فروش را بیشتر می‌کند!

چون وانیل تداعی کننده بوی شیرینی و بیسکوییت است و حس خوبی به افراد می‌دهد. همین حس خوب دیگران را ترغیب به خرید می‌کند.

دوستی داشتم که همیشه یک عطر جیبی همراهش بود. عطرش بوی معرکه‌ای داشت. هرجا که فرصت می‌کرد دستش را داخل جیبش می‌برد و چند مرتبه به خود عطر می‌زد.

همین بوی خوبش دیگران را جذب می‌کرد و بارها از بوی خوب عطرش تعریف می‌کردند. از بین این افراد دوستان خوبی هم برای خود پیدا می‌کرد.

بوی خوش اثر عمیق‌تری بر احساس می‌گذارد و بیشتر در خاطر دیگران می‌ماند.

 

استفاده از عطر و ادکلن، برداشت اولیه در متقاعد سازی را بهتر می‌کند

استفاده از عطر و ادکلن، برداشت اولیه در متقاعد سازی را بهتر می‌کند

 

نابودگر متقاعدسازی

یکی از کابوس‌های زندگی من این است با فردی مواجه شوم و صحبت کنم که بوی دهانش یا عرق بدنش آزارم دهد!

تا کنون چنین برخوردی داشتید؟

اگر داشتید به احتمال زیاد خیلی اذیت شده‌اید و مانند من در آن لحظه فقط دعا می‌کردید که “هر چه زودتر از این فرد دور شوم”!

چنین امر ناخوشایندی در برداشت اولیه فاجعه به بار می‌آورد و بهتر است متقاعدسازی را به زمان دیگری موکول کرد یا کلا آن را فراموش یا راه حلی برای آن پیدا کرد!

 

بوی بد نابودگر متقاعدسازی است و سطح پذیرش دیگران را به شدت پایین می‌آورد. بهتر است برای این عامل مهم زمان خرج کنیم و بوی خوبی از خود در یادها بگذاریم.

 

در این راستا توجه به موارد زیر بسیار اثرگذار است:

  • همیشه یک عطر جیبی کوچک همراهمان باشد که قبل از جلسه، ملاقات با کسی یا بیرون آمدن از سرویس بهداشتی به خود بزنیم؛
  • به نظافت و استحمام شخصی خود توجه کافی داشته باشیم چرا که عطر زدن زیاد، جای استحمام را نمی‌گیرد حتی ممکن است در ترکیب با بوی عرق بدتر هم شود!
  • اهمیت مسواک زدن هم برای همه روشن است؛ مسواک زدن هم بوی دهان را رفع می‌کند هم در زیبایی دندان‌ و چهره موثر است؛
  • از خوردن سیر و پیاز قبل از حضور در اجتماع، ملاقات و جلسات بپرهیزیم.
  • گاهی دفتر کار، مغازه یا منزل خود را با اسپری‌های خوشبو کننده، دلنشین‌تر و جذاب‌تر کنیم.

 

چگونه حس چشایی در متقاعدسازی موثر است؟

شاید فکر کنید که مگر حس چشایی در برداشت اولیه تاثیری دارد؟

احتمالا تاکنون این تجربه را داشتید که به پیشنهاد فروشنده مقداری از شیرینی و خوراکی بخورید و خوشتان بیاید و مقدار زیادی از آن بخرید!

 

البته تاثیرگذاری از طریق حس چشایی، فقط به این مورد محدود نمی‌شود ما هر جا که بخواهیم می‌توانیم از این روش قدرتمند بهره ببریم.

با توجه به علایق فرد، پذیرایی مناسبی از او داشته باشیم و توجه او را بیشتر به خود جلب کنیم.

 

تعارف کردن یک لیوان شربت خنک در تابستان، یک فنجان چای گرم در زمستان، شیرینی، شکلات، بیسکویت و… هر کدام می‌تواند ایده خوبی باشد برای اینکه از همان شروع صحبت، حس خوب به دیگران بدهیم و آن‌ها را بیشتر با خود همراه کنیم.

 

پذیرایی برای برداشت اولیه مؤثرتر در متقاعد سازی

پذیرایی برای برداشت اولیه مؤثرتر در متقاعد سازی

 

خط قرمز:

به اعتقادات افراد احترام بگذاریم.

مثلا شاید در ماه رمضان، پذیرایی مناسب نباشد، فرد روزه‌دار معذب شود یا به او بربخورد و با خود فکر ‌کند: “این موارد در چارچوب من نمی‌گنجد و ارتباط با این مجموعه یا شخص برای من مناسب نیست … تمام”!

 

حس لامسه در برداشت اولیه چگونه تاثیر دارد؟

نحوه دست دادن یا آغوش گرفتن در ۳ تا ۳۰ ثانیه اول، رازهای زیادی را درباره ما فاش می‌کند و یکی از مهم‌ترین موارد در برداشت اولیه است؛

 

شل دست دادن یا گرفتن نوک انگشت، نشان از اعتماد به نفس پایین یا عدم تمایل به ارتباط با آن شخص دارد و در کل حس خوبی را به فرد مقابل منتقل نمی کند؛

سفت و محکم دست دادن -به اصطلاح استخوان خرد کن- این فکر را انتقال می‌دهد که قصد خشونت، دعوا و یا برتری جویی داریم!

 

دست خیس بسیار چندش آور است و حال بدی به طرف مقابل دست می‌دهد و این طور برداشت می‌کند که ما فردی بی‌ملاحظه هستیم.

داشتن دستمال کوچک در کیف یا جیب و خشک کردن دست قبل از دست دادن بسیار پسندیده است؛

 

دستِ سرد در زمستان سطح انرژی ما را پایین می‌آورد. تا حد امکان با دستان گرم، دست بدهیم.

 

نحوه دست دادن در برداشت اولیه در متقاعد سازی

نحوه دست دادن در برداشت اولیه در متقاعد سازی

 

آغوش گرفتن نزدیکان، دوست، آشنا و عزیزان یک امر رایج است و صمیمیت را بیشتر می‌کند؛

اما اگر اولین بار است که شخصی را می‌بینیم آغوش گرفتن اصلا نشانه محبت نیست و برعکس این طور وانمود می‌شود که خیلی بی‌ملاحظه و خطرناک هستیم چون نوعی حمله به حریم شخصی محسوب می‌شود.

 

نکته مهم:

در اولین ملاقات با اشخاص غریبه بهتر است تا زمانی که خودشان تمایلی به دست دادن نشان ندادند در دست دادن عجله نکنیم.

 

جمع‌بندی

اصل برداشت اولیه، یکی از مهم‌ترین و سرنوشت سازترین اصول متقاعدسازی است.

طبق این اصل فقط ۳ تا ۳۰ ثانیه زمان داریم تا مسیر متقاعد سازی را به سمت شکست یا پیروزی جهت‌دهی کنیم.

در همین مدت زمان کوتاه دیگران درباره ما قضاوت می‌کنند و تصمیم می‌گیرند که درخواست ما را رد کنند یا بپذیرند.

 

در این مدت زمان کوتاه، به شدت زیر ذره ‌بین دیگران هستیم و بهتر است از قبل برای این مرحله حساس آماده باشیم تا برداشت اولیه موثر و مثبتی در ذهن دیگران شکل دهیم.

 

هر آنچه که از ما می‌بینند، می‌شنوند و احساس می‌کنند در این مرحله مهم است:

ظاهر آراسته و زیبا، محیط مرتب، صدای رسا و پرانرژی، کلام و فن بیان زیبا، پذیرایی مناسب، دست دادن محترمانه و…  .

همه این موارد به ما کمک می‌کنند تا در همان برداشت اولیه حرفه‌ای، جذاب و قابل اعتماد به نظر برسیم در نتیجه احتمال موفقیت خود در متقاعد سازی را بیشتر کنیم.

 

تیزحسی چیست؟

چطور تیزحسی را در خود تقویت کنیم تا برنده باشیم؟

تیزحسی یکی از ویژگی‌های بارز افرادی است که خوب حرف می‌زنند، بسیار حاضر جواب هستند، شوخ طبعی عالی دارند، به خوبی دیگران را متقاعد می‌کنند و در کل به طور حرفه ای و مؤثر با دیگران ارتباط می‌گیرند.

 درواقع هر چه تیزحسی ما بیشتر باشد، در لحظه می‌توانیم بهترین واکنش را نسبت به شرایط اطرافمان بروز دهیم. مخصوصاً اینکه با کمک تیز حسی می‌توانیم به خوبی به نیّت درونی افراد پی ببریم حتی مواقعی که حقیقت را نمی‌گویند!

 

در این مقاله با تیزحسی آشنا می‌شویم و یاد می‌گیریم چطور تیزحسی خود را تقویت کنیم که به کمک آن روابط خود را بهبود دهیم.

 

تیزحسی چیست؟

تیزحسی یعنی حواسمان به خوبی به اطرافمان باشد؛ چیزهایی که می‌بینیم، می‌شنویم، می‌خوریم، بو می‌کنیم و لمس می‌کنیم. در کل تیزحسی یعنی حواس ما به درستی و با سرعت اطلاعات را دریافت و پردازش کنند.

 

یکی از بهترین و معروف‌ترین افراد تیزحس شرلوک هولمز می‌باشد. احتمالا شرلوک هولمز را می‌شناسید و فیلم‌هایش را دیده‌اید، ویدئوی زیر بخشی از فیلم شلوک هولمز می‌باشد:

 

 

شرلوک هولمز هم مانند انسان‌های دیگر بود و حس ماورائی نداشت با این تفاوت که به هر آنچه که در اطرافش می‌گذشت کاملاً هوشیار بود.

فقط در دو دقیقه اول آشنایی، با توجه به پوشش و ظاهر و طرز صحبت کردن فرد متوجه تمام مشخصات او می‌شود: چه شغلی دارد، اهل کجاست، متاهل است یا نه، حالش چگونه است و… .

شرلوک همان چیزهایی را می‌دید، می‌شنید و لمس می‌کرد که دیگران هم می‌دیدند، می‌شنیدند و لمس می‌کردند ولی او با جزییات و دقت به اطرافش توجه می‌کرد.

البته منظور من این نیست که دقیقاً مانند شرلوک باشیم؛ شرلوک یک شخصیت خیالی-داستانی است و واقعیت ندارد، اما در واقعیت افراد تیزحس تا حد خوبی این توانایی و ویژگی‌ها را دارد.

 

فرد تیزحس چگونه است؟

احتمالاً تا کنون با چنین افرادی مواجه شده‌اید؛

  • در عین حال که با گوشی صحبت می‌کنند، به صحبت‌های شما هم جواب می‌دهند!
  • همزمان که نگاهشان به شماست، حواسشان به اطراف و افرادی که رفت و آمد می‌کنند هم هست!
  • صداهای کم و پچ‌پچ‌های دیگران را خوب می‌شنوند، حتی با لب‌خوانی صحبت‌های دیگران را متوجه می‌شوند!
  • معمولاً حافظه‌ی خوبی دارند؛ صحبت‌ها و لباس افراد و حتی چیدمان اماکن را به خوبی به یاد می‌آورند!
  • به خوبی به حالات درونی دیگران پی‌ می‌برند و می‌دانند چطور حال بگیرند یا خوشحال کنند!

 

این موارد گوشه‌ای از توانایی‌های فرد تیزحس است؛ کسی که:

فقط نمی‌بیند بلکه با دقت نگاه می‌کند،

فقط نمی‌شنود بلکه با دقت گوش می‌دهد،

از علائم اطرافش به سادگی و سطحی نمی‌گذرد مانند شرلوک هولمز!

 

تیزحسی چیست و فرد تیزحس کیست

 

 

تیزحسی چه کمکی به بهبود فردی و روابطمان می‌کند؟

به نظر شما کدام فرد می‌تواند جذاب‌تر و تأثیرگذارتر باشد؟

فرد اول)

  • وقتی داستانی را با ذوق تعریف می‌کنید اصلاً خنده‌اش نمی‌گیرد!
  • ممکن است ناراحت و افسرده باشید (البته دور از جان) و تا خودتان نگویید متوجه نشود!
  • منظور شما را جور دیگر برداشت می‌کند مثلا راجع به گم شدن پولتان صحبت می‌کنید و او فکر کند به او اتهام دزدی می‌زنید!
  • سختی کشیدن شما را می‌بیند اما هنوز دغدغه و نیاز شما را درک نمی‌کند!
  • و…

 

فرد دوم)

  • وقتی که با ذوق طنز می‌گویید، با تمام وجود خنده‌اش می‌گیرد!
  • وقتی که ناراحت و افسرده هستید (حتی اگر خودتان متوجه نباشید)، او متوجه می‌شود بدون آنکه به زبان بیاورید!
  • نیاز، دغدغه و خواسته شما را به خوبی درک می‌کند مثلاً راجع به زیباییِ گل صحبت می‌کنید و او یک شاخه گل زیبا به شما هدیه می‌دهد!
  • کاملاً متوجه عمق و منظور صحبت‌های شما می‌شود به عبارت دیگر اگر بگویید “ف” تا فرحزاد می‌رود و برمی‌گردد بنابراین به توضیح زیاد احتیاج ندارید!
  • جزئیات ظاهری شما را خوب می‌بیند، مثلا به ساعت مچی زیبایی که زیر آستین شما پنهان است دقت می‌کند و از آن تعریف می‌کند!
  • از صدای شما پشت تلفن متوجه می‌شوند که عجله دارید و سرتان شلوغ است بنابراین خیلی وقتتان را نمی‌گیرد!
  • و…

 

فکر کنم همین چند مورد کافی باشد و کامل متوجه شده باشیم که فرد دوم چقدر جذاب، تأثیرگذار است!

 

افرادی که تیزحسی بالایی دارند به خوبی شرایط اطرافشان را آنالیز و موقعیت را درک می‌کنند. می‌فهمند که دیگران چه حال درونی دارند و برای تغییر آن چه‌ کار کنند، بنابراین با دیگران به خوبی ارتباط برقرار می‌کنند.

در مقابل، افراد تک بعدی که خیلی تیزحسی به خرج نمی‌دهند، جذاب و دوست داشتنی به نظر نمی‌آیند.

ما انسان‌ها دوست داریم با کسانی ارتباط داشته باشیم که ما را خوب درک کنند، ببینند و بشنوند؛ بنابراین افراد تیزحس برایمان جذاب‌تر است.

 

تیزحسی و جذابیت و متقاعد کردن

 

از طرفی افراد تیزحس حاضرجواب‌های قهاری هستند و در لحظه جواب کوبنده و مناسب می‌دهند!

 علاوه بر آن به دروغِ دیگران پی می‌برند، در مذاکرات به خوبی می‌توانند دیگران را متقاعد کنند و سخنرانی‌های موفقی ارائه دهند.

 

مقاله مرتبط: متقاعدسازی

چگونه تیزحسی خود را تقویت کنیم؟

خوشبختانه تیزحسی یک امر اکتسابی است نه ذاتی.

با تمرین و تکرار می‌توان این ویژگی شگفت انگیز را در خود تقویت کرد.

 در ادامه چند تمرین ذکر کرده‌ام که در تقویت تیز حسی بسیار تاثیرگذار هستند:

 

تمرین اول تیزحسی:  دیدن فیلم بدون صدا

دیدن فیلم و سریال بدون صدا به تقویت تیز حسی به شدت کمک می‌کند، ترجیحاً بهتر است فیلم و سریالی انتخاب کنید که تاکنون ندیده‌اید.

با دقت به شرایط مکانی، زبان بدن، حالات صورت و… سعی کنید بفهمید که جریان فیلم از چه قرار است.

 در مراحل اولیه، انجام این تمرین ممکن است خسته و کلافه کننده باشد اما بعد از دو سه بار فیلم دیدن، مهارت دیداری شما تقویت می‌شود.

 به مرور می‌توانید با نگاه کردن به اطراف به روابط و حالات روحی افراد پی ببرید و حدس بزنید تا کنون چه اتفاقی افتاده است یا خواهد افتاد!

 

تمرین اول تیزحسی

 

نکته مهم: برای اینکه بهتر بتوانید زبان بدن دیگران را بفهمید یا کدگشایی کنید، پیشنهاد می‌کنیم اطلاعات خود را در زمینه زبان بدن بیشتر کنید.

کتاب زبان بدن از آلن پیز -یکی از بهترین اساتید زبان بدن در جهان- یک کتاب عالی است که با خواندن آن اطلاعات جامع و کاملی درباره زبن بدن کسب می‌کنید.

 

تمرین دوم تیزحسی: تمرکز روی یک صدا در محیط شلوغ

این تمرین مهارت شنیداری را تقویت می‌کند و باعث می‌شود به لحن و صدا‌ها آگاه‌تر شویم یا به اصطلاح گوشمان تیزتر شود.

یک کتاب صوتی، پادکست یا رادیو با هر موضوعی که دوست دارید انتخاب کنید. با صدای کم در یک محیط شلوغ و پر سر و صدا به آن گوش دهید.

سعی کنید بفهمید چه می‌گویند البته لزومی ندارد کل جملات و کلمات را بشنوید همین که چند کلمه را بشنوید و کل جمله را متوجه شوید کافی است.

 

تمرین دوم تیزحسی

 

تمرین سوم تیزحسی: کاربرد در دنیای واقعی

هر چه را که در دو مرحله قبل تمرین کردید، در دنیای واقعی هم اعمال به کار ببرید.

به حالات صورت، رفتار، لحن و شرایط محیطی بیشتر دقت کنید. توجه کنید که دیگران چه می‌گویند، چه زبان بدنی دارند.

رفع سوء تفاهم: البته منظور ما این نیست که وارد حریم شخصی و بحث‌های خصوصی دیگران شوید، فقط در مواردی که به خود شما مربوط می‌شود بیشتر دقت کنید.

 

 

جمع‌بندی

تیزحسی یعنی حواس ما به درستی و با سرعت اطلاعات را دریافت و پردازش کنند.

فرد تیزحس هم می‌بیند هم نگاه می‌کند، هم می‌شنود هم گوش می‌کند و به جزئیات اطرافش هوشیار است.

افرادی که تیزحسی بالایی دارند به خوبی می‌فهمند که دیگران چه حال درونی دارند و برای تغییر آن باید چه‌ کار کنند، بنابراین به خوبی ارتباط برقرار می‌کنند.این افراد بسیار جذاب و تاثیرگذار هستند.

سه تمرین عالی برای تقویت تیزحسی:

دیدن فیلم بدون صدا

گوش دادن به رادیو، کتاب صوتی و… در محیط شلوغ

تمرین در دنیای واقعی

 

امیدوارم با خواندن این مقاله به خوبی با مفهوم تیزحسی آشنا شده باشید.

هر فردی به این توانایی احتیاج دارد؛ فروشنده، پزشک، وکیل، مدیران و… .

پیشنهاد می‌کنم تمرینات تیزحسی را هرچه زودتر در برنامه روزانه خود قرار دهید که هر چه زودتر تاثیرات این توانایی شگفت انگیز را در زندگی و روابط خود ببینید.

 

در انتها دوره عالی هوش کلامی را پیشنهاد می‌کنم که یکی از بهترین آموزش‌ها برای تقویت تیزحسی است. در این دوره یادمی‌گیریم چطور از تیزحسی خود استفاده کرده و کلام قدرتمندتری داشته باشیم.

 

هفت مهارت هوش کلامی

هفت مهارت هوش کلامی

 

حسن جویی چیست و چگونه از دیگران تعریف کنیم؟

چطور از دیگران تعریف کنیم تا در دل آنها نفوذ کنیم؟

حُسن جویی یا تعریف کردن از دیگران، مهم‌ترین و قوی‌ترین روش برای برقراری ارتباط مؤثر است. تعریف کردن و حسن جویی، راه نفوذ به قلب دیگران است. با داشتن این کلید طلایی می‌توانیم روابط قوی تر و مؤثرتر، زندگی خانوادگی لذت بخش‌تر، فرصت های شغلی و درآمدیِ بیشتر بسازیم.

در این مقاله با حسن جویی آشنا می‌شویم و اینکه چطور درست و اصولی و حرفه‌ای از دیگران تعریف کنیم و از روابط خود نتیجه بهتری بگیریم.

چرا حسن جویی کردن مهم است؟

لطفاً آخرین باری که کسی از شما تعریف کرد را به یاد بیاورید؛ آن لحظه چه حسی داشتید؟ نسبت به آن شخص چه احساسی پیدا کردید؟

شنیدن تعریف و تمجید از زبان دیگران، یکی از لذت بخش‌ترین تجربه‌های زندگی هر فردی است. وقتی کسی از ما تعریف می‌کند حس مهم و ارزشمند بودن به ما دست می‌دهد و حالمان نسبت به خودمان بهتر می‌شود.

از طرفی تعریفِ ما از دیگران باعث می‌شود که در نظر آنها عزیز، محترم و قابل اعتماد شویم. در واقع با حسن جویی به قلب دیگران نفوذ می‌کنیم.

طرف مقابل با خودش می‌گوید: «چقدر این آدم مهربونه! به من توجه میکنه! من براش مهمم! می‌تونم بهش اعتماد کنم، هرکاری که از دستم بر میاد باید براش انجام بدم!»

 

حسن جویی

 

تأثیر تعریف کردن و حسن جویی بر عزت نفس

حسن جویی تاثیر دو طرفه دارد؛ علاوه بر اینکه حس خوب به طرف مقابل می‌دهیم و او خود را ارزشمندتر می‌داند، خودمان هم از این تاثیرگذاری مثبت حالمان خوب می‌شود و ارزشمندی بیشتری احساس می‌کنیم. در واقع با حسن جویی عزت نفس هر دو طرف بالاتر می‌رود.

 

احتمالاً داستان کودکی ادیسون را شنیده باشید:

زمانی که ادیسون به مدرسه می‌رفت، معلم نامه‌ای به ادیسون داد که به مادرش بدهد. ادیسون نامه را به مادرش داد. در نامه نوشته شده بود:

«با کمال تأسف باید بگویم فرزندتان کودن است و هیچگونه استعدادی برای ادامه‌ تحصیل و درس خواندن ندارد. مدرسه‌ ما نیز جای افراد ابله و کودن‌ نیست و از فردا او را به مدرسه راه نمی دهیم»

 

ولی مادر ادیسون کار عجیبی کرد و نامه را جور دیگری برای فرزندش خواند. او نامه را این گونه خواند:

«فرزند شما نابغه و باهوش است و مدرسه‌ ما توان آموزش به فرزندتان را به خاطر داشتن هوش بالا ندارد. شما باید شخصاً خودتان به او آموزش دهید»

 

این طور شد که مادر ادیسون شروع کرد به درس دادن  فرزندش در منزل. ادیسون در سن ۱۳ سالگی اولین اختراع خود را ثبت کرد. مدتی پس از فوت مادرش، ادیسون صندوقچه‌ مادرش را باز کرد و ‌خواست آن نامه را برای همه بخواند تا به همه ثابت کند از کودکی نابغه بوده، ولی با دیدن اصل نامه شروع به گریه کرد.

 

ادیسون تازه فهمید که چطور مادرش از یک ادیسونِ کودن، یک ادیسونِ نابغه ساخت!

 

ادیسون بعدها در خاطراتش نوشت:

توماس ادیسون، فرد کودنی بود که توسط یک مادر قهرمان، به نابغه‌ قرن تبدیل شد!

 

حُسن جویی در بالا بردن عزت نفس قدرت فوق العاده‌ای دارد؛ با یک حسن جویی -که واقعیت هم نداشت- از یک کودن، یک نابغه‌ بزرگ ساخته شد و مادر ادیسون با اینکار بی‌نظیرش، تا ابد بشریت را مدیون خود کرد.

(برای آشنایی بیشتر و مطالعه کامل تر درباره عزت نفس، حتماً این مقاله را بخوانید.)

 

تاثیر حسن جویی بر عزت نفس

 

وقتی کسی در زمینه خاصی از ما تعریف می‌کند، تشویق می‌شویم که در آن زمینه بهتر عمل کنیم. مانند دانش آموزی که با تشویق معلمش انگیزه و اعتماد به نفس می‌گیرد و تمام تلاش خود را می‌کند تا بیشتر و بهتر درس بخواند و نمره های بهتری بگیرد.

(برای آشنایی بیشتر و مطالعه کامل تر درباره اعتماد به نفس، حتماً این مقاله را بخوانید.)

 

تاثیر حسن جویی در مقایسه با انتقاد کردن

دنیایی را تصور کنید که همه از یکدیگر حسن جویی و تعریف می‌کنند:

آقا به همسرش بگوید: غذاهات اینقدر خوشمزس که غذای دیگه‌ای بهم نمیچسبه!

فرزند به پدر و مادرش بگوید: ممنونم ازتون با تمام اذیتایی که کردم اما بازم مهربونید!

استاد به شاگردش بگوید: آفرین که تلاش میکنی. مطمئنم موفق میشوی!

کارمند به مدیر بگوید: شما مدیر توانمندی هستین چون در فلان موقعیت به خوبی بحران را مدیریت کردین!

و…

با حسن جویی چه دنیای شگفت انگیزی می‌توان ساخت: حالِ همه خوب ، همه در حال تلاش برای بهتر شدن و کمک به یکدیگر،  فرصت‌های عالی و … .

 

اما خودتان کلاه خود را قاضی کنید! به نظرتان در واقعیت اینگونه است؟

واقعیت تلخ این است که ما بیشتر از اینکه از یکدیگر تعریف کنیم، انتقاد می‌کنیم. به نکات مثبت دیگران خیلی توجه نداریم در حالی که پتک انتقاد همیشه در دستمان آماده است.کافیست یک نفر کاری خلاف انتظار ما انجام دهد، محال است او را از انتقاد سوزنده (نه سازنده) خود بی‌نصیب بگذاریم!

 

  • چه عجب حالی از ما پرسیدی!
  • دیگه تحویل نمی‌گیری!
  • فلانی اصلاً سنگین رفتار نمیکنه… همش میره میاد، زیاد حرف میزنه!
  • بلد نیستی لباستو بندازی روی چوب لباسی؟!
  • کاش یکم از فلانی یاد بگیری!
  • و…

شنیدن این انتقادها برای کسی خوشایند نیست، هرچند انتقاد و بازخورد گرفتن برای رشد و بهتر شدن لازم است اما اگر زیاد شود و اصولی بیان نشود اثر معکوس می‌گذارد؛ کدورت و دلخوری پیش می‌آید در نتیجه به قمیت خراب شدن روابط و کاهش عزت نفس طرفین تمام می‌شود.

 

حسن جویی در مقابل انتقاد

 

نقش حسن جویی در انتقاد سازنده

حسن جویی اثر سازنده و مثبت دارد حتی در انتقاد کردن تاکید بر این است که به نکات مثبت هم اشاره کنیم تا انتقاد اثر سازنده خود را بگذارد؛ در واقع با حسن جویی درد انتقاد را کاهش می‌دهیم تا مخاطب انتقاد را بپذیرد یا حداقل ناراحت نشود.

(اگر می خواهید بدانید چطور می توان حرفه ای انتقاد کرد تا دیگران ناراحت نشوند، این مقاله می تواند بشدت کمک کننده باشد)

 

وقتی با حسن جویی می‌توان دنیای زیباتری ساخت چرا با انتقادهای تند و عجولانه، زندگی را برای یکدیگر تلخ کنیم؟

 

چگونه از دیگران تعریف و حُسن جویی کنیم؟

حُسن جویی یعنی یک چشم زیبا‌بین و یک زبان زیباگو داشته باشیم؛ ویژگی‌ها، استعداد‌ها، توانایی‌ها و نکات مثبت دیگران را ببینم و در یک چارچوب زیبا -که در ادامه می‌گوییم- کادو کنیم، به زبان بیاوریم و هدیه دهیم (یک هدیه زیبا و بی هزینه)!

 

فرمول جادویی حسن جویی:

حسن جویی سه گام اصلی دارد:

 

گام اول: نام شخص

نام هر شخص، زیباترین و شگفت‌انگیزترین کلمه در دنیای آن فرد است. با گفتن نام شخص، حسن جویی ما جذاب‌تر و اختصاصی می‌شود.

 طرف مقابل احساس می‌کند که این حسن جویی مختص خودش است نه اینکه مثل ربات یک جمله را حفظ کرده‌ایم و به همه می‌گوییم.

یک مثال رایج پیامک‎ها یا ایمیل‌های تبلیغاتی است که دریافت می‌کنیم و در ابتدای آن نام خود را می‌بینیم و خوشحال می‌شویم.

 

نام شخص در حسن جویی

 

بنابراین با آوردن نام شخص، یک حسن جوییِ شاهکارانه تحویل می‌دهیم.

مقاله مرتبط:  جذاب صحبت کردن

 

گام دوم: تعریف

در این گام دقیقاً به کاری که طرف مقابل کرده است یا به ویژگی خوبی که در او مشاهده کرده‌ایم، اشاره می‌کنیم.

هشدار: در این مرحله باید مراقب باشیم بزرگ‌نمایی نکنیم یا دروغ نگوییم در غیر این صورت مخاطب متوجه عدم صداقت ما می‌شود و احساس می‌کند که ما قصد چاپلوسی داریم یا نیت خاصی پشت این چاپلوسی است.

 

گام دوم حسن جویی

 

گام سوم: دلیل

این گام خیلی مهم است و همین گام است که حُسن جویی ما را حرفه‌ای می‌کند؛ زمانی که برای تعریف کردنِ خود، دلیل می‌آوریم در واقع نشان می‌دهیم که چاپلوسی نمی‌کنیم و برای حرف خود دلیل داریم. علاوه بر این، فرد احساس می‎کند که ما چقدر به او توجه داریم و برایش اهمیت قائلیم.

 

دلیل آوردن در حسن جویی

مقاله مرتبط:  معجزه دلیل

 

این سه گام (بیان نام، تعریف کردن، دلیل آوردن) در عین سادگی بسیار اثرگذار است و به حسن جویی چارچوب زیباتری می‌دهد.

 

چند مثال می آورم تا ذهنتان بیشتر با این فرمول آشنا شود:

مثال۱:  مامان جون ممنونم که به سلامتی ما خیلی اهمیت میدی؛ چون غذاهاتو زیاد چرب و شور نمی کنی!

مثال۲: محمد تو دوست خیلی بامرامی هستی؛ چون اون روز که برام مشکل پیش اومد، تا تهش کنارم بودی!

مثال۳: زهرا جون این لباس خیلی بهت میاد چون هم خوش دوخته هم خوش رنگ!

 

چند نکته خیلی مهم:

  • در حسن جویی از پسوند “ترین” مانند بهترین، زیباترین و… تا حد امکان بپرهیزیم چون حالت اغراق‌گونه و غیرواقعی به حسن جویی می‌دهد.
  • با عبارت‌هایی مثل اما، ولی، اگرچه و… حسن جویی را خراب نکنیم. مانند اینکه کودکی را نوازش کنیم و بلافاصله هم سیلی بزنیم!
  • زیاده‌روی کردن، اثر حسن جویی را از بین می‌برد. به اصطلاح از مزه می‌افتد و دیگران فکر می‌کنند فرد چاپلوسی هستیم. کم‌روی هم باعث می‌شود خود را فرد قدر نشناسی جلوه دهیم. بهترین راه میانه روی است.
  • حسن جویی را به عادت شخصی تبدیل کنیم نه اینکه فقط مواقع نیاز از دیگران تعریف کنیم که دیگران نگویند: “حتماً یه کاری میخواد که اینطوری ازم تعریف میکنه!”. بنابراین سعی کنیم بدون نیاز به فرد حسن جویی کنیم.
  • در حسن جویی به مواردی که خود فرد قبول یا علاقه دارد اشاره کنیم. مثلاً یک نفر ممکن است از لقب استاد خوشش نیاید. یا فردی که خوش صحبت است و به آداب معاشرت اهمیت می‌دهد، تعریف کردن از خوش صحبت بودنش او را خوشحال‌تر می‌کند.
  • حسن جویی هر چه دقیق‌تر باشد اثرگذارتر است یعنی بهتر است به جزئیات اشاره کنیم؛ مثلاً گفتن “این لباس از سر شونه و آستین خیلی قشنگ تو تنت وایمیسته” از جمله “این لباس خوش دوخته” جذاب‌تر است.
  • در زمان و مکان مناسب حسن جویی کنیم. مثلاً اگر از کسی در جمع تعریف کنیم ممکن است خوشحال‌تر شود شاید هم نشود!

 

اما اگه ازش تعریف کنم پُررو میشه!

ممکن است این طور فکر کنیم: “نه بابا بعضیا رو اگه ازشون تعریف نکنی بهتره … پررو میشن … همینجوری هم دو قورت و نیمشون باقیه تعریف کنیم چی میشه؟!”

 

این جمله زیبا از نیچه، بهترین پاسخ به این طرز فکر است:

پرندگانی که در قفس به دنیا آمده‌اند پرواز کردن را بیماری می‌دانند!

 

در جامعه انقدر انتقاد کردن زیاد شده است و کسی از کسی تعریف نمی‌کند یا در خانواده‌ای بزرگ شده‌ایم که خیلی به حسن جویی اهمیت نمی‌دهند بنابراین حسن جویی برای ما تبدیل به یک موضوع عجیب و غریب شده است.

در صورتی که حسن جویی یک نیاز طبیعی و روحی برای ما انسان‌هاست. همانطور که جسم ما به آب و غذا احتیاج دارد روح ما هم به حسن جویی نیاز دارد و مانند سلام کردن یک امر طبیعی و لازم است.

 

حسن جویی

 

ما انسان‌ها برای اینکه حالمان خوب شود، عملکرد بهتری داشته باشیم، ارتباطات موثرتری بسازیم نیاز به حسن جویی داریم. پس از این موهبت الهی که هزینه‌ای هم ندارد، دریغ نکنیم و با حسن جویی روح خود و دیگران را سیراب کنیم.

 

۳ تا فوت کوزه‌گری عالی

سه روش عالی وجود دارد که اثرگذاری حسن جویی را چندین و چند برابر می‌کند:

 

۱) تعریف پشت سر

وقتی می‌شنوید که در جمعی از شما تعریف شده است چه احساسی دارید؟

مسلماً بسیار خوشحال می‌شوید.

تعریف پشت سر یک روش غیر مستقیم و عالی برای حسن جویی است. می‌توانید در جمع از شخصی که حضور ندارد تعریف کنید مطمئن باشید بعد از اینکه آن تعریف به گوشش برسد ذوق زده می‌شود!

 

حسن جویی پشت سر

 

۲) قاصدک خوش خبر باش

در این روش تعریف فرد دیگری را به گوش شخص می‌رسانیم. این روش بسیار جذاب است و به اندازه فردی که حسن جویی کرده است عزیز می‌شویم در واقع در حسن جویی سهیم می‌شویم.

 

۳) سورپرایز باشه

در دوران دانشجویی برای گذراندن واحد کارآموزی به یک شرکت معتبر رفتم. بعد از دو ماه که کارآموزی‌ام تمام شد دیگر ارتباطی با کارکنان آن شرکت نداشتم.

 یکسال بعد برای گرفتن شماره تماس یک نفر از کارکنان، با مدیر پروژه تماس گرفتم. در انتهای مکالمه‌ با یک حسن جوییِ ناگهانی از ایشان تشکر کردم:

“خیلی ممنونم … شما خیلی مهربون هستین همینطور حرفه‌ای در کارتون … متخصص مثل شما کم پیدا میشه!”

 در کمال ناباوری پاسخی غیرقابل انتظار گرفتم، ایشان گفتند “خواهش میکنم… کسی که دنبال یادگیری باشه برای من محترمه”

جمله “دنبال یادگیری” برای من بسیار مهم بود. این جمله بازخوردی بود که مستقیماً فرصت نشد در دوره کارآموزی از مدیر پروژه بشنوم و فکر می‌کردم عملکرد مناسبی در کارآموزی نداشتم. در حالی که با این جمله متوجه شدم ایشان به تلاش‌های من پی برده‌اند.

با این اتفاق اعتقادم به حسن جویی -آن هم از نوع  ناگهانی- ۱۰۰% شد.

لزومی ندارد که مناسبت خاصی اتفاق بیفتد یا حتماً در حق ما لطفی شده باشد که از دیگران حسن جویی کنیم. اتفاقاً اگر حسن جویی ناگهانی و غیرمنتظره باشد خیلی بیشتر به دل می‌نشیند.

 

جمع‌بندی

تعریف کردن از دیگران یا حسن جویی، مهم‌ترین و قوی‌ترین روش برای برقراری ارتباط مؤثر است. در واقع با حسن جویی به قلب دیگران نفوذ می‌کنیم.

حسن جویی تاثیر دو طرفه دارد هم حال خودمان بهتر می‌شود هم طرف مقابل. همین امر به بهبود عزت نفس طرفین کمک شایانی می‌کند.

در جامعه آنقدر انتقاد کردن زیاد شده است که حسن جویی به یک موضوع عجیب و غریب تبدیل شده است در صورتی که مانند سلام کردن یک کار لازم است و هر انسانی به آن نیاز دارد.

حسن جویی یعنی اینکه نکات مثبت، توانایی‌ها، استعدادهای دیگران را ببینیم و آن را بیان کنیم. حسن جویی حرفه‌ای سه گام دارد:

  • آوردن نام شخص
  • تعریف کردن
  • دلیل آوردن

با همین سه گام ساده حسن جویی ما اثرگذارتر و حرفه ای‌تر می‌شود و تعریف کردن ما بیشتر به دل می‌نشیند.

حسن جویی را به یک عادت همیشگی تبدیل کنیم، نکات مثبت دیگران را ببینیم و به آن اشاره کنیم، بدون قصد چاپلوسی یا بزرگ‌نمایی.

 

امیدوارم این مقاله برایتان مفید بوده باشد و با خواندن آن، زندگی بهتر و لذت بخش‌تری تجربه کنید.

مشتاق خواندن نظرات شما عزیزان در انتهای این مقاله هستیم.